eitaa logo
🇮🇷|♡نجــوا؎ نـوࢪ♡|🇵🇸
330 دنبال‌کننده
12.3هزار عکس
4.8هزار ویدیو
161 فایل
یانورَڪُلِّ‌نور...! :)☀️ تا‌ ڪه‌ آید‌ بھـ‌ جهان‌ عشق‌ و امید آورد‌ او بگذرد دوره غــم دورِ جدید آورد اوツ • . شࢪایط ٺبادل وکپے کانال رو بخونید⇩⇩ @sharayetnajvaye_noorr جهٺ انٺقاد وپیشنهاد در خدمٺم⇩⇩ بخاطر دلایلی کلا برداشته شد((:
مشاهده در ایتا
دانلود
کارگر فصلی بود. با همان دست های گچی، کارت را داد و گفت: سهم من رو از امنیت بکش و بده مردم غزه و لبنان که سپر ایران و اسلام شدند!! 🌻.|@najvaye_noorr | نجوای نور
هدیۀ میلیاردی زنان همدانی به جبهۀ مقاومت 🔹مسئول ستاد پشتیبانی از جبهۀ مقاومت همدان: در آیین همدلی بانوان الوند با ستم‌دیدگان غزه و لبنان یک کیلو و ۱۵۰ گرم طلا به ارزش ۵ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان جمع‌آوری شده است. 🌻.|@najvaye_noorr | نجوای نور
🇮🇷|♡نجــوا؎ نـوࢪ♡|🇵🇸
🌼❥✺﷽ ✺❥🌼 #قسمت_شصت_و_چهارم 📚 #تنها_میان_داعش بیش از دو ماه درد غیرت و مراقبت از ناموس در برابر داع
🌼❥✺﷽ ✺❥🌼 📚 هر روز شهر شاهد شهدایی بود که یا در خاکریز به خاک و خون کشیده میشدند یا از نبود غذا و دارو بیصدا جان میدادند، اما عمو پناه مردم بود و عباس یل مدافعان شهر که همه گرد ما نشسته و گریه میکردند. میدانستم این روز روشنمان است و میترسیدم از شبهایی که در گرما و تاریکی مطلق خانه باید وحشت خمپاره باران داعش را بدون حضور هیچ مردی تحمل کنیم. شب که شد ما زنها دور اتاق کِز کرده و دیگر نامحرمی در میان نبود که از منتهای جانمان ناله میزدیم و گریه میکردیم. در سرتاسر شهر یک چراغ روشن نبود، از شدت تاریکی، شهر و آسمان شب یکی شده و ما در این تاریکی در تنگنای غم و گرما و گرسنگی با مرگ زندگی میکردیم. همه برای عباس و عمو عزاداری میکردند، اما من با این همه درد، از تب سرنوشت حیدر هم میسوختم و باز هم باید شکایت این راز سر به مهر را تنها به درگاه خدا میبردم. آب آلوده چاه هم حریفم شده و بدنم دیگر استقامتش تمام شده بود که لحظه ای از آتش تب خیس عرق میشدم و لحظه ای دیگر در گرمای 45 درجه آمرلی طوری میلرزیدم که استخوان هایم یخ میزد. زن عمو همه را جمع میکرد تا دعای توسل بخوانیم و این توسل ها آخرین حلقه مقاومت ما در برابر داعش بود تا چند روز بعد که دو هلیکوپتر بلاخره توانستند خود را به شهر برسانند. حالا مردم بیش از غذا به دارو نیاز داشتند؛ حسابش از دستم رفته بود چند مجروح و بیمار مثل عمو مظلومانه درد کشیدند و غریبانه جان دادند. دیگر حتی شیرخشکی که هلیکوپترها آورده بودند به کار یوسف نمی آمد و حالش طوری به هم میخورد که یک قطره آب از گلوی نازکش پایین نمیرفت. حلیه یوسف را در آغوشش گرفته بود، دور خانه میچرخید و کاری از دستش برنمی آمد که ناامیدانه ضجه میزد تا فرشته نجاتش رسید. خبر آوردند فرماندهان تصمیم گرفته اند هلیکوپترها در مسیر برگشت بیماران بدحال را به بغداد ببرند و یوسف و حلیه میتوانستند بروند. حلیه دیگر قدم هایش قوت نداشت، یوسف را در آغوش کشیدم و تب و لرز همه توانم را برده بود که تا رسیدن به هلیکوپتر هزار بار جان کندم. ♻ ادامه دارد... ‌‌ اللهم‌صل‌علی‌محمدو آل‌محمدوعجل‌فرجهم ــــ|💕🌸|ـــــــــــــــــــــــــــــــ ❁⎨@najvaye_noorr⎨🌙⎬
🇮🇷|♡نجــوا؎ نـوࢪ♡|🇵🇸
🌼❥✺﷽ ✺❥🌼 #قسمت_شصت_و_پنجم 📚 #تنها_میان_داعش هر روز شهر شاهد شهدایی بود که یا در خاکریز به خاک و خو
🌼❥✺﷽ ✺❥🌼 📚 زودتر از حلیه پای هلیکوپتر رسیدم و شنیدم رزمنده ای با خلبان بحث میکرد: - اگه داعش هلیکوپترها رو بزنه، تکلیف این همه زن و بچه که داری با خودت میبری، چی میشه؟ شنیدن همین جمله کافی بود تا کاسه دلم ترک بردارد و از رفتن حلیه وحشت کنم. در هیاهوی بیمارانی که عازم رفتن شده بودند حلیه کنارم رسید، صورت پژمرده اش به شوق زنده ماندن یوسف گل انداخته و من میترسیدم این سفرِ آخرشان باشد که زبانم بند آمد و او مشتاق رفتن بود که یوسف را از آغوش لختم گرفت و با صدایی که از این معجزه به لرزه افتاده بود، زمزمه کرد: - نرجس دعا کن بچه ام از دستم نره! به چشمان زیبایش نگاه میکردم، دلم میخواست مانعش شوم، اما زبانم نمیچرخید و او بیخبر از خطری که تهدیدشان میکرد، پس از روزها به رویم لبخندی زد و نجوا کرد: - عباس به من یه باطری داده بود! گفته بود هر وقت لازم شد این باطری رو بندازم تو گوشی و بهش زنگ بزنم! و بغض طوری گلویش را گرفت که صدایش میان گریه گم شد: - اما آخر عباس رفت و نتونستم باهاش حرف بزنم! رزمنده ای با عجله بیماران را به داخل هلیکوپتر می فرستاد، نگاه من حیران رفتن و ماندن حلیه بود و او می خواست حسرت آنچه از دستش رفته به من هدیه کند که یوسف را محکم تر در آغوش گرفت، میان جمعیت خودش را به سمت هلیکوپتر کشید و رو به من خبر داد: - باطری رو گذاشتم تو کمد! قلب نگاهم از رفتنشان میتپید و میدانستم ماندنشان هم یوسف را میکُشد که زبانم بند دلم شد و او در برابر چشمانم رفت. هلیکوپتر از زمین جدا شد و ما عزیزانمان را بر فراز جهنم داعش به این هلیکوپتر سپرده و میترسیدیم شاهد سقوط و سوختن پاره های تنمان باشیم که یکی از فرمانده های شهر رو به همه صدا رساند: - به خدا توکل کنید! عملیات آزادی آمرلی شروع شده! چندتا از روستاهای اطراف آزاد شده! به مدد امیرالمؤمنین آزادی آمرلی نزدیکه! شاید هم میخواست با این خبر نه فقط دل ما که سرمان را گرم کند تا چشمانمان کمتر دنبال هلیکوپتر بدود. من فقط زیر لب صاحب الزمان را صدا میزدم که گلوله ای به سمت آسمان شلیک نشود تا لحظه ای که هلیکوپتر در افق نگاهم گم شد و ناگزیر یادگاری های برادرم را به خدا سپردم. ♻ ادامه دارد... ‌‌ اللهم‌صل‌علی‌محمدو آل‌محمدوعجل‌فرجهم ــــ|💕🌸|ـــــــــــــــــــــــــــــــ ❁⎨@najvaye_noorr⎨🌙⎬
9.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ویدئوی جدیدی که از زندان زنان در عربستان لو رفته 🔹‌این ویدئو بخشی از یک مستند جنجالی است که به تازگی افشاگریهای بی سابقه ای از عربستان بن سلمان انجام داده است. 🔹‌بعد نرگس محمدی از هتل اوین زنگ می زنه به جانوران سعودی اینترنشنال و سایر رسانه های مزدور از شرایط بد زندان های ایران حرف می زنه! 🌻.|@najvaye_noorr | نجوای نور
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
°°مصاحبه با همون خانمی که سرویس طلای میلیاردی‌ش رو به حزب‌الله لبنان بخشید:)✨°° _چرا به ایرانی‌ها کمک نکردین؟! _چون... 🌻.|@najvaye_noorr | نجوای نور
•🖐🏻🙂• . :) مثــل‌هــرشب...🌚✨ همگـــے‌بــاهم‌دعـــای‌فــرج‌رو‌میــخونیمــ💛 بہ‌امیــدفــرج‌نــور‌چشممـــون😍 اگرهمگی‌یکدل‌ویکصدابراےظهوردعاکنیم... ان‌شاءالله‌ظہــورمحقق‌خواهدشد ...|✋🏻📿| . (عــج): ✨بِسْمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ✨ •🦋اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا🦋• الّلهُم‌صَلِّ‌علی‌محمَّدوَ آلِ‌محمَّدوعجِّل‌فرجهُم ⓙⓞⓘⓝ↯ 🕊|→❁⎨@najvaye_noorr ⃟🦋
سلام و نور چه هوایی هست بیرون😍 خداروشکر بابت این هوای بارونی قشنگ💧
📱 ورزشکارانی که با انتشار یک استوری مشترک از خاک وطن و جزایر سه گانه و خلیج فارس گفتند 🌻.|@najvaye_noorr | نجوای نور
8.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصویری جدید و زیبا از عملیات وعده صادق ۲ گنبد آهنین رفت قاطی باقالیا کجا رو میزنه؟🤦‍♂ من که خیلی ذوق کردم😍🇮🇷 🌻.|@najvaye_noorr | نجوای نور
چی پیدا کردم😐🤤 بیسکویت باغ وحش، بیسکویت مورد علاقه ما تو زمان بچگی بود😍😁 خاطرس واقعا وقتی تو عالم کودکی اینارو بهم معرفی میکردم باهم دوست بشن😐😂😂 بچه بودیم دیگه😬😁
8.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💯 اهدای باغ 5 میلیاردی به مردم جنگ زده فلسطین و لبنان 🔸آقای مهرعلیان از اهالی شریف آباد است که باغ 400 متری خود را به ارزش 5 میلیارد ریال هدیه کرده است. 🔸این باغ سالیانه 3 تن گردو و بادام محصول می دهد. 🔸دیگر اهالی شریف آباد هم با شنیدن این خبر به آقای مهر علیان پیوستند و در این کار شریک شدند. 🌻.|@najvaye_noorr | نجوای نور