🇮🇷 غروب استعمار و طلوع حاکمیت ملی در خلیج فارس
🔶در حالی که تنگه هرمز بار دیگر به سنگر و خاکریز استراتژیک ایران در برابر تهاجم ابرقدرتها بدل شده، بازخوانی حماسههای پیشین این تنگه به عنوان نمادی از اراده ایرانیان برای صیانت از استقلال و عزت ملی در برابر قدرتها، خالی از لطف نیست.
🔸در سال ۱۵۰۷ میلادی، غرش توپهای فرمانده پرتغالی، «آلفونسو د آلبوکرک»، آرامش نیلگون خلیج فارس را در هم شکست. استعمارگران با اشغال جزیره هرمز و بنای قلعهای استوار، بیش از یک قرن بر این شریان تجارت جهانی پنجه افکندند و این آبراه راهبردی را به اسارت گرفتند. اما با طلوع عصر شاه عباس صفوی، ارادهای پولادین برای بازپسگیری هرمز شکل گرفت.
🔶نخستین شعله مقاومت را «اللهوردیخان» با آزادسازی بحرین برافروخت. پس از او، فرزند دلاورش «امامقلیخان»، مأمور نهایی تطهیر جنوب از لوث اشغالگران شد. او ابتدا بندر گمبرون را فتح کرد و به افتخار پادشاه، آن را «بندرعباس» نامید. اما فتح هرمز، نیازمند تدبیری فراتر از نبرد زمینی بود. سردار ایرانی با یک دیپلماسی مقتدرانه، کمپانی هند شرقی انگلیس را وادار کرد تا میان منافع تجاری و تقابل نظامی، ناوگان خود را در اختیار ارتش ایران قرار دهد.
🔸استراتژی امامقلیخان، بریدن شریان حیات دشمن بود؛ او ابتدا قلعه قشم را تسخیر کرد تا هرمز را از دستیابی به آب شیرین محروم سازد. سرانجام در فوریه ۱۶۲۲، نبردی حماسی آغاز شد. پس از ده هفته محاصره نفسگیر و در هم کوبیدن باروهای استعمار تحت آتش توپخانه، در ۲۲ آوریل دژ نفوذناپذیر پرتغالیها فرو ریخت و پرچم آنان پس از ۱۱۵ سال سرنگون شد.
🆔 @namafar
نیویورک تایمز:
✴️ آتشی که ترامپ به جان جهان میاندازد؛ تاوان جنگطلبی آمریکا در آشپزخانههای هند!
✍️ مینا کانداسامی
تاریخ انتشار: ۳۰ مارس ۲۰۲۶ | ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
مینا کانداسامی، نویسنده و فعال مدنی هندی، در این یادداشت از زاویهای ملموس و جامعهشناختی به پیامدهای ویرانگر سیاستخارجه تهاجمی ایالات متحده میپردازد. او استدلال میکند که چگونه تحریمها و تنشآفرینیهای واشنگتن، فراتر از مرزهای کشورهای درگیر، زندگی روزمره، امنیت زنان و معیشت طبقات فرودست در کشورهای ثالث را به قهقرا میکشاند.
✳️ عقبگرد اجتماعی
بازگشت به «عصر نفتِ سفید» نویسنده با اشاره به حذف تدریجی نفت سفید در هند از سال ۲۰۱۴ به نفع گاز مایع (LPG)، از یک گذار مهم به سوی رفاه و سلامت جامعه هند یاد میکند. نفت سفید در هند نماد فقر و همچنین یادآور پدیده شوم «عروسسوزی» بوده است. اما اکنون، پیامدهای جنگافروزی آمریکا باعث شده تا تامین گاز مایع مختل شود و دولت هند از سر ناچاری مجدداً به توزیع نفت سفید روی آورد. این یعنی قدرت افسارگسیخته آمریکا این توانایی را دارد که شعله اجاقِ خانههایی را که هیچ نقشی در جنگ ندارند، خاموش کند و جامعه را به گذشتهای تاریک و پرمشقت بکشاند.
✳️ اثر دومینوی تحریمها و بنبستِ سیاستگذاری
کانداسامی به مضحک بودن سیاستهای تنبیهی آمریکا اشاره میکند. دولت ترامپ ابتدا برای مجازات هند به دلیل خرید نفت روسیه، تعرفههای سنگین ۵۰ درصدی وضع کرد و دهلینو را به سمت بازارهای خلیج فارس سوق داد. اما همزمان، تنشآفرینی ترامپ در خلیج فارس و تنگه هرمز، همین مسیر جایگزین را نیز مسدود کرد. این محاصره اقتصادیِ غیرمستقیم باعث سهمیهبندی، شکلگیری بازار سیاه و تعطیلی کسبوکارهای طبقه کارگر در هند شده است و گذار به انرژیهای پاکتر را با شکست مواجه کرده است.
✳️ فروپاشی زنجیره تامین و ورود به «وضعیت بقا»
تبعات این سیاستها تنها به سوخت محدود نمیشود. وابستگی جهانی به محصولات مشتق از نفت باعث شده تا قیمت اقلام حیاتی مانند آب آشامیدنی، دارو و کودهای شیمیایی به شدت افزایش یابد. خطر مختل شدن برداشت محصولات کشاورزی و تورم سرسامآور، جوامع را در وضعیت «بقا و احتکار» قرار داده است. این بحرانِ دومینووار نه تنها هند، بلکه کشورهایی نظیر پاکستان، سریلانکا و فیلیپین را نیز درنوردیده و اقتصادهای شکننده آسیایی و آفریقایی را در آستانه فروپاشی قرار داده است.
✳️ استاندارد دوگانه واشنگتن
نقاب دروغین «آزادی زنان» یکی از درخشانترین نقدهای کانداسامی، افشای ریاکاری در گفتمان مداخلهجویانه آمریکاست. ایالات متحده دهههاست جنگها و تحریمهای خود (از افغانستان تا ایران) را پشت نقابِ «رهاییبخشی به زنان» پنهان کرده است. اما در میدان واقعیت، همین سیاستها میلیونها زن هندی و آسیایی را به شرایط دشوار گذشته، استنشاق دودهای سمی نفت سفید و حتی جمعآوری هیزم برای سیر کردن شکم خانوادههایشان بازگردانده است.
✳️ آمریکا آتش میافروزد، ما خفه میشویم
کانداسامی در پایان با یک استعاره قدرتمند هشدار میدهد که آسیبهای جانبی جنگهای اقتصادی آمریکا، حیات روزمره بخش عظیمی از کره زمین را فلج کرده است. او یادداشت خود را با این جمله تکاندهنده به پایان میبرد: «این رئیسجمهور ایالات متحده دارد دنیا را به آتش میکشد، و بقیه ما از دود و بخار آن در حال خفگی هستیم.»
#نماجنگ
🆔 @namafar
شلوغبازی تازهبهدورانرسیدهها!
اصالت مقولهای نیست که در کمپانیهای هالیوودی یا کالجهای تاریخسازی در تلآویو، جعل شود. مجموع عمر سیاسی دو قلدر امروز جهان، حتی به سن و سال یکی از مساجد تاریخی ما که هنوز زنده و پویاست هم نمیرسد؛ آنها با تمدنی روبهرو هستند که در طول تاریخ خود، امپریالیستها و مهاجمان زیادی دیده و سرِپا مانده.
این تقابل، نبرد دیانایِ عزتمند ایرانیان است با ائتلاف یک کودککش و یک کودکآزار؛ اوباشی که تا پایان عمر رذالتآلود خود از درک معنای کلماتی همچون «تاریخ»، «عزت» و «شرافت» عاجزند.
گمان نکنیم که شدت حملات دشمن به شهری همچون اصفهان عزیز، صرفاً اهمیت نظامی یا راهبردی دارد؛ بلکه اصفهان یکی از مهمترین مراکز تاریخ و تمدن ایرانی است، همان عنصری که دو رژیم متجاوز آمریکا و صهیون به کلی از آن بیبهرهاند. ایران، تمدنی است که ریشههایش در عمق خاکِ توحید و اصالت، هر طوفانی را پشت سر میگذارد.
#نماجنگ
🆔 @namafar
موشک_نوشت؛ پیوست فرهنگی پاسخ متقابل نظامی به تجاوز آمریکایی-صهیونی.pdf
حجم:
1.3M
🇮🇷
📣گزارش جدید #نمافر با عنوان «موشکنوشت؛ پیوست فرهنگی پاسخ نظامی به تجاوز آمریکایی-صهیونی» منتشر شد
🚀در طول تاریخ، تبلیغات و رسانه همواره از اجزای لاینفک جنگها بودهاست؛ از جنگهای مدرن و پیوند محکمشان با صنعت پروپاگاندا گرفته تا جنگهای تاریخی که طرفین، از سلاح رجز یا شعر برای تضعیف روحیه دشمن و تقویت روحیه خودی بهره میگرفتند.
🚀در جنگ رمضان و طی عملیات وعده صادق چهار نیز نیروهای مسلح ایران با ابتکار و هوشمندی از سلاح رسانه استفاده کردهاند. خصوصا شعارهایی که روی موشکها و پهپادهای آماده به شلیک نوشته یا چسبانده میشوند و علاوه بر بازتاب داخلی توجه بسیاری از غیر ایرانیان را نیز به خود جلب کردهاند.
🚀پدیده «موشکنوشتها» در فضای سیطره سانسور جبهه رسانهای دشمن، تا حدودی به ابزار دور زدن تحریم رسانهای بدل گشته و به مخابره پیام جمهوری اسلامی ایران به جهان کمک میکند. به این ترتیب موشکها و پهپادهای ایرانی نه فقط بر خاک دشمن، که بر ماشین سانسور و پروپاگاندای غربی هم فرود میآیند.
#نماجنگ
🆔 @namafar
♨️ موشک کلمات!
✴️ پدیده موشکنوشت از یک اقدام نمادین و حاشیهای در میدان نبرد، به یک سلاح استراتژیک و کارآمد در عرصه «جنگ شناختی» و دیپلماسی رسانهای ارتقا یافته است.
✴️ از منظر تحلیل محتوای پیامها، دادههای کمی و کیفی استخراج شده از ۱۳ مقوله خرد و ۷ مضمون کلان، نمایانگر یک منظومه فکری منسجم است. اختصاص بالاترین حجم پیامها (با سهم ۲۲ درصد) به «تداوم نبرد و عدم سازش»، نشاندهنده اراده قاطع برای تثبیت بازدارندگی و ارسال پیام عدم استیصال به دشمن است.
✴️ در کنار این موضوع، پیوند عمیق مفاهیم عقیدتی و شیعی با حقطلبی جهانی و دفاع از مظلومان (نظیر قربانیان غزه یا اشاره به پروندههای جهانی مانند جزیره اپستین)، نشان میدهد که ایران در تلاش است تا تصویر خود را از یک بازیگر صرفا نظامی، به یک حامی بینالمللی برای آزادیخواهان و ستمدیدگان جهان تبدیل کند.
✴️ این امر، نوعی گذار موفقیتآمیز از دیپلماسی سنتی دولتمحور، به دیپلماسی «ملت با ملت» محسوب میشود.
✍🏻 منبع: گروه دادهکاوی و سیاستپژوهی #نمافر
🆔 @namafar
نماجنگ 1- رصد تحلیلهای جنگ رمضان 0401010.pdf
حجم:
1.8M
🇮🇷
📣 گزارش جدید #نمافر با عنوان «رصد تحلیلهای جهانی پیرامون جنگ رمضان» منتشر شد
🌐جنگ رمضان با توجه بیسابقهای به کشورمان و حجم انبوهی از محتوای خبری و تحلیلی در خصوص ابعاد گوناگون این جنگ و آثار داخلی و خارجی آن همراه بوده است.
🌐این گزارش رصدی، در پی ارائه برخی از برجستهترین تحلیلهای صورت گرفته از منظر اندیشهورزان و صاحبنظران جهانی است؛ تحلیلهایی کارشناسی و خبرگانی، که امید است به فهم دقیقتر این جنگ برای عموم مخاطبان، به ویژه سیاستگذاران، نخبگان و کنشگران تبلیغی و رسانهای یاری رساند.
#نماجنگ
🆔 @namafar
✴️ نیویورک تایمز :
روایتی از کندذهنی و توهم رهبران جنگ علیه ایران؛ وقتی «اطلاعات» جای «فهم» را میگیرد!
✍️ یوناتان تووال؛ تحلیلگر برجسته سیاست خارجی و پژوهشگر مسائل غرب آسیا
این متن با نگاهی انتقادی به جنگ چهار هفته اخیر، استدلال میکند که مسئله اصلی نه کمبود اطلاعات، بلکه فقدان «درک انسانی» در سطح تصمیمگیری است؛ شکافی که میتواند حتی پیشرفتهترین ماشینهای جنگی را به خطا بکشاند.
✳️ قدرت تخریب بالا، فهم انسانی پایین
رهبران آمریکا و اسرائیل بر یک ماشین عظیم کشتار و تخریب تکیه دارند، اما در فهم مؤلفههای انسانی — غرور، شرم، حافظه تاریخی و باورها — «کندذهن» هستند. فرض اولیه این بوده که حذف رهبران، تسلط بر آسمان و تخریب زیرساختها، به فروپاشی سیاسی ایران منجر میشود. اما واقعیت، مسیری متفاوت را نشان داده است: ایران با وجود تضعیف، توانسته دامنه اقتصادی جنگ را گسترش دهد و هزینهها را به سطحی فراتر از میدان نظامی بکشاند.
✳️ خطای تشخیص؛ شکست اطلاعاتی یا شکست تفسیری؟
در نگاه اول، این وضعیت میتواند یک «شکست اطلاعاتی» به نظر برسد. اما دادهها خلاف این را نشان میدهند. سامانههای اطلاعاتی، بهویژه در اسرائیل، به سطحی بیسابقه از نفوذ و نظارت دست یافتهاند؛ از کنترل زیرساختهای شهری تا ایجاد «ماشین تولید هدف» مبتنی بر هوش مصنوعی. مسئله اینجاست: مشکل نه در «دیدن»، بلکه در «فهمیدن» است.
✳️ شکاف بنیادین: رفتار قابل رصد است، معنا نه
سیستمهای مدرن میتوانند موقعیت یک فرد را با دقت بالا تعیین کنند، اما نمیتوانند معنای مرگ او را برای یک ملت تفسیر کنند. این فناوریها بر پایه الگوهای رفتاری آموزش دیدهاند، نه بر اساس نظامهای معنایی. در نتیجه، آنها قادرند «چه میشود» را پیشبینی کنند، اما از درک «چرا اهمیت دارد» عاجزند.
✳️ توهم کنترل؛ وقتی نقشهبرداری جای فهم را میگیرد
یکی از خطاهای کلاسیک در جنگهای مدرن، این است که تسلط بر دادهها بهعنوان معادل تسلط بر واقعیت تلقی میشود. اما جنگ صرفاً یک پدیده فنی نیست؛ بلکه آمیزهای از روایتها، کینهها، تحقیرهای تاریخی و میل به انتقام است. نادیده گرفتن این مؤلفهها، به معنای حذف «هسته واقعی» جنگ از محاسبات است.
✳️ اثر معکوس فشار؛ انسجام بهجای فروپاشی
راهبرد حذف رهبران و تخریب زیرساختها، اغلب نتیجهای معکوس به بار میآورد. بهجای فروپاشی، جامعهای که تحت حمله قرار گرفته، حول محور جراحت و خشم متحد میشود. در چنین شرایطی، مشروعیت سیاسی نهتنها تضعیف نمیشود، بلکه تقویت نیز میگردد.
✳️ خطای راهبردی؛ نادیدهگرفتن خودفهمیِ دشمن
طراحان جنگ، روایتهای رسمی ایران را بهعنوان پروپاگاندا کنار گذاشتهاند، در حالی که همین روایتها میتوانند کلید فهم رفتار آن باشند. نادیده گرفتن این «خودفهمی»، باعث میشود اقدام نظامی نهتنها آن روایت را تضعیف نکند، بلکه آن را محقق سازد. همچنین، ترور رهبران بهجای تولید مذاکرهکننده، ظرفیت مذاکره را از بین میبرد.
✳️ هشدار کلاسیک؛ جنگ فراتر از ریاضیات است
کارل فون کلاوزویتس مدتها پیش نسبت به تقلیل جنگ به محاسبات هشدار داده بود. از نظر او، جنگ ترکیبی از احساسات، عدم قطعیت و اهداف سیاسی است. پیشرفت تکنولوژیک، این واقعیت را تغییر نداده — بلکه نادیده گرفتن آن را خطرناکتر کرده است.
✳️ بحران عمیقتر؛ شکست در سواد تاریخی و ادبی
مسئله فقط یک خطای استراتژیک نیست، بلکه نوعی «بیسوادی تحلیلی» است.
ادبیات و تاریخ، توانایی درک ذهن دیگران و پیچیدگی انگیزهها را پرورش میدهند؛ قابلیتی که در تصمیمگیران امروز کمرنگ شده است. در غیاب این ظرفیت، بازیگران سیاسی، دشمن را بر اساس الگوهای خودشان تفسیر میکنند — و همین، منشأ خطاست.
✴️ پارادوکس تکنولوژی؛ هرچه پیشرفتهتر، خطرناکتر
با پیچیدهتر شدن ابزارهای جنگی، نیاز به درک انسانی عمیقتر نیز افزایش مییابد. اما در عمل، تصمیمگیری بیش از پیش به افرادی سپرده میشود که در تحلیل ابعاد انسانی و تاریخی جنگ آموزش ندیدهاند.نتیجه، نوعی عدم تعادل خطرناک میان «توانایی» و «بینش» است.
✴️ جمعبندی؛ جنگی که خوانده نمیشود
رهبران امروز ممکن است بر زمانبندی حملات و زنجیرههای کشتار تسلط داشته باشند، اما زبانی برای فهم مفاهیمی چون کینه، وفاداری، تحقیر و اندوه ندارند. در حالی که جنگ، به همان اندازه که از فناوری و آتش ساخته شده، از همین مفاهیم نیز شکل میگیرد.
#نماجنگ
🆔 @namafar_ir
🇮🇷 ما، پای الله این پرچم، قسم خوردیم همه با هم، به شوق صبح فردا...
دوازدهم فروردین، روز جمهوری اسلامی ایران را گرامی میداریم.
🆔 @Namafar
سنجش تابآوری افکار عمومی جهان عرب در مواجهه با جنگ انرژی.pdf
حجم:
966.4K
🇮🇷
📣 گزارش جدید #نمافر با عنوان «سنجش تابآوری افکار عمومی جهان عرب در مواجهه با جنگ انرژی» منتشر شد.
🔻گزارش حاضر با هدف بررسی واکنشهای افکار عمومی جهان عرب نسبت به «جنگ انرژی» در خلیج فارس -در نتیجهٔ حملهٔ رژیم صهیونیستی به پارس جنوبی و پاسخ متقابل جمهوری اسلامی ایران علیه منافع آمریکا و اسرائیل- تهیه شده است.
🔻تمرکز اصلی آن بر تحلیل احساسات، روایتها و مضامین غالب در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی عربی در پی تشدید تنشها در منطقه و کشانده شدن آن به زیرساختهای انرژی، بهویژه در خلیج فارس است.
🔻افکار عمومی جهان عرب در مواجهه با «جنگ انرژی» ترکیبی از تنش، بدبینی و نشانههای محدودِ خستگی را نشان میدهد؛ اما هنوز وارد مرحلهٔ فرسایش تابآوری اجتماعی نشده است.
🔻بهطور مشخص، نگرانی و اضطراب (۲۳٪) و بدبینی راهبردی (۱۶٪) هستهٔ اصلی ادراک تهدید را تشکیل میدهد: بخش معناداری از مردم، بحران را هم به چشم پیامد امنیتی و هم اختلال در بازار انرژی تفسیر میکنند.
🔻در مقابل، سهم «خستگی و فرسودگی» (۲٪) و «ناکارآمدی» (۱٪) پایین است؛ این یعنی ظرفیت جامعه برای مدیریت روانی بحران هنوز فعال است.
🆔 @namafar
نمافر | NAMAFAR
🇮🇷 📣 گزارش جدید #نمافر با عنوان «سنجش تابآوری افکار عمومی جهان عرب در مواجهه با جنگ انرژی» منتشر شد
📊 خشمگین، مضطرب و بعضاً همراه!
🔸افکار عمومی جهان عرب در مواجهه با «جنگ انرژی» مجموعهای از واکنشهای عاطفی را تجربه میکند که میتوان آنها را در قالب سنجش تابآوری اجتماعی در دو لایهٔ اصلی تحلیل کرد:
🔶 لایهٔ نخست شامل واکنشهای تنشی و فرساینده است؛ نگرانی و اضطراب (۲۳٪)، بدبینی راهبردی (۱۶٪)، خستگی و فرسودگی (۲٪) و احساس ناکارآمدی (۱٪). این طیف بیانگر بخشی از افکار عمومی است که پیامدهای تهدید به گسترش جنگ و اختلال در بازار انرژی را با احساس فشار روانی و تردید نسبت به آینده درک میکند.
🔶 در لایهٔ دوم، واکنشهایی دیده میشود که بیشتر بیانگر بسیج عاطفی و ظرفیتهای همبستگی در شرایط بحران هستند؛ خشم و خصومت (۲۹٪)، اتحاد و همبستگی (۸٪) و اندوه و همدردی (۲٪). این الگو نشان میدهد که بخش قابل توجهی از افکار عمومی به جای انفعال، بحران را از طریق واکنشهای هویتی و احساسی تفسیر میکند.
🔸 در کنار این دو لایه، یک دستهٔ متمایز نیز دیده میشود: حمایت و رضایت (۱۹٪) که مشخصاً به حمایت از موضع ایران در حمله به تأسیسات انرژی منطقه در پاسخ به حملهٔ اسرائیل مربوط است.
🆔 @namafar
🇮🇷 حمله به نمادهای توسعه ایران
💉 انستیتو پاستور به عنوان مرکز ۱۰۶ ساله تولید واکسن و خط مقدم دفاع بیولوژیک کشور، در کنار پل B1 کرج که با ستونهای ۱۳۶ متری شاهکار مهندسی بومی است و همچنین مجتمع فولاد مبارکه به عنوان بزرگترین فولادساز منطقه و تأمینکننده صدها کارخانه، بخشی از ارکان اصلی توسعه بهداشتی، عمرانی و اقتصادی ایران را تشکیل میدهند که هدف قرار دادن آنها حمله به قلب توسعه ایران است.
🧠 اما پیش از آنکه زیرساختهای ایران به طور فیزیکی مورد حمله قرار بگیرد، دشمن با «آتشتهیه روانی» قبح حمله به زیرساختها برای برخی اقشار شکست. به این ترتیب که ماشین تبلیغاتی متجاوز تلاش کرد تا حس تعلق ملی را در میان بخشی از جامعه از بین ببرد.
🛤️ برای مثال به مخاطب القا میشود که نهادهای علمی، عمرانی و صنعتی متعلق به مردم نیستند. در نتیجه، فرد تخریب یک بیمارستان یا پل را نه نابودی ثروت خود، بلکه ضربهای به ساختار حاکمیت میپندارد.
❗ همچنین گزارهی «بعداً میسازیم» یک خطای شناختی بزرگ برای برخی ایجاد کرد. چراکه نهادهایی مانند انستیتو پاستور حاصل بیش از یک قرن تجربه، آزمون، خطا و انباشت دانش هستند. ساخت یک پل با تکنولوژیهای پیچیده تنها نیازمند پول نیست، بلکه ثمره بلوغ مهندسی یک کشور است که دشمن با این حملهها صراحتا اعلام کرده با آن مشکل دارد. او نمیخواهد این زیرساختها دوباره ساخته شوند، در غیر این صورت اساسا آنها را هدف قرار نمیداد.
🆔 @namafar
✴️ انتظار تسلیم بیقید و شرط از ایران، خیالی باطل است
📝فرانسیس فوکویاما | پایگاه تحلیلی پرسوئیشن | 9 مارس: 18 اسفند 1404
در پی تشدید تنشها در منطقه و بیانیهی دونالد ترامپ مبنی بر لزوم «تسلیم بیقید و شرط» تهران، تحلیلگران بینالمللی به واکاوی ابعاد این راهبرد پرداختهاند. این مطالبه که در بحبوحهی درگیریهای موشکی و پهپادی میان ایران و متحدان آمریکا مطرح شده، به مثابه تغییری بنیادین در اهداف جنگی واشنگتن تلقی میشود. نقد فوکویاما با نگاهی به واقعیات میدانی و محدودیتهای قدرت هوایی، به این پرسش پاسخ میدهد که چرا این هدفگذاری، نه یک راهبرد واقعبینانه، بلکه یک «اشتباه محاسباتی» بزرگ است که میتواند به بنبست سیاسی منجر شود.
✳️ تغییر غیرواقعبینانه زمین بازی توسط ترامپ
دونالد ترامپ با همراهی بنیامین نتانیاهو، حملات خود را با امید به یک پیروزی سریع — مشابه آنچه در ونزوئلا تصور میکرد — آغاز کرد. اما با گسترش جنگ به سراسر خاورمیانه و پاسخهای موشکی ایران، مشخص شد که رهبری ایران قصد عقبنشینی ندارد. در حالی که یک رهبر هوشمند باید با تعیین اهداف محدود (مانند تخریب توان موشکی) راه را برای اعلام پیروزی و خروج از جنگ باز بگذارد، ترامپ با طرح مطالبه «تسلیم بیقید و شرط»، سقف انتظارات را به سطحی دستنیافتنی رساند که خروج آبرومندانه از بحران را ناممکن میسازد.
✳️ فقدان ساختار متمرکز برای پذیرش شکست
نخستین استدلال علیه امکان تسلیم، به ساختار نظامی ایران بازمیگردد. برخلاف تجربه ژاپن در سال ۱۹۴۵ که امپراتور دستور توقف جنگ را صادر کرد، نیروهای نظامی ایران شامل سپاه پاسداران، بسیج و ارتش بهشدت «غیرمتمرکز» هستند. با هدف قرار گرفتن سران نظامی توسط آمریکا و اسرائیل، عملاً سلسلهمراتب واحدی برای صدور فرمان تسلیم باقی نمانده است. از این منظر، حتی در صورت فروپاشی مرکزیت، هستههای پراکنده نظامی به مقاومت خودسرانه ادامه خواهند داد.
✳️ هراس از فروپاشی داخلی: سلاح به مثابه بقا
دلیل دوم برای عدم وقوع تسلیم، پیوند میان قدرت نظامی و بقای فیزیکی حاکمان است. در شرایطی که شکاف عمیقی میان جامعه و لایههای حاکمیت وجود دارد، نیروهای تندرو (از منظر نویسنده! نظیر سپاه و بسیج) میدانند که زمین گذاشتن سلاح به معنای حذف فیزیکی آنها توسط مخالفان داخلی خواهد بود. بنابراین، مقاومت برای آنها نه یک انتخاب سیاسی، بلکه تنها راه برای «زنده ماندن» در برابر نارضایتیهای داخلی است.
✳️ محدودیت قدرت هوایی و الگوی مقاومت غزه
تحلیل میدانی نشان میدهد که بمبارانهای سنگین اگرچه داراییهای مشهود نظامی را نابود میکند، اما قادر به حذف دهها هزار مبارز انفرادی نیست. نویسنده با استناد به الگوی جنگ غزه نشان میدهد که حماس علیرغم ویرانی کامل زیرساختها، همچنان در تونلها حضور دارد و مانع اصلی بازسازی است. ایران با وسعتی بسیار بزرگتر، پناهگاههای بیشماری برای نیروهای بازمانده فراهم میکند که حذف کامل توان پهپادی و موشکی آنها را از طریق هوا غیرممکن میسازد.
✳️ درسهای تاریخ: بمباران به تنهایی پیروز نمیشود
تجربه جنگ جهانی دوم ثابت کرد که بمباران شهرهای آلمان توسط نیروهای متفقین، علیرغم کشتار وسیع، منجر به سقوط نازیها نشد؛ رژیم نازی تنها با «اشغال فیزیکی» خاک آلمان فروپاشید. تنها استثناهای تاریخی (ژاپن و کوزوو) نیز تحت شرایطی کاملاً خاص — مانند نمایش قدرت هستهای یا شورش مردمی همزمان — به نتیجه رسیدند. در مورد ایران، بدون اشغال زمینی (که هزینههای سیاسی و نظامی گزافی دارد)، قدرت هوایی به تنهایی قادر به تحمیل اراده سیاسی و تسلیم رژیم نخواهد بود.
✳️ بنبست ترامپ: بمباران آوارها
در صورت عدم تسلیم ایران، ترامپ با سه گزینهی ناخوشایند روبرو است: عقبنشینی آبرومندانه و باقی ماندن یک نظام تضعیفشده اما خطرناک؛ ورود به جنگ پرهزینه زمینی؛ یا گسترش بمباران به زیرساختهای غیرنظامی. گزینهی سوم تنها باعث رنج عظیم مردم ایران و نابودی شبکه برق و آب خواهد شد، بدون آنکه دستاورد نظامی داشته باشد. در نهایت، آمریکا با سیاستی مواجه خواهد شد که صرفاً «آوارها» را بمباران میکند؛ تصمیمی احمقانه که نشاندهنده نبود یک منطق روشن برای شروع جنگ در وهله اول است.
#نماجنگ
🆔 @namafar