eitaa logo
نمافر | NAMAFAR
249 دنبال‌کننده
546 عکس
17 ویدیو
29 فایل
«نمافر» اولین مرجع آماری در حوزه صنایع خلاق فرهنگی 👉 NAMAFAR.IR
مشاهده در ایتا
دانلود
✴️ انتظار تسلیم بی‌قید و شرط از ایران، خیالی باطل است 📝فرانسیس فوکویاما | پایگاه تحلیلی پرسوئیشن | 9 مارس: 18 اسفند 1404 در پی تشدید تنش‌ها در منطقه و بیانیه‌ی دونالد ترامپ مبنی بر لزوم «تسلیم بی‌قید و شرط» تهران، تحلیلگران بین‌المللی به واکاوی ابعاد این راهبرد پرداخته‌اند. این مطالبه که در بحبوحه‌ی درگیری‌های موشکی و پهپادی میان ایران و متحدان آمریکا مطرح شده، به مثابه تغییری بنیادین در اهداف جنگی واشنگتن تلقی می‌شود. نقد فوکویاما با نگاهی به واقعیات میدانی و محدودیت‌های قدرت هوایی، به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا این هدف‌گذاری، نه یک راهبرد واقع‌بینانه، بلکه یک «اشتباه محاسباتی» بزرگ است که می‌تواند به بن‌بست سیاسی منجر شود. ✳️ تغییر غیرواقع‌بینانه زمین بازی توسط ترامپ دونالد ترامپ با همراهی بنیامین نتانیاهو، حملات خود را با امید به یک پیروزی سریع — مشابه آنچه در ونزوئلا تصور می‌کرد — آغاز کرد. اما با گسترش جنگ به سراسر خاورمیانه و پاسخ‌های موشکی ایران، مشخص شد که رهبری ایران قصد عقب‌نشینی ندارد. در حالی که یک رهبر هوشمند باید با تعیین اهداف محدود (مانند تخریب توان موشکی) راه را برای اعلام پیروزی و خروج از جنگ باز بگذارد، ترامپ با طرح مطالبه «تسلیم بی‌قید و شرط»، سقف انتظارات را به سطحی دست‌نیافتنی رساند که خروج آبرومندانه از بحران را ناممکن می‌سازد. ✳️ فقدان ساختار متمرکز برای پذیرش شکست نخستین استدلال علیه امکان تسلیم، به ساختار نظامی ایران بازمی‌گردد. برخلاف تجربه ژاپن در سال ۱۹۴۵ که امپراتور دستور توقف جنگ را صادر کرد، نیروهای نظامی ایران شامل سپاه پاسداران، بسیج و ارتش به‌شدت «غیرمتمرکز» هستند. با هدف قرار گرفتن سران نظامی توسط آمریکا و اسرائیل، عملاً سلسله‌مراتب واحدی برای صدور فرمان تسلیم باقی نمانده است. از این منظر، حتی در صورت فروپاشی مرکزیت، هسته‌های پراکنده نظامی به مقاومت خودسرانه ادامه خواهند داد. ✳️ هراس از فروپاشی داخلی: سلاح به مثابه بقا دلیل دوم برای عدم وقوع تسلیم، پیوند میان قدرت نظامی و بقای فیزیکی حاکمان است. در شرایطی که شکاف عمیقی میان جامعه و لایه‌های حاکمیت وجود دارد، نیروهای تندرو (از منظر نویسنده! نظیر سپاه و بسیج) می‌دانند که زمین گذاشتن سلاح به معنای حذف فیزیکی آن‌ها توسط مخالفان داخلی خواهد بود. بنابراین، مقاومت برای آن‌ها نه یک انتخاب سیاسی، بلکه تنها راه برای «زنده ماندن» در برابر نارضایتی‌های داخلی است. ✳️ محدودیت قدرت هوایی و الگوی مقاومت غزه تحلیل میدانی نشان می‌دهد که بمباران‌های سنگین اگرچه دارایی‌های مشهود نظامی را نابود می‌کند، اما قادر به حذف ده‌ها هزار مبارز انفرادی نیست. نویسنده با استناد به الگوی جنگ غزه نشان می‌دهد که حماس علیرغم ویرانی کامل زیرساخت‌ها، همچنان در تونل‌ها حضور دارد و مانع اصلی بازسازی است. ایران با وسعتی بسیار بزرگ‌تر، پناهگاه‌های بی‌شماری برای نیروهای بازمانده فراهم می‌کند که حذف کامل توان پهپادی و موشکی آن‌ها را از طریق هوا غیرممکن می‌سازد. ✳️ درس‌های تاریخ: بمباران به تنهایی پیروز نمی‌شود تجربه جنگ جهانی دوم ثابت کرد که بمباران شهرهای آلمان توسط نیروهای متفقین، علیرغم کشتار وسیع، منجر به سقوط نازی‌ها نشد؛ رژیم نازی تنها با «اشغال فیزیکی» خاک آلمان فروپاشید. تنها استثناهای تاریخی (ژاپن و کوزوو) نیز تحت شرایطی کاملاً خاص — مانند نمایش قدرت هسته‌ای یا شورش مردمی همزمان — به نتیجه رسیدند. در مورد ایران، بدون اشغال زمینی (که هزینه‌های سیاسی و نظامی گزافی دارد)، قدرت هوایی به تنهایی قادر به تحمیل اراده سیاسی و تسلیم رژیم نخواهد بود. ✳️ بن‌بست ترامپ: بمباران آوارها در صورت عدم تسلیم ایران، ترامپ با سه گزینه‌ی ناخوشایند روبرو است: عقب‌نشینی آبرومندانه و باقی ماندن یک نظام تضعیف‌شده اما خطرناک؛ ورود به جنگ پرهزینه زمینی؛ یا گسترش بمباران به زیرساخت‌های غیرنظامی. گزینه‌ی سوم تنها باعث رنج عظیم مردم ایران و نابودی شبکه برق و آب خواهد شد، بدون آنکه دستاورد نظامی داشته باشد. در نهایت، آمریکا با سیاستی مواجه خواهد شد که صرفاً «آوارها» را بمباران می‌کند؛ تصمیمی احمقانه که نشان‌دهنده نبود یک منطق روشن برای شروع جنگ در وهله اول است. 🆔 @namafar
این داستان ادامه دارد! اعتراف می‌کنیم از بچه‌های پدافند سپاه و ارتش جا ماندیم! هنوز هواگردهای آمریکایی هست که توسط ایران شکار شده و در پست ما نیامده، مثل هواپیماهای c_130 که امروز منهدم شد. همچنین هواگردهای متعددی متعلق به رژیم هم نابود شده، که پست جدایی می‌طلبد. آسمان ایران برای دشمنان امن نبوده و نیست. 🆔 @namafar
واکنش افکار عمومی عرب زبان به بیانیه الأزهر درباره جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران.pdf
حجم: 789.4K
🇮🇷 📣 گزارش جدید با عنوان «واکنش افکار عمومی عرب‌زبان به بیانیه الأزهر درباره جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران» منتشر شد. ✍🏻پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل واکنش افکار عمومی جهان عرب نسبت به بیانیه اخیر الازهر مصر علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخته است. 📊یافته‌های کمّی این مطالعه نشان می‌دهد که جایگاه تاریخی الازهر به عنوان مرجعیت بلامنازع و جهت‌دهنده دینی در میان جوامع عربی با چالشی جدی مواجه شده است؛ به گونه‌ای که تنها 19 درصد از جامعه آماری از رویکرد الازهر حمایت کرده‌اند، در حالی که 81 درصد با آن مخالفت ورزیده‌اند. 📉نکته قابل توجه این است که بخش عمده‌ای از افکار عمومی (حدود 57 درصد) ضمن انتقاد شدید از استانداردهای دوگانه الازهر و سکوت آن در قبال جنایات رژیم صهیونیستی و حامیان غربی‌اش در غزه و لبنان، رویکردی همسو با محور مقاومت اتخاذ کرده‌اند. 📈این گروه، اقدامات نظامی ایران را به عنوان حق دفاع مشروع در برابر پایگاه‌های آمریکایی مستقر در منطقه ارزیابی می‌کنند که نشان می‌دهد نفوذ کلام یک‌سویه نهادهای مذهبی، جای خود را به تحلیل‌های انتقادی مخاطبان در فضای شبکه‌ای داده است. 🆔 @namafar
🔸روند تغییرات افکار عمومی آمریکا در قبال تقابل نظامی با ایران را در دو لایهٔ تحلیلی بررسی کرد: 🔶 لایهٔ نخست، جهش معنادار مخالفت‌هاست؛ جایی که آمار ۴۷ درصدی در اواخر فوریه، با شیبی صعودی به ۶۱ درصد در آوریل می‌رسد. این رشد ۱۴ درصدی نشان می‌دهد که بخش بزرگی از جامعه به یک «نه» قاطع به تنش‌آفرینی رسیده‌ است. این طیف، پیامدهای جنگ را نه یک امر انتزاعی، بلکه تهدیدی مستقیم برای ثبات خود درک می‌کند. 🔶 در لایهٔ دوم، شاهد ریزش تدریجی حمایت‌ها (۳۶٪) و سقوط چشمگیر بی‌تفاوتی هستیم. کاهش آرای «بدون نظر» از ۱۳٪ به تنها ۳٪، نشان‌دهندهٔ این است که بحران به مرحله‌ای از حساسیت رسیده که دیگر فضایی برای انفعال باقی نمانده و جامعه به سمتی رفته که موضع‌گیری شفاف را جایگزین سکوت کرده است. 🔸 در واقع، این الگو بازتابی از «ادراک هزینه‌» است. افکار عمومی آمریکا با درک ملموس آثار منفی جنگ بر معیشت و امنیت داخلی، به سمت نوعی صلح‌طلبی عمل‌گرایانه حرکت کرده است؛ رویکردی که نشان می‌دهد ظرفیت جامعه برای پذیرش ماجراجویی‌های نظامی جدید به حداقل رسیده است. 🆔 @namafar
با کی جنگیدیم؟ بر اساس داده‌های این اینفوگرافیک، ایالات متحده با بودجه نظامی خیره‌کننده ۹۶۸ میلیارد دلاری، به تنهایی بسیار بیشتر از مجموع کشورهای قدرتمند دیگر (و نزدیک به کل بودجه ۶۰۲ میلیارد دلاری سایر کشورهای جهان) برای توان نظامی خود هزینه می‌کند. این فاصله نجومی به وضوح ساختار یک دولت به‌شدت میلیتاریست (نظامی‌گرا) و تهاجمی را نشان می‌دهد. وقتی حاکمیتی چنین بودجه عظیمی را صرف ماشین جنگی خود می‌کند، بدیهی است که ژست‌های حقوق بشری و تأکیدهای ظاهری بر دیپلماسی، در بسیاری از مواقع تنها نقابی برای پوشاندن این واقعیت سخت‌افزاری است؛ چرا که چنین سرمایه‌گذاری هنگفتی دیر یا زود به دنبال توجیهی برای استفاده در میدان نبرد می‌گردد. اما این ماشین جنگی تریلیون دلاری در عمل تا چه حد کارآمد بود؟ درگیری ۳۹ روزه‌ای که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، آزمونی واقعی برای این ادعا بود. ایران به مدت ۳۹ روز در برابر کشوری با چنین توان نظامی و تسلیحاتی ایستادگی کرد. با وجود فشار بی‌سابقه جنگ، نتیجه نهایی تسلیم مطلقِ ایران نبود؛ بلکه توافق بر سر یک آتش‌بس دو هفته‌ای (با میانجی‌گری در توافق اسلام‌آباد) و باز شدن مسیر برای مذاکره بود. ایران توانست شرایط و خواسته‌های حداکثری خود — از جمله طرح ۱۰ ماده‌ای شامل توقف تجاوز، کنترل بر تنگه هرمز، لغو تحریم‌ها و پذیرش غنی‌سازی — را روی میز مذاکره قرار دهد و طرف مقابل را وادار به بررسی این شروط کند. 🆔 @namafar
نگرش افکار عمومی جهان نسبت به حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران-شماره سوم.pdf
حجم: 880.4K
🇮🇷 📣 گزارش جدید با عنوان «نگرش افکار عمومی جهان نسبت به حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران-شماره سوم» منتشر شد. ❓چرا در جنگ تحمیلی سوم، زمان به نفع آمریکا نبود؟ یکی از آن دلایل آن وضعیت افکار عمومی این کشور است. 🔻یافته‌های این گزارش حاکی از آن است که «هزینه‌مندی عینی جنگ» متغیر مرکزی در شکل‌دهی به افکار عمومی شده بود. افزایش نگرانی‌ها درباره قیمت انرژی، فشار اقتصادی، احتمال کشته شدن نیروهای نظامی و اعزام نیروی زمینی، باعث شد مخالفت عمومی از یک نگرش منفعل به یک نیروی بازدارنده بالقوه تبدیل شود. 🔻یافته‌ها نشان می‌دهد حمایت از عملیات زمینی بسیار محدود بود، در حالی که اکثریت قابل‌توجهی از شهروندان آمریکایی با آن مخالف‌ بودند. هم‌زمان، در سطح بین‌المللی نیز تصویر جنگ به‌طور معناداری منفی است؛ افکار عمومی جهانی این حمله را ناقض حقوق بین‌الملل، عامل بی‌ثباتی منطقه و موجب انزوای بیشتر آمریکا ارزیابی کرده است. 🔻این سطح از محکومیت، نشان می‌دهد هزینه‌های جنگ فقط نظامی نیست، بلکه به حوزه مشروعیت سیاسی و دیپلماتیک نیز سرایت کرده است. 🆔 @namafar
غیرت ایرانی‌ها روی تنگه تنگه هرمز در ذهن جمعی ایرانیان به یک دارایی راهبردی و برگه برنده ژئوپولیتیک تبدیل شده است. داده‌ها نشان می‌دهد اکثریت قابل توجهی از مردم، از دست رفتن کنترل این نقطه حیاتی را نه‌تنها یک خسارت اقتصادی، بلکه نوعی تضعیف موقعیت ملی تلقی می‌کنند. در مقابل، بخش مهمی از جامعه این ظرفیت را فرصتی برای اعمال قدرت و بازیگری فعال در معادلات منطقه‌ای و جهانی می‌داند. سال‌ها فشار اقتصادی ناشی از تحریم‌ها، نگاه‌ها را به سمت ابزارهای بومی قدرت تغییر داده است. در چنین شرایطی، تنگه هرمز به‌عنوان یک اهرم طبیعی، در ذهن بسیاری به راهی برای خروج از بن‌بست‌های طولانی‌مدت اقتصادی بدل شده؛ ابزاری که می‌تواند در صورت بهره‌برداری هوشمندانه، نه‌تنها توازن قدرت را تغییر دهد، بلکه دست ایران را در مذاکرات و تعاملات بین‌المللی نیز پرتر کند. در این چارچوب، نگاه عمومی از «آگاهی منفعلانه» نسبت به اهمیت تنگه، به «درک فعال» از کارکرد آن تغییر کرده است. اکنون این پرسش جدی‌تر از همیشه مطرح است که چگونه می‌توان این مزیت ژئوپولیتیک را به سرمایه‌ای واقعی برای تقویت اقتدار ملی و بهبود شرایط اقتصادی تبدیل کرد؛ پرسشی که پاسخ آن، آینده جایگاه ایران در نظم منطقه‌ای را تا حد زیادی تعیین خواهد کرد. 🆔 @namafar
جنگ در خدمت تقویت برند ملی ایران در تحلیل نگاه کاربران انگلیسی‌زبان به ایران، شش روایت اصلی قابل مشاهده است. بیشترین سهم (۳۸ درصد)، به روایت «ایران قدرتمند و پایدار» تعلق دارد. یعنی بخش بزرگی از کاربران، ایران را نه یک دولت در حال فروپاشی، بلکه کشوری مقاوم و باثبات می‌بینند. در کنار این، ۲۵ درصد ایران را در قالب روایت «مظلوم و غیرمقصر» می‌بینند و جنگ علیه آن را ناعادلانه و غیرلازم توصیف می‌کنند. نکتهٔ مهم دیگر، سهم ۱۲ درصدی روایت «دولت مشروع و محبوب» است. این گروه هرچند در اقلیت هستند؛ اما وجودشان نشان می‌دهد که بخشی از کاربران انگلیسی‌زبان نه‌تنها با سیاست‌های ایران همدلی دارند، بلکه اساساً ساختار سیاسی جمهوری اسلامی را به عنوان یک نظام برآمده از ارادهٔ مردم به رسمیت می‌شناسند. در سمت مقابل، نگاه‌های منفی و خصمانه سهم بسیار کمتری دارند. تنها ۱۸ درصد ایران را «دشمن و تهدید» می‌دانند و روایت‌هایی مثل «ایران ضعیف و شکست‌خورده» ۴ درصد و «دیکتاتوری سرکوب‌گر» فقط ۳ درصد از فضا را به خود اختصاص داده‌اند. 🆔 @namafar
🏴 شهادت رئیس مکتب، حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام تسلیت باد. 🆔 @namafar
🌐 دیدگاه کاربران انگلیسی‌زبان به پیروز جنگ 🔹مطابق با توزیع فراوانی نگرش افکار عمومی انگلیسی‌زبان درباره «پیروز جنگ»، 31 درصد از افکار عمومی ایران را پیروز جنگ می‌دانند. 🔹ترکیب هویتی و سیاسی این طیف بسیار قابل‌تأمل است؛ این گروه ترکیبی از مسلمانان حامی ایران، هواداران حزب دموکرات و همچنین تندروهای اسرائیلی است که همگی بر این باورند که ایران در این تقابل دست برتر را پیدا کرده است. 🔹با این تفاوت که طیف تندروهای اسرائیلی حاضر در این دسته، از گزارهٔ «برتری مقطعی ایران» به‌عنوان استدلالی برای هشدار دادن و تاکید بر ضرورت تداوم جنگ بهره می‌برند. در جایگاه بعدی و با فاصله‌ای بسیار اندک، ۳۰ درصد از کاربران رویکردی انتقادی اتخاذ کرده و معتقدند این جنگ «هیچ برنده‌ای نداشته است». 🔹این طیف که ساختار آن را عمدتاً حامیان صلح و آتش‌بس، مدافعان حقوق بشر، بخشی از دیاسپورای شیعیان منطقه، تجار سرشناس و تحلیل‌گران بی‌طرف تشکیل می‌دهند، بر این باورند که در این منازعه تمامی طرف‌ها متحمل آسیب شده‌اند و تصاعد بحران هیچ سودمندی و دستاوردی برای بازیگران درگیر به همراه نداشته است. 🆔 @namafar
✴️ جهان عرب کدام طرف را پیروز جنگ می‌داند؟ 🔹در نگاه کاربران عرب‌زبان به نتیجهٔ نهایی آتش‌بس (از میان کاربرانی که در این خصوص دارای موضع بوده‌اند)، روایت پیروزی تقریباً میان دو طرف اصلی تقسیم شده است. 🔹 ۵۵ درصد از کاربران، ایران را برندهٔ این مرحله از تنش می‌دانند و استدلالشان عمدتاً بر پایهٔ گشایش تنگه هرمز با شرایط جدید و طرح شروط ده‌گانه از سوی تهران بنا شده است. 🔹در سوی دیگر، ۴۵ درصد از کاربران آمریکا را پیروز میدان ارزیابی می‌کنند و به عقب‌نشینی ایران از شروط خود برای توقف جنگ و موفقیت آمریکا در تضعیف جمهوری اسلامی اشاره دارند. 🆔 @namafar
میزبان؛ امیدوار به پایان قطعی جنگ و صلح پایدار 75 درصد از پاکستانی‌ها معتقدند آتش‌بس موقت به صلح پایدار منجر خواهد شد. این در حالی است که 18 درصد به سرنوشت مذاکرات بدبین و صلح پایدار را متحمل نمی‌دانند. در بخش دیگری از این نظرسنجی، بیش از ۹ نفر از هر ۱۰ پاکستانی (۹۳ درصد) با نقش پاکستان در میانجی‌گری برای آتش‌بس موافق هستند. همچنین اکثریت پاکستانی‌ها (۸۸ درصد) از مشارکت فعال در درگیری‌های بین‌المللی حمایت کرده‌اند. این نظرسنجی در تاریخ 9 آوریل ۲۰۲۶ با مشارکت 1000 نفر از شهروندان پاکستانی و از طریق مصاحبه‌های تلفنی با کمک رایانه (CAPI) توسط آزمایشگاه تحقیقات اجتماعی گالوپ پاکستان انجام شده است. نظرسنجی Gallup Pakistan از شهروندان پاکستانی، 20 فرورین (9 آوریل 2026) 🆔 @namafar