3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حتما با خودش فکر کرده که این پا بالاخره یه روزی درست میشه ولی آقا دیگه برنمیگرده تهران...
هرجوری هست برم...
#آخرین_دیدار
@naneebrahim
دوستم چند روز دیگه باید زایمان کنه...
نتونست برا وداع بره...
محمدحسنش ۷ سالشه...
میگفت محمدحسن خیلی ناراحتی و بی قراری کرد که چرا نمیریم وداع...
میخواستم ببینم بچه تو جو قرار گرفته و فقط میخواد از خونه بزنه بیرون، یا حسش واقعیه...
بهش گفتم : مامان بین دوچرخه ات و وداع با آقا یکی رو باید انتخاب کنی! کدوم؟
میگه محمدحسن فکر کرد؛ گفت:
دوچرخه رو بعدا هم میتونم دوباره پول جمع کنم و بخرم ولی آقا دیگه برنمیگرده مامان😭 با دوچرخه اش خداحافظی کرد و با باباش رفت برا وداع...
@naneebrahim
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سید علی صبور ما...خدانگهدار
@naneebrahim
فیلم تشییع آقا تو عراق رو که میبینم...
به این فکر میکنم که اگه انقد قشنگ عزاداری میکنن و تشییعشون دل میبره، برا اینه که مث ما سوسول بازی ندارن و از دو هفته قبل، نکات ایمنی پخش نکردن!😕
عراقی ها با تمامِ قلبشون عزاداری میکنن...
@naneebrahim
این روزها به زنان قبیله ی بنی اسد فکر میکنم...
زنان بنی اسد، بعد از اینکه پیکرها رو به خاک سپردن، بقیه روزهاشون رو چطور گذروندن؟...
از مهریه شون گذشتن...اینو میفهمم
ولی قلبی هم براشون موند؟...
کاش زنان قبیله ی بنی اسد با ما حرف میزدند...
ما ازینجا به بعدِ زندگی رو بلد نیستیم...
@naneebrahim
تقدیم به آیت الله سیدمجتبی خامنهای در غم شهادت همسر بزرگوارشان شهیده زهرا حداد عادل'
ای صبرِ بلند! کوه، تن پوشِ تو بود!
این شور، طنین بغض خاموش تو بود
تابوتِ زنی میان این جمعِ شلوغ
میرفت، ولی منتظر دوش تو بود...😭
✍ سیده اعظم حسینی
@naneebrahim
۱) هفت سالم که بود، عزیزتر از پدربزرگم نداشتم...
پسرخالم خبرِ فوتِ بابابزرگمو بهم گفت...
تا سالیان سال، هروقت حالم بد بود و استرس داشتم، ناخودآگاه خوابِ همون پسرخالمو میدیدم...
سال ها گذشت و یه بار تو جلساتِ روان درمانی فهمیدم چرا وقتی منتظرِ یه اتفاقِ بدم...خوابِ این پسرخالمو میبینم...
۲)
من انقدر بیچاره بودم که یکی دو ساعت زودتر، خبر شهادت آقا رو فهمیدم...
از پریشون حالی، گوشی رو برداشتم و خبرِ شهادتو به مامانم دادم...
مامانم کوه بود؛ ولی اون شب فقط، غمگین ترین "باشه" ی عمرش رو گفت و زد زیر گریه...
به همسرم، دوستام و خواهرم، من خبر دادم...
و چمیدونم...
شاید از اون شب، عزیزام وقتی حالشون بده، خوابِ منو میبینن...
۳)
من اون شب حالم بد بود نفهمیدم چیکار کردم...
شما خبرای بد رو به عزیزاتون ندید...
بذارید یکی دیگه بگه...
من از اون روز دیگه خبرِ خوبی به کسی ندادم...
من قاصدِ تلخ ترین خبرِ تاریخ بودم...
@naneebrahim