تفاوت میدان وخیابان بامذاکره
▫️درمیدان همه چیز واقعی است،شهید
شدن سربازان واقعی،تلفات دشمن وشکست وپیروزی
▫️در خیابان بعثت مردم ،ایثار،جهاد و..
▫️درمذاکرات با اروپا وآمریکا
فقط یک چیز واقعی بود،عمری که گذشت ونتیجه ای تقریبا برابرصفر
جشن پیروزی برای شکست
#میدان_با_مذاکره_یکی_نیست
به نظرم نباید فریب آتشبس رو بخوریم، یکی از چیزهایی که دشمن نشان داده این هست که اگر وسط آتشبس هم یک فرصت برای ترور یا خرابکاری یا ربایش یا هلیبرن بوجود بیاره به احتمال زیاد اقدام میکنه. دیدار پزشکیان و قالیباف با مهمانهای خارجی خطرناک هست و نمیدونم چرا دوباره داره انجام میشه. در مورد هلیبرن معتقدم این هم جز گزینههای قطعی دشمن هست که به یکی از این چهار هدف ممکنه انجام بشه: ۱- ضربه به برنامه هستهای ۲- ضربه به برنامه موشکی یا تونلهای موشکی ۳- حمله به جزایر و سواحل ۴- ربایش مقامات یا فرماندهان یا علما(دانشگاهی و حوزوی)
درباره عقب نشینی ترامپ چند تا نکته به ذهنم میرسد:
1️⃣ برنامهریزی عملیاتی برای حمله نظامی وجود دارد و با این عقبنشینی هم کنار گذاشته نمیشود و هر لحظه امکان استفاده دارد. لذا آمادگی و هشیاری لازم است.
2️⃣ ضربات متقابل ایران به زیرساختهای کشورهای منطقه اثر بازدارنده داشته است و آنها را برای جلوگیری از درگیری جدید فعال کرده است. فرمول مدیریت ترامپ حرام زاده همین است. برای شکستن محاصره دریایی هم باید مورد استفاده قرار گیرد.
3️⃣ حضور مستمر مردم در خیابان حتی پس از سکوت صحنه نبرد نظامی، گزینههای نظامی آمریکا را بیاعتبار کرده است. هر گزینهای برای تضعیف تابآوری ایران خواهد بود و حضور مستمر مردم در خیابان آن را خنثی میکند.
4️⃣ ادعای ترامپ درباره مذاکرات با صحبت چند ساعت قبل او درباره ناراضی بودن از پاسخ ایران، همخوانی ندارد.
✍️مسعود براتی
✅انقلاب اسلامی در آذربایجان
✅@Nardaran313
دلیل تعویق افتادن، درخواست مقامات اماراتی و قطری و سعودی نیست آنگونه که ترامپ گفته، چیزی دیگریست:
ایران برای دور بعدی احتمالیِ جنگ، بانک اهداف جدیدی را در سطوح بالاتری از تنش نسبت به جنگ 40 روزه بروزرسانی کرده است.
امپراتوری لخت و فانتزی تسلیم
(کالبدشکافی دو توییت تاریخی؛ وقتی ترامپ به هذیان میافتد)
ضربالاجل ۴۸ ساعته تمام شد، اما به جای باز شدن درهای جهنم، شاهد دو توییت متوالی از رئیسجمهور آمریکا بودیم که در تاریخ روابط بینالملل به عنوان «نقطه پایان توهم قدرت» تدریس خواهد شد.
در توییت اول حمله «لغو» میشود و در توییت دوم او فانتزی «تسلیم شدن ارتش ایران با دستان بالا و پرچم سفید» را میبافد. بیایید با نگاه فلسفه و روانشناسی سیاسی این فروپاشی را کالبدشکافی کنیم:
۱. بومرنگ زمان و تله «محاصره مضاعف»
پالیسی تنسور دقیقاً دست روی فقدان تفکر سیستماتیک واشنگتن میگذارد: طرح احمقانه «محاصره مضاعف» به جای تحت فشار گذاشتن ایران، خود آمریکا را زیر گیوتین زمان برد. وقتی نفت به بالای ۱۰۰ دلار میرسد و ذخایر موشکی پنتاگون ته میکشد، ساعت برای واشنگتن تیکتاک میکند، نه تهران. شیوخ عرب (MBS و MBZ) التماس کردند ماشین جنگ متوقف شود، چون فهمیدند بادیگارد دیگر خشابی برای دفاع از دیتاسنترها و برجهایشان ندارد.
۲. مخرج استراتژیک و عقبنشینی خاموش
تریتا پارسی پرده از راز توییت اول ترامپ برمیدارد: درخواست متحدان عرب صرفاً یک «خروج آبرومندانه» (Face-saving exit) برای توجیه لغو حمله بود. اما شاهبیت ماجرا اینجاست: ترامپ در بیانیهاش در سکوت کامل، تمام خطوط قرمز قبلی (توقف غنیسازی، زرادخانه موشکی و نفوذ منطقهای) را دور ریخت و فقط به شرط «عدم دستیابی به سلاح هستهای» بسنده کرد. این یعنی واشنگتن در میز مذاکرات، پیشاپیش سنگرهای اصلیاش را واگذار کرده است.
۳. تله لابی و توهم قدرت (سیلی هانا آرنت)
ترامپ مدعی است حمله را به درخواست متحدان عرب لغو کرده، اما لیدیا پولگرین در نیویورکتایمز با تکیه بر فلسفه هانا آرنت راز این عقبنشینی را فاش میکند: واشنگتن مفهوم «ظرفیت اعمال خشونت» را با «قدرت» اشتباه گرفته است.
بمبافکنهای B2 نماد خشونتاند، اما وقتی نمیتوانند اراده سیاسی تهران را بشکنند یا امنیت شاهرگ اقتصاد غرب را تضمین کنند، قدرتی تولید نکردهاند.
حالا مانع اصلی توافق چیست؟ تنسور پاسخ میدهد: اسارت در چنگال لابی تلآویو (Hasbara Commissars).
واشنگتن برای توافق فقط باید یک «پیشنهاد معتبر لغو تحریم» روی میز بگذارد، اما لابی دستهای رئیسجمهور را بسته است و گزینههای جعلی به خورد سیستم میدهد.
۴. توییت دوم (سندرم فروپاشی ایگو و پیشگویی شکست)
پالیسی تنسور با دیدن توییت دوم پرسید: «چه چیزی او را اینگونه تحریک کرده است؟» چرا رئیسجمهور یک ابرقدرت باید در توییتر فنفیکشن طولانی از «امضای اسناد تسلیم در تهران» بنویسد و همزمان به رسانههایی مثل WSJ و NYT که بوی خون را حس کردهاند و میخواهند عقبنشینیاش را تیتر کنند، حمله کند که چرا ایران را پیروز جلوه میدهند؟
پاسخ در میز مذاکرات است. ترامپ در واقعیت میدان مجبور به پذیرش چارچوبهای ایران (اولویت حل هرمز بر پرونده هستهای) شده است. این توییت یک «واکسیناسیون روانی پیشدستانه» برای پایگاه رأی خودش (MAGA) است.
نقطه جوش:
ترامپ میداند والاستریت و رسانههای جریان اصلی این «تعویق حمله و تن دادن به مذاکره» را پیروزی استراتژیک تهران تیتر خواهند کرد. فانتزی «پرچم سفید»، مکانیسم دفاعی یک بازنده است که میخواهد با کلمات، ضعفی را که در میدان و میز دیپلماسی به او تحمیل شده جبران کند.
آمریکا توانایی بمباران دارد، اما قدرت تحمیل اراده ندارد. وقتی یک امپراتوری در توییتر سند تسلیم خیالی جعل میکند، یعنی در جهان واقعی قلم را به رقیب داده تا نظم جدید را دیکته کند.
✍️مازیار
✅انقلاب اسلامی در آذربایجان
✅@Nardaran313
جنگ قطعی است و در اظهارنظر رهبران آمریکایی و مطالب رسانههای غربی مطلقاً کوچکترین نشانهای از گشایش در مذاکرات مشاهده نمیشود. موشکهای روی جنگندهها همه بسته شده و منتظر حملهاند. در ایران هم انگشتها روی ماشه است.
آنچه یک رسانه به نقل از منابع مطلع منتشر کرده برداشت شخصی رسانه است و ارزش وقت گذاری ندارد.
فراموش نکنیم در ساعات منتهی به شروع جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه امید زیادی به توافق وجود داشت که آمریکا حمله کرد. آمریکای ترامپ به دنبال نتیجه مثبت در گفت وگو با ایران نیست. جنگ قطعی است.
✍️احسان تقدسی
✅انقلاب اسلامی در آذربایجان
✅@Nardaran313
ارزیابی پنجمین عقبنشینی ترامپ در مقابل ابتکار مذاکراتی و اقتدار نظامی ایران، بلوف های این شکست خورده کسی را در تهران نمی ترساند!
-ترامپ در دو راهی تهدید نظامی و افزایش قیمت نفت قرار دارد.
- پس از ناکامی در جنگ علیه ایران، ترامپ امیدوار است با فشار و تهدید سیاسی و نظامی امتیاز بگیرد.
- بلافاصله پس از تهدیدات او، قیمت نفت به شدت افزایش یافت و با عبور از ۱۱۰ دلار، در آستانه جهش بزرگی بود.
- ترامپ تصور میکند تنها راه، فشار و تهدید است، اما با پیامهای واضح ایران، تهدیدات علیه خود آمریکا و متحدانش عمل میکند.
- رییس دولت آمریکا در مخمصهای گرفتار شده که نه میتواند تهدید را کنار بگذارد و نه تهدیداتش نتیجهای دارد.
- ایران برای احقاق حقوق ملت ایستاده و این ایستادگی موجب عصبانیت ترامپ شده است
- ترامپ میداند اقدام نظامی دستاوردی ندارد و ایران آماده ضربات شدیدتر به او و متحدانش، بهویژه رژیم صهیونیستی است.
✍️احسان موحدیان
✅انقلاب اسلامی در آذربایجان
✅@Nardaran313
دلیل دست دست کردن ترامپ برای حمله چیست؟
آمریکا لااقل الان برآورد دقیقی از توان بازسازی شده پدافندی ایران بعد از جنگ و در زمان آتش بس ندارد.
نیویورک تایمز گزارش داده که ایران، احتمالاً با کمک روسیه، الگوهای پرواز جتهای جنگنده آمریکایی را مطالعه کردهاند. مقامات آمریکایی هشدار دادهاند که سرنگونی چند جنگنده در طول جنگ نشون میده که تاکتیکهای نظامی آمریکا بیش از حد قابل پیشبینی شدهاند و به ایران اجازه میدن تا به طور مؤثرتری با آنها مقابله کند.
جمله کلیدی این گزارش، «تاکتیکهای نظامی آمریکا بیش از حد قابل پیشبینی شدهاند»، یک زنگ خطر راهبردی است. این یعنی دکترین American Way of War که بر پایه برتری مطلق هوایی استوار است، در حال از دست دادن عنصر غافلگیری است.
این اشاره که ایران، احتمالاً با کمک روسیه، الگوهای پرواز را مطالعه کرده، فراتر از شنود راداری ساده است. روسها در سوریه و اوکراین، تجربه مستقیم رویارویی با تاکتیکهای ناتو را دارند. انتقال این دانش یعنی ایران دیگر صرفاً یک آسمان را پوشش نمیدهد، بلکه رفتار خلبان آمریکایی را پیشبینی میکند؛ از مسیرهای ورود و خروج استاندارد، ارتفاع عملیاتی، تا زمانبندی سوختگیری هوایی و الگوهای استفاده از پارازیت الکترونیکی. وقتی رفتار دشمن قابل پیشبینی میشود، یک سامانه پدافندی میتواند به جای واکنش نشان دادن، یک «تله» طراحی کند.
در دکترین هوایی، از دست دادن حتی یک جنگنده نسل پنجم مثل اف ۲۲ یا اف ۳۵ یک فاجعه اطلاعاتی-تکنولوژیکی است، چه رسد به «چند فروند». این یعنی پدافند ایران موفق شده در چرخه مشاهده، جهتگیری، تصمیم، اقدام از نیروی هوایی آمریکا پیشی بگیرد. این برتری در چرخه تصمیمگیری، دقیقاً همان برتریست که آمریکا از جنگ خلیج فارس تا امروز به آن میبالید.
ایران به جای بازسازی صرف سامانههای منهدمشده، یک شبکه پدافندی نوین با فیبر نوری، ارتباطات رمزنگاریشده کوانتومی-مقاوم و غیرمتمرکز ساخته که در برابر جنگ الکترونیک (اخلالگرهای پیشرفته آمریکا) مقاومتر است. این شبکه دیگر یک «چتر» نیست، یک «اسفنج» انعطافپذیر است که ضربه را جذب میکند بدون اینکه کل ساختارش فرو بریزد.
پدافند ایران دیگر فقط متکی به سامانههای شناختهشده مثل S-300 یا باور-۳۷۳ نیست و نسل جدیدی از موشکهای زمین به هوا با هدایت نوری (غیرقابل اخلال)، سامانههای لیزری پدافندی، یا مهمتر از همه، حسگرهای غیرفعال پیشرفته به کار گرفته شده. این حسگرها بدون انتشار امواج راداری، جنگندهها را از روی گرمای موتور، اختلال در میدان مغناطیسی یا حتی بازتاب نور محیط ردیابی میکنند.