نرگِث
من همیشه فکر میکردم میخواستم و میخواستم. امّا الان میبینم این نبود که میخواستم. شما چیکار میک
اولینبار نیست. زندگی من مزاحمِ شماری از خواستنهای یکّهخوراننده و بینتیجه و بیسر و ته عه. در واقع من بساط بقام رو بین خواستنهای جوکی و بی سر و ته باز کردم. من خیلی عذر میخوام. به هر حال منم که مزاحمم.
به هر حال آدمیزاد مختار به انتخاب یک نقطه امن ثابت شاید هم متغیر در دو روز زندگیشه(از لحاظ الدهر یومان). آقا ما رو یه تراس نجات داد.
نرگِث
بنظرم آدمیزاد هرچقدر هم تحت احاطه غم و غصه و ناراحتی قرار بگیره باید آسمون رو نگاه کنه. چون در برابر
من تحت احاطهی غم هستم و هر جا که مسقف نباشه نقطه امن منه. نقطه امن یه ایران اماکن سر بازه. ولمون کنید