eitaa logo
گمنام‌های یکم شناخته‌شده:)
670 دنبال‌کننده
230 عکس
12 ویدیو
0 فایل
•اگر مشکلی دارید، واژه‌ی کلیدی رو سرچ کنید؛ شاید پرسشی باشه مشابه با مسئله شما وپاسخ دادیم ــ به صورت ناشناس ، حرفت رو بنویس 💚 https://eitaayar.ir/anonymous/VS2H.UF59i _ کانال اصلی : @elnevesht
مشاهده در ایتا
دانلود
اونیکه ترسیده بود متکبر باشه محض چهارتا برو بیا ، سریع سجده کرد ! اونیکه خدا خدا می‌کرد کاش اشرف مخلوقات خودش باشه ، برگشت گفت بابا صبر کن اول روشن باشه ما که نمی دونیم این چیه واقعا اینجوری اشتباهه..کاش درک بشیم.. حالا از این جمع ، شیطان دیگه خیلی وضع خرابی داشت..اون مطمئن بود قراره بره بالا و همه براش دست بزنن آنقدر از این وضع خشمگین شده بود صریح گفت من به این سجده کنم ؟؟؟؟؟ چیکار کرده برات مگه ؟؟ تازه نگاه به ریختش کن از خاک هست حقیره...من آتشی هستم که سالها تورو عبادت کردم چرا حق خوبی هامو ندادی ؟؟ چرا تلاش‌هامو ندیدی ؟؟ چقدر ظالمی.. بهت اثبات میکنم من بهتر می فهمم و از این بهترم و تو اشتباه کردی...
خداوند بهش گفتن ، تو آدم رو دیدی اما من امر خودم رو. تو به امر ما ، اطاعت میکنی درگیر آدم نشو اما شیطون اصلا این امر خدا، دلبخواهش نبود....شروع کرد به خشم ، حسد و ناله و مویه...آوردن هزاران دلیل برای اینکه به امر خدا ، گوش نده! چون اصلا حواسش نبود خدا اینو خواسته! همش داخل قیاس خودش با آدم بود آنقدر که دیگه اصلا کاری به کار امر نداشت ! فقط می خواست همه چیز دلبخواه اون پیش بره ! چون خیلی عبادت کرده بود و فکر میکرد به این حرفاس...
خلاصه...در نتیجه ی این امتحان عملی ، که همه چیز شده بود آیینه برای اینکه هرکس فقط خودش رو بهتر بشناسه ، اونیکه سریع فقط سجده کرد ، ترفیع بهش داده شد و اجازه پیدا کرد ابلاغ‌گر پیام بشه.. اونیکه سوال براش بود و می خواست درک بشه ، سریع توبه کرد و به امر الهی بازگشت... و اونیکه کلا سرپیچی کرد ، هنوز که هنوز است ، رانده شده
نمی‌دونم داستان بالا رو ، کیا کامل خواندن خوش به حال هرکس کامل خواند.. تویی که داستان رو خواندی...می‌دونی کلمه‌ی حُر ، از حریت و آزادی اومده ؟ بزرگان هم معتقد هستند خصوصیت حریت و آزادی در اسلام ، برای افراد متوکل است.. متوکل یعنی کلا همه امور رو میگه " هرچی خدا بخواد هرچی خدا بگه هیچکس جز خدا نه نفعی می‌رساند و نه دفعی " این آدما کله اشون زیادی نترس شده..به نقل از قرآن نه می ترسند و نه غمگین می‌شوند..منظورش از شکست‌ها یا دسیسه هاست ! وگرنه حالت خوف و رجا برای انسان مثل واقعا تنفس برای زنده ماندن هست.. ترس از خدا ترس نداشتنش نبودنش سرپیچی کردنش...اینهاست...در کنارش هم باید امیدشون روشن باشه...همه..هیچکس اجازه ندارد امید مخلوقی رو ناامید کنه.
میدونی در پروسه‌ی توبه کردن حُر ، چه اتفاقاتی افتاد؟ از اینجا شروع شد که انگار امام‌حسین گوهری در وجود ایشون دید.. تورو میگنا... یک بخشی از ماجرا امام حسین به حر میگن من می خوام از یک راه دیگه ای بیام و حر بهشون میگن من مامور هستم که شمارو تحت‌نظر بگیرم و با خودم ببرم امام حسین بهش میگن مادرت به عزات بشینه تو کوچک‌تر از آنی که بخواهی مرا تحت‌نظر بگیری... حر اون لحظه به آقا امام حسین گفتن که چه کنم که مادر تو حضرت فاطمه‌ی زهراست...غیر از تو نام مادرم را برده بود نام مادرش را می بردم اما چه کنم که از مادر تو باید به بهترین وجه یاد شود... واقعا تصور کردید که امام حسین قصد داشت حر رو آزار بده که اینطور با جدیت با اون برخورد کرد؟ نه...انگار که می خواست چیزی را ساکت و چیز دیگری را برانگیخته کند...
این ادب حر و اینکه مقابل امام حسین ادب کرد و این گوهر درونش برانگیخته شد باعث شد انگار شفاعتش کنند...انگار زوری بخوان آدمارو شفاعت کنند... موقع مذاکره امام حسین و عمر سعد ، حر هم اونجا بود... اونجا حر خیلی چیزا دید و شنید... وقتی آقا رفتند ، برگشت به عمر گفت : می خواهی با این مرد بجنگی ؟؟ عمر سعد گفت جنگی کنم که اسان‌ترین آنها جدا شدن سرها از بدن‌ها و دست‌ها از پیکر ها باشد..
حر دوباره برگشت به عمر گفت یعنی پیشنهاداتی که ایشان داد رو نمی پذیری ؟؟ عمر سعد انگار یک لحظه به خودش اومد و عذر آورد و گفت چه کنم که امیرِ تو نمی‌پذیرد وگرنه من حرفی نداشتم حر از عمر جدا شد...به شخصی به اسم قرة‌بن‌قیس برخورد کرد...به قیس گفت اسبت رو آب دادی یا نه ؟؟ اینجا دیگه حالات حر ، حالات شخصی شده بود که از همه چیز و همه کس بُریده بود... یکی دیگه از اون جمع به اسم مهاجر‌بن‌اوس می‌گوید متوجه شدم که بدن حر میلرزه به حر میگه این چه حالتی است که در تو می بینم ؟! این رعشه ها برای چیست مگر تو سردار کوفه نیستی؟؟
حر گفت ای مهاجر ! من خودم را بین بهشت و جهنم مخیر می بینم..بین خدا و غیرخدا...اما به خدا قسم که جز بهشت چیز دیگری را انتخاب نمی کنم! مهاجر می‌گوید دیدم حر آرام آرام به سوی خیام امام حسین،حرکت کرد......
رسید به خیمه امام حسین..در تاریخ نوشتند حالت حر ، حالتی بود انگار از همه چیز جدا شده و می خواسته خودش رو با خدا پیوند بده..سرش رو به خاک گذاشته بود و طلب آمرزش می‌کرد و امام حسین را صدا کرد.... آقا آمدند... فرمودند : مَن انتَ ؟ اِرفَع رأسَک .. تو کیستی ؟ سرت رو از روی خاک بردار💔 حر اعتراف کرد همان هستم که راه را بر تو بستم...آیا توبه من قبول است؟ آقا فرمودند آری..خداوند توبه پذیر است... و اینچنین شد که در تاریخ و مقاتل نوشته اند اولین شهید روز عاشورا ، همین حر‌بن‌یزید‌ریاحی بود..... اللهم صلی علی محمد و آل محمد
سلام رفقا اطلاع نداشتم لینک به مشکل خورده دیگه درستش کردیم حرفی بود در خدمتیم🙏🏻
هدایت شده از گمنام‌ها(خصوصی)
کی باز میاین و حرف میزنید باهامون؟ ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬ کانال: @nashenasel ⏰زمان: 21:40:04 چهارشنبه 1404/03/07