🍂 #جام_زهر
مجموعه نظرات و جریانات
🔅 سردار غلامعلی رشید؛
" من از نیمه دوم آذرماه که بحث های عملیات گسترده سال ۱۳۶۶ در قرارگاه شهید بروجردی (بانه) مطرح می گردید، هشدار می دادم که دشمن ممکن است به فاو حمله کند."
(غلامعلی رشید، پیش درآمدی بر سقوط فاو، فصلنامه مطالعات جنگ ایران وعراق، تابستان ۱۳۸۶ص ۱۰۴)
🔅 غلامعلی رشید؛
خطاب به محسن رضایی در سال ۶۶؛
" ارزش فاو برای دشمن بیشتر از خرمشهری است که ما گرفتیم. با اقدام عراق برای حمله به فاو، هم کویت موافق است هم عربستان و آمریکا و هم موجب می شود که روحیه ی سربازان شان بالا برود."
(مجید نداف. بررسی اجمالی شرایط حاکم برجنگ و چگونگی بازپس گیری فاو توسط عراق. فصلنامه مطالعات جنگ ایران وعراق. تابستان ۱۳۸۶ص ۱۱۷)
#نکات_تاریخی_جنگ
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🍂
🔻 پیر مرد آرپی جی زن
سن زیادی داشت. معرفی شد به گروهان ما. خیلی متین و با ادب و سر به زیر، سلام کرد و برگه امضا شدة حسین رو نشونم داد. از گوش های شکسته و حالت بینی اش معلوم بود در جوانی کشتی گیر بوده.
پرسیدم: «حاج آقا، اسم و شغلتون؟»
خسروی هستم. معلم مدرسه ابتدایی.
رفت دسته یک. اصرار که می خوام آرپی جی زن بشم. گفتم: «پدرم شما یا امداگر بشو یا برانکاردچی.» اما زیر بار نمی رفت. به بچه ها گفتم: «فعلا بهش بگین آرپی جی زنی، تا شب عملیات یا موقع رفتن به خط پدافندی منصرفش می کنیم.»
بچه ها داشتند آموزش می دیدند. سلاح آن روز آرپی جی هفت بود. بعد از آموزش قرار شد چند نفر از بچه ها شلیک کنند تا به صدا و حال و هواش عادت کنند. هدف یک بشکة 220 لیتری بود. گلولة اول رو خودم نشانه رفتم و بعد شرح چگونگی شلیک. آتش کردم، اما به هدف نخورد. نفر دوم هم نتونست به هدف بزنه. گلوله سوم رو دادیم به حاج آقا خسروی. پیش خودم گفتم که با شلیک اولین گلوله قید آرپی جی زدن رو می زنه.
قبضه رو گذاشت روی شونه اش و بعد از خواندن آیه «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکنّ اللّهَ رَمی.»(1) شلیک کرد. فریاد الله اکبر بچه ها بلند شد. درست زد به هدف.
شد آرپی جی زن. گفتم: «حاجی جون، تو عملیات فرصت خوندن « ما رَمَیْتَ...» نیست. باید سریع شلیک کنی، وگرنه با قناسه می زنندت.
آتش دشمن سنگین بود. تیربار دشمن امان نمی داد. هر کسی می رسید، یک گلوله آرپی جی شلیک می کرد، اما اثری نداشت.
حاجی خوابید روی سر خاکریز. داد و بیدا بچه ها که «حاجی بیا پایین، زود باش، الان می زنندت.» اما اون بی خیال، مشغول هدف گیری بود. باصدای بلند فریاد کشید: «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکنّ اللّهَ رَمی» و شلیک کرد. فریاد الله اکبر بچه ها بلند شد. تیر بار عراقی ها خاموش شد.
چند وقت پیش، سوار تاکسی شدم. از پل سپاه تا سه راه فردوسی شاهین شهر. یک پیکان لاجوردی، که از بس آفتاب خورده بود، به سفیدی می زد، جلوی پایم ترمز کرد. راننده پیرمردی بود با محاسن سفید. او رانندگی می کرد، اما من فقط نگاهش می کردم. نفر بغل دستیم همش نق می زد که بابا تندتر. حاجی هم خیلی با ادب گفت: چشم، ببخشید، پیریه دیگه.
اشک توی چشمام حلقه زده بود. باید پیاده می شدم. گفتم: حاجی جون، یادش بخیر.
فقط لبخندی زد و رفت.
کاش به اون مسافر گفته بودم که این راننده تاکسی چه دلاوری بوده.
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🍂
🔴 نحوه تهیه مهمات 6⃣
در گفتگو با
محسن رفیق دوست
━•··•✦❁🧿❁✦•··•━
🔅 سفیر یکی از کشورها گفت دو رهبر هرگز دروغ نمیگویند
خاطرهای میگویم. سفیر یک کشور قدرتمند خارجی، ۲ سال پیش به ملاقات من آمد. پرسیدم چرا پیش من آمدهای؟ پاسخ داد که درست آمدهام. پس از صحبتهای مقدماتی گفت امروز در دنیا ترامپ، پوتین، رهبر چین، نخستوزیر ژاپن و آنگلا مرکل و خیلی افراد دیگر سخنرانی میکنند، بخشی از دنیا به صحبتهای آنها گوش میکنند و معتقدند که آنها دروغ میگویند اما دو نفر در دنیا صحبت میکنند، همه دنیا به حرفهای آنها گوش میدهند و معتقدند که آنها راست میگویند. یکی از آن دو نفر رهبر معظم انقلاب اسلامی و دیگری سیدحسن نصرالله است.
آن سفیر پرسید که حضرت آقا اخیراً فرمودهاند که اسرائیل ۲۵ سال دیگر از بین میرود. گفت که معتقدیم که آقای خامنهای دروغ نمیگوید و اسراییل از بین خواهد رفت. من در ادامه چگونگی از بین رفتن اسراییل را برای او شرح دادم و گفتم که اسراییل را برای کل منطقه و شعار نیل تا فرات به منطقه آوردند اما الان دور خودش دیوار میکشد. بعد از شکست مفتضحانه صهیونیستها در جنگ ۶ روزه، از سفیر قطر در سازمان ملل به دلیل آنکه کشورش با ایران روابط خوبی داشت میخواهند از ایران بخواهد برای پذیرش آتش بس میانجیگری کند. با این اتفاق اسرائیل از بین رفت و روز به روز هم تحلیل میرود.
اتفاقی که اینروزها افتاده شبیه دو غریقی است که برای بقا به هم چسبیده اند. هم اسرائیل نابود شدنی و هم حکومتهای آنها پوشالی است البته جمهوری اسلامی از چنین اتفاقی خوشحال نیست، خوفی هم از آنها ندارد و این روند را به نفع جبهه مقاومت میداند.
وی درباره جنگ همه جانبه آمریکا علیه ایران نیز گفت: اگر آمریکا به ایران حمله کند در همان ساعات اولیه رژیم صهیونیستی و بعد هم بقیه پایگاهای آمریکا در منطقه نابود میشود. خود آنها نیز بارها اعلام کردهاند و این توان را هم در ما میبینند. ما با کسی شوخی نداریم. ما حمله کننده نیستیم ولی اگر به ما حمله شود پاسخی به آنها میدهیم که پشیمان کننده باشد.
✦━•··•✦❁🍃❁✦•··•━✦
پایان
#تاریخ_شفاهی
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🍂
🔻 خبر شهادت
شهید حسنعلی احمدپور
روزهای اول ماه مبارک رمضان بود، من هم از جمع گردان همیشه پیروز مسلمابنعقیل از لشکر ویژه ۲۵ کربلا بودم، تازه چند صباحی بود شلمچه، خط تحویل گرفته بودیم، بچههای بابل، گرگان و بهشهر زیاد بودیم، فرمانده گردان حاج تقی ایزد بود، همیشه تو سنگر از شجاعتهای حاج تقی و سردار شهید سیدعلی دوامی میگفتیم و افتخار میکردیم، دنیا، دنیای دیگری بود. سیدعلی از گشت آمده بود، وقت رفتن به یکی از بچهها سپرده بود که موقع برگشت هوایش را داشته باشد، خیلی راحت برخورد میکرد، اما در شلمچه حتی اگر برای چند ثانیه سرت را از خاکریز بالا میگرفتی خطرناک بود، وقتی برگشت تو سنگر نگهبانی با چند تا از دوستان و رزمندهها گرم صحبت شد تا اذان شود و نماز اول وقت رو بخواند، روی گونیهای سنگر نشسته بود که یکی از بچهها گفت: «سید! ببخشید خطرناک است». اما سید گفت: «شما سرتان را بیارید پایین، من الان چیزیم نمیشود». همه تعجب کردند، سید گفت: «من ۲۱ رمضان به دنیا آمدم و ۲۱ رمضان هم شهید میشوم. راست میگفت، ۲۱ رمضان بر اثر جراحات خمپاره ۶۰ به شهادت رسید. تو سنگر بودیم، شهید مصطفی کلاهدوز سراسیمه آمد، بچهها دعا کنید، سیدعلی مجروح شده، واقعاً چه سِرّی را سیدعلی میدانست؟ سیدعلی مگر چه کسی بود؟ به چه درجهای رسید که حتی تاریخ شهادتش را میدانست، اما قبل شهادت به خودش نگفت حالا زوده! باشه کمی پیرتر بشوم و ماند و جاودان شد،ای کاش کمی بیشتر حواسمان بود. یادباد خاطرات همه شهدای لشکر ویژه ۲۵ کربلا و شهدای گردان مسلم که تا آخرین روزهای جنگ حماسهها آفریدند و جزیره مجنون را برای همیشه باخونشان رنگین کردند.
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🍂 #نکات_تاریخی_جنگ
🔅 #جام_زهر
مجموعه نظرات و جریانات
شهیدغلامرضا صالحی قائم مقام لشکر۲۷ در یادداشت های شخصی خود نوشته است:
" پنج شنبه ۲۳ مهر ۱۳۶۶،
اعتقاد شخصی من این است ( البته استدلال منطقی ندارم ولی احساس می کنم ) که همیشه باید در ذهنمان باشد که ممکن است سیاست دشمن (آمریکا) این باشد که در حال حاضر توسط طالبانی ها وتوانایی هایی که آنان دارند، ذهنیت جمهوری اسلامی را از جنوب به غرب بکشند تا توان ما در این منطقه صرف شود که قطعا ارزش کل استان سلیمانیه ، به هیچ عنوان با بصره قابل مقایسه نیست."
(یادداشت های ارزشمند این شهید که قریب ۲هزار صفحه است متاسفانه اجازه ی انتشار نداشته و فقط از سوی خانواده در دسترس محققین و پژوهشگران قرار می گیرد)
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🍂 #جام_زهر
مجموعه نظرات و جریانات
🔅 سردار غلامعلی رشید؛
" حدود یک ماه قبل از عملیات والفجر ۱۰، در تاریخ دوم اسفند ۱۳۶۶ از تهران رفتم پیش برادرمحسن در باختران . چندین بار استدلال کردم که دشمن به فاو حمله می کند و می گفتم؛ با توجه به اطلاعات رسیده دشمن از مهران تا فاو نیروهای زیادی را جمع آوری کرده و قریب به ۴۰۰هزار سرباز و و ۴۰۰۰دستگاه تانک و نفربر و ۱۲۰۰ قبضه توپ را در حوالی عماره و بصره جمع کرده است. دشمن ببیند ما به حلبچه حمله کرده ایم موقع را مغتنم شمرده و به فاو حمله می کند. چون ما در جنوب دست بکار بسیار خطرناکی زده ایم و هیچ نیروی سازمان یافته ای را در آنجا متمرکز نکرده ایم و نیروی ما در فاو بسیار ضعیف است، این کار را نکنیم و حداقل ۲ لشکر را در فاو بعنوان احتیاط نگه داریم."
(پیش درامدی بر سقوط فاو ص۱۰۴)
#نکات_تاریخی_جنگ
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
☀️اگر شهید حاج قاسم سلیمانی و یارانش نبودند(۷) نگاهی به جنایات «داعش» 👈«داعش و بلایی که بر سر زنان و دختران آورد»؛جنایتی که در تاریخ ثبت نشد
☀️اگر شهید حاج قاسم سلیمانی و یارانش نبودند(۷) نگاهی به جنایات «داعش» 👈«داعش و بلایی که بر سر زنان و دختران آورد»؛جنایتی که در تاریخ ثبت نشد😰
🍃 «بازمانده های فیروزه» 🍃
🔸سرگذشت تلخ دختران ایزدی در عراق
🔸روایتی از روزهای ابتدایی اشغال موصل توسط داعش
قسمت اول 👈🏻 https://b2n.ir/p06121
قسمت دوم 👈🏻 https://b2n.ir/m05626
قسمت سوم 👈🏻 https://b2n.ir/f35832
قسمت چهارم 👈🏻 https://b2n.ir/f97074
قسمت پنجم 👈🏻 https://b2n.ir/w04851
قسمت ششم 👈🏻 https://b2n.ir/a45083
قسمت هفتم 👈🏻 https://b2n.ir/g79925