🌷 #محمد_رضا_شفیعی:👇
🌷مجروح که شد، به اسارت دشمن درآمد و در آنجا به شهادت رسید. او را دفن کردند و شانزده سال بعد هنگام تبادل جنازه شهدا با اجساد عراقی، جنازه «محمدرضا شفیعی» و دیگر شهدای دفن شده را بیرون می آورند تا به گروه تفحص شهدا تحویل دهند. اما جنازه محمدرضا سالم است ، سالمِ سالم...
🌷بعد از تبادل اسرا، حالا نوبت جنازه ها بود. قرار شد حتی استخوان های شهدا را تحویل بدهند. عراقی ها رفتند سراغ قبرها. یكی شان هم قبر محمدرضا بود. مشغول شدند و با بیل و كلنگ خاك ها را كنار زدند، اما بيچاره ها، بیچاره بودند در كفرشان، بیچاره تر شدند...
🌷دشمن به یقین رسید در كفر و جهنم رفتنش. خبر به گوش صدام رسید. دستور داد جنازه را تحویل ندهند... آبرو كه نداشت ولى محمدرضا رسواترش می كرد. سه ماه محمدرضا را به دستور صدام سه ماه زیر آفتاب داغ عراق گذاشتند...
🌷....پودر تجزیه روی بدن و صورت محمدرضا ریختند. اما تفاوتی نمی کند. هیچ اتفاقی نیفتاد....نه سوخت و نه پودر شد. فقط كمی تغییر كرد. سفید بود رنگش. سبزه بامزه شد. بدبختی و شقاوت شده بود خوره و به جانشان افتاده بود. صلیب سرخ در جریان بود و ایران هم مدرك داشت. مجبور شدند كه محمدرضا را تحویل بدهند؛ «و مكروا مكروالله والله خیر الماكرین»
🌷محمدرضا صحیح و سالم بود. به فكر چهار تكه استخوان بودند و حالا بدن محمدرضا سالم بود. موهایش، پوستش، مژه اش، زخم تنش...، انگار محمدرضا همين چند دقیقه پیش شهید شده! عكس ها و مدارك را مطابقت كردند اما قبر، قبر محمدرضا بود و جناره سالم سالم...
🌷مادر شهید می گوید: موقع دفن محمدرضا، حاج حسین کاجی به من گفت: شما می دانید چرا بدن او سالم است؟ گفتم: چرا؟ گفت: راز سالم ماندن ایشان چهار چیز است: هیچ وقت نماز شب ایشان ترک نمی شد؛ دائماً با وضو بود، هیچ وقت زیارت عاشورایش ترک نمی شد. مداومت بر غسل جمعه داشت.
🌷....آخر مجلس همه اشکاشون رو با چفیه پاک می کردند ولی محمد رضا اشکاشو می مالید به صورتش دلیل تازگی بدنش بعد از ١٦ سال همین بود اثر اشک امام حسین(ع)!... مادرش می گوید: به امام زمان (عج) ارادت خاصّی داشت و هر وقت به قم می آمد، رفتن به جمکران را ترک نمی کرد...
🌷.... شهید محمد رضا شفیعی در سال ١٣٤٦ در قم به دنیا آمد. این شهید یکی از رزمنده های گردان تخریب لشگر ١٧ علی ابن ابی طالب قم بود. در عمليات کربلای ٤ مجروح و اسير شد. در ٤ دی سال ١٣٦٥ در سن ١٩ سالگی در بيمارستان بغداد به شهادت رسید... پیکر او به همراه شهدای دیگری در ١٤ مرداد ١٣٨١ به کشور بازگشت. بعد از ١٦ سال خودم تو گلزار شهدای قم دفنش کردم...
#کتاب_شهدا_و_اهل_بیت
#ناصر_کاوه
راوی: حسین علی کاجی
🔴 کشندهتر از کرونا
☢ غده سرطانی از کووید ۱۹ خطرناکتر است
☢ الغدة السرطانية هي أخطر من فيروس كوفيد-١٩
☢ The Cancer gland is more dangerous than Covid-19 virus
#covid1948
#القدس_لنا
#کووید۱۹۴۸
#غده_سرطانی
#یوم_النکبه
#وحشی_مدرن
10.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جان من رو سیاه(خادم گروه منتظران ظهور) دوستان عزیزم
این۵دقیقه رو
باارامش ودرخلوت
گوش کنید وعمل هم بکنید
اگه میخواین در دنیا واخرت سعادتمندبشین؟
🍂
💢 پل بعثت ۶
شاهکار مهندسی جنگ
مشخصات رودخانه
🔅 مساله دیگر این که نظر رزمندگان و جهادگران ما نسبت به حمایت خداوند بود که پشتیبان ماست و ایمان و فداکاری نیروهای ما عامل دیگر بود که جمعا باعث شد تصمیمات قطعی درباره طرح شناوری گرفته شود. البته تا به این طرح شناوری رسیدیم مدتی طول کشید تا پاسخ این کار را به دست آوریم .
پل از لوله هایی به طول 12 متر و دارای قطر 142/56 سانتی متر و ضخامت 16 میلی متر از نوع فولاد (st60) تشکیل شده بود .
لوله ها در هر ردیف توسط اتصالات گوشواره ای به یک دیگر زنجیر و متصل می شدند. هر ردیف طوری روی ردیف قبلی قرار می گیرد که شکل شبکه لانه زنبوری را به وجود می آورد . لوله ها در چند ردیف فوقانی به یکدیگر متصل نیستند ،از جایی که لوله ها را نمی توان از طریق شناوری روی هم قرار داد پس از تراز نمودن سطح فوقانی با قرار دادن لوله ها با قطرهای متفاوت به ضخامت لازم روی آخرین ردیف آسفالت ریخته می شود.
در طرح اولیه برای سیستم شناوری قطعات پنج تایی به یکدیگر متصل می شدند که برای آب اندازی آن نیاز به اسکله داشتیم که ساخته شد و حتی اینکه به طرح قطعات پنج تایی هم رسیدیم هم مطلبی است ؛ یعنی ابتدا مطالعاتی روی آن صورت گرفت و ما محل نهر و نوع اسکله و کارگاه را انتخاب کردیم که خود این ها هر کدام مراحلی داشت که شاید از حوصله این مقوله خارج باشد.
@defae_moghadas2
🍂
🍂 خشن ترین خطی که بی پروا ترین جوانان عصر عاشقی؛ چلیپایش را با قلم قامت در دوات دل زدند!
#کربلای_پنج
#نون_شکلیها
@defae_moghadas
🍂
🍂
💢 پل بعثت ۷
شاهکار مهندسی جنگ
برای ساخت اسکله ، قسمتی از کارهای جوشکاری در اهواز و مقداری هم در کارگاه منطقه صورت گرفت و موقع شناور بودن لوله نیز مراحلی داشت که چگونه ما توانستیم پاسخش را پیدا کنیم ویک چنین لوله ای در حالت را با آن ابعاد در حالت شناوری نگه داشت و در آنها را به چه وسیله ای ببندیم و چگونه بازش کنیم درحالی که پاسخ آن ها را نمی توانستیم در کتاب ها پیدا کنیم .
البته اصول علمی را در اختیار داشتیم . مانند قانون ارشمیدس که" اگر جسمی وارد مایعی شود به اندازه وزن مایع هم حجمش از وزن آن کاسته می شود."
و این برای ما روشن بود با توجه به 19 متر مکعب و یا به عبارتی 19000 لیتر یعنی 19 تن آب را قدرت شناوری داشته باشد و یا به این عبارت که اگر ما درب این لوله را ببندیم شناوری بدست می آید که قادر است وزن 19 تن بار را بر روی خودش تحمل کند و در مورد این که وزن خودش 7 تن است و این درب باید این فشار را هم تحمل نماید .
و حال آیا این دریچه باید چه نوع باشد که مقاومت و توان تحمل این فشار را داشته باشد و بتواند زود باز شود .
ابتدا برادران پارچه برزنت را پیشنهاد کردند که ما نمی دانستیم تارهای این پارچه چقدر مقاوم است ؟و دوم اینکه چگونه ما این را ببندیم ...
ودیگر سوالات سوالات متعددی که وجود داشت وبه ناچار باید این آزمایش را در اشل های واقعی انجام می دادیم و برای این کار ابتدا اسکله را ساختیم و لوله ها را در تعداد پنج تایی روی آن قرار دادیم .
سپس درب لوله ها را با برزنت و پلاستیک بستیم که مهار آن ها توسط تسمه های پلاستیکی که خاص کارتن بندی است انجام شد که بعد از طناب به جای تسمه استفاده کردیم البته طناب همان استقامت را دارا بود ، به علاوه به سرعت باز می شد و همین امر باعث شد که طناب انتخاب شود.
ادامه دارد
@defae_moghadas
🍂
🍂
💢 پل بعثت ۹
شاهکار مهندسی جنگ
شکل انتقال لدله ها در آب مطرح شده بود که از جراثقال دستی استفاده شود یا جراثقال های دیگر که نهایتا بهترین راه هل دادن و لغزاندن را انتخاب نمودیم و چون این اولین آزمایش در این مرحله بود لذا گفته که عکس و فیلم نیز تهیه شود تا اشکالات را بتدان مرور کرد. در زمان مد لوله های شناور را در نهر قرار دادیم و قرار شد از آنجا لوله ها را به طرف رودخانه بکشیم. موقع انجام این کار برزنت و پلاستیک لوله ای سُر خورد و لغزید و در فاصله 50متری اسکله درون آب غرق گردید .
همه را یاس و ناامیدی فرا گرفت و سوال هایی مطرح می گردید. ما در این زمان برادرانی را که سوال و یا حرفی داشتند فرا می خواندیم و از گفت و گو ها و بحث ها اشکالات کار را جستجو می کردیم و مساله بدین صورت حل میشد و هیچ گاه از ایراد گرفتن از کارمان گریزان نبودیم .
برای ما اصول کار روشن بود و در جزییات نیاز به تجربه و آزمایش داشت .
ما نظام و سازماندهی برادران را انجام دادیم که گروه هایی از قبیل حمل و نصب و آب اندازی تشکیل شد و به آن ها آموزش های لازم ، حتی شنا، داده شده بود و از نظر ایمنی و حفاظتی توجیه شدند و بعد به آن ها گفتیم که همه ما در یک شرایط کاری قرار داریم که به مقاومت و پایداری و فداکاری نیاز دارد و ممکن است در مراحلی از کار با شکست مواجه شویم و این شکست ها باید برایمان درس باشد و اگر عدم موفقیتی در کار بوجود آمد ، نباید به تداوم کار لطمه وارد شود ...
ادامه دارد
@defae_moghadas
🍂
🍂 آیا می توانستیم در طول دفاع مقدس، نظام حزب بعث را ساقط کنیم؟!
سرلشکر علاالدین خَمَس جانشین سابق فرمانده سپاه سوم عراق :
" هنگامی که الخزرجی در سال ۱۹۸۷ به ریاست ستاد مشترک ارتش منصوب شد، از صدام پرسید؛ قربان یادتان می آید در سال ۱۹۸۳ مقاله ای در مورد به دست گرفتن ابتکار عمل مجدد نوشته بودم؟ اکنون مجبوریم جنگ را تمام کنیم چون بر لبه ی پرتگاه هستیم ، همه ی منابع موجود را مصرف کرده ایم و توان افراد را تحلیل برده ایم تا آنجا که برخی از آنها ده سال در ارتش خدمت کرده اند. اکنون حتی یک سال دیگر هم نمی توانیم به این جنگ ادامه دهیم و باید با به دست گرفتن مجدد ابتکار عمل، جنگ را تمام کنیم."
(کوئین وودز ، فرماندهان صدام ص ۲۵۰)
@defae_moghadas
🍂