فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
☀️انفجار مواد محترقه 🧨 در دست پسر جوان
🔴 چهارشنبه سوی یکی از احمقانه ترین، وحشیانه ترین و خرافی ترین رسم هایی است تبدیل به عرف بخشی از جامعه شده.
🔹️ هرسال میلیاردها تومان هدر میرود، جانهای زیادی میسوزد، هزاران زن و کودک مضطرب میشوند که عده ای به اسم سنت ایرانی، تفریح کنند!👈 حیف از ایران که با این ضدتبلیغ ضد فرهنگ معرفی شود.
♦️آخرین آمار آسیب دیدگان چهارشنبه سوری در کشور؛ ۸۰ نفر در حوادث چهارشنبه پایان سال دچار قطع عضو شدند.
☀️جعفر میعادفر، رئیس سازمان اورژانس کشور: تا به این لحظه ۷۱۴ نفر مصدوم و ۱۶ نفر در پی حوادث چهارشنبه پایان سال جانشان را از دست دادند. ۵۲۷ نفر تحت درمان قرار گرفته و ترخیص شدند. ۳۵ نفر نیز در محل درمان شدند و متاسفانه ۸۰ نفر دچار قطع عضو و ۲۰۸ نفر دچار آسیب از ناحیه چشم شدند...
🔻انفجار مواد محترقه باعث تخریب خانه در همدان شد 👈 در جریان این حادثه یک کودک ۹ ساله دچار سوختگی شدید شده بود که توسط عوامل اورژانس در محل به بیمارستان منتقل و آتش نشانان نیز پس از ایمنی سازی محل به ایستگاههای مربوطه مراجعت کردند...
🔻انفجار کیف حاوی مواد محترقه در قم باعث مصدومیت سه برادر شد
🔹در این حادثه که در ساختمانی واقع در خیابان بعثت قم رخ داد، سه برادر بهشدت مصدوم شدند که یکی از آنها دچار ۹۰ درصد سوختگی شده است.
🔹سه برادر حادثه دیده ۲۰، ۱۴ و ۱۰ ساله هستند که به بیمارستان اعزام شدند...
📲💭 اگر این مراسم مزخرف برای اسلام بود، امشب یقه ما رو ول نمیکردند که بچه مردمو کشتید و... ولی هرساله بچه های مردمو با یک مراسمی که نه در آیین ملی ما است نه آیین مذهبی، یا میکشند یا ناقص میکنند و همچنان این خریت به اسم حال کردن ادامه داره. واقعا خیلی خرید. البته حیف خر...
✍🏻 #ناصرکاوه
"هوالشهید"
امروز ۲۳ اسفند؛ مصادف است با سی و هشتمین سالگرد شهادت سلحشورانه حاج عباس کریمی؛ فرمانده دریا دل لشکر۲۷ محمدرسول الله(ص) طی نبرد آبی - خاکی بدر در دشت الهاله؛ شرق دجله.
به همین مناسبت با مرور دست نوشته های آن روز خودم، نحوه شهادت آن سردار خاکی پوش را تقدیم شما نازنینان می نمایم:
پنجشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۶۳ ـ شرق دجله
... حاجرضا دستواره با فریاد خطاب به آنهایی که اصرار داشتند سوار قایق بشوند، گفت: بچّهها بمانید دفاع کنید. با عقبنشینی چیزی درست نمیشود. باید همینجا بمانیم و دمار از روزگار بعثيها دربیاوریم.
یکی از آنها در حالی که تلاش میکرد سوار قایق شود، خطاب به حاجرضا گفت: برو کنار برادر. اصلاً تو کی هستی که به ما میگویی اینجا بمانیم و مقاومت کنیم؟ مگر نمیبینی دشت پر از تانک شده؟
حاجرضا دستواره گفت: من قائممقام لشکر هستم. تازه مگر یادتان رفته، توی عملیات بیتالمقدس بیشتر از اینها تانک آورده بود، ولی بچّهها چنان مقاومتی کردند که بعثی ها مجبور به عقبنشینی شدند. امّا آن فرد در حالی که گلنگدن اسلحهاش را میکشید، گفت: برو کنار وگرنه میزنم.
در این لحظه تعدادی از بچّهها حاجرضا را از مقابل اسلحهی آن فرد کنار کشیدند.
کمی آنطرفتر روی دژ اصلی، حاجعبّاس از داخل یکی از سنگرها با دوربین دوچشمی دشت روبهرو را نگاه میکرد و به اطرافیانش دستوراتی میداد.
محو عظمت و نوارنیت حاجعبّاس بودم که در یک لحظه با شنیدن صدای کر کنندهای به زمین غلتیدم. دود و آب و گِل به هوا برخاست. اطرافم را برانداز کردم تا ببینم چه اتفاقی افتاده؟ نفهمیدم تیر مستقیم تانک بود یا خمپاره. امّا هر چه بود صدای وحشتناکی داشت. به طرف محل اصابت گلولهی دویدم. با دیدن صحنهای خشکم زد. خدای من! اینجا که سنگر دیدهبانی حاجعبّاس بود. پس خودِ حاجعبّاس کو؟ دیدم دو نفر پیکر مجروحی را بیرون میآورند. نگاه کردم؛ خودش بود؛ حاجعبّاس. عرق سردی تمام بدنم را فرا گرفت.
نفسم بند آمد. من هم یک طرف بدن حاجعبّاس را گرفتم. هنوز نیمهجانی داشت. نفهمیدم ترکش به کدام نقطه بدنش خورد، اما چشمهای بیرمقش داشت باز و بسته میشد. ردّ کمرنگ لبخندی بر لبهایش نقش بسته بود و در نگاهش نگرانی موج میزد. این حالت نگرانی او را میشناختم. او نگران بسیجیانش بود. همان بسیجیانی که تنها با سلاح های سبک، در مقابل یگانهای مجهز زرهی دشمن، همچنان مقاومت می کردند.
با کمک آن دو نفر دیگر و علی سلطانمحمدی پیکر نیمهجان حاجعبّاس را داخل یکی از قایقها گذاشتیم. سکاندار قایق بدون درنگ، گازش را گرفت و وارد آبراه شد. هنوز مسافت زیادی را طی نکرده بودیم که وسط آبراه قایق را نگه داشت. نگاه کردم لابهلای نیزارها دیدم بچّههای بهداری لشکر با پلهای شناور پست امداد درست کردهاند. حاجعبّاس را به داخل سنگر اورژانس انتقال دادیم. پزشکیار داخل اورژانس که حسابی دستپاچه شده بود، اوّل از همه نبض حاجعبّاس را گرفت و بعد با نگرانی گفت: اینکه نبضاش نمیزند!
آری! به این ترتيب چهارمین فرمانده لشکر ما تنها یک سال بعد از شهادت حاج همت، به جمع رفیقان و همرزمانش ملحق شد.
شادی جان های تابناک تمامی شهيدان مدافع کیان عزت ملت خداباور و خدایاور ایران زمین صلوات.
"گل علي بابایی"
🌷#شهیدعباس_کریمی پس از شهادت شهید همت، فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) بود و در ۲۴ اسفند ۱۳۶۳، در عملیات «بدر» به شهادت رسید. ویژگی های بارز اخلاقی از او شخصیتی ساخته بود که ناخودآگاه دیگران را مجذوب خود می ساخت
☀️اولین عملیات تیپ محمد رسولالله «ص» فتحالمبین بود. این عملیات یک ویژگی دارد که باید در تاریخ ایران ثبت شود؛ آن هم تصرف توپخانه سپاه عراق بدون شلیک حتی یک گلوله است. عملیات شناسایی این توپخانه که مستلزم نفوذ در دل دشمن و رفتن به عقبه آنها بود، طبعا برعهده واحد اطلاعات و عملیات قرار میگرفت. عباس هم که کشته مرده این کارها بود. نتیجه کار هم آنقدر درخشان بود که چشم همه را خیره کرد، و بیشتر از همه چشم صدام را. البته عباس در این عملیات از الطاف بعثیها بینصیب نماند و پایش تیر خورد و قلمش حسابی خرد و خاکشیر شد و ماندنش بیهوده. افقی فرستادندش کاشان. عباس تا آخر عمر اسیر این زخم ماند... ادامه خاطرات را در آدرس زیر مطالعه کنید👇
https://b2n.ir/d40659
#سالگردشهادت،حاج عباس کریمی
#ناصرکاوه
6.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷دختر نخبه ایرانی۲۵ساله #نیلوفرشادمهری
دکترای طراحی صنعتی در فرانسه
که به دنیا نشان داد #حجاب محدودیت نیست.
📘نویسنده کتاب خاطرات سفیر
ایران قوی |عضو شوید👇
🇮🇷 @iranghavimahdavi
┈••✾•🌺ایران قوی🌺•✾••┈