🛑 لوح/نماز قبل افطار
🔸"قبل از افطار، نماز میخواندند. میگفتند: نزدیک افطار، عطش انسان برای آب و غذا زیاد میشود؛ در این لحظهها اجر این نماز بیشتر است."
🔹"كان يصلّي قبل أن يفطر، ويقول: يشتدّ تعطّش الإنسان للشراب والطعام مع اقتراب موعد الإفطار، وأجر الصلاة في هذه اللحظات أكبر."
🌹🔸🔹ـــ❁🇮🇷❁ــ🔹🔸🌹
❁ ســربــاز ولایــتـــ ❁
سردار سپهبد شهید
حاج قاسم سلیمانے
💐 کشکول (99/41):👇
🍀 در خانه هایتان قرآن بخوانید 🍀
امام صادق علیه السلام: خانه ای که در آن قرآن خوانده نمی شود و از خدا یاد نمی گردد، سه گرفتاری در آن خانه بوجود می آید:● برکتش کم می شود (دائم مشکل مالی دارند)● فرشتگان آن را ترک می کنند (رحمت و فیض خاص خداوند به آن خانه نازل نمی شود)● شیاطین در آن حضور می یابند (نزاع و جدال در آن خانه زیاد است)... خواندن قرآن در خانه این سه گرفتاری را برطرف می کند.👌
📚 اصول کافى، ج ۲، ص ۴۹۹، ح۱
🚩قرائت سوره ذاریات
📣از همرزم علیرضا شنیدم که می گفت: 💥 علیرضا شبها توی سوریه نماز شب می خواند.اولین نفری بود که بلند میشد اذان می گفت و نماز جماعت برگزار می کرد. استاد قرآن مون بود و شبها می گفت: بیایین سوره ذاریات بخونیم...😇 💥بررسی کردم دیدم امام صادق(ع) فرمودند: هر کس سوره ذاریات را قرائت نماید، مانند چراغی درخشان موجب نورانیت او در قبر می شود... و در روز قیامت با امیرالمومنین (ع) محشور می شود...
#کتاب_مدافعان_حرم, #ناصر_کاوه
خاطره ای از شهید مدافع حرم، پاسدار علیرضا قلی پور, راوی: همرزم شهید
🚩فقط یک قرآن
💓جیب هایش را گشتند فقط یک قرآن ، یک زیارت عاشورا و یک عکس که همگی خونی بودند...غلامرضا هفده سال بیشتر نداشت.... 👈 برشی از زندگی شهید غلامرضا اکبری
💓قرآنی با امضا
🌼 بنی صدر دستور داده بود كه باید نیروهای مستقر در هویزه عقب نشینی كنند و به سوسنگرد بیایند!..
حسین می گفت: هویزه دردل دشمن است و ما از اینجا می توانیم به عراق ضربه بزنیم شخصاً با بنی صدر هم صحبت كرده بود. وقتی كه دید راه به جایی نمیبرد، نامه ای به آیت الله خامنه ای نوشت و گفت كه تعداد اسلحه های ما از تعداد نیروها هم كمتر است، ولی ما می مانیم!.. در دی ماه ۱۳۵۹ بیست تا سی نفر از جوانان با دست خالی، اما بادل استوار ازایمان وتوكل، مقابل دشمن تا دندان مسلح ایستادگی كردند...
🌼چهارم دی سال پنجاه و نه، بیست تا سی نفر از جوانان با دست خالی، اما با دل استوار از ایمان و توكل، مقابل دشمن تا دندان مسلح ایستادگی كردند.هیچ كس زنده نماندند!.. عراقیها با تانك از روی اجساد مطهر شهدای هویزه گذشتند، طوری كه هیچ اثری از شهدا نماند. بعدها جنازه ها به سختی شناسایی شدند. حسین را از قرآنی كه در كنارش بود شناختند. قرآنی با امضا👈 امام خمینی و آیت الله خامنه ای.
#کتاب_خاطرات_دردناک, #ناصر_کاوه
برشی اززندگی شهیدحسین علم الهدی
برنامه "اطاعت از فرماندهی و ولایت در سیره شهدا و رزمندگان" رو تو تلوبیون ببین
http://www.telewebion.com/episode/2260510
اگر تمایل داری برنامه تلوبیون رو از کافه بازار یا گوگل پلی نصب کن
📣سلام یکی از بهترین خاطرات مدافعان حرم که توسط "سردار نوعی اقدم" برای اولین بار بیان شده است....
🚩به خدا قسم من پشت سر حضرت عباس داشتم می رفتم.... ژنرال روسی موقع خداحافظی به من گفت من هیچ وقت حضرت عباس را ....
🚩 بهتر است خودتان دانلود کنید و چندبار تماشا کنید...
🙏التماس دعا...
♦️اسحاق جهانگیری: "متاسفانه حساسیت نادرستی نسبت به ثروتمند شدن افراد در جامعه وجود دارد."
پی نوشتِ بیربط: مهدی جهانگیری برادر اسحاق جهانگیری برای آزادی از زندان بابت پرونده بانک گردشگری، هزار میلیارد تومان وثیقه گذاشت و این سنگینترین مبلغ وثیقه در تاریخ جمهوری اسلامی بود!
ali_gholhaky
#رسانه_تنگه_مرصاد_آنتی_منافق
✍نمکسرای سیاسی💼
@Ncya30_tmersad313
✅ساخت مسکن ۳۵ متری در تهران؟
معاون معماری و شهرسازی شهردار تهران:
🔹حداقل مساحت واحد مسکونی که برای شهر تهران تعریف شده ۳۵ متر مربع بوده و این یک طرح جدیدی برای تهران نیست و از قبل وجود داشته است.
🔹چیزی که در طرح تفصیلی مصوب شده ۳۵ متر است و ما در سازمان نوسازی شهر تهران پیشنهاد داده ایم که کف مساحت این واحدها ۲۵ متر باشد
دفاع همچنان باقیست
https://eitaa.com/defa_baghist
🌹حضرت محمد صلی الله علیه و آله:رمضان ماهی است كه ابتدايش رحمت است و ميانه اش مغفرت و پايانش اجابت(دعا) و آزادى از آتش جهنم.
الكافی ج۴ ص۶۷
🍃🌸حلول ماه مبارک رمضان، بهار قرآن، ماه عبادتها و بندگی خالصانه مبارک
@esteftaate_rahbar کانال استفتائات رهبر
🔶 گفتگو چهار فرمانده ارشد ۱۴
(تاریخ شفاهی)
تکاپو برای عملیات پس از شکست عملیاتهای کلاسیک
غلامعلی رشید: ما آمدیم نگاه کردیم، دیدیم سیاست کلی ما ادامه جنگ است، رفتیم سراغ برادران ارتش گفتیم آقا عملیات کنیم. گفتند نمیشود اینجا عملیات انجام داد. ما نمیتوانیم. چون میآمدند توان رزمی خودی و دشمن را مقایسه میکردند، میگفتند تانک[خودی] ـ تانک[دشمن]، توپخانه[خودی] ـ توپخانه[دشمن]، آتش، هواپیما، هلیکوپتر ما و دشمن و میگفتند ما تجهیزات نداریم و گذاشتند زمین.
بنیصدر هم به آنها نگاه کرده بود و بهِشان گفته بود آقا دیگه شما پدافند میکنید، اتخاذ استراتژی آفندی تمام شد. بنیصدر از پایان دیماه و شاید آغاز بهمنماه در ستون "بر رئیسجمهور چه میگذرد؟" در روزنامه انقلاب اسلامی میگوید: من به ارتش دستور استراتژی پدافندی دادم و دیگه تمام شد. آمدیم پیششان گفتند آقا ما دیگه حملهای نداریم. ما آمدیم سؤال، سؤال، هی دور هم جمع شدیم توی گلف، توی سوسنگرد، اینطرف، آنطرف، میآمدیم پیش عزیز جعفری و میگفتیم بچهها حالا که عملیات بزرگ نیست آیا نمیشود عملیات کوچک انجام داد؟ ارتش در روز حمله میکند، آیا نمیشود شب حمله کرد یا نمیشود بدون آتشتهیه حمله کرد، یا نمیشود با غافلگیری حمله کرد، نمیشود زمین و دشمن را خوب شناسایی کرد، یا اینکه نمیشود فرماندهی همپای واحدها حرکت بکند و در 30 ـ 40 کیلومتر عقبتر ننشیند، فرمان بدهد؟
اینها شد یک دستگاه فکری جدید و این فکر جدید با عملیاتهای محدود شکل گرفت. ما دور هم جمع شدیم، گفتیم هرکس هر طرح کوچکی دارد بیاورد. عزیز جعفری طرح آورد. بقیه دوستان، آقای غلامپور و عزیز جعفری و برادرهایی از سوسنگرد آمدند گفتند یک واحدی از ارتش عراق است که میشود بهش حمله کرد، یک گردان مکانیزه دشمن در غرب دهلاویه است که ما میتوانیم به آن حمله کنیم. گفتیم حمله کنید. ما یک شب رفتیم پیش یک کسی به نام حیدری فرمانده تیپ ۵۵ هوابُرد در محور سوسنگرد و به او گفتیم آقا آتش توپخانه به ما میدهید؟ گفت: آره. گفتیم: اگر بچهها رفتند پیشروی کردند شما میتوانی بیایی جلوتر هم مستقر بشوی؟ گفتند: نه. اصلاً باور نمیکردند [بشود جلو رفت و پیشروی کرد] یکخورده یک کمی هم تمسخرآمیز به ما نگاه میکردند که مثلاً چه میکنند؟ هیچ اعتمادی نداشتند، هیچی ابسیلونی [ذرهای] اعتماد نداشتند که ما بتوانیم یک کاری انجام بدهیم.
وقتی مثل عملیات ۲۶ اسفندماه اتفاق افتاد، دیدیم اِه مثل اینکه شد، بچهها رفتند ۶۰ تا ۷۰ نفر عراقی اسیر گرفتند، گردان آنها را منهدم کردند و بهراحتی برگشتند سرجایشان. چون ما گفتیم نمیتوانیم بمانیم. گفتیم شما میتوانید بمانید؟ گفتند نه. دیدیم سروصدای بچههای آبادان درآمد.
ادامه دارد
@defae_moghadas
🍂
🍂
🔶 گفتگو چهار فرمانده ارشد ۱۵
(تاریخ شفاهی )
🔅 عملیات ۲۵ فروردین ۶۰ - غرب شوش
غلامعلی رشید: همین مرتضی قربانی و... گفتند آقا ما یک عملیاتی داریم به نام تپههای مدن. من خودم شب عملیات رفتم پیش آنها بالای سر خاکریز مرتضی [قربانی] و شهید مؤذنیپور. البته، با ارتش ادغامی عمل کردیم. حالا بگذریم تا صبح چه مزخرفاتی همین فرمانده به نام مستوفی گفت. این فرد قبل از انقلاب فرمانده گروهان من هنگام سربازی در ارتش بود. همهاش چیزهای مبتذل میگفتند. یک بساطی بود. گردان مخابراتیشان بود. داشت بهطرف میگفت که چه بکن.
عملیات که صورت گرفت، مرتضی صفار و شهید بقایی در غرب شوش جایی را برای عملیات آماده کردند و ۲۵ فروردین گفتند ما میتوانیم عملیات محدود انجام دهیم. شهید علی هاشمی یک تانکزن معروفی داشت به نام فروزان، فرستاد کمک آنها و ۱۵ تانک را زد، یک هلیکوپتر هم زد.
گفتند تاوها را آورد و تانکها را زد و ما روی چندتا تپه که گرفته بودیم، ماندیم. با این دو سه عملیات ما، ارتش باور کرد که میشود [عملیات کرد]. یک عملیات بزرگتر را در ارتفاعات اللهاکبر در سوسنگرد تعریف کردیم، همینکه آقای شمخانی گفت. در این عملیات ارتش [لشکر92 زرهی اهواز] گفت: من هم هستم. شهید چمران گفت: من هم دو گردان میآورم. ما هم سه گردان گذاشتیم. تیپ ۳ لشکر۹۲ هم گفت: خُب اینجا منطقه یگان ما است و ما هم در عملیات مشارکت میکنیم.
من و شهید باقری و آقا رحیم صفوی تقسیم شدیم و شما در محور سوسنگرد هم همراه [عملیات اللهاکبر] یک تک محدود داشت؛ یعنی با همدیگر [انجام شدند]. عملیات امام علی هم در غرب سوسنگرد بود و هم روی ارتفاعات اللهاکبر. مرحوم [سرهنگ] قاسمی که چند روز پیش فوت کرد، در جلسهای من دیدم خطاب به بنیصدر گفت: آقای رئیسجمهور، آقای دکتر، حمله به ارتفاعات اللهاکبر نیاز به سلاح هستهای تاکتیکی دارد. گفتیم چرا؟ میگفت: از بس عراقیها استحکامات در آن درست کردهاند.
هیچی [هنگام عملیات] من رفتم کنار یک برادری، خدا شاهد است، آقا محسن این برادر مشهدی بود، دستهایش پینهبسته بود، گردان داشت. من رفتم کنار این. از محور شمالی اللهاکبر میخواست حمله کند. فرمانده گردان ارتش که همراه این بود دائم میخواست این را تحقیر کند. بهش میگفت: بیا توی نفربر ۱۱۳ من، روی کالک بگو چهجوری میخواهی حمله بکنی. [به من] گفت آقای رشید، من بلد نیستم با نقشه و کالک کار کنم، اما فردا بچهها را میبرم روی ارتفاعات اللهاکبر. نمیدانم این اسمش چی بود...
محسن رضایی: برونسی.
غلامعلی رشید: در فیلم لیلی با من است، اون برادر آذری که پرستویی [هنرپیشه] میرود پیش آن، شبیه این است مثلاً.
محسن رضایی: برونسی را میگویی؟
غلامعلی رشید: نه برونسی نیست، یک برادر دیگه است که در عملیات چزابه هم شهید میشود. من تعبیرم این است این آدم را گویا خداوند از صدر اسلام پرتاب کرده به زمان ما. اصلاً یک موجود عجیب و غریب بود. روستایی بود، کشاورز بود.
علی شمخانی: از بچههای شهید رستمی بودند.
غلامعلی رشید: نه، اسمش هست. از اینها نیست و در مقاومتهای چزابه شهید شد و این کار را کرد. من همراهش بودم، بچهها را برد روی ارتفاعات اللهاکبر. ما از سه محور حمله کردیم؛ از شمالغرب و جنوب. در جنوب ارتفاعات اللهاکبر یک مقدار آبگرفتگی بود...
ادامه دارد
@defae_moghadas
🍂
ای ره خوابیده را از نقش پایت بالها
از خرامت عالم آسوده را زلزال ها
نوش این محنت سرا را نیش ها در چاشنی است
پرده ادبار باشد سر به سر اقبال ها
آسمان می بالد از ناکامی ما خاکیان
می شوند از تشنگی سیراب این تبخالها
#صائب_تبریزی
@defae_moghadas
🍂