اگه منِ الان با منِ اول سال کنکورم حرف بزنه و راجب اتفاقا و رو هوا بودن کنکور بگه فکر میکردم از فشار درس دیوونه شده.
رو زمین خوابیده بودمم و گوش های نازنیم که در حالت عادی کر هستن حس کردن از طبقه پایین صدای گریه میاد و بنده رو بیدار کردن.
هدایت شده از ناریا /
شیخ جعفرِ شوشتری مینویسه ؛
فقط باید مجلس گرفت و برا خجالتای حسین گریه کرد :))).
[۶ روز تا محرم الاحرام]
یکی از فامیلامون فوت شده و خانوادم دارن برمیگردن تهران و تنها استفاده من از خونه خالی تا الان این بوده که ماسک صورت گذاشتم💓.