هدایت شده از اشتباه.
خیلی به این فکر میکنم که من توی زندگیش چه نقشی دارم. آیا در حد یه جوک خنده دار موندم یا تبدیل شدم به یه موریانه که داره تموم فکرش رو پودر میکنه؟ شاید یه خواب شدم، یه شخصیت غیرواقعی که بعضی وقتا میره رومخش؟ شاید تبدیل شدم به یه سوژه که مسخرم کنه. شایدم هنوز براش یه معمام؟ من چیم؟
بعضی وقتا انقدر از خودم بدم میاد (ظاهری) اینجوریم که کاش هیچوقت از خونه بیرون نرم.
هدایت شده از - 𝐀𝐢𝐲𝐥𝐚 𝐋𝐞𝐧𝐬 -
فاجعهٔ اصلی اونجاست که "رنج" برای انسان عادی میشه . یعنی انسان یاد میگیره با چیزی کنار بیاد که در اصل نباید اون رو میپذیرفت .
اتاقم گرم بود اومدم بیرون بخوابم ولی برنامه داداشم اینه که تا ۴ و نیم بیدار بمونه تا بتونه بازی ایران و ببینه.
ناتانائیل.
خیلی به این فکر میکنم که من توی زندگیش چه نقشی دارم. آیا در حد یه جوک خنده دار موندم یا تبدیل شدم به
خیلی به این فکر میکنم که من توی زندگیش چه نقشی دارم ؟