.
#اربعین
دیگه امساله منو جواب نکن
دیگه با دوری منو عذاب نکن
به همه رفیقا گفتم که میرم
منو پیش رفقا خراب نکن
به اشکای شب سوم من
به حق این همه سینه زدن
نزار دوباره جا بمونم
با گریه این شعرو بخونم
من ایرانمو تو عراقی چه فراقی ....
بگیر از دلم یه سراغی. چه فراقی ...
//////////////////////////////////////
ارباب ای عزیزترین کسم
دریاب. , به تو بنده نفسم
کاشکی با این نوکری ها
زودتر به خیمه ات برسم
منو تو بغل بگیر و سر براه کن
بین خوبا به من بدم نگاه کن
ای که تنها تکیه گاهمی تو دنیا
فکری به حال دل یه بی پناه کن
همه دلیل شیرینی زندگی من.
تلخی چای عراقیِ تو اربعینته
بخدا که با همه دنیا عوض نمی کنم
حس و حال بی نظیری که تو سرزمینته
نزار دوباره جا بمونم
با گریه این شعرو بخونم
کفران نعمت کردم. ببخش. آقا
اگر اذیت کردم ببخش اقا
با هر کسی غیر از تو زبونم لال
اگر رفاقت کردم ببخش اقا
#حسین_فتحی ✍
.👇
🍃سبک: #شور
🎤مداح: کربلایی #حسین_طاهری
#شور_امام_حسین(ع)
کربلا توی دار دنیا، خونه ی بهشتی منه
خونه ای که چراغش با نور اباعبدالله روشنه
خونه ی پدری مون نجفه
خونه ی مادری کرببلا
مادرت فاطمه واسطه مه
تا منو هم ببری کرببلا
عشق و تقدیرم، بی تو می میرم
به خدا قرض کنم کربلا میرم
دامن لطفِ، تو رو می گیرم
به خدا قرض کنم کربلا میرم
"ای نبضم ای ضربانم، حسین جانم"
زندگی با غمت شیرینه، بایدم توو روضه بگذره
روضه ی تو برا من از نون شبم آقا واجب تره
نوکری ارث اجداد منه
باقیات صالحاتِ همه شون
این شبا مهمونای حرمن
کربلا میشه برات همه شون
گفتن اجدادم، نره از یادم
برسه نوکری دست اولادم
با تو آبادم، با همین شادم
برسه نوکری دست اولادم
"ای نبضم ای ضربانم، حسین جانم"
صبح محشر خودت میبینی، همه دنبال یک هیئتن
اهل اشک و اهالیِ روضه ت به والله اهل جنتن
من بهشتو تصور می کنم
هر درخت یه نخ از پیرهنته
پس بهشت منه پیرهنی که
مادرت دوخت و حالا تنته
ای تب شورم، با تو محشورم
تو سلیمانی و من همون مورم
گوشه ی گورم، حب تو نورم
تو سلیمانی و من همون مورم
"ای نبضم ای ضربانم، حسین جانم"
👇👇
hosein.taheri.karbala.toye.dare.donya(128).mp3
5.33M
▪️کربلا توی دار دنیا...
▪️#کربلایی_حسین_طاهری
7.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️کربلا توی دار دنیا...
▪️#حسین_طاهری 🎤
.
#شور
#امام_حسن علیه_السلام
🍃🍃🍃
ضربه رو برم چه بی تردیده
یه غضب کنه زمین لرزیده
تو جمل صدای جیغ و ناله
واسه کیه اینقده ترسیده
چه یلی به به ضرب الاجلی به به
دست و سر میزنی بی معطلی به به
با یه ام ضربه اش دائم وسط میدون
سینهشو میده جلو میگه علی به به
ضربه هاش جلیه به به عجب یلیه
این صدای غرش شیر نر علیه
عین بی عقلیه جنگیدن باهاش خدایی
یه تنه کل سپاه والی الولیه
☘☘☘☘☘☘☘
طلحه بدجوری شده آشفته
داره سکته میکنه میفته
وقتی که حسن میتازه حیدر
مطمئنم به حسینش گفته
صدر زین به به میزنه کمین به به
داداشت حسن ببین چه میکنه به به
میبینی حالا قطعِ بر یقین بابا
شتر عایشه میخوره زمین به به
اینقده دلیره دشمن و کرده خیره
نحوهی جنگیدنش خدایی بی نظیره
داره هی نشون میده که اومده به میدون
انتقام سیلی فاطمه رو بگیره
کربلایی رضا شیخی 🎤
#بیست_و_هشت_صفر
.👇👇
4_5827670686755198522.mp3
5.46M
#شور_امام_حسن
ضربه رو برم چه بی تردیده...
کربلایی رضا شیخی
4_5897580625346433610.mp3
6.19M
▪️ضربه رو برم چه بی تردیده...
▪️#کربلایی_سجاد_محمدی
#اربعین
شمیم اربعین ؛
قدم قدم زحوالی خاک کرببلا
صدای پای زنی قدخمیده می آید
عقیله بنی هاشم به گیسوان سپید
برای دیدن آن سربریده می آید
#قاسم_نعمتی
#اربعین_راجهانی_کنیم
#اربعین
#زیارت
خواب دیدم سحری پای ضریحت هستم
چه کنم حسرت آن بر دل من می ماند
چه جوان ها که به پای غم تو پیر شدن
بشود دوستی آن دم که کهن می ماند
بوی سیب از همه ی کرببلا می آید
اشک مادر اثرش روی بدن می ماند
هر چه مردست اگر پای تو بی سر بشود
پرچم عشق تو بر شانه ی زن می ماند
صدهزاران چواویس خاک ره زینب نیست
عاشق از یار جدا شهر قرن می ماند
گر بنا شد که وصیت بنمایند عشاق
چه بدن هاست که بی غسل وکفن می ماند...
یاد پیراهن تو بال و پرم درد گرفت
بوریا گفتم و دیدم جگرم درد گرفت
#قاسم_نعمتی
#اربعین
زینبم من که علمدار غمم
به خدا قافله سالار غمم
منکه پیغمبر رنج و آهم
من سفیر ابی عبداللهم
ریشه ی آب و گلم با اشک است
چون تسلای دلم با اشک است
من بلا دیده ترین زن هستم
عهد غم با لب دلبر بستم
فاتح غربت عاشورایم
کربلا نائبة الزهرایم
فاطمه زاده ام و طاهره ام
در بیابان بلا صابره ام
نام من شرح تمام است به عشق
روی عشاق همه سوی دمشق
مدفنم قبله عرش نبوی است
بارگاهم هچو حریم علویست
دست بوسم حرم آل الله
خون من خون رگ ثارالله
حال دلخسته و زار آمده ام
بهر دیدار نگار آمده ام
سینه پر آتش و لب ها خاموش
مانده سوغات سفر در آغوش
بهر من مانده به جز روی کبود
زان سفر پیرهنی خون الود
یاد دلدار دلم غرق مهن
قلب من پاره تر از پیراهن
شرح غمها و مصیبات کنم
سخن از غربت سادات کنم
قسمتم رنج و بلا شد ای وای
صبح تا عصر چه ها شد ای وای
ز غریبی سخنم قاصر شد
شاه مظلوم “بِلا ناصِر” شد
چه بگویم من از آن وضع عجیب
ناله ی این زهیر این حبیب
باغ شد طعمه ی طوفان بلا
مَصرع لاله بود کرب و بلا
اولین لاله چسان پرپر شد
اربا اربا بدن اکبر شد
بعد از او یاسمن ازهم پاشید
جسم پور حسن از هم پاشید
آن کفن پوش و عسل نوش وصال
زیر سمها بدنش شد پامال
شد شدائد ولی اندم احساس
کامد از علقمه صوت عباس
بعداز آن رشته احساس گسست
تیرکین ساقه یک غنچه شکست
مرغکی را ز جفا پر کندند
روی دست پدرش سر کندند
دور تا دور حرم نا محرم
یک کمر تا شده از این همه غم
آمد و دست به قلبم بگذاشت
پرده ی صبر به کَربَم بگذاشت
ترسش این بود که گردم بی تاب
شدت داغ کند قلبم آب
خم شد و زیر گلو بوسیدم
بعد از آن لحظه چه غمها دیدم
دیدم ” ابدانِ بِلا اَکفان” را
بین صحرا ورق قرآن را
آسمان گشت دگر تیره و تار
عرش تا فرش همه گرد و غبار
دیدم از تل همه ی غوغا را
جلوه ی غربت عاشورا را
یک سری روی نی آویخته بود
بین یک دشت بدن ریخته بود
به خدا نور دو عینم گم شد
زیر سم جسم حسینم گم شد
باب بی حرمتی اندم شد باز
با اسارت سفرم شد آغاز
قافله تا که زگودال گذشت
این چهل روز چهل سال گذشت
کی مصیبات زمین گیرم کرد
به خدا داغ حسین پیرم کرد
دشمن و مستی و شادی کردن
منو ازجسم حسین دل کندن
بی حسین رفتم از این کرب و بلا
جانب کوفه و آن شام بلا
صاحب روضه مکشوفه شدم
قد خمیده وارد کوفه شدم
بعد هجران سه روزه با یار
دیدمش سوخته رخ نیزه سوار
بی جواب است سوالم ز وصال
قرص مه بود چرا گشته هلال
سخت بگذشت برایم یک داغ
که در آورد صدایم یک داغ
داغ آن میکده ی ابن زیاد
مجلش عشرت آن بد بنیاد
صحنه ای دیدم و بی تاب شدم
از خجالت به خدا آب شدم
مردم از بی کسی و زنده شدم
پیش طفلان همه شرمنده شدم
گشتم از عقده و کردم تبعید
جانب شاه بلا ، کاخ یزید
من و هشتاد و چهار گلدسته
ره چهل منزل و طفلان خسته
کاخ حمراء و بیابان و عطش
چشم سقا و یتیمان و عطش
عزم بشکستن غیرت ای وای
کعب نی سیلی و تهمت ای وای
راس در صندوق و گه بر نی بود
در پیش سینه زنان ، روی کبود
بسکه سر،بازی این مردم شد
وای دیگر شب و روزم گم شد
لطمه ای سخت به سادات رسید
ره به دروازه ی سادات رسید
نام دروازه که ساعات نبود
جای تسبیح و عبادات نبود
پایگاه همه رقاصان بود
جایگاه طرب مستان بود
بعد تجهیز سه روزه با ساز
کوچه گردی حرم شد آغاز
همه ابعاد جفا سنجیدند
چه مسیری بَرِ ما بگزیدند
دم دروازه و بازار شلوغ
حرفهای بد و القاب دروغ
بینشان فحش دمِ رایجی است
کمترین تهمتشان خارجی است
بدترین لحظه برایم آن بود
رَهَم افتاد در آن کوی یهود
بر تلافیِّ قیام خیبر
حمله کردند به سوی معجر
ریشه ی هرچه حیا را کندند
پرده محمل ما را کندند
سنگ کین از همه سو برسرریخت
وان یکی آتش و خاکستر ریخت
ازحرارت همه پیکرها سوخت
دامنو گیسوی دخترها سوخت
درد ، بسیار و ندارم مونس
من نگویم سخنی زان مجلس
خیزران دست ز نسل نمرود
یک سرو تشت و لبی خون آلود
آنقدر چوب لبانش بوسید
ضربه ، شیرازه ی لبها پاشید
بوسه گاه نبوی شد ویران
کرد تغییر صدای قرآن
شدم از غصه دگر خانه خراب
دور تا دور سرش غرق شراب
حال با اینهمه غم آمده ام
با قد و قامت خم آمده ام
اربعینی غم و محنت دیدم
من چهل روز مصیبت دیدم
کنج ویران گل لاله جا ماند
حیف در شام سه ساله جا ماند
کو؛ که هنگامه ی امداد شده
گریه کردن دگر آزاد شده
#قاسم_نعمتی