eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.8هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
443 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
: . ‍ ▪️🎤سینه زنی امام حسن.امام رضا و پیغمبر حضرت_فاطمه_عزابپامیکند 🌴🌴▪️🌴🌴_____ _ حضرت فاطمه عزا به پا می‌کند گریه در ماتم سه مقتدا می‌کند ریزد از دیدۀ، شیعه اشک عزا یا نَبی یا حسن، یا رضا یا رضا یا نبی یا حسن، یا رضا یا رضا (2) 🌴🌴▪️🌴🌴___ _ درمدینه عیان نشانۀ محشر است آسمان تیره درماتم پیغمبر است بسته شد دیدۀ، خاتم الانبیا یا نَبی یا حسن، یا رضا یا رضا یا نبی یا حسن، یا رضا یا رضا (2) 🌴🌴▪️🌴🌴___ _ شیعه دست اَلم به سینه و سر بزن تیرباران شده پیکر پاک حسن گریه کن گریه کن، در غم مجتبی یا نبی یا حسن، یا رضا یا رضا یا نبی یا حسن، یا رضا یا رضا (2) 🌴🌴▪️🌴🌴___ _ فاطمه ناله از غم پسر می‌کند قاسم بن الحسن پدر پدر می‌کند گشته از گریه‌اش،خون دل مصطفی یا نبی یا حسن، یا رضا یا رضا یا نبی یا حسن، یا رضا یا رضا (2) 🌴🌴▪️🌴🌴_ _ وامصیبت که در آخر مـاه صفر کُشته گردد رضا زادۀ خیرالبَشر قلب او می‌شود، خون ز زهر جفا یا نبی یا حسن، یا رضا یا رضا یا نبی یا حسن، یا رضا یا رضا (2) 🌴🌴▪️🌴🌴___ __ _ در خراسان به پا محشر کبری شده تازه داغ دل حضرت زهرا شده کشته شد کشته شد،نجل خیرالنّساء یا نبی یا حسن، یارضایا رضا یا نبی یا حسن، یا رضا یا رضا
خُرده فُروش نیستم ،هَمہ را عُمده میدَهَم یڪ جا جَوانے اَم هَمہ نَذر تو یا حسن ❣
با تمرین زیاد مهارت پیدا میکنید. بغض شما به نظر بیاید. تا تاثیرگذار باشد ، در غیر این صورت اثری منفی خواهد داشت ! و نه تنها به سوز و گداز و گرمی مجلس کمک نمیکند بلکه باعث حواس پرتی مردم میگردد ! و یا حتی ممکن است موجب تبسم مستمعین شود. توجه کنید اگر بغض زیاد باشد، دست شما خونده میشود. نباید روی همه کلمات و جملات بغض ایجاد کنیم ! فقط در جاهایی که میخواهیم ،جملات عاطفی بخوانیم و یا در روضه های سخت و سنگین از این فن استفاده میکنیم. در پایان بدانیم که : در مداحی است. و با تمرین میتوان برای ادای طبیعی آن مهارت کافی را بدست آورد. 📚
▪️مدح بانو با وجود او غم و غصه به آخر می رسد لطف مادر بیشتر از سوی دختر می رسد ماهمه از سایلان فیض عام زینبیم رزق ما از سفره ی بانو مکرر می رسد دم به دم مشمول لطف دختر زهرا شود سایلی که خاضعانه پشت این در می رسد زودتر با دست پر از پیش زینب می رود محضر او هر کسی با دیده ای تر می رسد هیبت والای رفتارش به زهرا رفته است واژه واژه از کلامش عطر مادر می رسد ذوالفقار خطبه هایش باز قلع و قمع کرد تا به میدان می رسد انگار حیدر می رسد مطمینم در شلوغی های روز واقعه چادر بانو به داد اهل محشر می رسد مایه ی آرامش جان و دل بی تاب ماست آسمان ها خاک پای خواهر ارباب ماست از ازل دستان این سایل دخیل زینب است تا ابد محتاج لطف بی بدیل زینب است هر کسی که شد حسینی مطمینا شاکرِ نغمه ی انا هدیناه السبیل زینب است اولین گلبانوی دامان زهرا و علی دومین زهرای این قوم و قبیله زینب است هرکسی با نام زیبای کسی مٱنوس شد بر لبان ما فقط ذکر اصیل زینب است انتظام شعر های دفتر اشعار من متشکل از همان فرم شکیل زینب است کوثر کوثر کویر عشق را سیراب کرد ساغر ما جرعه ای از سلسبیل زینب است در میان روضه های جانگداز کربلا گریه هایم نذر آقای قتیل زینب است هرشب جمعه به یاد روضه های خواهری گریه می بارم به یاد لحظه های آخری.... که برادر جان من افتاده ای از پا چرا؟؟ مانده ای تنها میان دشتی از غم ها چرا؟؟ تکیه بر نیزه مزن ای تکیه گاه زینبین روی خاک افتاده ای اینگونه بی سقا چرا؟؟ می روی و خیمه ها می ماند و لشکرکشی... بی تو من می مانم و این قوم بی پروا چرا؟! بعد از این پنجاه سالی که کنارم بوده ای می زنی حرف از جدایی با منِ تنها چرا؟؟ از سر تلّ با دوچشم خیسِ دریا دیده ام بین گودال عطش..از خون تو...دریاچه را آنقدر با چشم های نیمه باز خود مگو "آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟؟" زینت دوش نبی روی زمین جان می دهی پاره پاره پیکرت پاشیده در صحرا چرا؟؟ وای اگر در روزهای پر خطر زینب نبود "کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود" ☘اسماعیل شبرنگ
. ای در هوای ماتم تو عرش، سوگوار ای در غم تو چشم سماوات، اشکبار اسلام در مصیبت تو می شود یتیم دین در فراق روی تو بی تاب، بیقرار ما را در اوج گنبد خضرای خود ببر تا روی گنبدت بنشینیم چون غبار هرگز ز یاد حضرت زهرا نمی رود چشمی که شد ز ماتم تو ابر نوبهار رفتی و از مدینه ی تو رفت دلخوشی کوچید مرغ عشق و محبت از آن دیار سر زد پس از تو ای به همه خلق مهربان از امت تو آنچه نمی رفت انتظار هرچند از تو غیر محبت ندیده بود اما به اهل بیت تو بد کرد روزگار گلچین رسید و بعد تو خشکید پشت در یاسی که مانده بود ز باغ تو یادگار گر می گرفت آتش کینه به خانه و می رفت سمت پهلوی گل دست های خار آن دست که به بازوی زهرا قلاف زد انداخت دور گردن مولا طناب دار در بین کوچه باز همان دست آمد و دیوار کوچه خون شد و افتاد گوشوار
تسلیت به فاطمه معصومه یگانه بانوی قم ! کوکب امام رضا فدای گریه ات ای زینب امام رضا چگونه عرض کنم تسلیت به محضر تو شهید شد وسط حجره ای برادر تو آهای فاطمه قم ! سرت سلامت باد برادرت وسط کوچه ها زمین افتاد میان حجره نشسته تو را صدا بزند هزار شکر ندیدی که دست و پا بزند نشد که سایه به آن سایه سرت بدهی نبودی آب به دست برادرت بدهی نبودی آه که پایین پاش گریه کنی میان حجره بیایی براش گریه کنی چقدر عرض ادب خیل مرد و زن کردند قسم به تو که عزیز تو را کفن کردند * امان ز خواهر سلطان کربلا ؛ زینب رسید پیش سلیمان کربلا ؛ زینب رسید و دید که انگشتر برادر نیست به غیر شمر کسی بر سر برادر نیست نشد که سایه بر آن سایه سرش بدهد نشد که آب به دست برادرش بدهد برادری که شده عالمی پریشانش کنار دیده خواهر شکست دندانش چقدر عرض جسارت بر آن بدن کردند عزیز فاطمه را نعلها کفن کردند
کار و بار دو جهان ریخت بهم غوغا شد چشم زهرا و علی بعدِ شما دریا شد رفتی و خنده به کاشانه ی تو گشت حرام رختِ مشکیِ یتیمی به تن زهرا شد عهد و پیمان غدیرت به فراموشی رفت حُکم بر خانه نشینیِ علی امضا شد بعدِ تو حرمت کاشانه ی حق حفظ نشد پای اولاد حرامی به حریمت وا شد دخترت پشتِ در و... آتش و دود و مسمار... خوب فرمانِ مودت به خدا اجرا شد خبر پر زدن فاطمه حیدر را کشت چند باری به زمین خورد علی تا پا شد روضه ها هست، بمانند... ولی عاشورا تشنه لب شاه غریبی که تک و تنها شد از بلندی فرس تا به زمین خورد شنید صحبت از غارت معجر ز سر زن ها شد زینتِ دوش شما بود ولی کرب و بلا منزلش خار و خس بادیه و صحرا شد داد زد زینب کبری: به روی سینه نرو... گوش قاتل نشنید و قد مادر تا شد سر او تا که جدا شد زره اش را بردند زره اش هیچ... سرِ پیرهنش دعوا شد هرچه زینب پی انگشتر او گشت، نبود عاقبت دست کسی خاتم او پیدا شد اجرِ پیغمبری ات بود که مردم دادند ظلم هایی که پس از تو به ذَوِی القُربی شد
. کار تو، همه مهر و وفا بود، رضا جان پاداش تو، کی زهر جفا بود، رضا جان آن لحظه که پرپر زدی و آه کشیدی معصومۀ مظلومه، کجا بود رضا جان بر دیدنت آمد چو جوادت ز مدینه سوز جگرش، یا ابتا بود رضا جان تنها نه جگر، شمع‌صفت شد بدنت آب کی قتل تو اینگونه روا بود، رضا جان تو ناله زدی، در وسط حجره و زهرا بالای سرت نوحه‌سرا بود رضا جان یک چشم تو در راه، به دیدار جوادت چشم دگرت کرب و بلا بود، رضا جان جان دادی و راحت شدی از زخم زبان‌ها این زهر، برای تو شفا بود رضا جان از آتش این زهر، تن و جان تو می‌سوخت اما به لبت، ذکر خدا بود رضا جان روزی که نبودیم در این عالم خاکی در سینۀ ما، سوز شما بود رضا جان از خویش مران «میثم» افتاده ز پا را عمری درِ این خانه گدا بود رضا جان
. دعا كنید شب گریه‌آورش نرسد و جانِ او به لبانِ مطهرش نرسد هنوز هم كه جوادش نیامده از راه دعا كنید نفس‌های آخرش نرسد بدون سرفه‌ی خونین جگر نمی‌ریزد دعا كنید كه زخمی به حنجرش نرسد هزار شكر كه معصومه با برادر نیست وگرنه داشت دعایی كه خواهرش نرسد چنان به رویِ زمین می‌خورَد قدم به قدم گمان كنم كه به حجره به بسترش نرسد نفس‌نفس‌زدنش سخت‌تر شده ای داد خداكند كه صدایش به مادرش نرسد جوادش عاقبت آمد... گریز روضه رسید پسر رسید كه روضه به آخرش نرسد.... *** حسین بر سرِ زانو، جوانش اُفتاده نمی‌شود نزند داد، بر سرش نرسد بغل كشیده تنش را ولی زمین می‌ریخت به خیمه‌گاه گمانم كه اكبرش نرسد چقدر هلهله دارند ارازلِ كوفه دعا كنید كه ای كاش خواهرش نرسد علی كه رفت عمو رفت دختری ترسید دوید آتشِ خیمه به پیكرش نرسد دوید عمه كه پیش از سنان به او برسد كه دست‌هایِ حرامی به معجرش نرسد
YEKNET.IR - roze - shabe arbaein 1398 - karimi.mp3
17.14M
🔳 #روضه سوزناک #اربعین 🌴پسر فاطمه سلام سلام 🌴خواهرت زینب آمده از شام 🎤 #محمودکریمی 👌بسیار دلنشین 🔴 #الحسین_یجمعنا ♨️ @emame3vom 👈
YEKNET.IR - vahed - shabe arbaein 1398 - karimi.mp3
5.99M
🔳 #واحد احساسی #اربعین 🌴سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود 🌴کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود 🎤 #محمودکریمی 👌فوق زیبا 🔴 #حب_الحسین_یجمعنا ♨️ @emame3vom 👈
متن شعر روضه شب اربعین حضرت سیدالشهدا علیه السلام - حاج منصور ارضی: سرخاک تو بی خبر آمدم عزادارمو خون جگر آمدم درست است بی بال و پرآمدم به شوق تو اما به سر آمدم سرآمد غم هجر ،دوری بس است صبوری صبوری صبوری بس است رسیدم که با یار صحبت کنم شه بی سرم را زیارت کنم نگاهم کنی و نگاهت کنم اگر اذن دادی شکایت کنم به نیزار قلبم جزآتش نبود سفر رفتی ای یار، رسمش نبود تو رفتی و دنیا به من بد گذشت وهرلحظه هرجا به من بدگذشت در این روز و شبها به من بدگذشت خلاصه که آقا به من بد گذشت نگو گریه کافیست، صبرت کجاست؟ عزیز دلم سنگ قبرت کجاست؟ چهل روز یاد تنت سوختم به یاد زمین خوردنت سوختم ز داغ به نی رفتنت سوختم و با کهنه پیراهنت سوختم همینکه دلم سمت گودال رفت دوباره زغم زینب از حال رفت خبر داری اصلا که حیران شدم؟ چو موی تو بر نی پریشان شدم؟ پدر مادر این یتیمان شدم به من شمر خندید گریان شدم قدم از فراغ تو خم شد حسین لباس اسارت تنم شد حسین چه آمد سر خواهرت بین راه. نشستم به پای سرت بین راه شدم یک تنه لشگرت بین راه دویدم پی دخترت بین راه زمین خورد و از قافله بازماند ز سنگینی سلسله باز ماند نبودی و اشکم سرازیر شد پرو بال من گیر زنجیر شد حرم کوچه در کوچه تحقیر شد ازین غصه ها خواهرت پیر شد غریبانه ماه شبت سنگ خورد به پیشانی زینبت سنگ خورد من از شهر کوفه چه ها دیده ام غمی بدتراز کربلا دیده ام عجب لطفی از آشنا دیده ام به گوشت رسیده که را دیده ام؟ کنیز قدیمی من ایستاد به من نان و خرمای خیرات داد گذشتیم از شهر در ازدحام میان حرامی،خطر،ازدحام نه یکجا که در هرگذر ازدحام مرا نیمه جان کرد اگر ازدحام نگاه همه سوی ما خیره بود به ذریه مصطفی خیره بود نمیگویم از شام،نامش بد است شلوغی هر پشت بامش بد است سلامش بد است انتقامش بد است محل یهود انتقامش بد است نمیپرسی از حال و احوال من تورا جان عباس حرفی بزن بگو حق زینب که آزار نیست. پریشان شدن پیش انظار نیست عبور از هیاهوی بازار نیست سزاوار گل خنده ی خار نیست دراین شهر غوغای پوشیه بود ولی دست من جای پوشیه بود خبر داری از ضعف دردانه ها؟ بوی نان که می آمد از خانه ها؟ کبودی شلاق بر شانه ها؟ پذیرای ما بود ویرانه ها همه دست بسته به پیش عوام بدون تو رفتیم بزم حرام شراب و شراب و شراب و شراب نگاه حزین رباب و شراب دل سنگ چوب و عذاب و شراب سرت بود در پیچ و تاب و شراب.. فرود آمد و ناگهان خون چکید خودم دیدم از خیزران خون چکید ز داغ سرت مادرت گریه کرد به اشک دوچشم ترت گریه کرد به بی تابی خواهرت گریه کرد چقدر از غمت دخترت گریه کرد به او حق بده غم مریضش کند کسی خواست آنجا کنیزش کند