4_5857116583104611661.mp3
3.19M
🔶 #دعای_توسل #سماواتی
🎤آقای مهدی سماواتی
⇦🕊*ذکر توسل و روضه جانسوز ویژۀ ایامِ محرم و #فاطمیه _ حاج حسن خلج*↯
┄┅═══••↭••═══┅┄
خوب نیگا کن،که داره بارون می باره
آقایِ من مهدی دیگه خواب نداره ...
آسمون و زمینُ غصه می گیره
مادرشم پیرهَنِ خونی میاره ...
دنیا پُر از غم شد
پشتِ فلک خم شد
ماهِ محرم شد ....
همه امیدم همین چِشایِ تَرمه
سایۀ این نور یه عمرِ رویِ سرمه
لباس مشکی هدیۀ مادرمه ...
*رفقا ، اومد فصصلِ عاشقی ... روزا و شبایی که منتظرش بودید رسید ... دیگه ان شالله تو این دهه براش بمیریم ...*
همین که روضۀ عطش رسید به سر
انگار یه خانوم ایستاده پهلویِ در
تا بوده رسم روضه ها این بوده که
مادر بیاد برایِ مجلس پسر ...
روضه بخون مادر
از بوسۀ حَنجر
از پیکرِ بی سر ...
راسته میگن تو قتلگاه رسیدیُ و ...
با قامتِ خَمت همش دویدیُ و ...
جسارتِ شمر و سنان و دیدیُ و ...
*شبِ اولیِ بریم مدینه ببینیم چه خبره ... بشینیم پایِ حرفایِ امیرالمومنین ... *
یه عده بی حیا با هیزم اومدن
نامردما خونَمونُ و آتیش زدن ...
مثلِ در خونه دلم شعله ورِ
تمومِ زندگیِ من پشتِ درِ ....
سوخته همه خونه م
ابریه بارونَم
ماتُ و پریشونم ...
آتیش گرفتم از سوزِ آهت فاطمه
داری میسوزی تو قتلگاهِت فاطمه
خانوم خونه م چی بود گناهت فاطمه
*ایشاالله هیچ مادری رو جلو بچه هاش نزنن .... *
تو ازدحام جلو چشام تو رو زدن
پیشِ نگاهِ بچه هام تو رو زدن ...
میریزه لاله از کنارِ معجرت
ردِ غلاف خنجرِ رویِ پرت ...
بازوت و شکستن (الله اکبر ...)
جلو چشای تو
دست من و بستن ...
*صحبتِ یه خانومِ هجده ساله هستا ... صحبت از یه پیرِ زنِ نود ساله نیستا ...*
میلرزه دستات تو موجِ سرد دلهوره
خاکایِ کوچه نقشِ غریبه چادرِ ....
*رسیمان بستن ... دارن علی رو میکِشن ، میبرن ...فاطمه بینِ در و دیوار پشتِ در افتاده ...به قول بعضی ها نه بینِ در ، در کنده شده .... در نیمه سوخته رو پا بند نبوده ... بی ادبِ بی تربیت چنان به در کوبیده ، در کنده شده رو بی بی افتاده ... علی رو دارن میبرن .... صحنه یه صحنه ای بود علی رسید عبا از دوش برداشت .....
وای ... مادرم ... وای ... مادرم ...
چه کنم دهۀ عاشوراست ، فصلِ مردنِ عاشقاس ، الان نگم کِی بگم ..."
خوش به حالت علی ، یه عبایی داشتی رو ناموسِت انداختی .... زینب اومد تو گودال ... گفت حسین جانم ....
ندارم معجری ......*
حسین ....
حسین جانم،حسین جانم،حسین جانم جانم جانم ...
____________
#حاج_حسن_خلج
#شب_اول_محرم
#روضه_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه
🌐 وصل تدریجی اینترنت در استانها/ مشکلات بانکها و مشاغل اینترنتی حل شد
سخنگوی دولت
🔹تلاش کردیم مسائل مربوط به مشاغل اینترنتی و بانک ها را حل کنیم.
🔹البته برخی از کارهای دانشجویی و مشاغل دیگر که به نوعی با اینترنت در ارتباط هستند، هنوز مشکلاتی دارند و هنوز حل نشده است و این موضوع برای ما قابل درک است.
🔹اما همه ما می پذیریم که در این شرایط برخی از این فضا سوء استفاده می کنند. قطعی اینترنت تصمیم شورای عالی امنیت ملی کشور است و چنانچه اطمینان حاصل شود که آرامش در استان ها برقرار است و سوء استفاده ای صورت نمی گیرد، اینترنت وصل خواهد شد. نگرانی مردم را درک می کنیم اما نگرانی بزرگتر حفظ آرامش در کشور است.
@khabar_fori
نوحه برای بزرگداشت مقام شهدای وطن
کشتهٔ حفظ وطن،لالهٔ گلگون کفن
فداییِ راه اسلام و قرآنی
با عشق ثارُالله شدی تو قربانی
مظلوم حسین جانم...
عاشق روی حسین،زائرِ کوی حسین
مسیرِ عُمرِ تو راه سعادت بود
رزق تو در عالَم رزق شهادت بود
مظلوم حسین جانم...
بر لبت آه حسین،تشنه راه حسین
آنکه به راه دین جانش فدا گردید
لب تشنه در گودال سرش جدا گردید
مظلوم حسین جانم...
#نوحه_شهدا
#مدافعان_وطن
#آهنگ نیلوفرانه
#علیرضا افتخاری
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غم های دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
خدایا بی پناهم ز تو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناه است ببین غرق گناهم
دو دست دعا فرا برده ام بسوی آسمان ها
که تا پر کشم به بال غمت رها در کهکشان ها
چو نیلوفر عاشقانه چنان می پیچم به پای تو
که سر تا پا بشکفد گل ز هر بندم در هوای تو
به دست یاری اگر که نگیری تو دست دلم را دگر که بگیرد
به آه و زاری اگر نپذیری شکسته دلم را دگر که پذیرد
.
سید رضا نریمانی
فاطميه-ساير
فاطمیه شد و، نوکرا جمع شدن
دسته گلهایی از، جمعمون کم شدن
دسته گلها شدن قربونه فاطمه
این شبا مهمونن، مهمونه فاطمه
شهیدا جمعشون تو آسمونه
یه بانوی خمیده بینِشونه
رضایی واسهشون روضه میخونه
یازهرا یازهرا، یازهرا یازهرا 2
*****
تا حسین یاحسین میگه دل میپره
این نوا از خدا داره دل میبره
نوکری که حسین، دست کشید رو سرش
تیری از پهلو خورده مثه مادرش
حسین آخر سرو نذره آقا کرد
دمه آخر به زهرا اقتدا کرد
شهیدی که به عهدش خوب وفا کرد 2
یازهرا یازهرا، یازهرا یازهرا 2
*****
یا رضاجان "رضایی" گدای تو بود
زندگیش وقف جلب رضای تو بود
بابایی مهربون بود برا بچههاش
قاتل دشمنا بود طنینِ صداش
تموم لحظههاش گرمه عبادت
نماد عزت و روحه شجاعت
خدا میدونه حقش بود شهادت 2
یازهرا یازهرا، یازهرا یازهرا 2
*****
شاعر: داوود رحیمی
|⇦• تقدیم به شهدایِ مدافعِ امنیت شهید #مرتضی_ابراهیمی ، شهید #ایرج_جواهری ، شهید #مصطفی_رضایی و دیگرِ شهدا به نفس کربلایی سید رضا نریمانی•✾•
┅═❁•○◉♡◉○•❁═┅
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
┅═❁•○◉♡◉○•❁═┅
ابرِ بهارم ، عطرِ شهادت پیچیده تویِ دیارم
آرزو دارم ، سرم رو قربونی کنم پایِ نگارم
تا ابد نوکریِ منصبم
از شوقِ کربلا لبالبم
شاگردِ #انقلاب و #مکتب
دربانِ خیمه گاهِ زینبم ..
افتخارم اینه ، نوکر تو باشم
کشتۀ حریمِ خواهر تو باشم
« یا ثارالله .. اباعبدالله ... »
رو به ضریحت ، سلام میدم که بشنوم یه روز جوابت
رد نکن اقا ، درسته کربلا نبودم پا رکابت
حالا میخوام به پات #شهید بشم
نزار آقا که نا امید بشم
دعا کن تا که رو سپید بشم
قاطعِ نطفۀ یزید بشم
مثل فاطمیون ، مثل صابری شم
پاسبان زینب ، جان فدایِ دین شم
« یا ثارالله .. اباعبدالله ... »
با دم ارباب ، میگیرم انتقام خون شهدارو
پام اگه واشه ، محالِ زنده بزارم تکفیریارو
تو هستی یار جانی ام حسین
رویایِ جاودانی ام حسین
فدای تو جوانی ام حسین
من شیعۀ ایرانی ام حسین
پای بیرق تو جون سپردن عشقِ
با تو زنده موندن با تو مردن عشقِ
« یا ثارالله .. اباعبدالله ... »
12_Reza_Narimani-Golchin_Shab_01_Ta_Shab_06_Ramzan1395-002_(www.rasekhoon.net).mp3
7.25M
|⇦• تقدیم به شهدایِ مدافعِ امنیت شهید #مرتضی_ابراهیمی ، شهید #ایرج_جواهری ، شهید #مصطفی_رضایی و دیگرِ شهدا به نفس کربلایی سید رضا نریمانی•✾•
┅═❁•○◉♡◉○•❁═┅
حاج محمدرضا طاهری
فاطميه-ساير
يا زهرا
ياري نما، رهبر ما
رحمت نما، امام ما
بنما روا، حاجات ما
ما را رسان، به كربلا
يا ابيعبدالله
يابن الحيدر، يابن زهرا
در صف اعداء، يكه و تنها
مرغ دل پر ميزند پيوسته سوي كربلا
گشته ذكر صبح و شامش، گفت و گوي كربلا
پيشتر از آنكه مادر شير نوشاند مرا
جام اشك و خون گرفتم از سبوی كربلا
در صف محشر كه سر ميآورم بيرون ز خاك
ميكند چشمم به هر سو جست و جوي كربلا
بر مشامم ميرسد هر لحظه بوي كربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوي كربلا
سید مجید بنی فاطمه
فاطميه-ساير
زير باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقي مقابلم رخ داد
وسط كوچه ناگهان ديدم
زن همسايه بر زمين افتاد
سيبها روي خاك غلطيدند
چادرش در ميان گرد و غبار
قبلاً اين صحنه را نميدانم
در من انگار ميشود تكرار
آه سردي كشيد حس كردم
كوچه آتش گرفت از اين آه
و سراسيمه، گريه در گريه
پسر كوچكش رسيد از راه
طفلكي چند بار بر زمين افتاد
دو قدم مانده بود تا مادر
گفت برخيز خانه نزديك است
جان بابا بيا بيا مادر
گفت آرام باش چيزي نيست
به گمانم فقط كمي كمرم...
دست من را بگير گريه نكن
مرد گريه نميكند پسرم
چادرش را تكاند و با سختي
ياعلي گفت و از زمين پا شد
پيش چشمان بيتفاوت ما
نالههايش فقط تماشا شد
***
خدايا كاش ايمان جان بگيرد
كمي دنيا به ما آسان بگيرد
گلم در بين آتش چادرش سوخت
خدايا ميشود باران بگيرد
دلم دريا، دلم آتش، دلم خون
و جاري از در و ديوار هم خون
هم از چشمان بابا ميچكد اشك
هم از پهلوي مادر دم به دم خون