بسمالله الرحمن الرحیم
#امام_زمان_عج
#مناجات
بالابلندی، شانه های مهربان داری
بر طاق چشمانت دو ابروی کمان داری
بر لب طنین دلنشین نور و الرحمن
روی عبایت آیه هایی از دخان داری
بارانی و با ابرهای جمعه می باری
بارانی و در مشت خود هفت آسمان داری
در دست گرچه ذولفقار انتقام اما
بر روی دوشت بقچه های آب و نان داری
ما عاشقان مدعی هرگز نفهمیدیم
حسی که تو به هر کدام از شیعیان داری!
گفتیم دوری، بی نشانی، غافل از اینکه
هر جا که دلتنگ توایم، از خود نشان داری
هر جا که نامت را بخوانم می رسی از راه
هرجای دنیا باشم آنجا جمکران داری
#میتراسادات_دهقانی
@navaye_asheghaan
بسمالله الرحمن الرحیم
#امام_زمان_عج
#مناجات
دنیاست در تلاطم و طوفان کران کران
خشم و خشونت و غم کشتار بیامان
چشمان ماست خیره به تو سمت آسمان
ادرکنی ای امید دل، الغوث الامان
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
شرق است در تغافل و غرب است در نفاق
هر فصل یک مصیبت و هر آن یک اتفاق
یک روز رنج سوریه روز دگر عراق
هر لحظه بیشتر شده اندوه شیعیان
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
با ذوق از حقوق بشر حرف میزنند
یا از گزینه های تشر حرف میزنند
اوج شرارتاند و ز شر حرف میزنند
دنیای ما پر است از این حرف و داستان
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
خاورمیانه مرکز آوار ماجراست
اخبار داغ در پی آمار ماجراست
آل سعود باز میاندار ماجراست
از پول نفت سرخوش و با خلق سرگران
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
اسلام در محاصرهی خون و آتش است
داعش دروغ تازهی این قوم سرکش است
هر جا که صهیونیسم بخواهد کشاکش است
از دست دیو فتنه به لبها رسیده جان
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
در ذهن تار بستهی شب ریشه میزنند
آتش به هر اراده و اندیشه میزنند
با نام دین به ریشهی دین تیشه میزنند
یک روز سهم داعش و یک روز طالبان
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
آقا ببین جنایت آل سعود را
سرکوب و سرسپردن و جهل و جمود را
اسباب روسفیدی آل یهود را
ادرکنی ای عدالت موعود مستعان
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
از نحس کدخدایی این دشمن زبون
فریاد دادخواهی هر شیعه غرق خون
بغض یمن شکسته و بحرین لالهگون
از دست ظلم کارد رسیده به استخوان
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
القاعده ز یک سو و سویی "بوکو حرام"
"الله اکبر" آتش فرمان قتل عام
انبوه مسلمین جهاناند تلخ کام
آقا نگاه کن که چه شادند دشمنان
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
حال و هوای منطقه مثل محرم است
در زینبیهی دل ما شام ماتم است
عهد مدافعان حرم با تو محکم است
عباسهای شیعه وفادار و جانفشان
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
امروز در حمایت تکفیریان پست
تحریم و قصهی عمر سعد باز هست
کفر ایستاده است اماننامهاش به دست
در پشت هر بیانیه دارند صد بیان
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
گاهی به تشنگی، به بلا فکر میکنم
گاهی به کشتگان منا فکر میکنم
گاهی به وضع کربوبلا فکر میکنم
آقا بیا گره بزن این بغض را به آن
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
#پروانه_نجاتی
@navaye_asheghaan
بسمالله الرحمن الرحیم
#امام_زمان_عج
#مناجات
زیباترین بهانه برای سرودنی
تنها دلیل خلقت بود و نبودنی
با تو شروع میشود این بار شعرمن
زیرا فقط تویی تو هوادار شعر من
گلواژه ی تمام غزل ها قصیده ها
سبک جدید گویش و طراح ایده ها
پایان خواب های دروغین به دست توست
جان دوباره دادن بر دین به دست توست
میخوانمت به نام خودت آسمان عشق
سوگندمیخورم به تویعنی به جان عشق
از سختی تمامی دوران دلم گرفت
از این همه گناه فراوان دلم گرفت
ازاین همه دورویی وبی مهری و نفاق
از قحطی و نبودن ایمان دلم گرفت
نوری که بی تو جلوه کند تار می شود
حتی بهشت بی تو همان نار می شود
بی سمت وسوترازهمه ی بادهای شهر
حرف رسیدن تو چه تکرار می شود
این روزها بدون تو شب جلوه میکنند
این آسمان بدون تو آوار می شود
باید بیایی از سفر ای سایه ی سپید
خورشید از نبودن تو تار می شود
دنیا مرابه غیرتو مشغول کرده ست
در غرب ضدِّ آمدنت کار می شود
تو نیستی و این همه بغض ترک ترک
دارد به روی سینه تلمبار می شود
پس زودتر بیا ز سفر ای صبور من
آخر شکست پای ظهورت غرور من
برگرد تا که آینه ها بی تو نشکنند
آیینه ها حکایت جان و دل منند
برگرد تا که خنده شودگریه های ما
پیش خدا رود نفس " ای خدای ما "
برگرد ای طراوت سرسبز باغ ها
پایان بده به عمر دراز فراق ها
برگرد اصل مطلب و خاطر نشان عشق
سوگند میخورم به تویعنی به جان عشق
ما هر چه می کنیم که آدم نمیشویم
بر خیمه گاه سبز تو محرم نمیشویم
تقصیر ماست این همه دوری و انتظار
ما حق مان همیشه خزان است نه بهار
ما عاشقیم و هیچ دعایی نمی کنیم
ما فکر می کنیم ریایی نمی کنیم
ما بیخودی به نام تو سوگند میخوریم
وقتی که از گناه و جهالت همه پُریم
ما که لیاقت تو و عشقت نداشتیم
بیخود به روی نام خود عاشق گذاشتیم
#محمدحسن_بیات_لو
@navaye_asheghaan
#امام_زمان_عج
#مناجات
جهان اگرچه که در ظاهر امنوآرام است
ولی بدون تو در هالهای از ابهام است
تمام آنچه که دربارهی تو میدانیم
اگر درست تأمُّل کنیم، اوهام است
قسم بهدوستی گرگومیش صبحوغروب
که غیر بام تو هر بام دیگری دام است
در این زمانهیشهرت، خوشابهحالِ دلی،
که آشنای تو و بین خلق گمنام است
تفاوتی نکند پیر یا جوان بودن
کسی که از غم هجران نمرده ناکام است
در این تلاطم امواج تند سردرگُم
خیال هر اقیانوس با تو آرام است
برای سوختن آمادهاند عُشّاقت
چرا که پختهشدن آرزوی هر خام است
سپیدهوار سر از شب برآر ای خورشید
که آفتاب جهان بیتو بر لب بام است
#مجتبی_خرسندی
@navaye_asheghaan
#امام_زمان_عج
#مناجات
دلگیرم از تمامی دنیا شتاب کن
مجنونم و به خاطر لیلا شتاب کن
وقتش رسیده صبح طلوعت فرارسد
پایان بده براین شب یلداشتاب کن
در انتظار آمدنت روزها گذشت
ای وعده ی قدیمی فردا شتاب کن
ای وارث عدالت و صبر و غم علی
با ذوالفقار حضرت مولا شتاب کن
جانم به لب رسیدازاین روزگار پست
آقا به جان حضرت زهرا شتاب کن
برآن پدرکه با سر زانو رسیدو دید
نقش زمین جوان خودش راشتاب کن
برآن پدر که پیکر فرزند خویش را
برخاک میسپرد به صحرا شتاب کن
برآن تنی که زخمی تیرسه شعبه شد
برآن سریکه رفت به نی ها شتاب کن
برخانمی که در دم گودال میگرفت
با ناله ذکر”وای حسینا” شتاب کن
روضه گرفته ایم که شاید نظر کنی
روضه برای حضرت سقا شتاب کن
جان سه ساله دخترکی که گرفته بود
بر روی دامنش سر بابا شتاب کن
#یاصاحب الزمان(عج)ادرکنی
#یاصاحب الزمان (عج)اغثنی
#محمدحسن_بیات_لو
@navaye_asheghaan
#امام_زمان_عج
#مناجات
روشنى بخشِ شب تار نيامد چه كنم
رفت عمر من و دلدار نيامد چه كنم
قلب من مخزن الأسرار فراقش باشد
حضرت ِمطلع الأنوار نيامد چه كنم
"عجل الله تعالى فرجه" مى خوانم
حجتِ مطلقِ دادار نيامد چه كنم
شور اين سينه ى شيدا به كجا خيمه زده؟
نور اين ديده ى خونبار نيامد چه كنم
درد بى صاحبى و غصه ى بى مولايى
واى از اين دو خبر از يار نيامد چه كنم!
هجر او بند شد و پاى سلوكم را بست
چاره ى عبد گرفتار نيامد چه كنم
با كلاف دلم عمريست پى اش مى گردم
يوسف من سر بازار نيامد چه كنم
من ز هجران رخش اشك فشاندم هر شب
گريه ام نيز كه به كار نيامد چه كنم!
آن غلامم كه شدم چشم به راهش اما
شهريارم كه به دربار نيامد چه كنم
ذوالفقار علوى منتظرِ خون خواهى است
وارث حيدر كرار نيامد چه كنم
آتش درد كشد شعله و مادر گويد:
مرهم داغى مسمار نيامد چه كنم
روضه كرب و بلا شعر مرا جمع كند
گفت زينب كه علمدار نيامد چه كنم
#محمد_حسين_مهدى_پناه✍
#امام_زمان
.
@navaye_asheghaan
عرض ارادت
به حسین می رسانم همه جا سلام خود را
به ارادتش بگویم سخن و کلام خود را
من و خاک کربلایش من و قبر با صفایش
بخدا که خاکبوسم حرم امام خود را
شده اسم او دوایم شده ذکر او شفایم
وَ بگیرم از کلامش همه دم دوام خود را
بنگر که زخم دل را ز حسین مرهم آرم
وَ بگیرم از وجودش همه التیام خود را
شده در جهان مرامم ز حریم او گدایی
ندهم ز کف الهی منش و مرام خود را
بجز از حریم پاکش به کجا رود دل من
بخدا رها نسازد نفسی غلام خود را
چه غم از عذاب قبر و چه غم از شب سیاهم
که ازو کنم منوّر ظُلُمات شام خود را
به حسین هر که بینم سخنی بگوید و من
بدهم ز اشک دیده همه دم پیام خود را
نکشم دو دست «یاسر» اَبَدَا" ز دامن او
که من از حسین دارم همه احترام خود را
**
محمود تاری «یاسر»
@navaye_asheghaan
حدیث اشک
چارمین خورشید گلزار بقیع
ماه روشن در شب تار بقیع
شش جهت را نور می بخشی مدام
ای درخشان دُرِّ شَهوار بقیع
حجت حق جلوه گاه خالقی
جعفر آل محمّد ، صادقی
ای ششم نور الهی در زمین
نور تو می تابد ای گل بر زمین
شد مدینه جایگاه تابش ات
نور می بخشی تو در آن سرزمین
ای به عالم نور سرمد اَلسَّلام
صادق آل محمّد اَلسَّلام
ای بهشت ما بقیع ات اَلسَّلام
بر مقامات رفیع ات اَلسَّلام
بر مطهر تربت پاکت درود
بر کرامات وسیع ات اَلسَّلام
ما گدای خانه ی جود تواییم
بنده ی درگاه معبود تواییم
ای دل آئينه ها پروانه ات
ای به عرش سینه ها کاشانه ات
در دل شب مثل بیت فاطمه
هجمه آورده عدو بر خانه ات
در حریم قدسی ات ای روح جود
از در و بام آمده دشمن فرود
بار دیگر ماجرا تکرار شد
ماجرای کوچه ها تکرار شد
در مدینه بازتاب غم ببین
داغ های مرتضی تکرار شد
روی لب آورده هستی آه را
سر برهنه می برند آن ماه را
خانه ات را دشمنت آتش زده
خصم تو بر گلشنت آتش زده
بعد آتش بر حریم اطهرت
زهر کینه بر تنت آتش زده
ای خلیل الله آل مصطفی
سوختی از آتش زهر جفا
آتشی بر دامنت انداختند
شعله ها بر شیونت انداختند
مثل جدت حیدر کرار نیز
ریسمان بر گردنت انداختند
نخل دین در وادی ایمان شکست
حرمتت را دشمن قرآن شکست
ای ز حنجر بغض پنهانت برون
ای به عمرت دیده سختی ها فزون
کربلا نه ، بود در شهر نبی
باز تکرار یزید و شمر دون
بود شمشیر ستم در پیش تو
وای دل از خصم بد اندیش تو
لاله چینان غم به جانت ریختند
طرح ماتم بر خزانت ریختند
در هجومی غرق اندوه و بلا
برگ و بر از بوستانت ریختند
شعله ها شد از ستم افروخته
قلب «یاسر» زین جنایت سوخته
**
محمود تاری «یاسر»
@navaye_asheghaan
«غزل فراق»
قسم بر حس و حالی که دو چشم کور می دارد
دلم دور از حریمش حالتی رنجور می دارد
ميان بزم شب هایش دلم ميل شکستن داشت
ز بس معشوق عاشق را ز عشقش دور می دارد
به شيرينی عطر سيب کوی دلکشش سوگند
زمين و آسمان هم از برایش شور می دارد
شب جمعه، حرم، روضه، دو گنبد، ساقی و مولا
خدایا کی نگاهش جنس ما را جور می دارد
به ساقی از وفا گویيد ما را مست گرداند
نباشد طاقتی آنقدر که مخمور می دارد
به گمنامی اگر مشهور باشی شهره شهری
که ارباب کرم گمنام را مشهور می دارد
نمی ترسم من از هول و ولای روز رستاخيز
چو مولا نوکرش را با خودش محشور می دارد
بيا ای «ملتمس» بر درگه شاهانه نوکر باش
بيا که شاه نوکر را عجب منصور می دارد
#مجتبی_دسترنج_ملتمس
#غزل_امام_حسین_ع
#امام_حسین_ع
@navaye_asheghaan
مرغ دل ما زند، پر به هوایت حسین
قبله عالم شده، کرب و بلایت حسین
منم گدایت حسین، منم گدایت حسین
کن نظری از کرم، به این گدایت حسین
حسین حسین جان حسین (2)
چرا فتادی چنین، به خاک صحرا حسین
غرق به خون بی کفن، ز جور اعدا حسین
سوخته از تشنگی، تمام جانت حسین
تشنه چنین ندیده، در لب دریا حسین
حسین حسین جان حسین (2)
ای پسر فاطمه، چرا تو بی یاوری
تو حجت کردگار، وصی پیغمبری
تو شاه بی نوایی، خدای را مظهری
در ره حق داده ای، هستی خود را حسین
حسین حسین جان حسین (2)
گریه به مظلومی ات، پیمبران کرده اند
ناله ز داغ غمت، پیر و جوان کرده اند
اشک ز داغت روان، ز دیدگان کرده اند
جن و ملک از غمت، در همه دنیا حسین
حسین حسین جان حسین (2)
@navaye_asheghaan
مرغ دلم می زند پر به هوای حسین
مرغ دلم می زند پر به هوای حسین
می بردم کو به کو شور و نوای حسین
جاذبه ی عشق او داده مرا آبرو
سرخوش و سرمستم از جام ولای حسین
عاشق و دلخسته ام دل به حسین بسته ام
کعبه ی آمال من کرب و بلای حسین
هر که به دربار او دست گدایی برد
شامل حالش شود لطف و عطای حسین
زمزمه ی یا حسین می رسد از هر کران
گشته به هر جا بلند باز لوای حسین
سوز دل خسته را جام حسینی دواست
مرهم زخم دل است اشک عزای حسین
در همه ی کائنات ولوله برپا شده
ملک و ملک نیل پوش گشته برای حسین
رایحه ی عدل و داد روح صلات و جهاد
تا ابدیت دمد از دم نای حسین
گر چه حسین شد شهید در ره دین و نماز
جان جهان می شد ای کاش فدای حسین
روز قیامت شود آتش دوزخ خموش
گر به به محشر فتد بند ردای حسین
در سفر کربلا سر ز تنش شد جدا
اکبر فرخ فر و ماه لقای حسین
یاور و همسنگرش ساقی و آب آورش
دست و سر و جان خویش کرد
@navaye_asheghaan