۱۷
(ورود اهل بیت ع به مدینه)
آمدم سوی مدینه بی کس و قامت خمیده
بی حسین برگشته ام من خون دل ریزم ز دیده
سوزم و گریم دمادم،با دل بشکسته ام من
در غم و سوگ حسینم،در عزا بنشسته ام من
تسلیت یا رسول الله۴
جد مظلومم ندیدی زینب تو خونجگر شد
از غم داغ حسینت سینه ی من پر شرر شد
همه گل ها شده پرپر،شده ام بی یار و یاور
خون نموده دل ما را،دشمن ملعون کافر
تسلیت یا رسول الله۴
گشته ام شرمنده جدا از حضور ام لیلا
کربلا شد علی اکبر پیکر او اربا اربا
در کنار پیکر او،شد حسینم قد خمیده
پیکر صد پاره اش را،دیده در خون آرمیده
تسلیت یا رسول الله۴
دیده گریان اباالفضل همره ام البنینم
یاد دستان بریده فرق بشکسته غمینم
جان عباسم فدا شد،هر دو دستانش جدا شد
با عمود آهنینی،از ستم فرقش دو تا شد
تسلیت یا رسول الله۴
یا محمد یا محمد از شما شرمنده ام من
بی حسین برگشته ام من بعد داغش زنده ام من
یا محمد بی شکیبم،بی حسینم من غریبم
کربلا و کوفه و شام،غم عالم شد نصیبم
تسلیت یا رسول الله۴
یا محمد یا محمد حرمت او را دریدند
بین موج خون مقتل سر پاکش را بریدند
عصر عاشورای خونین،دیده ام آتش به خیمه
همه پیکرها زمین و،همه سرها روی نیزه
تسلیت یا رسول الله۴
یا محمد شام غم ها بدتر از کرب و بلا بود
ما همه پای پیاده کارشان جور و جفا بود
وای امان از مردم شام،روز ما را کرده چون شام
بر سر و روی اسیران،می زدند سنگ از لب بام
تسلیت یا رسول الله۴
#رضا_یعقوبیان
#ورود_اهل_البیت_ع_به_مدینه
@navaye_asheghaan
4_5782927109034872427.m4a
4.35M
#زمینه_محرّم
#مصائب_شام
شده شور و عزا ، به پشت دروازه
شده داغ دلِ ، یه قافله تازه
میون کوچه ها ، هلهله و سازه
بین تموم دست پاها غل و زنجیر
زخم دلاشون بد تره از زخم شمشیر
تو شام ویران تو محلّه ی یهودی
دید دختر حیدر چه چیزا و شده پیر
امون امون ای دل ، زینب و اسارت
چقده که دیده ، عقیله جسارت
آه واویلا
____________
دیدم من سر تو ، به روی نی داداش
تو دیدی زینبو ، تو بزم می داداش
شد همه لحظه هام ، با غصّه طی داداش
طشت طلا بود و سرت و خیزرون بود
مست بود و ضربه به دو لبهات بی امون بود
شد پیش چشمای خودم حرف کنیزی
پیر شد همون خواهر که یک روزی جوون بود
بدون تو داداش ، چی کشیده خواهر
به کجا ها کارم ، رسیده برادر
آه و واویلا
______________
توی بازار شام ، گذشته چی بر ما
به ما طعنه همه جوره زدن هر جا
چقده خندیدن ، به گریه ی ما ها
خاکستر آتیش زده روی سرامون
میریزن و میگن به ماها خارجیا
جای ابالفضل خالی بود در بین اغیار
بعد علمدار دیده یک خواهر چه چیزا
شده روی نی ها ، محاسن سقّا
سپید تا کشیدن ، معجرو ز سر ها
آه و واویلا
شعر و سبک : رضا پرورده
@navaye_asheghaan
بــاز دگر بـاره رســیــد اربـعـیــن
جوش زند خون حسـین از زمین
شد چـهلـم روز عـزای حـسـیـن
جـان جـهـان بـاد فدای حـسین
اربعین سالار شهیدان تسلیت 🖤
@navaye_asheghaan
.
#اربعین
السلام علیک یا مولاتی یا زینب
من چهل روز به همراه سرت گردیدم
همره قافله ی همسفرت گردیدم
سر تو بر سر نی ماه شب تارم شد
چون ستاره به سر چون قمرت گردیدم
اشکت از گوشه ی چشم تو روان می شد و من
بارها زائر چشمان ترت گردیدم
چشم تو روشنی شام سیاهم بود و
همچو پروانه به شمع سحرت گردیدم
با سرت آمده ام زائر قبرت گردم
روی این خاک زمین دور و برت گردیدم
ذره ذره اثرت در همه ی دشت بلاست
با دل خسته پی بال و پرت گردیدم
آمدم تا که گزارش دهم از شرح سفر
من که دل سوخته ی پرشررت گردیدم
یک سفر بود و هزاران دل جا مانده به راه
کشته ی عشق تو پیش نظرت گردیدم
گر چه شد بر سر نیزه سر هجده یوسف
بیشتر از همه محو قمرت گردیدم
تازیانه که به سوی تن طفلان آمد
سپر دخترک خون جگرت گردیدم
کعب نی بس که به روی تن نیلی ام خورد
همچو آن مادر مظلوم ترت گردیدم
گاه بودی به سر نیزه و گه تشت طلا
زائر چوب و لب و تشت زرت گردیدم
یا حسین بی تو نمانده اثری از زینب
بس که پروانه صفت شعله ورت گردیدم
نیست جانی به تن همسفر خون جگرت
من چهل روز به همراه سرت گردیدم
#محمدعلی_شهاب ✍
.
..┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
@navaye_asheghaan
Nariman Panahi Shahe Ba Vafa Abalfazl_(www.new-song.ir).mp3
4.19M
◼️◼️◼️◼️◼️
مداحی سنگین برای سینه زنی شه با وفا ابوالفضل معدن سخا ابوالفضل شیر سر
زور و بازوی علی باب الحوائج ، پسر ام البنین که شدی قطع الیمین
تکست و متن نوحه شیر سرخ عربستان “شه با وفا اباالفضل”
شیر سرخ عربستان و وزیر شه خوبان، پسر مظهر یزدان ، که بدی صاحب طبل و علم و بیرق و سیف و حشم و با رقم و با رمق اندر لب او ماه بنی هاشم وعباس علمدار و سپهدار و جهانگیر و جهان بخش و دگر نایب و سفا.
شه با وفا ابوالفضل، صاحب لوا اباالفضل، معدن سخا ابوالفضل، نور هل اتی ابوالفضل.
دید کاندر حرم خسرو خوبان، شده بس ناله و افغان و پر از شیون طفلان،
همه شان سینه زنان، نوحه کنان، موی پریشان، دل بریان،
سوی عباس شتابان، که عمو جان چه شود جرعه ی آبی برسانی به لب سوختگان،
کز عطش آتش بگرفته گلوی ما. شه باوفا ابوالفضل،
صاحب لوا ابوالفضل، معدن سخا ابوالفضل، نور هل اتی ابوالفضل.
پس بیاویخت بدوش دگر خویش،
یکی مشک چو مشکی که بدی خشک تر از لعل لب ماه مدینه، گل گلزار سکینه،
به فغان گفت که یا بنت اخا، ناله مکن، ضجه مزن،
ز آنکه عموی تو نمرده روم الحال کنم بهر تو من آب مهیا،
شه باوفا ابوالفضل، صاحب لوا ابوالفضل،
معدن سخا ابوالفضل، نور هل اتی ابوالفضل.
زور و بازوی علی باب الحوائج
زور و بازوی علی باب الحوائج ناصر دین نبی ناصر علی ناصر دین
حسین ناصر دین خدا پسر ام البنین که شدی قطع الیمین …
علی العباس واویل حسین تنهاست واویلا
فرق عباس کجا عمود آهن خسرو ناز کجا این همه دشمن
فرق عباس کجا عمود اهن خسرو ناز کجا …این همه دشمن
فرق عباس کجا عمود آهن خسرو ناز کجا …این همه دشمن
حسین حسین حسین …
.
#از_لسان_امام_زمان_عج
#منم_امام_انس_جان
#مناجات
منم امام اِنسُ و جان مهدی ام
حضرتِ صاحب الزمان مهدی ام
مادر من اُمُِ ابیها بُوَد
عمه ی من زینبِ کبری بُوَد
عمه ی من به ماسوا غالب است
بنتِ علی ابن ابی طالب است
عمه ی من ضیاءِ هر دو عین است
عمه ی من شریکه الحسین است
عمه ی من زِینِ أَبِ مرتضاست
به کشتیِ اهلِ ولا ناخداست
به آسمان و عرش چون نگین است
ضیاء چشم زین العابدین است
عمه ی من کعبه ی غمها بود
ام مصائبِ دو دنیا بود
عمه ی ما فضائلش دائم است
عمه ی ساداتِ بنی هاشم است
عمه من آینه ی مادر است
شاهدِ قصه های پشتِ در است
عمه ی ما دیده ز آن ابتدا
مادر و آن مصائبِ کوچه را
دیده غم و غربت و هم مهن را
لخته ی خونِ جگرِ حسن را
عمه ی ما دیده دو دستِ قلم
ساقیِ بی مشک بدونِ علم
دیده به علقمه گلِ یاس را
دو چشمِ غرقِ خونِ عباس را
عمه من خواهرِ خون خداست
ادامه ی نهضتِ کرببلاست
حکمت همین بود شود از قضا
اسیر در کوفه و شام بلا
از سفرِ کرببلا تا به شام
سنگِ جفا خورده ز بالای بام
روضه ی مکشوفه بدیده ست او
بغضِ یتیمانه شنیده ست او
راسِ بریده دیده بالایِ نی
صوتِ حزین شنیده از نایِ نی
عمه ی ما لب به سخن باز کرد
ز کوفه تا به شام اعجاز کرد
تیغِ زبان تا غضب آلود شد
دشمنِ دون یکسره نابود شد
به خطبه ای کرد چنان انقلاب
که شام شد بر سرِ شامی خراب
دخت علی شد رجزش پر شرر
مردتر از هزار و یک شیرِ نر
#شاعرسبکسازڪربلایے_مجیدمرادزاده
#اربعین
.
@navaye_asheghaan
#حضرت_زینب_س_اربعین
چه بگویم چه به ما و چه بر این آل گذشت
این چهل روز مرا، قدر چهل سال گذشت
چه بگویم که پس از تو چه بلاها دیدم
چه بگویم که پس از تو چه به اطفال گذشت
هرکه ما را ز غم و داغ تو ناراحت دید
نیشخندی زد و راهی شد و خوشحال گذشت
خواهری که رُخ او را زن همسایه ندید
بی نقاب از وسط آن همه جنجال گذشت
آه از آن لحظه که زینب بدنت را نشناخت
آه از آن لحظه که این قوم ز گودال گذشت
بزم مِی خوارگی و کوچه و دروازهی شام
هرچه که بود به هر شکل به هر حال گذشت
**
دخترت همسفر قافلهام نیست حسین
چه بگویم که پس از او چه به غسال گذشت
✍ #محمود_یوسفی
@navaye_asheghaan
#حضرت_زینب_س_اربعین
برگشتم از رسالت انجام دادهام
زخمیترین پیمبر غمگین جادهام
ناباورانه از سفرم خیل خارها
تبریک گفتهاند به پای پیادهام
یا نیست باورم که در این خاک خفتهای
یا بر مزار باور خود ایستادهام
بارانم و ز بام خرابه چکیدهام
شرمندهٔ سهسالهٔ از دست دادهام
زیر چراغ ماه سرت خواب رفتهام
بر شانهٔ کجاوهٔ تو سر نهادهام
دل میزدم به آب و به آتش برای تو
از خیمهها بپرس که پروانه زادهام
چون ابر آب میشدم از آفتاب شام
تا ذرهای خلل نرسد بر ارادهام
✍حجتالاسلام #سیدرضا_جعفری
@navaye_asheghaan
#امام_حسین_ع_مناجات_اربعین
#حضرت_زینب_س_اربعین
اى جان ما فداى تو لبيك ياحسين
هستى است رونماى تو لبيك ياحسين
اى نَفْس مُطمَئنّه كه تنها فقط خداى
گرديده خونْ بهاى تو لبيك ياحسين
هَلْ مِنْ مُعين تو گفتى و گوئيم يك صدا
در پاسخ نداى تو لبيك ياحسين
توحيد را به قتلگهت كردهاى بيان
حق راضى از رضاى تو لبيك ياحسين
زينب كنار پيكر تو گفت: تا ابد
برپا بُوَد لَواى تو لبيك ياحسين
شكرخدا كه فاطمه ما را دعا نمود
گشتيم مبتلاى تو لبيك ياحسين
جا ماندهايم و دل به همين خوش كنيم كه
اينجاست كربلاى تو لبيك ياحسين
پيغمبرانه مُعتكفم در حَراى تو
هر روضه شعبهايست ز صحن و سراى تو
با سينهاى پر از غم و با ديدهی ترى
قامت خميده مىرسد از راه خواهرى
باور نمىكند كه چهها آمده سرش!
يك اربعين گذشته ز هجر برادرى
دارد مرور مىكند آن خاطرات را
بر روى خاك بود چه گلهاى پرپرى
تنها حسين ماند و زمان وداع شد
بوسه زند به زير گلو جاى مادرى
يك ساعتى گذشت كه از روى تَل بِديد
بر جاى بوسهاش بزند بوسه خنجرى
لرزيد كربلا و هوا تيره گشت و ديد
رفته به روى نيزهی بيدادگر سرى
اما هنوز كينهی دشمن نشد تمام
ده اسب تاختند روى جسم اطهرى
بعد از حسين بود كه غارت شروع شد
بعد از حسين رنج اسارت شروع شد
✍ #علی_اصغر_انصاریان
@navaye_asheghaan
#شهادت_امام_حسن_علیه_السلام
#سبک_سنتی
🎤مداح :حاج احمد صفاری
ای خدا از زهر کین سوزد دل من
با که گویم همسرم شد قاتل من
من غریبم من غریبم من غریبم 2بار
ای خدا شد رشته عمرم گسسته
قاتل من روبروی من نشسته
زینب ای نور دو چشمان تر من
لحظه ای خواهر بیا بنشین بر من
من غریبم من غریبم من غریبم 2 بار
می روم من سوی جنت نزد مادر
می سپارم کودکانم بر تو خواهر
خون دلهایی که خوردم بعد بابا
صبر کردم عاقبت افتادم از پا
من غریبم من غریبم من غریبم 2 بار
من که داغ مادرم زهرا بدیدم
فرق منشق گشته بابا بدیدم
دگر از این زندگانی گشته مشکل
با تو گویم زینبا من عقده دل
من غریبم من غریبم من غریبم
@navaye_asheghaan