46. روضه میخونی.mp3
1.49M
#نوحه_امام_حسن_عسکری
( علیه السلام )
#حاج_امیر_عباسی
روضه میخونی
امشب ، تنها
شالِ عزات و دیدم آقا
ناله زدم باچشم گریون
آجرکَ الله یابنَ الزهرا
پدرت گوشه ی بستر
توو جوونی شده پرپر
شبیه مادر
سینه میزنم شب شهادت
صاحبِ عزا ، سرِت سلامت
#بند_دوم
*وایِ من از این
غمهای تو
خون به دلم از
اشکای تو
بس که غریب بود
حتی خونَش
تحت نظر بود ، بابای تو
سامرا ، دل پریشونه
شده قبرش ، غریبونه
میونِ خونه
بینِ بسترش ، دور از مدینه
دست و پا میزد ، با زَهرِ کینه
سینه میزنم شب شهادت
صاحبِ عزا ، سرِت سلامت
#بند_سوم
آب میرسونی ، مثل سقا
تو به لبایِ ، خشک بابا
حرف عطش شد
یادِت افتاد
طفل رباب و موج دریا
دیدی می لرزه
هی دستاش
ظرف آب میخوره
به لبهاش
غمه تو چشماش
دیگه ندیدی ، لبای خونی
نه بزمِ مِی رو ،
نه خیزرونی ...
سینه میزنم شب شهادت
صاحبِ عزا ، سرِت سلامت
@navaye_asheghaan
1. اگر بارگران بودیم.mp3
992.9K
#ختم_خوانی
#حاج_حسن_شیرازی
#آواز_دشتی
اگر بارِ گِران بودیم ، رفتیم
وگر نامهربان بودیم ، رفتیم
شما در خانمان خود بمانید
که ما بی خانمان بودیم و رفتیم
#شعرخوانی_دشتی
@navaye_asheghaan
45.آمد عزای.mp3
807.3K
#نوحه_امام_حسن_عسکری
( علیه السلام )
#حاج_امیر_عباسی
( سبک حاج اکبر ناظم )
آمد عزای حسن عسگری
جانها فدای حسن عسگری
#ملودی_دوم
مقتدای همه
غریب فاطمه
#ملودی_سوم
مولای من
سرت سلامت
یابنَ الحسن ، سرت سلامت
#بند_دوم
وقت غم و عزا شده
یا زهرا
سامره کربلا شده
یا زهرا
#ملودی_دوم
شد زِ زَهرِ جفا
عزیزت جانفدا
#ملودی_سوم
شیعه به دل
خونِ جگر دید
مهدیِ تو
داغ پدر دید ...
@navaye_asheghaan
47. گشته خزانی.mp3
1.15M
#نوحه_امام_حسن_عسکری
( علیه السلام )
#حاج_امیر_عباسی
گشته خزانی ، باغِ امامت
مهدیِ زهرا ، سرت سلامت
#ملودی_دوم
در ، عزای بابا
تسلیت آقا ، یا حجت الله
( یاااا ، بقیة الله ، بقیة الله
بقیة الله ، بقیة الله ... )
#بند_دوم
شد سامره
محشری ازین غم
زهرا بگرید
با قامت خم ...
#ملودی_دوم
آه ، مرثیه خواند
مادرت زهرا
با ناله و آه ...
( یاااا ، بقیة الله ، بقیة الله
بقیة الله ، بقیة الله ... )
#بند_سوم
داریم اُمید ای
که روح و جانی
ما را شریک ِ
غمت بدانی ...
#ملودی_دوم
با ، سپاه عشقت
در راه خدا
ما را کُن همراه
( یاااا ، بقیة الله ، بقیة الله
بقیة الله ، بقیة الله ... )
@navaye_asheghaan
1. مرا از کودکی.mp3
5.31M
#زمزمه_حضرت_اباالفضل
#مدح_حضرت_اباالفضل
( علیه السلام )
#حاج_حسن_شیرازی
#آواز_دشتی
#دوبیتی_اول
مرا از کودکی احساس دادند
(آقام آقام ، اباالفضل)
مرا عادت به عطرِ یاس دادند
(آقام آقام ، اباالفضل)
کلید مشکلاتم را از اول
(آقام آقام ، اباالفضل)
به دست حضرت عباس دادند
(آقام آقام ، اباالفضل)
#دوبیتی_دوم
من از روز اَزل
با یاس بودم
کنار سفره عباس بودم
به قلبم هر چه بود
احساس دادند
(آقام آقام ، اباالفضل)
به دستم پرچم عباس دادند
(آقام آقام ، اباالفضل)
#دوبیتی_سوم
الا مادر به قربون جمالت
(آقام آقام ، اباالفضل)
رخ چون بَدر و
ابروی هلالت
شنیدم کام عطشان
جان سپردی
گلِ اُمَّ البنین ، شیرم حلالت
#دوبیتی_چهارم
منم یک عمر
پا بستِ اباالفضل
(آقام آقام ، اباالفضل)
اسیرِ دیده و دست اباالفضل
(آقام آقام ، اباالفضل)
هر آن دم که گِره
در کارم افتاد
بوَد کارِ دلِ من با ابالفضل
#زمزمه_آواز_دشتی
@navaye_asheghaan
#یاحسین (ع)
#غزل مناجات شروع جلسه یا نوحه سنگین
آقا چه میشود به غلامت کرم کنی
با گوشه ی نگاه دلش را حرم کنی
از بس که با گنه دلتان را شکسته ام
لایق نیم نگه به دل مضطرم کنی
یک گوشه ی نگاه تو دل را جلا دهد
دل میدهم تو را که شما گوهرم کنی
آقا مدال نوکریت را ز من نگیر
من سینه میزنم که تو عاشقترم کنی
ازکاروان عشق تو جامانده ام حسین
آیا شود مرا تو مقیم حرم کنی؟
یک جرعه ای بده تو ز صهبای کربلا
تا مست آن شراب و مِیِ کوثرم کنی
#کربلایی_مرتضی_شاهمندی
@navaye_asheghaan
#زمزمه و نوحه عامیانه با سیدالشهدا (ع)
می خوام به کربلا بیام دوباره
دلم ز دوریِ تو بی قراره
دیگه دلم صبر و قرار نداره
زِ سوز داغت شده پُر شراره
آقام حسین ، آقام حسین ، حسین جان (۲)
دعا بکن عاشق تو بمونم
تو کربلا روضه ی تو بخونم
بخونم از تشنگیِ لبِ تو
روضه ی قتلگاه و زینب تو
آقام حسین ، آقام حسین ، حسین جان
فدای حنجر بُریده ی تو
جسم به خاک و خون کشیده ی تو
فدای شش ماهه علی اصغرت
فدای عباس و علی اکبرت
آقام حسین ، آقام حسین ، حسین جان
اگه دعا کنی برام همیشه
دیگه دلم از تو جدا نمی شه
تا آخرش تو راه تو می مونم
می مونم و از تو فقط می خونم
آقام حسین ، آقام حسین ، حسین جان
#کربلایی_مرتضی_شاهمندی
@navaye_asheghaan
#در فراق صاحب الزمان (عج)
#دیماه۱۴۰۱
پروانه صفت با غم تو سوخته ام من
چشمان دلم را به رَهَت دوخته ام من
لطفی کن و من را زِ فِراقت نده آزار
جانا تو بیا دست از این فاصله بردار
ای عشق ببین بی سر و سامان تو باشم
چندی است که دیوانه و حیران تو باشم
من سائلم و دست به دامان تو هستم
بیمار توام ، چشم به درمان تو هستم
دیدی که سر راه تو بر خاک فِتادم
بر گِرد رَهَت صورت خود را بنهادم
جز خال لب صورت تو در نظرم نیست
یعنی که به جز ذکر تو وِرد سحرم نیست
مجنونم و هر لحظه گرفتار تو گشتم
خون از مُژه می بارم و من زار تو گشتم
مَپسند که از کوی تو آواره شوم من
در راه رسیدن به تو بیچاره شوم من
گر رُخ بِنمایی همه جا یار تو گردم
من مشتریِ یوسفِ بازارِ تو گردم
ای یوسف گُم گشته ی زهرا مددی کن
حالا که به راه تو نشستم نظری کن
#کربلایی_مرتضی_شاهمندی
@navaye_asheghaan
پدری در دم مرگ است و به بالین پسرش
پسری اشک فشان است به حال پدرش
پدری جام شهادت به لبش بوسه زده
پسری سوخته از داغ مصیبت جگرش
پسری را که بود نبض دو عالم در دست
شاهد داغ پدر آه و دل و چشم ترش
حسن العسکری از زهر جفا می سوزد
حجه یابن الحسن از غم شده گریان به برش
چار ساله پسری مانده و صد ها دشمن
که خداوند نگه دارد و از هر خطرش
دشمن افکنده زپا نخل امامت را باز
کند اندیشه به نابودی یکتا ثمرش
خانه را که عدو دست به غارت زده است
اتش ظلم بر افروخته از بام و درش
آه از آن روز که شد غیبت مهدی آغاز
غیبتی را که بود خون شهیدان اثرش
آنکه امروز جهان زنده و قائم از اوست
بار الها که مؤید نفتد از نظرش
#سید_رضا_مؤید
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
#شهادت_امام_حسن_عسکری_علیه_السلام
@navaye_asheghaan
#شهادت_امام_حسن_عسکری_علیه_السلام
ای آفتاب، سایه نشین جمال تو
ای عمر خضر، بسته به آب زلال تو
ای نیستی خلق دو عالم، زوال تو
ای هست و بودِ خلقت و هستی، وبال تو
ماییم در حریم تو، داریم چشم لطف
از دامن کریم تو داریم چشم لطف
اینجا مقربان، صُلحا صف کشیده اند
پیغمبران حق، شهدا، صف کشیده اند
آقا ببین چقدر گدا صف کشیده اند
در «سُرّ مَن رأیِ» شما صف کشیده اند
تا که شوند جزو گدایان حضرتت
روزی خورند از نمک و نان حضرتت
ای سامرات، گلشن زیبای اهل بیت
گلدسته ات، بهشت دِلارای اهل بیت
دور ضریح، در حرمت، جای اهل بیت
از نسل توست «مهدیُ مِنّایِ» اهل بیت
امشب که ما به روضه ی تو مشتری شدیم
مشغول ذکر یاحسن العسگری شدیم
کعبه در این دیار به دورت طواف کرد
پای همین مزار به دورت طواف کرد
روزی هزار بار به دورت طواف کرد
با قلب داغدار به دورت طواف کرد
ای قبله گاه یار، به دور خودت بچرخ
حج را بجا بیار، به دور خودت بچرخ
ای آنکه چشم دهر برایت گریسته
در آسمان دو نهر برایت گریسته
جبرییل بحر بحر برایت گریسته
مسموم زهر، زهر برایت گریسته
آقای من، نلرز، به دور خودت نپیچ
بر خویشتن نلرز، به دور خودت نپیچ
آقا تو هم ز سمِ جفا تشنه لب شدی
آزرده زهر قلب تو را، تشنه لب شدی
رفته دلت به کرببلا، تشنه لب شدی
در ظلّ آفتاب لبش تشنه مانده بود
بین دو نهر آب، لبش تشنه مانده بود
آقا بنوش آب گوارا، بگو حسین
بگذار سر به دامن مولا، بگو حسین
آسوده سیر کن به ثریّا، بگو حسین
مهدی کنار توست، همین جا، بگو حسین
او آمده است رخت عزا را به تن کند
آماده است تا به تن تو کفن کند
کرببلا، حسین، دریغا کفن نداشت
اصلاً کفن که جای خودش، پیرهن نداشت
جز زخم و زخم و نیزه شکسته، به تن نداشت
“هذا قلیل”، پس به گمانم بدن نداشت
جسمی که پایمال سم اسب ها شود
باید که سهم خاک شود، بوریا شود
#امیر_عظیمی
@navaye_asheghaan
#شهادت_امام _حسن _عسکری_علیه_السلام
او اهل گریه بود و دو چشم نجیب داشت
با نام مجتبایی اش انسی عجیب داشت
او هم کریم بود و به هنگام بخششش
خورشید و ماه یا که ستاره به جیب داشت
آری تمام اهل مقاتل نوشته اند
دشمن هم از عنایت و لطفش نصیب داشت
مثل حسن حرم به مزارش وفا نکرد
دیدم که صحن خاکی و قبری غریب داشت
بوی گلوله میدهد آن صحن ها ولی
روزی شبیه کرببلا عطر سیب داشت
دستم به سمت چاک گریبان خویش رفت
وقتی که نام او به لبش عندلیب داشت
او دست خاک زلف پریشان خود نداد
بالا سرش به جای سنان او طبیب داشت
وقتی که زهر پا به روی سینه اش گذاشت
فرزند او به روی لب امن یجیب داشت
ابن الرضای سوم این خانواده هم
مرثیه ای شبیه به یابن الشبیب داشت
خاکی شده است صورت گلدسته های او
یعنی که میل روضه ی خدالتریب داشت
از روی نیزه ها سر او خورد بر زمین
این روضه سخت بود و فراز و نشیب داشت
#محسن_حنیفی
@navaye_asheghaan
.
#شهادت_امام_عسکری
گناهت چه بود ای عزیز پیمبر
که از کودکی بود جایت به تبعید
به همراهِ بابا، غریبانه تنها
به یک پادگان شد سَرایت به تبعید
پس از هادیِ دین، چه بد با تو کردند
به حصری که دور از وطن بودی آقا
به تهمت دلت را شکستند صد بار
ز غربت شبیهِ حسن بودی آقا
توجه به شَانِ شریفت نکردند
ترا بارها خواست دشمن شبانه
اهانت، پس از آنکه شد روز مرّه
گرفتند جان و دلت را نشانه
در اوج غریبی به صد بغض و کینه
گهی شعله بر عصمتت می کشیدند
ز بد سیرتی کار را از جسارت
به فحاشیِ عترتت می کشیدند
دلت را چو قرآن به آتش کشیدند
که گفتند بد ناسزا مادرت را
همه عمر با شک و تردید و نِخوَت
چو تیری شدند آن دل مضطرت را
ز نَمّامیِ مشرکانِ زمانه
چو خانه بدوشانِ آواره بودی
نه تحتِ نظر، بلکه تحتِ شکنجه
دمادم ز غم، در پیِ چاره بودی
در آن برکه ی شیرهای درنده
ترا خواست دشمن خفیت نماید
به تفتیشِ بیتت، عدو خواست هردم
اِهانت به شَانِ شریفت نماید
تو اما بیادِ خیامِ حسینی...
از این هجمه ها بارها گریه کردی
بیادِ شبی که حرم گشته غارت
از این غصهها بارها گریه کردی
تنت ای عزیز دلِ آلِ زهرا
نشد طعمه ی شیرهای درنده
سرت، حنجرت، دست و پایت، گلویت
نشد طعمه ی تیغ های برنده
سرت از قفا کِی جدا از تنت شد
تنت گیر نعلِ ستوران نیفتاد
خدا را همینقدر شکر ای امامم
که پیراهنَت دستِ گرگان نیفتاد
نشد اهلبیتت اسیرِ خوارج
که با قصدِ قربت زنَد تازیانه
نه زندان، نه ویران، نه بزمِ شرابی
شده قسمتِ دختری نازدانه
کجا تهمتی از کنیزی شنیدند
به مهمانیِ شامیان دخترانت
کجا خیزران خورده روی لب تو
خدا رحم کرده به لعلِ لبانت
#حاج_محمود_ژولیده - ۱۴۰۲✍
#مرثیه_امام_حسن_عسکری_علیه_السلام
.
@navaye_asheghaan