eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.7هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
441 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
چاووشی زمزمه _مسافر _کربلا بوی عشق امد به سوی ما خدا لحظه ای مارا ببر تا کربلا ما که تنهادیده دیداریاریم ای خدا بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بردلم ترسم بماند ارزوی کربلا تشنه ی اب فراتم ای اجل مهلت بده تابگیرم دربغل قبر شهید کربلا کربلا یا کربلا خیمه گاه یا قتلگاه (2) امدم برخیمه و ناله برغم ها کنم امدم روی زمین گریه بر زهرا کنم امدم اینجا چنین گریه بر مولا کنم تاکه در این عالمین ناله بر غم ها کنم امدم براین بیابان ناله بر مولا کنم کربلا یاکربلا خیمه گاه یا قتلگاه (2) کی شود در کربلا )(یوسفم پیدا کنم شوری از نام حسین )(دردلم برپاکنم بامی چشمان مستش)( ترک این دنیا کنم کربلا یا کربلا خیمه گاه یا قتلگاه (2) ازحرم زینب بیا دیدی چه امد بر سرم کشته شد عباس سردار سپاه لشکرم ازصدای العطش درخیمه گاه غوغا شد ه شاه مظلومان حسین درکربلا تنهاشده کربلا یا کربلا خیمه گاه یا قتلگاه (2) @navaye_asheghaan
🍃متن شعر چاووشی برای زائران کربلا و عتبات عالیات -(چه كربلا، عزيزان خدا نصيب كند) چه كربلا، عزيزان خدا نصيب كند خدا نصيب به عرش و هم، گدا بكند رفتم به كربلا به سر قبر هر شهيد ديدم كه تربت شهدا مشك و عنبر است هر يك شهيد مرقدشان چارگوشه داشت شش گوشة مزار، در آن هفت كشور است پرسيدم از يكي سببش را به گريه گفت پايين پاي قبر حسين، قبر اكبر است پايين پاي قبر علي‌اكبر جوان هفتاد و يك شهيد چو خورشيد خاور است در سمت راست، قبر يكي پير جلوه‌ كرد زان گوشة رواق كه نزديكي در است پرسيدم از خادمان كه اين مزار كيست؟ گفتا حبيب، نور دو چشم مظاهر است @navaye_asheghaan
279.5K
چاوشی چاوشی_ زائرکربلا ❤️🍃🌷🍃❤️ بوی عطر کربلا در بزم ما پیچیده است. این مسافر مرقد تن های بی سر دیده است. 🕊🕊 بوی خاک کربلا دارد تن زوار ما. مرقد مولای مظلومان مکرر دیده است. 🕊🕊 از نجف می آید و هم از زمین کربلا. مرقد شاه نجف با دیده ی تر دیده است. 🕊🕊 از زمین کربلا بر ما پیام آورده است. قبر شش گوش شه در خون شناور دیده است. 🕊🕊 از کنار علقمه با درد و با آه و فغان. دست سقای علمدار و دلاور دیده است. 🕊🕊 آمد از شهر بلا از کربلا از شهر غم. شهر تن های پر از شمشیر و خنجر دیده است. 🕊🕊 خاک پای کربلایی طوطیای چشم ما. قتلگاه اکبر آن شبه پیمبر دیده است. ❤️🍃🌷🍃❤️ بانوای مداح اهل بیت ع🎧 🎤 @navaye_asheghaan
این زندگیو بی تو نمیخوام-شور.mp3
9.58M
🎙(بسیار زیبا) این زندگیو بی تو نمیخوام 💥 🔹 🔹 ❤️ 🔸 این زندگیو - بی تو نمی خوام تنها تو فقط - می مونی برام این سینه زنی - تقدیر منه دوریت دلمو - آتیش میزنه ۲ یه سالی میشه که دلم تنگه برات منو جدا نکن یه وقت از روضه هات کجا رو دارم آقا غیر کربلات اون که پای تو - می مونه منم سنگ تو رو به - سینه می زنم دنیامو به تو - مدیونم حسین رویای منه - بین الحرمین ۲ نوکر تو برا حرم دلواپسه دوری از کرببلا دیگه بسه دستم دوباره کی به پرچم می رسه اسمت که میاد - می ریزه دلم جاریه غمت - توو آب و گلم دورم نکنی - از کرببلات تنگه دل من - یک ساله برات ۲ مگه میشه نوکرتو رها کنی چی میشه که منو به اسم دعا کنی منو بازم راهی کربلا کنی دستامو بگیر - مثل همیشه هیج جا واسه من - روضه ت نمیشه با هر نفسم - می خونم حسین راهم دادی باز - ممنونم حسین ۲ دلمو به پرچم تو گره زدم منو رها نکن حالا که اومدم راه گدایی از تو رو خوب بلدم ❤️ @navaye_asheghaan
AUD-20220812-WA0104.mp3
4.42M
💔 دلتنگی روز جمعه ای گمشده مردم عالم به کجایی... !؟ ما ریزه خوریم و تو ولی نعمت مایی هر جمعه که آید به امیدم که بیایی ای گمشده مردم عالم به کجایی   ما ریزه خوریم و تو ولی نعمت مایی   هر جمعه که آید به امیدم که بیایی   آقا به کجایی، مولا به کجایی؟   تو همره خو قافله در قافله داری   در سلسله ذولف، دو سر سلسل داری    دانم که تو از منتظرانت گله داری   سوگند به اشکی که تو در نافله داری    گر چه پیمان را شکستم، بر سر پیمانه ام   با همه بد عهدی ام، آن عاشق دیوانه ام   گر به ظاهر دورم از درگاه تو ای نازنین   بازهم مشتاق روی دلکش جانانه ام   از درمیخانه ات ای شاهدخوبان مران   با همه عصیان همان دردی کش میخانه ام   پرده بردار از رخ زیباکه مشتاق تو ام    آن رخ زیبا ندیده، واله و دیوانه ام    پادشاه جودی و ما بنده درگاه تو    منتظر بردرگهت، زان بخشش شاهانه ام   در میان بحر هجران غوطه ور گشتم ولی   باز هم در جستجوی گوهر دردانه ام   همچون من هرگز نباشد بر درت پیمان شکن   لیک با الطاف غیراز تو، شها! بیگانه ام   چون که لطف توست تنها ضامن رسوایی ام   ور نه آن گردم که افشان در دل ویرانه ام   انتظارت بیش از حد شد، تحمل تابه کی؟   آفتابا بهر دیدار رخت پروانه ام   واله و «شیدا » و مستم لیک، محتاج توام   یک نظر بر من نما، ای عارف فرزانه @navaye_asheghaan
تا صبحِ قیامت برسد بانگِ قیامی چون خونِ خدا ریخته و خونِ امامی ثارَاللَهی و منتقمت کیست؟ یدالله.. تو بابِ نجاتِ همه ای ، رحمت عامی ای کرب و بلا لب بگشا از تبِ دل گو بر آن تنِ بی سر که خدا داده سلامی ای بغضِ فرو مانده ی لبهای شقایق ای کاش کمی دشمنِ تو داشت مرامی در کرب و بلا شعله ی غم تا به سما رفت کس غیرِ تو این صحنه نیاورده دوامی کشتند ولی از چه تو را با لبِ تشنه از سوزِ عطش بر سرِ نی سوخته کامی معصومیت چشمِ تو را شمر نفهمید ای آنکه سرِ نیزه مرا ماهِ تمامی زینب نگران بود و درِ خیمه سِپر شد تا حمله به طفلان نکند لشکرِ شامی گشته ز غم و داغِ برادر کمرش خم آنکه دل آزرده ی او داشت پیامی دختر ، ز غم و غربتِ بابا جگرش سوخت چندی ست که جز غم نزده لب به طعامی این لاله ی پرپر شده را تابِ خزان نیست چون جوجه ی پژمرده که افتاده به دامی شورِ غمِ این روضه در این نظم همین جاست یک زینبِ بی معجر و یک مشت حرامی بر پاست اگر تا به ابد بانگِ قیامی جاریست از آفاقِ خدا خونِ امامی! سالها زوّاریت را آرزو کردم حسین (ع) هر کجا رفتم تو را من جستجو کردم حسین تا خراسان تا به قم تا حضرتِ عبدالعظیم پای هر مرقد تو را چون لاله بو کردم حسین سالها هر زائری می آمد از کرب و بلا تا که بوی تو بگیرم بوی او کردم حسین هر کجا نام تو بود آنجا بهشتم بود و هست من بهشتت را دو عالم آرزو کردم حسین همچنان در کربلا جاریست خون سرخِ تو مقتلت را من ز اشکم شستشو کردم حسین جسمِ خونینِ تو را دیدم میانِ قتلگه لعنتِ بسیار بر جانِ عدو کردم حسین وارد صحن تو گشتم در شبستانِ ولا ای همه آمالِ من، من بر تو رو کردم حسین آنقدر شوقِ هوای صحن تو دارم به سر با تو در تنهاییِ خود گفتگو کردم حسین سالها با یا حسین از شورِ عشقت دم زدم تا سرِ خوانِ تو کسبِ آبرو کردم حسین قرهً العین نبی ای روح و جانِ فاطمه(س) من دگر با روضه ات عمری ست خو کردم حسین شاهِ بطحا از کرم این رو سیه را کن قبول این زبان را وقف تو در گفتگو کردم حسین جان اصغر روزیم کن مرقد شش گوشه ات در قراقِ تو ز خونِ دل وضو کردم حسین(ع) یا حسین جان من به عشقِ کربلایت زنده ام هم به عشقِ گنبد و گلدسته هایت زنده ام از غم و شور عزایت سخت افتادم ز پا من به لطفِ تربتِ دارالشفایت زنده ام آگهی از حالِ من آقا که از شوقِ وصال از نگاهِ مرقد و صحن و سرایت زنده ام هر شبِ جمعه به یاد مرقد شش گوشه ات یا به شوقِ روضه، با اشکِ عزایت زنده ام روز و شب داغِ علمدارِ حرم دارم به دل یاد سقای حرم زیرِ لوایت زنده ام تا که عاشورا بیایم در میانِ قتلگه همرهِ مادر بمیرم من برایت زنده ام تا که اصغر تیر آمد بر گلوی نازکش من برای ناله های بیصدایت....زنده ام زنده ماندم تا که در پایین پایت جان دهم گاه سر بر خاکِ قبرت گه به پایت.....زنده ام! مرقدِ پاکِ حسین قبله ی اهلِ ولاست تربتِ پاکِ حسین زینتِ سجاده هاست جوششِ خونِ حسین مثلِ چراغی هنوز_ بر شبِ دلگیرِ ما یکسره نورِ ضیاست جانِ جهان روشن از شورِ تماشایی اش او که به دردِ دلِ خسته ی نالان دواست گر چه که او تشنه لب در رهِ حق شد شهید حنجره ی عاشقش تشنه ی آبِ بقاست گر چه به جانان رسید در سفرِ کربلا عالم و آدم ز غم تا ابد اندر عزاست! باز این مرغِ دلم میلِ پریدن داره پای شش گوشه ی تو شوقِ رسیدن داره اونقده روضه ی مادر تو حرم می چسبه روضه های شبِ جمعه چه شنیدن داره چشمِ خیسم  تو حرم بال پَری می گیره اشکِ این روضه خدایا چه خریدن داره کربلا قبله ی عشق است دلِ من هر دم بینِ این سعی و صفا میلِ دویدن داره _جمعه_دلتنگی_حرم @navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 ای حضرت معشوق اي ليلاترينم من از همه پروانه ها شیدا ترینم سنگ ملامت خورده عشق تو هستم يعني ميان عاشقان رسوا ترينم تو آيه هاي مصحف پيغمبراني بهر تلاوت كردنت شيواترينم اي كيسه بر دوش سحرهاي محله مرد كريم سامرا ؛ آقاترينم ما ريزه خوار دولت عشق توهستيم ای حضرت معشوق ای لیلاترینم اندازه ي ما چشم تو ديوانه دارد مجنون ميان خانه ي ما خانه دارد تو آشنای کوچه های آسمانی بالاتر از فهم اهالی جهانی فهمیدن شأن و مقام تو محال است تو سرّ الاسرار نهان اندر نهانی رد قدم های همیشه جاری ات را تا مرزهای بی نهایت می رسانی وقتی که می آیی کنار جانمازت دنبال خود خیلی ملک را می کشانی تو ابتدا و انتها اصلاً نداری مثل خدائی و همیشه جاودانی ای روشنی مطلق شب های تارم پروردگار بی مثال هر چه دارم من از مساكين قديم سامرايم از آن سوي دنيا چه آوردي برايم اين روزها كه مرقدت گنبد ندارد من یا کریم خاکی صحن شمایم آقایی تو فرصت مسکینی ام داد پس خوش به حال دست هایم که گدایم دلداده ام بر آن نگاهت تا ببینم این چشم هایت میکشاند تا کجایم خیراتیِ دور سر سجاده ی توست خاکستر بال و پر پروانه هایم صبح ازل ما را گدایت آفریدند مثل دخیل سامرایت آفریدند ای بی نظیری که پر از آیات رازی مثل خداوندی و از ما بی نیازی هر صبح از بام بلند آسمان ها با چشم های روشنت خورشید سازی صد دل اسیر گردش نیمه نگاهت باید به این چشمان شهلایت بنازی جبریل را دیدیم با خیل ملائک در آن بهشت صحن تان میکرد بازی تو از همین قطعه زمین سامرا هم فرمانروای سرزمین های حجازی مرد بهشتی زمین ای بی مثالم ای آب جاری کویر خشکسالم نذر تو كردم اين پر خاكستري را اين دست هاي خالي پشت دري را ديشب دعا كرديم تا اين كه خداوند هرگز نگيرد از تو ذره پروري را شرح كمالات تو را يك روز خوانديم ديديم در تو سيره ي پيغمبري را صد بار دنيا امتحان كرد و نداديم يك ذره از مهر امام عسگري را ما خاكسار صبح و شام اهل بيتيم فرداي محشر هم غلام اهل بيتيم امشب اگر دست شما بالا بيايد اميد آن داريم كه آقا بيايد دستي ببر بالا كه در اين فصل سرما در خانه هاي ما كمي گرما بيايد دستي ببر بالا كه در اين خشكسالي آقاي ما با هيبت سقا بيايد دستي ببر بالا كه در يك جمعه سبز آن انتقام ظهر عاشورا بيايد اين روزها با ذوالفقار مرد كوفه بهر تقاص چادر زهرا بيايد امشب دلم سمت افقـهاي ظهوراست چشم انتظارظهـرفرداي ظهور است شاعر : استاد علی اکبر لطیفیان @navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 از عرش دارد می رسد فصل بهارم كم كم پر از خورشيد خواهد شد ديارم از عرش دارد می رسد پيكی خدايی از عرش دارد می رسد دار و ندارم يک عمر در دست خودم در حبس بودم امشب نگاهش می شود راه فرارم اميد بستم بر كرامت های چشمش بلكه كمی رونق بگيرد كار و بارم من هرچه را دارم به دست دوست دادم شكر خدا كه بعد از اين بی اختيارم از آسمان نور هدی آمد ، مبارک عيسای آل مصطفی آمد مبارک ما اهل بارانيم و اهل روضه هائيم عمری است محتاج گداهای شمائيم آواره های كوچه ی حُسن بهاريم كاسه به دست سفره های هل اتائيم از روز اول خادم اين خانه هستيم تا شام آخر هم مقيم اين حرائيم ما نسل در نسل عاشق اين خانواده ديوانه وار از عالم و آدم جدائيم وقتی كراماتِ نگاهت شامل ماست يعنی كه در هفت آسمان مشكل گشائيم از اولش هم قلب ما دست شما بود توفيق ما و سلب ما دست شما بود شكر خدا كه عاشقی درمان ندارد اين قصه ی شاه و گدا پايان ندارد شكر خدا كه عاشق اين خانواده شرمندگی دارد ولی عصيان ندارد فرع تولی و تبری اصل دين است ايمانِ بی اين خانواده جان ندارد چشمی كه ابری شد از اين دريای جوشان در روز محشر لحظه ی گريان ندارد دست كسی بر دامن فهم شما نيست اين نردبان ها پله ی آسان ندارد ای خلقت آدم طفيلی وجودت هفت آسمان محتاج بارش های جودت امشب بيا رحمی به حال اين گدا كن بی آبرويی را مقيم اين حرا كن ابری بياور بر سر چشم خسيسم با دست باران درد دل ها را دوا كن يک قطره از نور كراماتت بپاش و اين دفعه ما را حُر دشت روضه ها كن دلبستگی های مرا از من بگير و بر چشم های خود اسير و مبتلا كن يک صبح با جادوی چشمت اين گدا را از جمله ی همسايه های سامرا كن گرچه به ظاهر از خداوندی جدائيد آئينه در آئينه تكرار خدائيد محمد بختیاری @navaye_asheghaan
20994-1636730731466.mp3
477.8K
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 چقدر خوبه تو دنیا ولی داریم توی ظلمت یه نور منجلی داریم خوشی ما دو برابر میشه وقتی دو تا آقا حسن بن علی داریم دو تا آقا داریم/ دو تا بی همتا یه حسن مدینه/ یکی سامرا هر دو عشق دلِ/ حصرت زهرا شاخ طوبا حسن آقا خوب خوبا حسن آقا با مسما حسن آقا (حسن آقام)(۲) بند دوم: تو امامی و منم عبد و غلامت شیرِ در بین قفس هم شده رامت اگرم قسمت تو حج نشد آقا کعبه حاجی شده و گرم سلامت جنت الاعلا در / سامرا داری گنبد گلدسته ی/ باصفا داری یک شیش گوشه مثل/ کربلا داری دین و دنیام حسن آقا ذکر لبهام حسن آقا شور ایام حسن آقا (حسن آقا)(۲) بند سوم: تویی صیاد و شکار توام آقا نوکر ایل و تبار توام آقا کاسه ی چشمای مستت شده لبریز واسه اینه که خمار توام آقا خوش به حالم که چه/ دلبری دارم در سرم چه شورِ/ محشری دارم مستی از انگورِ/ عسکری دارم قبله ی ما حسن آقا کعبه ی ما حسن آقا عشق زهرا حسن آقا (حسن آقا) مظاهر کثیری نژاد @navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 ره باز کنید، دلبری آمده است بر شیعه امام دیگری آمده است در مطلع هشتم ربیع الثانی میلاد امام عسگری آمده است ما دیده به راه دلبری مه روئیم با باده ناب دیده را می شوئیم در این شب پر شکوه با هر صلوات تبریک به صاحب الزمان میگوئیم شاعر : قاسم نعمتی @navaye_asheghaan