#حضرت_زهرا_س_مدح_و_شهادت
#مسمط
ای وای از آن حدیثِ به دفتر نیامده
ای وای از آن شروعِ به آخر نیامده
ای وای از آن یقینِ به باور نیامده
ای وای از آن مزارِ کبوتر نیامده
ای وای از آنکه رفته و دیگر نیامده
ای دل حدیث دختر طاها شنیدهای؟
یَرضی شنیدهای، لِرضاها شنیدهای؟
هنگامۀ نماز، دعاها شنیدهای؟
"حتی تَوَرَّمَت قَدَماها" شنیدهای؟
أمّن یُجیب این همه مضطر نیامده
یاللعجب! فصلّ لربّک ولادتش
واحیرتا! لِیُذهِبَ عنکم شرافتش
طوبی لهُم وَ حُسن مَآب است مدحتش
جبریل با تمام بزرگی و رتبتش
از عهدۀ ستایش او برنیامده
* *
اما چه سود، حرمت قرآن شکسته شد
یکباره قلب سورۀ انسان شکسته شد
در را زدند و حرمت مهمان شکسته شد
نان ریخت، سفره سوخت، نمکدان شکسته شد
فصل غریبی تو چرا سر نیامده؟
زهرا هنوز گریهی بیگاه میکند
مولا هنوز سر به دل چاه میکند
پاییز ادعای أنا الله میکند
صبح بهار از آمدن اکراه میکند
آیا هنوز وقت مقرّر نیامده؟
✍ #مهدی_جهاندار
@navaye_asheghaan
#حضرت_زهرا_س_مدح_و_شهادت
#امام_حسین_ع_شهادت
زنی از خاک، از خورشید، از دریا قدیمیتر
زنی از هاجر و آسیه و حوا قدیمیتر
زنی از خویشتن حتی، از أعطینا، قدیمیتر
زنی از نیّت پیدایِش دنیا، قدیمیتر_
که قبل از قصۀ «قالوا بلی» این زن بلی گفتهست
نخستین زن که با پروردگارش یا علی گفتهست
ملائک در طواف چادرش، پروانه پروانه
به سوی جانمازش میرود سلانه سلانه
شبی در عرش، از تسبیح او افتاد یک دانه
از آن دانه بهشت آغاز شد، ریحانه ریحانه
نشانْد آن دانه را در آسمان، با گریه آبش داد
زمین خاکستری بود، اشک او رنگ و لعابش داد
زنی آنسان که خورشیدست سرگرم مصابیحش
که باران نام او را میستاید در تواشیحش
جهان آرایه دارد از شگفتیهای تلمیحش
جهان این شاهمقصودی که روشن شد ز تسبیحش
ازل مبهوت فردایش، ازل حیران دیروزش
ندانمهای عالَم ثبت شد در لوح محفوظش
چه بنویسم از آن بیابتدا، بیانتها، زهرا
ازل زهرا، ابد زهرا، قَدَر زهرا، قضا زهرا
شگفتا فاطمه! یا للعجب! واحیرتا! زهرا
چه میفهمم من از زهرا و ما أدراک ما زهرا!
مرا در سایۀ خود بُرد و جوهر ریخت در شعرم
رفوی چادرش مضمون دیگر ریخت در شعرم
مدام او وصله میزد، وصلۀ دیگر بر آن چادر
که جبرائیل میبندد دخیل پَر بر آن چادر
ستونِ آسمانها میگذارد سَر بَر آن چادر
تیمّم میکند هر روز، پیغمبر بر آن چادر
همان چادر که مأوای علی در کوچهها بودهست
کمی از گرد و خاکش، رستخیز کربلا بودهست
* *
غمی در جان زهرا میشود تکرار در تکرار
صدای گریه میآید به گوشش از در و دیوار
تمام آسمانها میشود روی سرش آوار
که دارد در وجودش روضه میخواند کسی انگار
برایش روضه میخواند، صدایی در دل باران
که یا أُماه! أنا المظلوم، أنا المقتول، أنا العطشان
خدا را ناگهان در جلوهای دیگر نشان دادند
که خوبِ آفرینش را به زهرا ارمغان دادند
صدای کودکش آمد، تمام عرش جان دادند
ملائک یک به یک گهوارۀ او را تکان دادند
صدای گریه آمد، مادرم میسوخت در باران
برای کودک خود پیرُهن میدوخت در باران
وصیت کرد مادر، آسمان بیوقفه میبارید
حسینم هر کجا خُفته، قدم آرام بردارید!
تن او را به دست ابری از آغوش بسپارید
جهان تشنهست، بالای سر او آب بگذارید
زمان رفتنش فرمود: میبخشید مادر را
کفنهایم یکی کم بود، میبخشید مادر را
بمیرم بسته میشد آن نگاه، آهسته آهسته
به چشم ما جهان میشد سیاه، آهسته آهسته
صدای روضه میافتد به راه، آهسته آهسته
زنی آمد به سوی قتلگاه، آهسته آهسته
بُنَّیَ! تشنهای! مادر برایت آب آورده...
✍ #سیدحمیدرضا_برقعی
@navaye_asheghaan
#حضرت_زهرا_س_مدح_و_شهادت
#حضرت_زهرا_س_کوچه_بنی_هاشم
از ابتدا قیامت او آشکار بود
آن بانویی که ممتحن کردگار بود
در بندگی خویش خدای بقیه بود
سرتا به پاش مظهر پروردگار بود
در خانه با کنیز خودش همکلام بود
در سجده با خدای خودش همجوار بود
مردان جنگی از پس او برنیامدند
با اینکه بر جراحت پهلو دچار بود
کاری به این نداشت که تنها و بیکس است
وقت گذر ز کوچه، چه با اقتدار بود
زهرا عجیب غیرتیِ عشق حیدرست
پای علی برای بلا بیقرار بود
از گرگهای شهر، فدک را گرفته بود
کرار بود، گرچه خودش خانهدار بود
بستند راه کوچه! مگر کم میاورد؟!
غافل ازآنکه چادر او ذولفقار بود
سیلی زدند جا بزند! گفت یا علی!
یک دم عقب نرفت! سراپا وقار بود
رویش کبود شد، رویشان را سیاه کرد
با قامت شکسته عجب پای کار بود
تا حشر، خاک بر سر اهل مدینه کرد
آن معجری که روی سرش پرغبار بود
اصلاً نخورد غصهی آن گوشِ.....
اما حَسَن نِشَست و پی گوشوار بود
واضحتر از همیشه علی را نظاره کرد
هرچند چشمهاش از آن ضربه تار بود
* *
ارثیه داد حضرت مادر به دخترش
ارثیهای که درد و غم بیشمار بود
وقتی سر عزیز خدا رفت روی نی
زینب اسیر هلهلهی سی هزار بود...
از یک کفن مضایقه کردند کوفیان
بر روی بوریا، بدنی آشکار بود
درراه، زینب از همه بدتر عذاب دید
دُخت علی به ناقهی عریان سوار بود
دستش شکست و دست ستم را ز پشت بست
با دست بسته فاتح این کارزار بود...
✍ #سیدپوریا_هاشمی
#فاطمیه
#زمینه
یا فاطمه آرام جان
روح و روان نور جهان
ای روشنی بخش دل هفت آسمان
با تو بهاری میشود فصل خزان
ای سرورِ
کل زنان
مادر همیشه سایه ی بر سر بمان
نام تو شد
دل را امان
حب تو تنها ثروت بیچارگان
(یافاطمه)
میبارم اشک از دیدگان
وای مادرم ای بی نشان
طوری زدند آنان که شد خونت روان
سر تا به پایت شد به رنگ ارغوان
هستم برایت روضه خوان
وای از پسِ در، آن صدای استخوان
مادر جوان
شد قد کمان
کوچه گرفت از فاطمه تاب و توان
(وای مادرم)
@navaye_asheghaan
#بسم_الله_الرحمن_الرحیم
#سه شنبه های امام زمانی(عج)
#مناجات_امام_زمان_عج
#السلام_علیڪ_یابقیة_الله
#سلام_برقطب_عالم_امڪان
آن حضرت عشق خواهدآمد
آن صولت عشق خواهدآمد
آن روح ادب .خدای احساس
آن غیرت عشق خواهدآمد
باشدهمه جا همیشه سردار
آن دولت عشق خواهدآمد
او قبله ی عیسای مسیح است
باهیبت عشق خواهدآمد
از روز ازل منجی عشق است
باغربت عشق خواهدآمد
بر پایه ی عرش پرچم اوست
باهمت عشق خواهدآمد
مستان همه جرعه نوش جامش
آن ساحت عشق خواهدآمد
قدسی نفسان اسیر اویند
آن وحدت عشق خواهدآمد
رویش شده خورشید جهانی
باهیبت عشق خواهدآمد
رویش همه جلوه ی حسین است
آن حضرت عشق خواهدآمد
ازجلوه ی او نماز برپاست
قدقامت عشق خواهدآمد
مهدی ع.به تو(مجنون)زمانم
آن کثرت عشق خواهدآمد
شاعرآرمین غلامی
(مجنون کرمانشاهی)
@navaye_asheghaan
#امام_زمان_عجل_الله_تعالی_فرجه_الشریف
به کس امید نداریم امید ما مهدی است
به هر مشقت و اندوه ، التجا مهدی است
نجات عالم و آدم ، ولیّ و مصلح کل
امام حاضر و ناظر به هر کجا مهدی است
مدد ز غیر ولیّ خدا مخواه ای دل
ز دست غیر چه آید گره گشا مهدی است
به دست اوست امور و اشاره ای کافی ست
عزیز ختم رسل ختم الاوصیا مهدی است
پناه دردکشان و غیاث محرومان
نوای هر دل مظلوم بینوا مهدی است
بیا که منتظرانت غریب و مهجورند
ترانه لب شیعه فقط بیا مهدی است
چه غم اگر دل عاشق به جمعه می گیرد
قرار هر دل عاشق به جمعه ها مهدی است
زقتلگاه میاید نوای یا مهدی
ببین که منتقم شاه کربلا مهدی است
#مجید_احدزاده
@navaye_asheghaan
رباعی صلواتی حضرت زهرا (س)
مجموعه رباعی حضرت زهرا (س)
دیگر خبر از صدای دستاسی نیست
در باغچهی حیاط ما یاسی نیست
سیلی, … آنهم به روی زهرای حسین
افسوس که در مدینه عباسی نیست
⚑⚑⚑⚑
من عاشق روضه ام ، ولی زهرایی
با لهجه ی عشق ، با دلی شیدایی
یک روضه که رستخیز ” حَوّل حال ” است
یک روضه ی سبز و سرخ ، عاشورایی
⚑⚑⚑⚑
← رباعی حضرت زهرا (س) →
از لهجه ی روضه ها دلم می گیرد
ای مادر کربلا ! دلم می گیرد
در روضه ، زنی شکسته و مظلومی !
چون می شنوم تو را ، دلم می گیرد
⚑⚑⚑⚑
رباعی صلواتی شهادت حضرت زهرا
⚑⚑⚑⚑
خوردیم زمین و آسمان گم کردیم
در عالم خاک ، بوی جان گم کردیم
قبر تو نه ، می خورم به قرآن سوگند
ما ” قدر ” تو را در این جهان گم کردیم !
⚑⚑⚑⚑
او فاطمه است ، قصه ای غمگین نیست
سرفصل حماسه است او ، مسکین نیست
دیوار و در و فدک … ! برادر بس کن
سوگند به نور ! درد زهرا این نیست
⚑⚑⚑⚑
← رباعی حضرت زهرا (س) →
هر روز حکایت فدک … ! می دانم
در روضه به زخم تان نمک … ! می دانم
این روضه ز آیه های نورت خالی ست
ای خوب ! بدون هیچ شک ، می دانم
⚑⚑⚑⚑
درد تو فدک نه ، درد تو ما هستیم
مایی که برای غم مهیا هستیم
هر روز نمک به زخم تو می پاشیم
ما شیعه ی حضرت تو آیا هستیم ؟!
⚑⚑⚑⚑
هر چند که قبله گاه دل ها هستی
بی شبهه ، دلیل خلق دنیا هستی
در وصف تو کافی ست بگویم تنها :
تو فاطمه ای ، حضرت زهرا هستی
⚑⚑⚑⚑
افسرده دلیم و نی لبک می خواهیم
در سینه ، دلی َترَک َترَک می خواهیم
از فاطمه ما نه فصلی از بیداری
از فاطمه ، فصلی از فدک می خواهیم !
⚑⚑⚑⚑
← رباعی حضرت زهرا (س) →
دیوار و در و فدک … ، غمی لم داده
پهلوی شکسته ، یک زن افتاده
شد بزم عزا ، شبیه ” بیت الاحزان “
از بابت روضه ، صحنه شد آماده !
⚑⚑⚑⚑
شد فاطمیه ، دوباره فصل سیلی
شد صورت روضه زرد و زار و نیلی
با لهجه ی گریه ، روضه خوان می خواند
در گوش زمانه ، روضه ای تحمیلی !
⚑⚑⚑⚑
شد فاطمیه … دوباره تنها ، زهرا
دیوار و در و فدک … ، خدایا ! زهرا ؟
پهلوی شکسته ، روی نیلی ، سیلی
در روضه کسی نگفت اما ، زهرا … ؟!
⚑⚑⚑⚑
رباعی شهادت حضرت زهرا
⚑⚑⚑⚑
من روضه ی نور از شما می خواهم
لبیک حضور از شما می خواهم
من معرفتی زلال و جانی روشن
تا صبح ظهور از شما می خواهم
⚑⚑⚑⚑
← رباعی حضرت زهرا (س) →
دیوار و در و فدک … ! حکایت این نیست
زهرا زن سرشکسته ی مسکین نیست
او روح حماسه ، مادر عاشوراست
ای مرثیه خوان ! روضه ی توفان این نیست
⚑⚑⚑⚑
ای مرثیه خوان ! روح تو نورانی نیست
آیینه در این روضه که می خوانی نیست
پهلوی سپیده را شکستی صد بار !
با سنگ خرافه ، این مسلمانی نیست
⚑⚑⚑⚑
ای مرثیه خوان ! گزافه گفتن کفرست
با لهجه ی دین ، خرافه گفتن کفرست
اسلام دو نور عترت و قرآن است
جز این ، سخنی اضافه گفتن کفرست
رباعی صلواتی حضرت زهرا (س)
بر مقدم دختر پیمبر صلوات
بر چشمهی پاک حوض کوثر صلوات
بر محضر حضرت محمد تبریک
بر مادر شیعیان حیدر صلوات
⚑⚑⚑⚑
یا فاطمهای منشاء خـــیر و بــرکات
مــهر تـو بود قـبولی صــوم و صـلات
فـرموده نبـی خـدا گــــــناهش بـخشد
هـر کس کـه بـرای تـو فـرستد صلوات
⚑⚑⚑⚑
← رباعی حضرت زهرا (س) →
بر کوکب آسمان عصمت صلوات
بر فاطمه گوهر نبوت صلوات
بر مادر یازده امام برحق
از صبح ازل تا به قیامت صلوات
⚑⚑⚑⚑
رباعی در وصف حضرت فاطمه (س)
⚑⚑⚑⚑
بر روی زمین و آسمانها و کرات
در بین مناجات برای حاجات
زیباتر از این جمله ندیده است کسی
بر خاتم انبیاء محمّد صلوات
⚑⚑⚑⚑
بر کوثرِ خاتم النّبیّن صلوات
بر همسرِ سیّد الوصیّین صلوات
بر فاطمه مَحبوبه ذاتِ ازلی
بر حجّت حق، بر آلِ یاسین صلوات
⚑⚑⚑⚑
← رباعی حضرت زهرا (س) →
بر روح خدا پیر جماران صلوات
بیش از قطرات ناب باران صلوات
آن گوهر تابان به شهیدان پیوست
تقدیم به أرواح شهیدان صلوات
⚑⚑⚑⚑
بر راضیه بر مرضیه، کوثر صلوات
بر فاطمه صدیقهی اطهر صلوات
بر قلّهی توحیدی زهرا به بقیع
بر سیده و همسر حیدر صلوات
@navaye_asheghaan
خونمون این طرف کجا میری بیا بیا
چیزی تا خونه نمونده جون بابا راه بیا
دیگه داریم میرسیم انقده رو خاکا نشین
بذار تا گوشواره ات رو جمع کنم از روی زمین
فضه داره با ناله هاش آتیش به جونم میزنه
هر کی با هر چی دستشه مادر ما رو میزنه
قنفذ از راه همان لحظه که آمد میزد
تازه میکرد نفس را و مجدد میزد
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
@navaye_asheghaan
#زمینه بعدازشهادت
#زبانحال_حضرت_علی_علیه_السلام
#شور
#لطمه
بند🌹
بعد تو ای خانومم
هوای خونمون دلگیره
حسن به بند غم زنجیره
حسین بهونتو میگیره
بعد تو ای خانومم
دنیا به روی من آواره
نفس کشیدنم دشواره
چشام بارون خون میباره ... (وای زهرا)
غریب و تنها موندم
با سینه ای پر از رنج و درد
(میون دشمنای نامرد)٢
روضه میخونم هر شب
به روی این مزاره خاکی
(بیاده اون همه هتاکی)٢ ...
📿 وای ای وای 📿
بند🌹🌹
بعد تو ای خانومم
با غصه و محن مأنوسم
تو خونه ی خودم محبوسم
به فکر سیلی و ناموسم
بعد تو ای خانومم
تا روبرو میشم من با در
میسوزم از پا تا به سر
تو تنها بودی و یک لشکر ... (وای زهرا)
نمیره از یادم که
چهل تا بی حیای کافَر
(میکوبیدن با پا روی در)٢
تن تو میسوخت بین
هجوم شعله های هیزم
(به پیش خنده های مردم)٢ ...
📿 وای ای وای 📿
بند🌹🌹🌹
بعدتوای خانومم
علی نداره هیچ غمخواری
کارم شده گریه و زاری
شهیده ی دَرو دیواری
بعد توای خانومم
دلم میگیره هی بونه
رفتی و تاریکه این خونه
علی بی تو نمی مونه (وای زهرا)
نمیره که ازیادم
نامحرم و ضربه ی سیلی
(رُخت شده به رنگِ نیلی )۲
بعد تو خیره میشه
چش علی به روی دیوار
(امون زضربه ی اون مسمار)۲....
📿 وای ای وای ای وای📿
#اجرا_نشده
شاعرین:
✍ #کربلایی_سعید_نوروزیان خادم الحسین
✍ #کربلایی_علیرضا_پناهیان روضه نشین
@navaye_asheghaan