eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.8هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
441 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴 🏴 🎤مداح :حاج حسین سیب سرخی ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ چه حالی داره ای خدا سینه زدن تو کربلا غسل زیارت از فرات نگاه به گنبد طلا کربلا عشقت منو دیوونه کرد از تو چه پنهون آقا جون دیگه امیدی ندارم عمرم کفاف بده بیام سر رو ضریحت بذارم میگن نمیدونی چقدر قشنگه بین الحرمین دور تا دورش نخلای سبز صفا میدن به عالمین کربلا عشقت منو دیوونه کرد زندگی و حیات من بدون تو جهنمه خاطرخواتم دیوونتم دوست دارم یه عالمه داد میزنم دیوونتم تا در رو روم وا بکنی دیوونتو ببینی و فکری به حال ما کنی همه میگن دیوونه ها آواره و در به درن شبا اسیر روضه و از غم تو بی صبرن کربلا عشقت منو دیوونه کرد گریه برای بچه هات برای من توشه شده این قدر برات سینه زدم دلم یه شش گوشه شده گمان کنم دشمنان خیز به کام من زبان ز دور بسکه با سرت سر اشاره می کنند سر تو را به روی نی هر چه نظاره می کنم سیر نمی شود دلم نگه دوباره می کنم به دختران خود بگو که گوشواره ها چه شد گریه به گوشواره نه به گوش پاره ها چه شد @navaye_asheghaan
تاریک‌ و روشن بود و کم‌کم صبح‌ می‌شد شب؛ این‌‌شب‌ِتیره، شب‌ِ غم، صبح‌ می‌شد «دیشب» فراری می‌شد و «فردا» می‌آمد ناخوانده‌ای...، ناخوانده سمت‌ِ ما می‌آمد می‌آمد و کم‌کم به‌هم می‌ریخت ما را در اوج شادی، جام غم می‌ریخت ما را در سر صدای سوتِ ممتد بود و تکرار چیزی نمی‌دیدیم اما غیر از آوار... ما مَردم افتاده‌ای مظلوم بودیم از هر حقوقِ ساده‌ای محروم بودیم حق بود با ما و کسی حق را نمی‌دید تاریخ، اخبار موثق را نمی‌دید اخبار از ما بود، اما بی‌خبر؛ ما... می‌سوختیم و آب را بستند بر ما هرلحظه از ما می‌رسید اخبار تازه «ِمهمانِ ناخوانده» می‌آمد بی‌اجازه می آمد و در حقّ دنیا ظلم می‌کرد با ادعای صلح، امّا ظلم می‌کرد... می‌آمد و حقی طبیعی نقض می‌شد هر گوشه‌ای خون شهیدی سبز می‌شد صحبت سر جنگ وسیعی بود؛ امّا... «حقّ حیاتِ» ما طبیعی بود امّا_ _با این که زیر چل‌چراغ نور بودند، ما را نمی‌دیدند، آیا کور بودند؟ ما را نمی‌دیدند و می‌کشتند ما را این کار اما خوش نمی‌آمد خدا را شهر از «وداعِ آخرِ» افراد پُر بود از «آن‌که‌ روی‌ خاک‌ می‌افتاد»، پُر بود از مادرانِ پاک، از طفلان معصوم از بی‌گناهانِ بدونِ جرم، محکوم بر شانه مانده کوله‌بارِ داغِ تنها تنها نشسته باغبان در باغ، تنها باغ‌ست و در فصل‌ِ خزان گل‌های‌ پرپر نعش برادر مانده بر دست برادر دستان دختربچه‌ها جای عروسک رنگ‌ِ حنای‌ِ خون گرفت از زخم موشک سهم پسرها نیز جای تیله، سنگ است آیا هنوز ای‌ شاعر! این‌دنیا قشنگ است؟ می‌آید از راهی که تاریک‌ست و تاریک صبحی‌که نزدیک‌ست و نزدیک‌ست و نزدیک... ✍ @navaye_asheghaan
بند۱: عشقِ به مادر و از وِلادتم آموختم تویِ فاطمیه ها به پای عشقش سوختم آخه این باورمه، فاطمه مادرمه، وقتی می شنوم چی شد، آتیش می گیرم برا درد پهلوهاش، برا درد بازوهاش، برا اون همه بلا، می خوام بمیرم دارم این زمزمه، یا اُمّی فاطمه، یا اُمّی فاطمه،یا زهرا بند۲: مادرم عشق تو رو، از کوچیکی، یادم داد مثِ اون دعایی که خدا یادِ آدم داد عشقِ فاطرُ السما، مادری به ماسِوا، همه خلقت زمین، برا شما بود ولی اون بی صِفَتا، زدنت توو کوچه ها، تنِ ناموس خدا، به زیرِ پا بود مظلومِ عالَمه، یا اُمّی فاطمه، یا اُمّی فاطمه، یا زهرا بند۳: می دونم که دوست داری فقط بخونم حسین شبایِ جمعه دعام کن توو بین الحرمین همه زندگیم فداش، به فدایِ بچه هاش، بیا وُ من و بِخَر، به جونِ ارباب تو رو جونِ اکبرش، تو رو جونِ اصغرش، این گدایِ بی کَس و، بیا و دریاب این ذکرِ قلبَمه، یا اُمی فاطمه، یا اُمّی فاطمه، یا زهرا @navaye_asheghaan
21810-1641737007767.mp3
754.7K
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 خطاب به امام زمان (عج) بعد از شهادت حضرت زهرا ---- خونه ی مرتضی، بزم روضه به پاست روضه خون پشت در،حضرت مجتباست درب نیم سوخته رو هی نگاه میکنه سینه ی حیدرو، غرق آه میکنه العجل یا مهدی..... خونه دار علی، زینب مضطره مونسش این روزا چادر مادره روی سجّاده ی مادرش می شینه اما چند نقش خون روی اون می بینه العجل یا مهدی..... صبح تا شب چشمای ام‌ّکلثوم تره شبها تو آغوشش، معجر مادره خواب نداره چشاش،دردشه بی حساب کابوس کوچه می بینه بین خواب العجل یا مهدی.... حیدره خسته از دردای بی حساب شبها واسه حسین،میزاره ظرف آب وقتی که میزاره آب برای حسین میشه گریون واسه کربلای حسین کربلا ،تشنه لب، روبه رو زینبین بین دو نحر آب کشته میشه حسین فاطمه حاضره گوشه ی قتلگاه میگه کشتند چرا یاسمو بی گناه العجل یا مهدی... ️علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) @navaye_asheghaan
از ابتدا قیامت او آشکار بود آن بانویی که ممتحن کردگار بود در بندگی خویش خدای بقیه بود سرتا به پاش مظهر پروردگار بود در خانه با کنیز خودش هم‌کلام بود در سجده با خدای خودش همجوار بود مردان جنگی از پس او برنیامدند با اینکه بر جراحت پهلو دچار بود کاری به این نداشت که تنها و بی‌کس است وقت گذر ز کوچه، چه با اقتدار بود زهرا عجیب غیرتیِ عشق حیدرست پای علی برای بلا بی‌قرار بود از گرگ‌های شهر، فدک را گرفته بود کرار بود، گرچه خودش خانه‌دار بود بستند راه کوچه! مگر کم میاورد؟! غافل ازآنکه چادر او ذولفقار بود سیلی زدند جا بزند! گفت یا علی! یک دم عقب نرفت! سراپا وقار بود رویش کبود شد، رویشان را سیاه کرد با قامت شکسته عجب پای کار بود تا حشر، خاک بر سر اهل مدینه کرد آن معجری که روی سرش پرغبار بود اصلاً نخورد غصه‌ی آن گوشِ..... اما حَسَن نِشَست و پی گوشوار بود واضح‌تر از همیشه علی را نظاره کرد هرچند چشم‌هاش از آن ضربه تار بود * * ارثیه داد حضرت مادر به دخترش ارثیه‌ای که درد و غم بی‌شمار بود وقتی سر عزیز خدا رفت روی نی زینب اسیر هلهله‌ی سی هزار بود... از یک کفن مضایقه کردند کوفیان بر روی بوریا، بدنی آشکار بود درراه، زینب از همه بدتر عذاب دید دُخت علی به ناقه‌ی عریان سوار بود دستش شکست و دست ستم را ز پشت بست با دست بسته فاتح این کارزار بود... @navaye_asheghaan
تا که یتیمان یاد مادر کم بیفتند جز چادر او،بیشتر را جمع کردی بردی به ایوان و تکاندی چادرش را جا پای آن چندین نفر را جمع کردی وحید محمدی @navaye_asheghaan هر کجا که کوچه ی باریک دیدم گفته ام کاش که شهر مدینه یاغی سرکش نداشت شانه بر گیسوی طفلان پریشان می کشید دست اگر بالا می آمد یا اگر لرزش نداشت مرضیه نعیم امینی @navaye_asheghaan این مرد خیبر مرد خندق بود اما باید برای غسل او زهرا بیاید دستش به پهلو خورد زخم میخ را گفت دیدی نشد تا محسنم دنیا بیاید چشمش سیاهی رفت از بازوی خردش باید بماند تا که حالش جا بیاید حسن لطفی @navaye_asheghaan ای که شد از سیلی تو صورت زهرا کبود پست فطرت تر ز تو در عالم امکان نبود گردنت را مجتبی نشکست در آن کوچه ها چون که زهرا مادرش دستور صبرش داده بود @navaye_asheghaan شاهدِ غربت و تنهایی حیدر بودی دختر و مادر و غمخوارِ پیمبر بودی حامي مکتب و آیین الهی،زهرا جلوه نورِ خدا،سوره کوثر بودی سید حسین رضویان @navaye_asheghaan کبوتری که زمین خورده زیر پا نزنید صنوبری که خمیده ست با عصا نزنید به جای اینکه به داد دل علی برسید لگد به پهلوی زهراش بی هوا نزنید محمد حبیب زاده @navaye_asheghaan برای  غربتت  این بس که بی هوا زدنت به پیش چشم حسن نا نجیب ها زدنت میان کوچه غرور حسن شکسته شده عفیفه بودی و گرگ های بی حیا زدنت حسین گرایی @navaye_asheghaan در خورد به او...به آسمان بویش رفت آتش به سرش رسید و گیسویش رفت من بودم و خواهر و برادرهایم دیدیم که مسمار به پهلویش رفت سید حسین میرعمادی @navaye_asheghaan کاش یک مشت بی حیا، ای دوست آتش غم به حاصلت نزنند کاش یک روز در خیالت هم... مادرت را مقابلت نزنند مجید تال @navaye_asheghaan جای لگد،اصابت سیلی و میخ در آه ای خدا چه بر سر این پیکر آمده میخ سه شعبه بوده مگر یا عمود این یا این که باز حرمله ی دیگر آمده نادر حسینی @navaye_asheghaan
بند۱: میاد صدای گریه های مادر، توو شهرِ مدینه رسیده زخم کینه، به بازو و سینه چِقَدَر بد زدن توو کوچه، حضرت زهرا رو می رسونه تا خونه حسن، اُمِّ اَبیها رو غوغا شده توو کوچه ها، وای مادر خون شده قلب مجتبی، وای مادر نالهءِ کُلِ ماسوا، وای مادر بند۲: آروم نداره زهرا وُ نِشَسته، توو کوچه توو خاکا گِل شده اشک چشماش، که ریخته رو خاکا یه طرف چادرِ خاکی، یه طرف گوشواره بمیرم چشم مادرمون، خیلی ورم داره اشک چشامون و ببین، ای مادر با صورت افتادی زمین، ای مادر پاشو رویِ خاکا نَشین، ای مادر بند۳: آتیش گرفته خونه و میسوزه،دلا مثلِ این در رسیده شعلهءِ در، به ناموسِ حیدر چِقَدر بی بهونه بستن، دستای مولا رو چل تا نامرد چه بد شکستن، سینهءِ زهرا رو دنباله داره ماجرا، واویلا این قصه تا کرببلا، واویلا اتیش می گیره خیمه ها، واویلا @navaye_asheghaan
بند۱: شمع شبستان علی، ماهِ تابانِ علی روح و ریحانِ علی، مهربانِ علی نرو نرو گُلِ بهارم، نرو نرو که بی قرارم می میرم از نبودنت، بمون عزیزم فدایِ خونِ پیرهنت، بمون عزیزم بمون عزیزم بند۲: یارِ جوانِ علی، راحتِ جانِ علی با غمِ تو چه کنم، قد کمانِ علی پاشو ببین می باره اشکام، پاشو ببین می لرزه پاهام یه یاعلی بگو بازم، پاشو امیدم منم مثِ تو فاطمه، دیگه خمیدم دیگه خمیدم بند۳: بانویِ خونه یِ من، قُوَّتِ قلبِ حسن دل نگرونِ حسین، تشنه یِ بی کفن ببین حسین داره می میره، پاشو نزار گِریَش بگیره تو باید آرومش کنی، می دونی تشنه است یه روزیم میاد گُلم، به زیر دشنه است به زیرِ دشنه است @navaye_asheghaan