السلام علیڪ یا زینب کبری
به احتــرامِ شــکوهِ همـیشه کامل تو
سزد که سجده کند کوه در مقابلِ تو
قسم به غیرتِ دریادلان یقیــن دارم
فراتر از دلِ دریاست وسـعتِ دل تو
تمامِ زینت هفت آسمان به نامِ علی
و هست زینت نامِ علے فــضائل تو
بلند مرتبه هستے و از عجایب نیست
اگر که بوسه زند آسمان به محملِ تو
تو آفریده شدے تا که زینِ اب باشی
صفات حیـدرِ کرار گشتــه شاملِ تو
امام هم به تو گفته است التماسِ دعا
چه دیده بود حسین از تو و نوافلِ تو
تو دست بسته شکستے غرورِ دشمن را
اسیرِ عشــق ، امیران شــدند سائلِ تو
اگرچه امِّ مصائب شــدے در اوجِ بلا
اگرچه با غمِ ایام شــد عجین گِل تو....َ
جمیل گشت به چشــم تو هر بلا زیرا
هر آنچه میلِ خدا بوده گشته مایلِ تو
به گوشه چشم تو از کف دهم دل و جان را
نگاه کن که شــوم خاکِ پای بیدلِ تو
قبول کن تو مــرا چون مدافعان حرم
بگیر جان مــرا گرچه نیست قابل تو
********************
#رضا_یزدی_اصل
#مدح_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#غزل_مدح
.
#مدح_حضرت_زینب
فاطمه ترین
سلام چشمه ي بقا ، سلام فخر اوليا
سلام نجمة السما ، سلام مرد كربلا
سلام فاطمه ترين ، مليكه عرش برين
دست خدادرآستين،سلام اُخت ُ الشهدا
سلام بي بيِ گلم ، بهانه ی توسلم
مهرتودرآب وگلم سجده به خاك تو روا
بنام نامي ولي ، به ذوالفقارسيقلي
قسم به حضرت علي تويي قدرتويي قضا
كفيله اي كامله اي ، وجيهه اي فاضله اي
تودرد راحوصله اي به غصه داده اي شفا
سيدة الـعقائلي ، رفيعة المـنازلي
مُحلِل المسائلي ، دقيق مثل مرتضي
شجاع وبي واهمهاي تو عرش را قائمهاي
ادامه ی فاطمه اي ، شفيعه روز جزا
رَضيعة ُ الولايتي ، مليكه ی قيامتي
چوكوه پرصلابتي وصف تو كار انبيا
بليغه ای،فصيحه ای، عليمه ای، فهيمه ای
حكيمه ای ،كريمه ای ، اَجَلّ ِ نعمت خدا
وقار در كمال تو ، جلال در جمال تو
شكوه بي زوال تو ، نميرسي به انتها
نائبةُ الامامي و ، واجب الاحترامي و
تيغه ي در نيامي و ، صِـدرنشين انّما
وَليدَة الفِـصاحتي ، اصیل و با درایتی
چه ساحتي مساحتي ، شبيه ام النجبا
شريكة الشَهيدي و...درعشق روسفيدي و...
جميل ، هرچه ديدي و ... و البلا ُٕ لِلوَلا
چه كوثري چه دختري چه خواهري چه ياوري
چه مادر ِ برادري ، تويي عزيز مجتبي
توفاتح الفتوحي و پير و مرادنوحي و
برتن خسته روحي و عصاره آل عبا
به فاطمه سليله اي ، سَيدةُ الجَليله اي
تومريم قبيله اي ، دراوج عفت وحيا
به سينه رمزورازي و... غرورجانمازي و...
فراز در فرازي و... شأن نزول هل اتي
معني خيرالعملي ، فاطمه در تو منجلي
عابده ي آل علي ، تويي تو قبله ی دعا
تومنحصر به فردي و اميردرنبري و ...
تو مرد مرد مردي و شكوه قدرت خدا
اسوه شده زندگي ات عبادت و بندگي ات
شيوه رزمندگي ات ، مشق شب فرشته ها
محورعالميني و ... فروغ مشرقيني و...
توبعثة الحسيني و... بطلة ارض كربلا
غصه وغم مجانبت مرثيه قوت غالبت
سلام برمصائبت سلام دائم البكا ...
#روح_الله_قناعتیان✍
.
...┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═
.
#ولادت_حضرت_زینب_کبری_سلام_الله_علیها
به دل توسل و بر لب ترانه ها دارم
به سینه باغِ بهار از جوانه ها دارم
نه قصه های بدیعِ تخیلی، در ذهن
نه شعر و شور و غزل از فسانه ها دارم
به واژه گفتم اگر مدحِ بیکران داری
بیار که سخن از بیکرانه ها دارم
چگونه شرح بگویم، "اَشَدُّ حُبَّاً" را
نَمی ز ترجمه اَش، از نشانه ها دارم
سخن ز عاشق و معشوقِ وادیِ ازل است
یقینِ مطلقم و نِی گمانه ها دارم
بر آن شدم که بگویم، خدائیِ رب را
تَرَنُّمی کنم، عشقِ حسین و زینب را
به صحنِ صبحِ اَلَست، عاشقی مهیا شد
خدای عَزَّوَجَل، طالبِ تمنا شد
هر آنچه بود ز خلقت، به صحنِ عشق آمد
هر آنکه آمد، از آن عاشقی مبرّا شد
به انبیاء که نوبت رسید، یک جرعه...
ز شهدِ جامِ بلا، هر یکی پذیرا شد
ز اولیاء گذشت و رسید ختمِ رسل
هزار جرعه، مِیِ عشق را تقاضا شد
محمد و علی و فاطمه، حسن وَ حسین
نگاهشان بسوی شاهکار زهرا شد
حسین، گرچه به "قالوا بلا" سرآمد بود
عقیله ی حرمش، ذوبِ عشق سرمد بود
بنازم آن دلِ خون را، که شد شریک حسین
فدای آن دلِ دریا، که شد شریک حسین
منادیِ ازل، آوای ختمِ مَستی داد
به آن سلاله ی طاها، که شد شریک حسین
هر آنچه از غم و درد و بلا به او دادند
بجان خرید همانجا، که شد شریک حسین
نماند عاشق و مستی میانِ میخانه
به غیرِ زینب کبرا، که شد شریک حسین
چقدر چشمِ خدا بینَش، آنهمه غم را
قلیل دیده و زیبا، که شد شریک حسین
هر آنچه ریخت ز جامِ حسین، او نوشید
هر آنچه ماند قیام حسین، او کوشید
دَمی که رفت ز کف، راهِ چاره در گودال
دو دست، زیرِ تنِ پاره پاره در گودال
شروع کرد از آنجا جهادِ تبیین را
نکرد با بدنش، استخاره در گودال
میانِ عربده های اَراذل و اوباش
بسوی قبرِ نبی کرد اشاره در گودال
که بی عبا و عمامه، حسینِ تو افتاد
ز صدرِ زین به زمین، چون ستاره در گودال
کشیده شد، ز سرِ اهلبیتِ تو چادر
و ماند اهلِ حرم، در نظاره در گودال
سری به نیزه، تنی زیرِ نعلِ دَه مرکب
رگِ بریده ی حلق است و بوسه زینب
از این به بعد شروع شد حکایت زینب
که خونِ حق زده امضا، ولایت زینب
هر آنچه بود هدایت، به یکطرف اما
حقیقتی است به نورِ هدایت زینب
پس از حسین، همه دینِ حق زمین میخورد
اگر نبود، حضورِ درایت زینب
قیامِ سیدِ سجاد هم محوّل بود
به ریشه های قیامِ ولایت زینب
زمینه سازِ قیامِ امامِ منتقم است
به اضطرار و دعا و عنایت زینب
به خیمه آتش و بر نیزه رفت قرآنت
ببین چه میکند این قوم، با اسیرانت
ز کعبِ نِی گله ای نیست، چشمها تیز است
ز چشمِ حرمله هیهات، بی حیا هیز است
خدا گواه، که پیشِ دروغِ اِبنِ زیاد
دروغِ شمرِ ستمگر، قلیل و ناچیز است
ز جای ضربه ی این تازیانه ها غم نیست
ز ناسزای سنان، خون ز دیده لبریز است
سرِ بریده ی سقا که غیرتُ الله است
ز شرمِ معجرِ پاره، به نیزه آویز است
به پیشِ چشمِ سه ساله، میانِ تشتِ طلا
ز خیزران لب و دندانِ ماه، خونریز است
بگو که منتقم آید، رقیه دق کرده
ز کار عقده گشاید، رقیه دق کرده
#میلاد_حضرت_زینب
#محمود_ژولیده ✍
...┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#ولادت
#ترکیب_بند
به نام زینت مولا، به نام سیده زینب
شهنشاهان به قربان ِ غلام سیده زینب
به نام شیربانوی ِ مجاهدهای هر دوران
خدا زد استقامت را به نام سیده زینب
نیاورده به ابرو خم ، در آن دریای طوفان ها
که ترس از ظالمان باشد ، حرام سیده زینب
فراوان دیده این عالم ، قیامت آفرین اما
قیامت کرده در عالم ، قیام سیده زینب
ندیده غیر زیبایی ، به رغم میل دنیایی
که یک لحظه نچرخیده ، به کام سیده زینب
نه حَوا هست و آسیه ، نه مریم هست و نه هاجر
بُوَد بالاتر از این ها ، مقام سیده زینب
پس از زهرا به زن های دو عالم برتری دارد
کسی که گردن سبطین ، حق مادری دارد
به نام این همه ایمان ، به نام غیرت زینب
غلامم من ، غلامم من ، غلام همت زینب
به نام نافله خوان ِ سحرهای پر از ظلمت
به نام این همه تقوا ، به نام عصمت زینب
نزاید مادری دیگر ، خدیجه تر از این بانو
شده خرج خدا یک عمر ، کل ثروت زینب
امیر المومنین در دین ما تنها بُوَد مردی
که دارد یادگاری در ، جهان چون حضرت زینب
چو عباس است در عالم، همیشه پرچمش بالا
بگیرد هر که بر شانه ، لوای نصرت زینب
هزار و چار صد سال است در دنیا حرامی ها
نمی خواهند باشد الگوی زن عفت زینب
الا ای دشمن دین ، جنگ با حق درد سر دارد
بدان با چادر زینب ، در افتادن خطر دارد
حماسه آفرینی های زینب آفرین دارد
چو زهرا مادرش حق گردن دنیا و دین دارد
الا ای مردم عالم ، علی تنها نمی ماند
اگر زهرای اطهر مثل زینب جانشین دارد
تمام شیر زن های جهان قربان آن زن که
کفیلی چون یل شیر افکن ِ ام البنین دارد
چه باید گفت از آن بی معلم عالمه وقتی
که مداحی گرامی مثل زین العابدین دارد
زبانش لال هر که دست بسته خوانده آن را که
چو بابایش علی دست خدا در آستین دارد
به فردوس برین فردای محشر می بَرَد ما را
همین بانو که در سوریه فردوس برین دارد
اگر هستی حسینی یاد فردا غم نخور دیگر
به محشر حضرت زهرای سوریه کُنَد محشر
سلام ای حضرت ریحانه ی ریحانه ی طه
سلام ای قدر بسیارت ، فراتر از معماها
سلام ای مَحرم ِ درد دل عباس و قاسم ها
ز مادر با محبت تر ، برای پور لیلا ها
که پای قول خود مانده است مثل تو در این عالم؟
که پای اعتقاد خود ، چنین زد دل به دریاها
تو با فرعون شامی کرده ای کاری که تا محشر
بُوَد بالاتر از درک ِ همه هارون و موسی ها
سلام ای آخر آزادگی ، دریای آزادی
ذلیل عزم تو بانو ، اگر ها گشت و اماها
به تو رو میزنم هر وقت ، دلتنگ نجف هستم
که دختر جور دیگر قرب دارد پیش ِ باباها
دو عالم بر علی نازد ، علی نازد بر این دختر
ندیدم زینبی تر از ، امیرالمومنین حیدر
علی با چادر زهرا ، چه غوغایی ، چه تصویری
حسین بن علی دارد ، عجب همشیره ی شیری
من از آن خطبه هایی که ، عقیله خواند فهمیدم
حریف حرف حق هرگز ، نخواهد گشت شمشیری
زنی با دست بسته کرد مشت حیله ها را رو
زنی مردانه شد کابوس هر زوری و تزویری
به هر جمله که می گوید ، به روی منبر محمل
ز سرهای بریده می رسد آوای تکبیری
زنان کوفه این بانو ، که قرآن یادتان داده
نباشد حق الطافش ، به قرآن سنگ تکفیری
بریز ای چوب محمل اشک خون با آسمانی ها
نشد خواهر کُنَد بهر برادر گریه ی سیری
حسینش رفت در عالم ، چه آمد بر سرش یا رب
نمی شد باور ام حبیبه ، این بُوَد زینب
#محمد_حسین_رحیمیان
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
فرازی از یک #ترجیع_بند
ای ز دیدارِ رُخَت جان پیمبر روشن
دیدۀ حقنگر ساقی کوثر روشن
در سراپردۀ عصمت که ملک راه نداشت
از جمالت دل صدّیقۀ اطهر روشن
یثرب اَر فخر فروشد به فلک نیست عجب
که شد از نور تواَش مطلع و منظر روشن
تیرگی نیست در آن سینه که مهر تو در اوست
که ز مهر تو شده سینۀ حیدر روشن
غنچۀ جان شبیر از گل روی تو شکفت
وز تماشای تو شد خاطر شبّر روشن
آیت لطف خدایی و به هر دل تابی
گر بُوَد سنگ، شود چون دل گوهر روشن
نه همین روی زمین از رخ تو روشن شد
که ز میلاد تو شد اَنجم و اختر روشن
«زیب اب» نام گرفتی و مرا فخر این بس
که شد از نام دلارای تو دفتر روشن
در سراپردۀ عصمت تو از آن زینِ اَبی
که ز سر تا به قدم قدس و عفاف و ادبی
ادب آموختۀ مکتب طاهایی تو
تربیت یافتۀ دامن زهرایی تو
زینت قامت دین، زیور رخسار شرف
مظهر کاملۀ عفّت و تقوایی تو
گل گلزار نبی، میوۀ بستان علی
خانۀ فاطمه را شمع دلارایی تو...
عبرتآموز زنانی به حجاب و به وقار
برتر از آسیه و هاجر و سارایی تو
حوریان راست به خاک قدمت بوسه از آنک
غنچۀ گلبن انسیۀ حورایی تو
عجبی نیست اگر زینِ اَبَت نام دهند
که گرامی ثمر اُمّ ابیهایی تو
در صف حشر که هنگام شفاعت باشد
مادرت فاطمه را همره و همپایی تو
در سراپردۀ عصمت تو از آن زینِ اَبی
که ز سر تا به قدم قدس و عفاف و ادبی
#حمید_سبزواری
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#ولادت
#مربع_ترکیب
گمان کن که با کعبه همسایه ای
پی حفظ چندین هزار آیه ای
و حتی اگر غرق سرمایه ای
بدان بی علی پست و بی مایه ای
خود کعبه هم می رود صبح و شام
به دیدار حیدر علیه السلام
علی نزد حق است و حق با علیست
مسیر الی الله تنها علیست
مپرس از چه ذکر لب ما علیست
عبادت همین گفتن یا علیست
اگر که خدا خواندن او بد است
بشر خواندنش کفر صد در صد است
همیشه خدا بود هم صحبتش
به محراب خم شد فقط قامتش
خدا نیز در پاسخ طاعتش
به او دختری داد شد زینتش
ندیده فلک اینچنین دختری
که بر خلق عالم کند سروری
از افلاک تا خاک پرواز کرد
برای برادر کمی ناز کرد
در آغوش او چشم را باز کرد
سپس پرده برداری از راز کرد
چنین گفت چشمش به ماه منیر
امیری حسینٌ و نعم الامیر
نگاهش دوای تب پنج تن
حضورش چراغ شب پنج تن
چه بنویسم از کوکب پنج تن
شده قبله ام زینب پنج تن
به طغیان کشانده جنون مرا
به پایش بریزید خون مرا
چه خوب است امشب خدا خواستن
طلا نه دل مبتلا خواستن
هر آنچه که خوب است را خواستن
خلاصه فقط کربلا خواستن
تمام سحر ذکر یا رب بگو
همه حاجتت را به زینب بگو
چنان مادرش عالمه زینب است
به بیت علی قائمه زینب است
به غم های او خاتمه زینب است
پس از فاطمه، فاطمه زینب است
زمان دعا نوحه دم داده ام
خدا را به زینب قسم داده ام
چو با او کسی همنشین می شود
یکی از بزرگان دین می شود
یکی مثل ام البنین می شود
که روزی قمر آفرین می شود
به ام البنین مرحمت کرده است
ابالفضل را تربیت کرده است
اباالفضل حالا هوادار اوست
اباالفضل ماه شب تار اوست
ابالفضل امروز علمدار اوست
و کار دفاع از حرم کار اوست
خوشا آنکه او انتخابش کند
فدایی زینب خطابش کند
#علی_ذوالقدر
دوبیتی
ای کاش که در خدمت زینب باشیم
گریان غم و محنت زینب باشیم
یک شب حرم رقیه جان باشیم و...
یک شب حرم حضرت زینب باشیم
#سید_مجتبی_شجاع
#ولادت_حضرت_زینب_س
دوبیتی
دل آمده در كرب و بلا رو بزند
در گوشه ى خيمه گاه هوهو بزند
فرمان حسين است به سردارانش
زينب آمد، سپاه زانو بزند
#کرامت_نعمت_زاده
#ولادت_حضرت_زینب_س
حسین ماه زمین و ستارهاش زینب
که بوده یاور و یار همارهاش زینب
حیا و صبر و شکوه و وقار و حلم و شرف
چه واژهها که شده استعارهاش زینب
جهان چشیده همیشه حضور فاطمه را
چرا که بوده ظهور دوبارهاش زینب
لباس عزت شیعه قیام کرب و بلاست
که بودهاست تمام قوارهاش زینب
چه کاخها که بنا کردهاند اهلستم
به هم زده همه را با اشارهاش زینب
جهان به مرکبی از چوب فتح خواهد شد
اگر هر آینه باشد سوارهاش زینب
به خطبهاش زده آتش به کاخ کوفه و شام
سلاح اوست دم پرشرارهاش زینب
اگر تمام زمین مسجدالحرام شود
به گوش میرسد از هر منارهاش؛ زینب
حسین کشته شد و آب خوش ننوشیده
به احترام لب پارهپارهاش زینب
حسین کشتی دریای درد و داغ که شد
دوباره با دل خون شد کنارهاش زینب
درون خیمه، دم قتلگاه، در میدان
هزار مرتبه بودهاست چارهاش زینب
چرا که در همهی عمر غوطهور در خون
نکرده بوده دمی هم نظارهاش زینب
#مجتبی_خرسندی
#ولادت_حضرت_زینب_س
عالم جان در تحیّر از مقام زینب است
جان عالم در تعشّق مست جام زینب است
زیب جدّ و زین امّ و زینت اب بود، عجب !
این جمال و جلوه از حسن تمام زینب است
خط سرخی که شهادت زد رقم در کربلا
هم ثبوتش هم ثباتش با پیام زینب است
گر درخت دین ز خون بالنده گشت و سرخ رنگ
سبزی آن نیز مدیون مدام زینب است
آن حماسه کز حسین بن علی آمد پدید
حیّ وی احیای وی عین مرام زینب است
وقعه ی بی مثل عاشورا که هیچش نی مثال
تیغ براّنش به هر جا ،از نیام زینب است
نای او از نینوا چون نی نواها داد سر
نینوا زنده ز نای چون حُسام زینب است
زن مگو این قهرمان بانوی دشت عشق را
کربلا قائم اگر شد از قوام زینب است
درس صبر و استقامت داد بر زین العباد
گرچه آن حضرت به رتبت خود امام زینب است
حرمت او فرض اولی بود بر هر خاص و عام
عرشی و فرشی به قید احترام زینب است
راه او راه حسین و راح روح وی حسین
بی حسینش بس حلالی که حرام زینب است !
نه حسین تکرار می گردد نه زینب خلقتش
ما خلق عبد حسین است و غلام زینب است
برتر از شمشیر زن بود این عقیله شیر زن
تالی نهج علی مغز کلام زینب است
کوفه را در همشکست همچو قیامت قامتش
کوفیان را آن قیامت از قیام زینب است
انهدامپایه ی کاخ ستم در شام شوم
دشمن همچون دوست می داند ز شام زینب است
همچو دریا موج خیز و همچو کوهی در سکوت
آن صلات فکرتش بود این صیام زینب است
آن چه از فرط غم و حسرت به تقدیر زمان
یک نفس شیرین نشد در عمر، کام زینب است
آن که در هر گام و هر هنگام، همگام حسین
استوار و ثابت و نستوه گام زینب است
آن مه گردون که بر بالین شب راحت نخفت
کربلا تا شام چشم لاینام زینب است
شد رقیه کاروان عشق را بانک جرس
همره و هم ناله و در التزام زینب است
کودکی که مایه ی رسوایی ظُلّام شد
دختری که حشمتش چون احتشام زینب است
زینب این سان بلبل دستان سرایی پرورید
نغمه پردازی که شب بیدارِ شام زینب است
مرگ او خود فصل دیگر از پیامش بود و بس
بر لبش نام حسین حُسن ختام زینب است
تا خدا در ملکت هستی خدایی می کند
هم پیامش جاودان هم زنده نام زینب است
این چکامه کز (حسن) باشد به سان برگ سبز
قطره ای قطمیر از بحر مقام زینب است
#حسن_نورمحمدی_خیاوی
#ولادت_حضرت_زینب_س
دوبیتی
این ماه که با زینت و زین آمده است
با جلوه ی نور نیرین آمده است
با گریه ی اول ولادت، زینب
می گفت شریکة الحسین آمده است
▪️
آن شب که گُل علی، تبسّم می کرد
چون بلبل شوریده ترّنم می کرد
آیینه ی ایثار و فداکاری را
در چشم حسین خود تجسّم می کرد
#سید_هاشم_وفایی
#ولادت_حضرت_زینب_س
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#ولادت
#مدح
#غزل
بسکه بر «ألله» با قدرت توکل میکند
پیش پایش کوه احساس تزلزل میکند
ماه کنج چادرش آرام میگیرد پناه
بر لبش لبخندی از دلدادگی گل میکند
رونمایی کرده از نام دلارایَش پدر
میرسد هر کس به توصیفش تأمل میکند
زینب(س) است و لحظهٔ تفسیر ایثارش مدام
«عقل» کم می آورد؛ فکرِ تکامل میکند
«صبر» پای مکتبش حاضر شده ست و باز هم
پیش از وارد شدن قدری تعلل میکند
دختر کعبه قنوتش فرق دارد با همه
دستهایش را برای بندگی پل میکند
حضرت أم البنین(س) بعد از خدا و فاطمه(س)
در تمام کارها بر او توسل میکند
وای بر آنکه به او دل داده اما سالهاست
در فدایی اش شدن دارد تغافل میکند
خواندمش أمّ المصائب! در کنار این لقب
معنیِ غم! غصه و ماتم تنزّل میکند
این دل بیچاره یک عمر است حسّ غربتِ
دوری از صحن و سرایش را تحمل میکند!
#مرضیه_عاطفی