13445.mp3
458.4K
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#امام_کاظم__ع__زمینه
دل پر می زند،سوی کاظمین
برجان می رسد،بوی کاظمین
به یاد آن مولای همه
بزن به سینه با زمزمه
ندا رسیده از آسمان
صاحب عزا شد فاطمه (2)
عالم غرق در عزا
گریان آل مرتضی
نالد ارض و آسمان
با حضرت موسی الرضا (2)
آقای غریب من (4)
شهر کاظمین ، غرق ماتم است
چشم شیعیان،همچون زمزم است
فدای قرآن شد جان تو
دو دست ما بر دامان تو
تو باب حاجات عالمی
بهشت ما ایوان تو (2)
این حال و هوای من
بنگر ای خدای من
این دم های آخرم
کجایی ای رضای من (2)
آقای غریب من (4)
یابن العسکری ، شمس عالمين
ما را کن دعا در صحن حسین
قسم به سلطان نینوا
دلم شده تنگ کربلا
صفای عالم باشد فقط
میان آن ایوان طلا
از گلها همه سری
تو جان پیمبری
بر ما یک نظر نما
یا حجت ابن العسکری
آقای غریب من (2)
یابن العسکری،ای صاحب عزا
جان ما همه ، در راهت فدا
قسم به آن شاه بی کفن
به آن غریب دور از وطن
نظر نما جان فاطمه
به شیعیان در یمن (2)
از ظلم سعودیان
بدتر از یهودیان
در صنعا چه محشر است
از آتش نمرودیان (2)
آقای غریب من (4)
یوسف حق پرست(غریب)
@navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#امام_کاظم__ع__روضه
از بسکه پیرت کرده است زخمِ زبانها
گرید به حالِ تو زمین و آسمانها
زیرِ عبا گم شد تمامِ عضوهایت
لاغر شدی در زیرِ زنجیر گرانها
بالا سرت مردِ یهودی داد می زد
افتاد از الفاظ ِ او آتش به جانها
آقا غریبی ات مرا دیوانه کرده
پیداست از حالم جنونِ بی امان ها
ردِّ کبود تازیانه روی پشتت
عاجز شد از تشریح احوالت زبانها
ردِّ سیاهِ پنج انگشتی به صورت
مانده ز دستان پلید این و آن ها
زنده شده در خاطرت یک کوچه ی تنگ
ای وای از افتادنِ قامت کمانها
شاعر: محسن راحت حق
@navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#امام_کاظم__ع__نوحه
پیر گشتم کنج زندان ای خدا
کن خلاصم بار الها زین بلا
سبط پیغمبر بود در گوشه زندان ای خدا
سلسله بر پای فرمان دار انس و جان چرا
پیر گشتم کنج زندان ای خدا
کن خلاصم بار الها زین بلا
این شه دور از وطن در دست دشمن ها اسیر
گه به بصره گه به بغداد است سرگردان چرا
پیر گشتم کنج زندان ای خدا
کن خلاصم بار الها زین بلا
خفت بر تخت ای عجب هارون و موسی روی خاک
در شگفتم عالم از این نشد ویران چرا
پیر گشتم کنج زندان ای خدا
کن خلاصم بار الها زین بلا
شاه را دادند اگر در گوشه زندان مکان
دیگر این آزردن محبوس در زندان چرا
پیر گشتم کنج زندان ای خدا
کن خلاصم بار الها زین بلا
سندی بن شاهک آخر شاه مهمان تو بود
بلی جهت سیلی زدن بر صورت مهمان چرا
پیر گشتم کنج زندان ای خدا
کن خلاصم بار الها زین بلا
بعد از آن زجر و مرارتها که در زندان کشید
پیکر آزرده اش بردوش حمّلان چرا
پیر گشتم کنج زندان ای خدا
کن خلاصم بار الها زین بلا
از غم موسی بن جعفر شد جهان زندان تار
مرغ جانت پر نمی گیرد حسان آخر چرا
پیر گشتم کنج زندان ای خدا
کن خلاصم بار الها زین بلا
شاعر:حسان
@navaye_asheghaan
3747_1614760254553.mp3
1.6M
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#امام_کاظم__ع__زمینه
فرمانروای عالمین موسی بن جعفر
خورشید شهر کاظین موسی بن جعفر
به درد غریبی تو هستی معالج
نوای دل من یا باب الحوائج
یا باب الحوائج ، یا موسی بن جعفر
**
ما جان به کف در راه عشق تو نهادیم
ما سائلان خاکی باب الرادیم
منم عبد مسکین تو بحر عطایی
به باغ ولایت گل مصطفایی
یا باب الحوائج ، یا موسی بن جعفر
**
با ناله تو دشت و هامون گریه کرده
زنجیر غم در پای تو خون گریه کرده
پر از درد و رنج و به شور و نوایی
به زندان بغداد تو گشتی فدایی
یا باب الحوائج ، یا موسی بن جعفر
**
گشتی کفن قربان درد بی طبیبت
دلها بسوزد یاد آن جدّ غریبت
حسین بن حیدر که دور از وطن بود
سرش روی نیزه تنش بی کفن بود
حسین یبن الزهرا
شاعر : حاج امیر عباسی
@navaye_asheghaan
13398.mp3
588.4K
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#امام_کاظم__ع__زمینه
زخمیه بال و پرم
حوض خونه جگرم
خمیده از غم و غصه مثل مادر کمرم
توی زندان جفام
غل و زنجیره به پام
بیا مادر جای اشک خون میجوشه از تو چشام
برای دیدن تو آروم ندارم
بیا مادر که دیگه رفته قرارم
میبینی دیگه از این زندگی سیرم
بیا مادر که دیگه تمومه کارم
یاغریب الغربا امام کاظم
یاغریب الغربا امام کاظم
یاغریب الغربا امام کاظم
2
نفسای آخره
پسرم رضا بیا
بیا دستامو بگیر ، بازم صدام بکن بابا
دست و پا زدن برا
نسل حیدر عادته
بیا که وقت خداحافظی و شهادته
بیا دستامو بگیر ، آروم بشم من
سر باباتو بگیر به روی دامن
آرزومه بمیرم به روی پاهات
چشم بدوزم پسرم به ماه چشمات
یاغریب الغربا امام کاظم
یاغریب الغربا امام کاظم
یاغریب الغربا امام کاظم
3
کنج زندونم اسیر
ارث مادر کتکه
شروع قصه ی ما از ماجرای فدکه
شده از کوچه شروع
ماجرای کربلا
اونجا که دامن بچه ها میسوخت تو شعله ها
میکشوندن زنارو پای پیاده
درد من از این خرابه ها زیاده
کوچه های شام و اون طفلای بی جون
عمه هایی که شدن خرابه مهمون
امون از کرببلا از دل زینب
امون از کرببلا از دل زینب
امون از کرببلا از دل زینب
@navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#امام_کاظم__ع__روضه
در این زندان که ره بسته است پرواز صدایم را
نمی بینم کسی را جز خودم را و خدایم را
سرم را می گذارم روی زانوهای لرزانم
یکایک می شمارم غصه های زخم هایم را
پریشان حالم و از استخوانم درد می ریزد
نمی جویم ز دست هر کس و ناکس دوایم را
اگر چه زخم تن دارم کبودیِ بدن دارم
ولی خرج عبادت می نمایم لحظه هایم را
حضور دانه ی زنجیر در راه گلوگاهم
دو چندانمی نماید بغض سنگین دعایم را
نمی گویم چه کرده تازیانه با وجود من
ببین پُر کرده خون پیکر من بوریایم را
اگر بنشسته می خوانم نمازم را در این زندان
غل و زنجیرها کوبیده کرده ساق پایم را
شاعر:علی اکبر لطیفیان
@navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#امام_کاظم__ع__روضه
از داغ دوری پسرش پیر بود و بس
از این فراق، گریه گلوگیر بود و بس
با اشک چشم آن چه ز لب، گوش می شنید
تسبیح و حمد و آیه و تکبیر بود و بس
آن یار و غمگسار که تا آخرین نَفَس
از او جدا نشد غل و زنجیر بود و بس
از آن همه شکنجه، فقط بر دل و جگر
دشنام ها به مادر او تیر بود و بس
شاعر : سید علی احمدی
@navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#امام_کاظم__ع__روضه
يوسف زهرا به زندان بلا افتاده بود
در كف هارون دون مرد خدا افتاده بود
روى خاك تيره جسمش آب شد مانند شمع
كز غمش آتش بجان ما سوى افتاده بود
گه به بغداد و گهى در بصره زندانى شده
گاه در تبعيد دور از اقربا افتاده بود
آن فروزان مشعل آزادى و عدل و شرف
سالهاى سال در ظلمت سرا افتاده بود
شد بهار دين خزان آن دم كه در گنج قفس
بلبل باغ ولايت از نوا افتاده بود
چاه زندان جايگاه يوسف زهرا نبود
شير حق در بند روباه دغا افتاده بود
)حافظى( با دست ظلم اهل باطل با رها
دهر و حق گوشه ى زندان ز پا افتاده بود
@navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#امام_کاظم__ع__روضه
من در این کُنج قفس غوغای محشر می کنم
پیروی از مادرم زهرای اطهر می کنم
کاخ استبداد را بر فرق هارون دغا
واژگون با نعره الله اکبر می کنم
تا زند سیلی به رویم سِندی از راه ستم
یاد سیلی خوردن زهرای اطهر می کنم
گر چه در قید غُل و زنجیر می باشم ولی
استقامت در بر دشمن چو حیدر می کنم
گر ز پا و گردن رنجور من خون می چکد
یاد میخ و سینه مجروح مادر می کنم
@navaye_asheghaan
.
#دوشنبه_های_امام_حسنی
#امام_حسن علیه_السلام
سنگ مزار و سایبانی هم نداری
این غصه می آید به سینه ، هر دوشنبه
حتی خیال مصرع بعدی مرا کشت
پرواز تهران تا مدینه ، هر دوشنبه
#مرتضی_عابدینی✍
.
@navaye_asheghaan
.
#امام_حسین علیه السلام
#مدح #روضه
#احسان_نرگسی
به هر که روزِ ازل نعمتی عطا کردند
مرا به روضه ی ارباب مبتلا کردند
دلم خوش است گره های زندگی مرا
به حُرمتِ قسمِ «یا رقیه»وا کردند
بهشت از نظرِ آسمانیان افتاد
همین که کرب و بلای تو را بنا کردند
کبوترِ دلِ من را درست روز ازل
حوالیِ حرمِ کربلا رها کردند
منِ خراب کجا و هوای روضه ی تو..
مرا به لطف «حسن»با تو آشنا کردند
برای زخم تنت گریه کردم و دیدم
علی و فاطمه عمری مرا دعا کردند
#
جماعتی که تو را می زدند در گودال
فقط به تو نه...به انسانیت جفا کردند
کسی نگفت چرا نعل تازه آوردند
کسی نگفت سرت را چرا جدا کردند
چه ها که زینب کبری ندید در گودال..
سنان و حرمله با پیکرت چه ها کردند
👇
@navaye_asheghaan
روضه_خوانی_شب_شهادت_حضرت_زینب_س_مهدی_رعنایی (1).mp3
48.34M
🎧به هر که روز ازل نعمتی عطا کردند
🎤#کربلایی_مهدی_رعنایی
📝#احسان_نرگسی✍
جمعه ۶ بهمن ۱۴۰۲
@navaye_asheghaan