eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.8هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
441 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
🍂🍂🍂🍂🍂 سرود میلاد پیامبر ص به پا شده جشن ، شادی آل الله موسم میلاد ، آقا رسول الله سرور و شادی بر پا شد ، شمس دو عالم پیدا شد سید بطحا رسید ز مقدم پاک طاها ، حضرت ختم الانبیا به قلب ما زد امید  خوش آمدی خوش آمدی یا رسول الله خوش آمدی ** مکه به دامانش ، قرص قمر دارد از آسمون امشب ، ستاره می بارد مادر حضرت خندونه ، ز شوق احمد میخونه الهی مادر فداش زمزمه ی یارب داره ، شکر خدا بر لب داره بوسه زند دست و پاش خوش آمدی خوش آمدی یا رسول الله خوش آمدی . ✅ بند اول یا حضرت صادق ، عزیز دلهایی سلاله پاک ، ام ابیهایی ز مقدم پاکت مولا ، موهبت حق در دلها از عالم بالا بوی بهشت گیسویت ، شمیم عطر دلجویت وزیده بر قلب ما خوش آمدی خوش آمدی امام صادق خوش آمدی ✅ بند دوم لیله ی میلاد ، رئیس مذهب شد زمزمه ی نامش ، پیوسته بر لب شد ای که عزیز زهرایی ، تو وارث ثاراللهی به قلب شیعه صفا جان علی مرتضی ، عیدی كرامت كن بر ما مدینه و كربلا خوش آمدی خوش آمدی امام صادق خوش آمدی .
رسانده‌ام به حضور تو قلب عاشق را دل رها شده از محنت خلایق را دلی که پر زده تا آستان احسانت که غرق نور اجابت کنی دقایق را نگاه کن به دلی خسته از تحیر و جهل ببار جرعه‌ای از کوثر حقایق را نگاه و مرحمت تو به دل بها داده و با رضای تو دارم رضای خالق را مرید صبح نگاه تو می‌برد از یاد مگر ترنم «قال الامامُ صادق» را؟ تویی تو ضامن صبح سعادت شیعه تویی تو روشنی هر عبادت شیعه تو آمدی و جهان غرق در خِرَد می‌شد دلیل‌ها همه با عشق مستند می‌شد تو آمدی پر و بالی دهی به این دل‌ها به پای درس تو هفت آسمان رصد می‌شد خوشا به حال دلی که عروج را فهمید مسیر روشن تو از بهشت رد می‌شد میان آن همه شاگرد شد سعادتمند کسی که مذهب عشق تو را بَلَد می‌شد نفس زدی و جهان را حیات بخشیدی تجلیات الهی، الی الابد می‌شد شده‌ست جلوه‌گر از هر کرانه آیاتت جهان نشسته سر سفرۀ روایاتت سر ارادت ما و غبار صحن بقیع همان حریم بهشتی، همان بهشت بدیع همان دیار الهی که از نسیم خوشش شده‌ست شهر مدینه پر از شمیم ربیع «و یطعمون علی حبّه...» نمایان است کرانه‌های کرامت چه بی‌کران و وسیع گدایی حرمش اعتبار هر عاشق امید ماست توسل در این سرای رفیع کلید معرفت اینجا ارادت و عشق است سر ارادت ما و غبار صحن بقیع مگیر از دل من یا رب این سعادت را گدایی حرم اهل‌بیت عصمت را غبار مقدم تو عطر آشنا دارد برای دیده‌ام اعجاز کیمیا دارد گدای خانه به دوش توام، قبولم کن گدای تو به جز این آستان کجا دارد؟ دگر چه جای گلایه ز فقر می‌ماند کسی که در دو جهان، مهربان! تو را دارد دل شکستۀ من حرف‌های ناگفته دل شکستۀ من شوق التجا دارد کسی که بوده تمام وجودش از جودت در آستانه‌ات امشب دو خط دعا دارد همیشه آرزوی پر زدن به سوی بقیع همیشه حسرت دیدار کربلا دارد چه می شود همۀ عمر با شما باشم غبار صحن تو و صحن کربلا باشم .
. ✅ائمه اطهار(علیهم السلام) در طول تاریخ با جملات قصار یا با عباراتی کوتاه، از مصیبت امام حسین(علیه السلام) یاد کرده اند که به برخی از آنان اشاره می کنیم :👇 1⃣ : 📋《لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع)!》 ♦️هیچ روز و سرنوشتی مانند روز تو نیست ای ابا عبدالله(ع)!(۱) 2⃣ : 📋《هَذِهِ الرَّزِيَّةُ الَّتِي لَيْسَ مِثْلُهَا رَزِيَّةً!》 ♦️این مصیبتی است که نظیر و مانندی ندارد.(۲) 3⃣ : 📋《یَا لَهَا مِنْ مُصِیبَةٍ مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِیَّتَهَا فِی الْإِسْلَامِ وَ فِی جَمِیعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض‏》 ♦️واى از این مصیبت، چقدر بزرگ است و چه قدر عزاى آن در اسلام و بین جمیع اهل آسمانها و زمین گران و سنگین است.(۳) 4⃣ : 📋《فَمَا أَنغَصَ ذِكرَ الحُسَينِ(ع) لِلعَيشِ!》 ♦️چه اندازه ياد مصیبت حسين(ع) زندگی را ناگوار می كند.(۴) 5⃣ : 📋《اِذَا کَانَ الْيَوْمُ العَاشِرُ [مِن المُحَرَّمِ] کَانَ ذَلِکَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصِيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکَائِهِ وَ یَقُولُ : هُوَ الْيَوْمُ الّذِّی قُتِلَ فِیهِ الحُسَینِ(ع)》 ♦️هرگاه ده روز از ماه محرّم می گذشت، آن روز، روز مصيبت و اندوه و گريه امام موسی کاظم(ع) بود و می فرمود : این روز، روز مصیبت شهادت امام حسین(ع) است.(۵) 6⃣ : 📋《إِنَّ يَوْمَ اَلْحُسَيْنِ(ع) أَقْرَحَ جُفُونَنَا وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا》 ♦️روز شهادت حسين(ع) چشم ما را ريش كرد و اشك ما را روان ساخت.(۶) 7⃣ : 📋《فَلَأُنْدِبَنَّكَ صَبَاحَاً وَ مَسَاءً وَ لَابْكِینَّ لَكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَمَاً》 ♦️ای جد بزرگوار! من هر صبح و شام برای غربت شما ندبه می كنم و عزاداری می كنم و در عوض اشك خون گریه می كنم.(۷) 📚منابع : ۱)امالی شیخ صدوق، ص۱۱۶ ۲)اللهوف ابن طاووس، ص۱۷۴ ۳)كامل الزيارات ابن قولويه قمی، ص۱۷۷ ۴)مسند الإمام الصادق(ع) عطاردی، ج۴، ص۱۰۷ ۵)امالی شیخ صدوق، ص۱۱۱ ۶)اقبال الأعمال ابن طاووس، ج۲، ص۵۴۴ ۷)المزار الکبیر ابن مشهدی، ص۵۰۱ .
. ✅ائمه اطهار(علیهم السلام) در طول تاریخ با جملات قصار یا با عباراتی کوتاه، از مصیبت امام حسین(علیه السلام) یاد کرده اند که به برخی از آنان اشاره می کنیم :👇 1⃣ : 📋《لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع)!》 ♦️هیچ روز و سرنوشتی مانند روز تو نیست ای ابا عبدالله(ع)!(۱) 2⃣ : 📋《هَذِهِ الرَّزِيَّةُ الَّتِي لَيْسَ مِثْلُهَا رَزِيَّةً!》 ♦️این مصیبتی است که نظیر و مانندی ندارد.(۲) 3⃣ : 📋《یَا لَهَا مِنْ مُصِیبَةٍ مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِیَّتَهَا فِی الْإِسْلَامِ وَ فِی جَمِیعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض‏》 ♦️واى از این مصیبت، چقدر بزرگ است و چه قدر عزاى آن در اسلام و بین جمیع اهل آسمانها و زمین گران و سنگین است.(۳) 4⃣ : 📋《فَمَا أَنغَصَ ذِكرَ الحُسَينِ(ع) لِلعَيشِ!》 ♦️چه اندازه ياد مصیبت حسين(ع) زندگی را ناگوار می كند.(۴) 5⃣ : 📋《اِذَا کَانَ الْيَوْمُ العَاشِرُ [مِن المُحَرَّمِ] کَانَ ذَلِکَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصِيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکَائِهِ وَ یَقُولُ : هُوَ الْيَوْمُ الّذِّی قُتِلَ فِیهِ الحُسَینِ(ع)》 ♦️هرگاه ده روز از ماه محرّم می گذشت، آن روز، روز مصيبت و اندوه و گريه امام موسی کاظم(ع) بود و می فرمود : این روز، روز مصیبت شهادت امام حسین(ع) است.(۵) 6⃣ : 📋《إِنَّ يَوْمَ اَلْحُسَيْنِ(ع) أَقْرَحَ جُفُونَنَا وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا》 ♦️روز شهادت حسين(ع) چشم ما را ريش كرد و اشك ما را روان ساخت.(۶) 7⃣ : 📋《فَلَأُنْدِبَنَّكَ صَبَاحَاً وَ مَسَاءً وَ لَابْكِینَّ لَكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَمَاً》 ♦️ای جد بزرگوار! من هر صبح و شام برای غربت شما ندبه می كنم و عزاداری می كنم و در عوض اشك خون گریه می كنم.(۷) 📚منابع : ۱)امالی شیخ صدوق، ص۱۱۶ ۲)اللهوف ابن طاووس، ص۱۷۴ ۳)كامل الزيارات ابن قولويه قمی، ص۱۷۷ ۴)مسند الإمام الصادق(ع) عطاردی، ج۴، ص۱۰۷ ۵)امالی شیخ صدوق، ص۱۱۱ ۶)اقبال الأعمال ابن طاووس، ج۲، ص۵۴۴ ۷)المزار الکبیر ابن مشهدی، ص۵۰۱ .
─━⊰••┅═❃﷽❃═┅••⊱━─ امام مسلکش از مردم زمـانه جداست امام مظــهر احقاق حـق دین خداست امام گرچه خودش بنده خداوند است درست مثل خـداوند، بی همانند است یقین بدان که مبری زشک وتردید است امام ســایه ندارد، امـام خورشید است امام کعــبه سیــار و خلق حجـــاج اند خلایقــند که او را همیـشه محتاج اند خلایـــقند که باید به او ســـلام کنند به کعبه واجب شرعی ست احترام کنند خلایقند که باید گـــرامی اش دارند امام اوست، ولو خلق عمامه بگذارند اگرچه خــلق بدون امام محرومند امام و خلق جهان لازمند و ملزومند اگرچه خلق جهان را ز اوست شانیتی به هر امام جماعت، سزاست جمعیتی اگرچه دین خداوند بی نیاز از ماست بدون مردم دنیا، امام هم تنهاست! سر خلافت اگر خلــق اختلاف کند امام چـــاره ندارد مگــر مصاف کند بنا به نص روایت امام چون کعبه ست که واجب است جهان گرد او طواف کند مطیع امر امامت همیشه پشت ولی ست اگرچه خلق علیه وی ائتلاف کند مطیع امر ولی بین کوچه ها باید بنا به خواست او تیغ را غلاف کند غلاف گفتم و بازویی آمده یادم مگر که قافیه اینک مرا معاف کند -- قیام همت و عزمی رفیع می‌خواهد امام شیعه محب نه! مطیع می‌خواهد! امام شیعه به تاریخ، خوش نگشته دلش دمی به همهمه شیعیان منفعلش به شیعه خود امامی علاقه‌مند نشد بخاری از دم آن شیعه گر بلند نشد امام، شیعه خود را عزیز می‌خواهد سر برهنه و شمشیر تیز می‌خواهد حدیث دین خدا، حرف تیغ و پیکار است اطاعت از ولی الله سخت دشوار است مطیع، بهر اطاعت همیشه آماده ست چنان که حضرت صادق نشان‌مان داده ست روایتی ست که خالی ز هرچه اشکال است ثقه ست چون سندش منتهی الآمال است که بود حضرت صادق به خانه دورانی رسید محضر او شیعه ای خراسانی گلایه کرد به حضرت؛ که یا امام ششم! برای معرکه آماده‌اند این مردم نظر کنید مساجد پر از مسلمان اند کنون که شکر خدا شیعیان فراوان اند به خلق حجت خود را دگر تمام کنید زمان آن نرسیده ست تا قیام کنید؟ سخن رسید بدین جا، کلام کامل شد غلام خانه حضرت به خانه داخل شد امام گفت بیا و اطاعت از من کن تنور خانه ما را بیا و روشن کن همین که گشت تنور از حرارتش آذین خلیل وار برو بین شعله ها بنشین غلام خانه که هارون مکی است اسمش بدون اینکه ببینند ترس در جسمش بدون حرف اضافه در آن تنور نشست امام صادق درب تنور را هم بست پس از گذشت زمانی، میان خوف و رجا امام گفت فلانی! تنور را بگشا همین که باز شد آن از شراره ها گلگون غلام سالم سالم پرید از آن بیرون! امام گفت فلانی! عجیب ترسیدی! نظاره کن که چنین است شیعه! فهمیدی؟ تویی که دعوی یاری شیعه ها داری بگو که شیعه اینگونه چندتا داری؟ رها ز همهمه شیعیان صوری باش اگر که شیعه شدی، شیعه تنوری باش تنور گفتم و دیدم قلم صبور نبود تنور حادثه تنها همین تنور نبود دوباره در تب و تابی عجیب افتادم تنور گفتم و آمد حکایتی یادم تنور حضرت صادق اگر گلستان شد تنور خولی ملعون ز شعله سوزان شد تنور حضرت صادق اگر که علم افروخت سر حسین میان تنور خولی سوخت سر عزیز خدا و تنور آن فاسق در آن زمانه کجا بود حضرت صادق؟ سری که بود سرآمد به کل مافیها سری که خفت به دامان حضرت زهرا سری که دل ز تمام فرشته ها می برد سری که خنده آن دل ز مرتضی می برد سری چنان که به شب های شامیان کوکب سری که بود فقط روی شانه زینب سری که بود چنان خطبه نبی، سخنش سری که گریه نمودند پنج تن به تنش چرا تمامی موهاش سخت سوخته اند؟ سر عزیز خدا را چه سان فروخته اند؟ صدای قرآنش را شنیده ای خولی؟ به چند درهم سر را خریده ای خولی؟ کشیده مسح ز خون بر سر و گرفته وضو کدام دست دو دندان شکسته است از او؟ شعر:پیمان طالبی @navaye_asheghaan
به منبر می رود دریا، به سویش گام بردارید هلا! اسلام را از چشمهء اسلام بردارید مبادا از قلم ها جابیفتد واژه ای اینک که بر منبر قدح کج کرده ساقی جام بردارید «سَلونی» را هدر کردند روزی مردمان، امروز بپرسیدش! از اسرار جهان ابهام بردارید الا ای شاعران! چشمان او آرایه وحی است برای ما از آن باران کمی الهام بردارید نسیم صبح صادق می وزد از گیسوی صادق از آن مضمون پیچیده جناس تام بردارید به فرزندان، به اهل خانه جز ایشان که می گوید غلام خسته ام خفته، قدم آرام بردارید اگر فرمان او باشد، نباید پلک برهم زد به سوی شعله چون هارون مکّی گام بردارید «رُویَّ عَن امامِ جعفر الصّادق لَه الرّحمَه...» به جز احکام او چشم از همه احکام بردارید به جای حج به سوی کربلا رفتن خداجویی است کفن باید به جای جامه احرام بردارید اگر در گوش نوزادی اذان می خواند، می فرمود که با آب فرات و تربت از او کام بردارید میان شعله ها آیات ابراهیم می سوزد میان گریه، ختم سوره انعام بردارید حمید_رضا _برقعی @navaye_asheghaan
─━⊰••┅═❃﷽❃═┅••⊱━─ روضــه ای باز به نام پســـرِ فاطمه است باز هـم شــالِ عزا روی ســرِ فاطمه است هر کجـا بزمِ غـم حضـرت صــادق باشـد صحبت از سوختنِ بال وپرِ فاطمه است باز هـم پشتِ در و آتش کیــن شد تکـرار فاطمـه بار دگـر نقــش زمیــن شـد انگـار بار دیگـر وســـط کــوچــه  علی را بردند غـم دیگر  به ســرِ شیعــه نمــــودند آوار آتش افتــاد به در ،حرمـت دیوار شکست پای سجاده ،نماز شب از این کار شکست وحشتــی در دل اهل حـرم افـتاد به شب دلِ آییــنه ترین  صادق از اغیـار شکـست آه از آنـانکـــه مراعـــات نمــازش نکننـــد اعتـنــا بر حـــرم و راز ونیـــازش نکننـــد آه از آن دَم که ببندنددودستش به طناب پیکرش نقـش زمیـن باشد و بازش نکنند بــی هــوا در پــیِ آزار ، کشــاندند چـرا؟ وســط کوچـــه و بـازار کـشـاندند چـرا؟ نیمه شب پای پیاده پِـیِ چنـدین مَــرکَب باچنیــن حـالت دشــوار ، کشـاندند چرا؟ آسمان در وسـط کـوچه ، زمین می افتاد آسمان نَه! که خـودِ عـرش برین می افتاد زنده می شد به دلش غربت زهـرا و علی تا که بر پهلو و ،یا روی  جَبیـن می افتاد باهمان حالت غم، روضهٔ مادرمی خوانـد روضهٔ بی کسی وغربت حیدر می خواند دلش از گریه اهل حرمش خـون می شد زیر لب زمـزمهٔ غارت معجــر می خوانـد خیمــهٔ ســوخـته و خواهــر نالان حسین تکیـه بر نیـزه و آن حال پریـشان حسین غــم اهـل حـرم  خویش فراموش نمــود چون که افتاد به یاد غــم طفلان حسین شعر:رقیه سعیدی(کیمیا) ۱۴۰۱/۳/۵ ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌࿇༅࿇༅ ❃༅࿇༅❃ ༅࿇༅࿇═‎‌‌‌‌‌‌┅─ @navaye_asheghaan
─━⊰••┅═❃﷽❃═┅••⊱━─ «السلام علیک یا جعفر ابن محمد الصادق ع» گل بـاغ پیمــــبر گــشــتــه پرپر عــزادار غـــمـش زهـــرای اطهـــر تمام عــالـم از داغـــش سیه پوش بود صاحب عزا موسی ابـن جعفر لبـش عطشان و قلبـــش پاره پاره زده زهــــر جـــفا بـر جـــانـش آذر مدینـــه یکســـره مــاتـم ســرا شد ز داغ صـــــــادق آل پیـــمـــبـر چراغ علم و عرفان گشته خاموش ز بغـض و کیــنه خصــم ستمگـــر در این ماتـم، هـــمه مرثیه خوانند تمــام قـــدسیــــان با دیـــده تر خدا لعنت کنــد منصــــور دون را که زد آتـــش، ســـرای پور حـــیدر چو آتش در ســرای صــــادق افتاد بیادش آمـــد از مظلومـه مـــادر مــیان شعـــله ها فـــریاد مـیـــزد بیــا مــادر ببــین ،احـــوال جعـــفر جگـرها خــون شــد از مظلومی او شده عالم از این غــم خــاک بر سر ســـلام مـا به قـبــــر خــــاکـی او به آن ویـــرانه پـاک و مطــهـــر بـیاد قـــبر بی شــمع و چـــراغش تمــام شـیعــیان نالان و مضـطــر بقیعش جنــه الـماوی عشــق است که پنهان کرده در خود چهار سرور ز حـــق دارد تمنــایــی، ( شقایق) که دستش را بگیرد روز محـــشـر شاعر: استاد حمید رضازاده( شقایق) ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌࿇༅࿇༅ ❃༅࿇༅❃ ༅࿇༅࿇═‎‌‌‌‌‌‌┅─ @navaye_asheghaan
. ای سبز پوش عشقِ تو را سرخ قامتیم ای پادشاهِ حُسن نگاهی که رعتیم فکری به روزگارِ بدِ حالِ ما بکن جان حسین تشنه‌ات ای ابر رحمتیم ما زائر سه شنبه و شبهای جمعه‌ایم آواره‌ایم  دربه‌درِ یک زیارتیم ما با غبارِ کرببلا هم‌نفس شدیم یعنی بیا که خاک تو هستیم تربتیم ما را ببخش اگر که اسیر معیشتیم ما را ببخش اگر که کمی کم محبتیم هر روز آمدیم و بدهکارتر شدیم تقصیر لطف توست عزیزم بد عادتیم بر روی ما حساب کن آقا که سالهاست چشم انتظارِ آمدنت اشک حسرتیم حرف امام صادق ما هست این حدیث درکت کنیم اگر همه‌ی عمر خدمتیم* ما را هزار بار جهان آزموده است هربار دیده است فقط استقامتیم این جمله‌ی بزرگ از آوینی است گفت : ما راست قامتانِ جهاد و شهادتیم هر روز می‌رسد خبری از شهادتی شکر خدا که باز بر این راه دعوتیم از نسل جبهه است همه‌ی نسل‌های ما نسل خمینی است اگر عین غرتیم این بچه‌ها‌ی ما چقدر جمکرانی‌اند مدیون مِهرِ حضرت زهرای عترتیم * * * آورده‌ایم باز بدی‌های خویش را پیشِ کریم نابلدی‌های خویش را در امتحان راه تو هرچند رد شدیم لطفت قبول کرد ردی‌های خویش را انگار نا امید شدی از بزرگ‌ها دیدم صدا زدی نودی‌های خویش را عطر ظهور می‌رسد و کرده‌ای خبر نسل هزار و چهار صدی‌های خویش را ما را ببخش جای بصیریت بجای فهم آورده‌ایم بی خردی‌های خویش را ما تا ابد برای حسین تو سوختیم آقا نگاه کن ابدی‌های خویش را قلب حسین پیش علی‌اکبر آب شد وقتی که گفت یا ولدی‌های خویش را خلاد بن صفار می‌گوید: از امام صادق(ع) سؤال شد: آیا قائم به دنیا آمده است؟ حضرت فرمود: «لا وَ لَوْ أَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیامَ حَیاتِی»؛ (خیر! اگر دوران او را درک می کردم، همه‌ی زندگی ام را در خدمت به او می گذراندم) ۰۰═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ @navaye_asheghaan
─‌‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌─‌ ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌✧❁࿇❁✧═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ باید که زبـانـــی از شقـــایـق باشیم تا محــرم اســـرار و حقــایق باشیم هستــیم اگـــر شیــعهٔ صادق ، بایــد عامــل به حدیث آل صــادق باشیم ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌✧❁࿇❁✧═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ آیینـــه ، ارادت به تو دارد ، مولا در صدق ، شباهت به تو دارد ، مولا هر شیــعه که در مکتب تو عــالم شد در سینـــه ، محبـت به تو دارد ، مولا ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌✧❁࿇❁✧═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ علمــی که برازندهٔ هـــر برتـری است مــدیونِ علـومِ مکتب جعــفری است روشنـگــــر راه می شـــود تا به ابــد آن علم که بر محور دین باوری است ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌✧❁࿇❁✧═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ ✍رقیه سعیدی(کیمیا)