eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.7هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
441 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
آتش وخاكستر دوباره آسمان و آتش وخاکستر پرها خدایا رحم کن بربیگناهی کبوترها دوباره پای هیزم واشده در کوچه ،یعنی که مدینه جای أمنی نیست بهر اکثر درها هجوم بی هوا رسمی قدیمی هست دراین شهر! پسرها غالباً هستند موروثان مادرها زمین وهرکه بدکرده است انگاری که همدستند چرا که شدزمین خوردن نصیب هرچه بهترها گذارپای ابراهیم باز افتاده در آتش ولی ایندفعه بی رحمند و میسوزند آذرها چنان بی حرمتی کردند با پیر حسینی ها که شرم از گفتنش مانده برای اهل منبرها امامی بی أمامه، پابرهنه، بازهم خوبست که دراین روضه باقی ماند حرمتهای معجرها! بیابان ،نیمه شب، مرکب ، دویدن، آه آدم را بیاد این می اندازد: رقیه، آبله، سرها برای پیر یا کودک خلاصه طاقتش سخت است به صورت برزمین خوردن، وحتّی بر دلاورها  علی ناظمی
سینه ای کز معرفت گنجینه ی اسرار بود کی سزاوار فشارِ آن در و دیوار بود ناله ی بانو زد اندر خرمن هستی شرر گویی اندر طور غم چون نخل آتشبار بود آن که کردی ماه تابان پیش او پهلو تهی از کجا پهلوی او را تاب آن آزار بود ؟ گردشِ گردونِ دون بین کز جفای سامری نقطه ی پرگارِ وحدت ، مرکز مسمار بود صورتش نیلی شد از سیلی ، که چون سیل سیاه روی گردون زین مصیبت تا قیامت تار بود شهریاری شد به بند بنده ای از بندگان آنکه جبریلِ اَمینش ، بنده ی دربار بود از قفای شاه ، بانو با نَوای جانگداز تا توانی به تن و تا قوّت رفتار بود گر چه بازو خسته شد ، و ز کار دستش بسته بود لیک پای همتش بر گنبدِ دوّار بود دست بانو گر چه از دامان شه کوتاه شد لیک بر گردون بلند از دست آن گمراه شد حاج شیخ محمدحسین غروی اصفهانی معروف به کمپانی
هرکه رادرغمِ تو اشک زلالش ندهند به شب قدرقسم ، قدروجلالش ندهند روزی ماست همین اشک عزای تو حسین هرکسی را که چنین رزق حلالش ندهند چه نصیبی برد از شادیِ فردای حساب هردلی را که به سوگ تو ملالش ندهند تا خداوند نخواهد ، به خدا هرکس را به عزاداری تو اِذن ومجالش ندهند بی نگاهِ کرَم تو، دل هرعاشق را گریه وناله و سوزِ غم وحالش ندهند سائلی را که تویی واسطه بردرگهِ دوست حاشَ لِله که جوابی به سئوالش ندهند نشود تاکه دلی شیفته ی کرب وبلا درهوای حرم تو پَر و بالش ندهند همه عمر« وفایی » زخدا خواسته است که غمی غیر غمِ احمدوآلش ندهند ... @navaye_asheghaan
مَردکِ پست که عمری نمک حیدر خورد نعره زد بر سر مادر به غرورم برخورد ایستادم به نوکِ پنجه ی پا اما حیف دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد هرچه کردم سپرِ درد و بلایش گردم نشد ، ای وای که سیلی به رخش آخر خورد آه زینب تو ندیدی ! به خدا من دیدم مادرم خورد به دیوار ولی با سر خورد سیلیِ محکم او چشم مرا تار نمود مادر از من دوسه تا سیلیِ محکمتر خورد حسن ازغُصّه سرش را به زمین زد ، غش کرد باز زینب غمِ یک مرثیه ی دیگر خورد قِصّه ی کوچه عجیب است « مهاجر » اما وای از آن لحظه که زهرا لگدی از در خورد ( مهاجر ) @navaye_asheghaan