#اربعین
#مهدی_خطاط
مهمان رسیده، ای تن بیسر! برای تو
زینب ز شام آمده تا کربلای تو
یک میزبان و این همه مهمان به نیم شب
دشوار نیست، گر چه پذیرش برای تو
ای میزبان! سلام شب و روز بر تو! خیز
برگو جواب تا شنوم من صدای تو
خیز از کرم ز جا، قدمی چند پیش آی
تا خواهرت به دیده کشد، خاک پای تو
برخیز و با من از بدن بیسرت بگو
تا من بگویم از سرِ پُر ماجرای تو
من زینبم که از سفر شام میرسم
جز آب دیده، تحفه ندارم برای تو
از رنجهای کوفه و شامم بیان کنم؟
خود دیدهای، دگر چه بگویم برای تو؟
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
.
@emame3vom
#حب_الحسین_یجمعنا #کربلا
#الاربعین_مقدمه_الظهور
#الحسین_یجمعنا
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
.
.
#اربعین
#قربان_ولیئی
وادی به وادی میروم دنبال محمل
آهستهتر ای ساربان، دل میبری، دل
اشک ملائک میچکد از کهکشانها
پیچیده در هفت آسمان بانگ سلاسل
ای آسمان پایین بیا! منظومه اینجاست
هم اختران بر گرد او، هم ماه کامل
گاهی به زانوی پیمبر، گه به نیزه
عشق است و او را میبرد منزل به منزل
صوفی بِهِل این اربعین در اربعین را
با ذکر او یک روزه طی گردد مراحل
صوفی، سماع راستین در کربلا بود
در خون خود چرخیدن مردان بسمل
او محشر است، او رستخیز ناگهان است
میافکند در سینهها ذکرش زلازل
ای روضهخوان! تنها بگو نامش حسین است
دیگر چه حاجت خواندن از روی مقاتل!
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
.
@emame3vom
#حب_الحسین_یجمعنا #کربلا
#الاربعین_مقدمه_الظهور
#الحسین_یجمعنا
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اربعین
#حسن_لطفی
باور نمیکنم که رسیدم کنار تو
باور نمیکنم، من و خاک دیار تو؟
یک اربعین، اسیر بلایم، بلای عشق
یک اربعین دچار فراقم، دچار تو
یک اربعین، به جای همه سنگ خوردهام
یک اربعین، شده بدنم سنگسار تو
یک اربعین، به روی سرم شعله ریختند
با چادری که سوخت، رسیدم کنار تو
مثل رباب، مثل همه، تار گشتهاند
چشمان خستۀ من، چشم انتظار تو
روز تولّدم، که زدم خنده در برت
باور نداشتم، که شوم سوگوار تو
با تیغ و تیر و دشنه، تو را بوریا کنند
با سنگ و تازیانه، مرا داغدار تو
یادم نمیرود به لبت، آب آب بود
یادم نمیرود بدن نیزه زار تو
حالا سرت کجاست که بالای سر روم؟
گریه کنم به زخم تن بی شمار تو
یک مشت خاک روی تو و من دعا کنان
شاید شوم نشان تو سنگ مزار تو
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
.
@emame3vom
#حب_الحسین_یجمعنا #کربلا
#الاربعین_مقدمه_الظهور
#الحسین_یجمعنا
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اربعین
#علیاصغر_بنایی_یزدی
آمد هوای کرببلا باز بر سرم
ای کاروان! گذر کن از آن کوی دلبرم
زینب ز شام آمد و بر نینوا رسید
گفتا که ای عزیزتر از جان! برادرم!
ظلم کدام فرقه برایت دهیم شرح؟
جور کدام عدّه برای تو بشْمرم؟
آن ظلمها که بر منِ غمدیده میرسید
کی بودم این امید که طاقت بیاورم؟
ای کاش مرده بودم از آن ظلم کوفیان!
تا من سر شریف تو بر نیزه ننْگرم
اطفال خردسال تو را آب و نان نبود
دادم ز پارههای دل و دیدهی ترم
بودی به روی دامن من، مهد نازشان
لیکن خرابه بود همی جا و بسترم
چون سایۀ سر تو، مرا بود روی سر
از آفتاب چرخ، شکایت کجا برم؟
یک مدّتی رُخت به رُخم بود روبهرو
چندی به نیزه بود، سرت در برابرم
کردی وداع با شه دین، نوگل بتول
آورْد در مدینه شکایت برِ رسول
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
.
@emame3vom
#حب_الحسین_یجمعنا #کربلا
#الاربعین_مقدمه_الظهور
#الحسین_یجمعنا
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اربعین
#حسین_اخوان
به زخمهای تنت، چون اشاره میکردم
به دامن از مژه جاری، ستاره میکردم
برای رفتنِ تا کوفه داشتم تردید
به مصحف بدنت، استخاره میکردم
ز سیل گریۀ لرزان خویش در کوفه
خراب، پایۀ «دار الاماره» میکردم
کبوتران حریم تو را به هر منزل
به قصد منزل دیگر، شماره میکردم
شبی که یک تن از آنان، میان ره گم شد
به سینه، پیرهن صبر، پاره میکردم
به طشت زر به لبت،چوب خیزران میزد
یزید و من به تحیّر، نظاره میکردم
به سینه چنگزنان خیره میشدم به رباب
چو یادِ تشنگی شیرخواره میکردم
به قطرهقطرۀ اشکم از این سفر،«تائب»!
هماره آب، دل سنگ خاره میکردم
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
.
@emame3vom
#حب_الحسین_یجمعنا #کربلا
#الاربعین_مقدمه_الظهور
#الحسین_یجمعنا
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اربعین
#خوشدل_تهرانی
داستانهایی که از شام خراب آوردهام
عالمی از صبر خود، در اضطراب آوردهام
رأس خونین تو بر نی بود با من همسفر
خود تو دانی زآن چه از شام خراب آوردهام
ای کتاب الله ناطق! بین تو بر بیمار خویش
آیهای از سورهی «اُمُّ الکتاب» آوردهام
تا ز قلب داغدارت، گَرد غم شویَم ز مهر
از سرشک دیدگان، بهرت گلاب آوردهام
سر زدم بر چوب محمل تا سرت دیدم به نی
وین سر بشْکسته را، از خون خضاب آوردهام
پیش چشم من، عزیزت، در خرابه جان سپُرد
سختجانی بین که با این غصّه، تاب آوردهام
کودک ششماههات گر خفته روی سینهات
از پی دیدار او، همره رباب آوردهام
ای شه خونین کفن! ای نور چشم بوتراب!
بهرت، ای عطشان جگر! از دیده آب آوردهام
«خوشدلا»! بربند لب از ماتم سلطان دین
چون براتِ رحمتِ «یومُ الحساب» آوردهام
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
📚 دیوان خوشدل
.
@emame3vom
#حب_الحسین_یجمعنا #کربلا
#الاربعین_مقدمه_الظهور
#الحسین_یجمعنا
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اربعین
#سید_هاشم_وفایی
برگشتم از سفر، گل در خون تپیدهام!
ای سرو سرفراز! ببین قد خمیدهام
وقتی دلم به خون جگر، موج میزند
گویی که من به جای تو در خون تپیدهام
با بوسه بر گلوی تو رفتم ز کربلا
با شوق بوسهای به مزارت رسیدهام
شمعم که از شرار غمت، آب گشتهام
گر قطرهقطره بر روی خاکت چکیدهام
آتش گرفته است، دلم از شرار آه
از بس که آه از جگر خود کشیدهام
از کربلا به کوفه و از کوفه تا به شام
تنها به شوق دیدن رویت دویدهام
از زخم تازیانه ندارم شکایتی
زخم زبان ز کوفی و شامی شنیدهام
از جذبۀ نگاه تو از روی نیزه بود
با خطبهام، حماسه اگر آفریدهام
داغ رقیّۀ تو در آن شام غم نهاد
یک داغِ دیگری به دلِ داغدیدهام
این چامهای که گفت «وفایی» ز قول من
تنها اشارهای بُوَد از آن چه دیدهام
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
.
@emame3vom
#حب_الحسین_یجمعنا #کربلا
#الاربعین_مقدمه_الظهور
#الحسین_یجمعنا
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#حضرت_زینب_سلاماللهعلیها
#امام_سجاد_علیهالسلام
#کلیات_مصائب_اسارت
#اربعین
#یوسف_رحیمی
هرگز خیال سلسله از خاطرم نرفت
شام و شراب و هلهله از خاطرم نرفت
خیلی به اشکِ ماتم ما خنده شد ولی
آن نیشخندِ حرمله از خاطرم نرفت
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
@emame3vom
#حضرت_زینب_سلاماللهعلیها
#کلیات_مصائب_اسارت
#اربعین
#سعید_خرازی
سر ِ تو را به رويِ نيزه آشيان دادند
مرا به مجلس نامحرمان مكان دادند
جماعتي كه نمك خوردۀ علي بودند
به خواهرت سر ِ بازار ِ كوفه نان دادند
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
@emame3vom
.
#حضرت_زینب_سلاماللهعلیها
#اربعین
#محمدحسین_بیاتلو
تمام دشت به حالم نظاره ميكردند
به يكدگر پي ِغارت اشاره ميكردند
برايِ بردنِ يك گوشوارهای ناچيز
حراميان به خدا گوش پاره ميكردند
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
@emame3vom
#اربعین
#سید_رضا_مؤید
ای کربلا! ای کعبه عشق و امیدم!
بعد از جداییها به دیدارت رسیدم
ای کربلا! آغوش بگْشا، زینب آمد
من زینبم کز رنج دوریها خمیدم
هر روز دیدم کربلای تازهای را
ای کربلا! تا بر سر کویت رسیدم
منزل به منزل، داغ بر داغم فزون شد
جان کَندهام تا رَخت در اینجا کشیدم
از بهر انجام رسالت، زنده ماندم
گر زندهام من، زندۀ هر دم شهیدم
ای کاروانسالار زینب! دیده بگشا
تا گویمت با دیدۀ گریان، چه دیدم
با آن که با دستت به قلبم صبر دادی،
چندان که در هر جا شهامت آفریدم،
امّا دو جا دست غمم از پا درآورد
بیخود ز خود گشتم، گریبان بردریدم
یک جا که دشمن بر لبانت چوب میزد
یک جا سرت چون بر فراز نیزه دیدم
بشْنیده بودم صوت قرآنت بسی لیک
نشْنیده بودم من ز نی کآن هم شنیدم
داغ دل من، کمتر از زخم تنت نیست
این را گواهی میدهد موی سپیدم
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
📚 گلهای اشک
@emame3vom
#حضرت_سکینه_سلاماللهعلیها
#اربعین
#سید_جواد_مظلومپور
بی گلِ رویت پدر از زندگی دل برگرفتم
دستشستم از دو عالم چونترا در برگرفتم
یاد داری قتلگه نشناختم جسم شریفت
خم شدم بابا نشانت را ز انگشتر گرفتم
هر چهکردم جستجو انگشت و انگشتر ندیدم
پس سراغ حضرتت از عمّه مضطر گرفتم
در مقام قرب بودم، ماتِ جسم چاک چاکت
تا برای شیعیان پیغام زان حنجر گرفتم
سوختم آتش گرفتم چون شنیدم نالۀ تو
ز اوّلین پیغام تو دستور تا آخر گرفتم
داشتم میمُردم از غم در کنار کشتۀ تو
لب بر آن حنجر نهادم زندگی از سر گرفتم
بر تن آزردۀ من بوسه می زد تازیانه
من برای توشۀ ره بوسه زان پیکر گرفتم
بس که سیلی زد عدو در راه وصلت بر رخ من
صورتم نیلی شده سنّت ز نیلوفر گرفتم
خواهر کوچکترم چون دید رأست در خرابه
داد جان در پیش رویم من غمی دیگر گرفتم
خوش به حال او که جان را کرد قربان سر تو
من گران جانم که ماندم قبر تو در بر گرفتم
این من و این جان ناقابل فدای خاک کویت
تا نپنداری که جز تو مونس دیگر گرفتم
مجلس نامحرمان دیدی مرا بازوی بسته
آستین را پیش رویم چون نَبُد معجر گرفتم
ای پدر بعد از تو من دیگر نخواهم زندگی را
مرگ را زین زندگانی ای پدر خوشتر گرفتم
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
📚 کاروان عشق
@emame3vom