eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.7هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
441 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
تا صبحِ قیامت برسد بانگِ قیامی چون خونِ خدا ریخته و خونِ امامی ثارَاللَهی و منتقمت کیست؟ یدالله.. تو بابِ نجاتِ همه ای ، رحمت عامی ای کرب و بلا لب بگشا از تبِ دل گو بر آن تنِ بی سر که خدا داده سلامی ای بغضِ فرو مانده ی لبهای شقایق ای کاش کمی دشمنِ تو داشت مرامی در کرب و بلا شعله ی غم تا به سما رفت کس غیرِ تو این صحنه نیاورده دوامی کشتند ولی از چه تو را با لبِ تشنه از سوزِ عطش بر سرِ نی سوخته کامی معصومیت چشمِ تو را شمر نفهمید ای آنکه سرِ نیزه مرا ماهِ تمامی زینب نگران بود و درِ خیمه سِپر شد تا حمله به طفلان نکند لشکرِ شامی گشته ز غم و داغِ برادر کمرش خم آنکه دل آزرده ی او داشت پیامی دختر ، ز غم و غربتِ بابا جگرش سوخت چندی ست که جز غم نزده لب به طعامی این لاله ی پرپر شده را تابِ خزان نیست چون جوجه ی پژمرده که افتاده به دامی شورِ غمِ این روضه در این نظم همین جاست یک زینبِ بی معجر و یک مشت حرامی بر پاست اگر تا به ابد بانگِ قیامی جاریست از آفاقِ خدا خونِ امامی! سالها زوّاریت را آرزو کردم حسین (ع) هر کجا رفتم تو را من جستجو کردم حسین تا خراسان تا به قم تا حضرتِ عبدالعظیم پای هر مرقد تو را چون لاله بو کردم حسین سالها هر زائری می آمد از کرب و بلا تا که بوی تو بگیرم بوی او کردم حسین هر کجا نام تو بود آنجا بهشتم بود و هست من بهشتت را دو عالم آرزو کردم حسین همچنان در کربلا جاریست خون سرخِ تو مقتلت را من ز اشکم شستشو کردم حسین جسمِ خونینِ تو را دیدم میانِ قتلگه لعنتِ بسیار بر جانِ عدو کردم حسین وارد صحن تو گشتم در شبستانِ ولا ای همه آمالِ من، من بر تو رو کردم حسین آنقدر شوقِ هوای صحن تو دارم به سر با تو در تنهاییِ خود گفتگو کردم حسین سالها با یا حسین از شورِ عشقت دم زدم تا سرِ خوانِ تو کسبِ آبرو کردم حسین قرهً العین نبی ای روح و جانِ فاطمه(س) من دگر با روضه ات عمری ست خو کردم حسین شاهِ بطحا از کرم این رو سیه را کن قبول این زبان را وقف تو در گفتگو کردم حسین جان اصغر روزیم کن مرقد شش گوشه ات در قراقِ تو ز خونِ دل وضو کردم حسین(ع) یا حسین جان من به عشقِ کربلایت زنده ام هم به عشقِ گنبد و گلدسته هایت زنده ام از غم و شور عزایت سخت افتادم ز پا من به لطفِ تربتِ دارالشفایت زنده ام آگهی از حالِ من آقا که از شوقِ وصال از نگاهِ مرقد و صحن و سرایت زنده ام هر شبِ جمعه به یاد مرقد شش گوشه ات یا به شوقِ روضه، با اشکِ عزایت زنده ام روز و شب داغِ علمدارِ حرم دارم به دل یاد سقای حرم زیرِ لوایت زنده ام تا که عاشورا بیایم در میانِ قتلگه همرهِ مادر بمیرم من برایت زنده ام تا که اصغر تیر آمد بر گلوی نازکش من برای ناله های بیصدایت....زنده ام زنده ماندم تا که در پایین پایت جان دهم گاه سر بر خاکِ قبرت گه به پایت.....زنده ام! مرقدِ پاکِ حسین قبله ی اهلِ ولاست تربتِ پاکِ حسین زینتِ سجاده هاست جوششِ خونِ حسین مثلِ چراغی هنوز_ بر شبِ دلگیرِ ما یکسره نورِ ضیاست جانِ جهان روشن از شورِ تماشایی اش او که به دردِ دلِ خسته ی نالان دواست گر چه که او تشنه لب در رهِ حق شد شهید حنجره ی عاشقش تشنه ی آبِ بقاست گر چه به جانان رسید در سفرِ کربلا عالم و آدم ز غم تا ابد اندر عزاست! باز این مرغِ دلم میلِ پریدن داره پای شش گوشه ی تو شوقِ رسیدن داره اونقده روضه ی مادر تو حرم می چسبه روضه های شبِ جمعه چه شنیدن داره چشمِ خیسم  تو حرم بال پَری می گیره اشکِ این روضه خدایا چه خریدن داره کربلا قبله ی عشق است دلِ من هر دم بینِ این سعی و صفا میلِ دویدن داره _جمعه_دلتنگی_حرم @navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 ای حضرت معشوق اي ليلاترينم من از همه پروانه ها شیدا ترینم سنگ ملامت خورده عشق تو هستم يعني ميان عاشقان رسوا ترينم تو آيه هاي مصحف پيغمبراني بهر تلاوت كردنت شيواترينم اي كيسه بر دوش سحرهاي محله مرد كريم سامرا ؛ آقاترينم ما ريزه خوار دولت عشق توهستيم ای حضرت معشوق ای لیلاترینم اندازه ي ما چشم تو ديوانه دارد مجنون ميان خانه ي ما خانه دارد تو آشنای کوچه های آسمانی بالاتر از فهم اهالی جهانی فهمیدن شأن و مقام تو محال است تو سرّ الاسرار نهان اندر نهانی رد قدم های همیشه جاری ات را تا مرزهای بی نهایت می رسانی وقتی که می آیی کنار جانمازت دنبال خود خیلی ملک را می کشانی تو ابتدا و انتها اصلاً نداری مثل خدائی و همیشه جاودانی ای روشنی مطلق شب های تارم پروردگار بی مثال هر چه دارم من از مساكين قديم سامرايم از آن سوي دنيا چه آوردي برايم اين روزها كه مرقدت گنبد ندارد من یا کریم خاکی صحن شمایم آقایی تو فرصت مسکینی ام داد پس خوش به حال دست هایم که گدایم دلداده ام بر آن نگاهت تا ببینم این چشم هایت میکشاند تا کجایم خیراتیِ دور سر سجاده ی توست خاکستر بال و پر پروانه هایم صبح ازل ما را گدایت آفریدند مثل دخیل سامرایت آفریدند ای بی نظیری که پر از آیات رازی مثل خداوندی و از ما بی نیازی هر صبح از بام بلند آسمان ها با چشم های روشنت خورشید سازی صد دل اسیر گردش نیمه نگاهت باید به این چشمان شهلایت بنازی جبریل را دیدیم با خیل ملائک در آن بهشت صحن تان میکرد بازی تو از همین قطعه زمین سامرا هم فرمانروای سرزمین های حجازی مرد بهشتی زمین ای بی مثالم ای آب جاری کویر خشکسالم نذر تو كردم اين پر خاكستري را اين دست هاي خالي پشت دري را ديشب دعا كرديم تا اين كه خداوند هرگز نگيرد از تو ذره پروري را شرح كمالات تو را يك روز خوانديم ديديم در تو سيره ي پيغمبري را صد بار دنيا امتحان كرد و نداديم يك ذره از مهر امام عسگري را ما خاكسار صبح و شام اهل بيتيم فرداي محشر هم غلام اهل بيتيم امشب اگر دست شما بالا بيايد اميد آن داريم كه آقا بيايد دستي ببر بالا كه در اين فصل سرما در خانه هاي ما كمي گرما بيايد دستي ببر بالا كه در اين خشكسالي آقاي ما با هيبت سقا بيايد دستي ببر بالا كه در يك جمعه سبز آن انتقام ظهر عاشورا بيايد اين روزها با ذوالفقار مرد كوفه بهر تقاص چادر زهرا بيايد امشب دلم سمت افقـهاي ظهوراست چشم انتظارظهـرفرداي ظهور است شاعر : استاد علی اکبر لطیفیان @navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 از عرش دارد می رسد فصل بهارم كم كم پر از خورشيد خواهد شد ديارم از عرش دارد می رسد پيكی خدايی از عرش دارد می رسد دار و ندارم يک عمر در دست خودم در حبس بودم امشب نگاهش می شود راه فرارم اميد بستم بر كرامت های چشمش بلكه كمی رونق بگيرد كار و بارم من هرچه را دارم به دست دوست دادم شكر خدا كه بعد از اين بی اختيارم از آسمان نور هدی آمد ، مبارک عيسای آل مصطفی آمد مبارک ما اهل بارانيم و اهل روضه هائيم عمری است محتاج گداهای شمائيم آواره های كوچه ی حُسن بهاريم كاسه به دست سفره های هل اتائيم از روز اول خادم اين خانه هستيم تا شام آخر هم مقيم اين حرائيم ما نسل در نسل عاشق اين خانواده ديوانه وار از عالم و آدم جدائيم وقتی كراماتِ نگاهت شامل ماست يعنی كه در هفت آسمان مشكل گشائيم از اولش هم قلب ما دست شما بود توفيق ما و سلب ما دست شما بود شكر خدا كه عاشقی درمان ندارد اين قصه ی شاه و گدا پايان ندارد شكر خدا كه عاشق اين خانواده شرمندگی دارد ولی عصيان ندارد فرع تولی و تبری اصل دين است ايمانِ بی اين خانواده جان ندارد چشمی كه ابری شد از اين دريای جوشان در روز محشر لحظه ی گريان ندارد دست كسی بر دامن فهم شما نيست اين نردبان ها پله ی آسان ندارد ای خلقت آدم طفيلی وجودت هفت آسمان محتاج بارش های جودت امشب بيا رحمی به حال اين گدا كن بی آبرويی را مقيم اين حرا كن ابری بياور بر سر چشم خسيسم با دست باران درد دل ها را دوا كن يک قطره از نور كراماتت بپاش و اين دفعه ما را حُر دشت روضه ها كن دلبستگی های مرا از من بگير و بر چشم های خود اسير و مبتلا كن يک صبح با جادوی چشمت اين گدا را از جمله ی همسايه های سامرا كن گرچه به ظاهر از خداوندی جدائيد آئينه در آئينه تكرار خدائيد محمد بختیاری @navaye_asheghaan
20994-1636730731466.mp3
477.8K
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 چقدر خوبه تو دنیا ولی داریم توی ظلمت یه نور منجلی داریم خوشی ما دو برابر میشه وقتی دو تا آقا حسن بن علی داریم دو تا آقا داریم/ دو تا بی همتا یه حسن مدینه/ یکی سامرا هر دو عشق دلِ/ حصرت زهرا شاخ طوبا حسن آقا خوب خوبا حسن آقا با مسما حسن آقا (حسن آقام)(۲) بند دوم: تو امامی و منم عبد و غلامت شیرِ در بین قفس هم شده رامت اگرم قسمت تو حج نشد آقا کعبه حاجی شده و گرم سلامت جنت الاعلا در / سامرا داری گنبد گلدسته ی/ باصفا داری یک شیش گوشه مثل/ کربلا داری دین و دنیام حسن آقا ذکر لبهام حسن آقا شور ایام حسن آقا (حسن آقا)(۲) بند سوم: تویی صیاد و شکار توام آقا نوکر ایل و تبار توام آقا کاسه ی چشمای مستت شده لبریز واسه اینه که خمار توام آقا خوش به حالم که چه/ دلبری دارم در سرم چه شورِ/ محشری دارم مستی از انگورِ/ عسکری دارم قبله ی ما حسن آقا کعبه ی ما حسن آقا عشق زهرا حسن آقا (حسن آقا) مظاهر کثیری نژاد @navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 ره باز کنید، دلبری آمده است بر شیعه امام دیگری آمده است در مطلع هشتم ربیع الثانی میلاد امام عسگری آمده است ما دیده به راه دلبری مه روئیم با باده ناب دیده را می شوئیم در این شب پر شکوه با هر صلوات تبریک به صاحب الزمان میگوئیم شاعر : قاسم نعمتی @navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 دل شود از این حرم مشتاق کوی کربلا بال و پر میگیرید اینجا دل به سوی کربلا حضرت عبدالعظیم ای آسمانی مرد نور تربت پاک تو دارد عطر و بوی کربلا می‌رود زین آسمان تا جنتُ المأوای عشق هر که دارد آبرو از آبروی کربلا تا که خود را حس کنم در زیر باران بهشت می کنم از این گلستان جستجوی کربلا زائر عبدالعظیم از زائران نینواست زآن سبب دارد هماره گفتگوی کربلا هر که می آید به شهر ری کنار این حرم حس کند خود را یقینا" روبروی کربلا هر قدم بر دارد اینجا عاشق دل سوخته می شود از صحن اینجا راهپوی کربلا هر زمان دلتنگ خاک کربلا گردیده ام دیده ام اینجا فقط روی نکوی کربلا همچو «یاسر» از عطش سوزانده ام دل را ز شوق چون به کف آورده ام اینجا سبوی کربلا ** محمود تاری «یاسر» @navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 هر چه داریم از عطای شماست همه دارایی ام برای شماست جان ناقابلم فدای شماست شکر ایزد دلم گدای شماست سالیانی است در معیتتان شاه هستید و ما رعیتتان بهر ما افتخار ، عبدالعظیم ای به قلبم قرار ، عبدالعظیم کرمت بی شمار ، عبدالعظیم از حسن یادگار ، عبدالعظیم تا کمی با تو خو گرفتم من از خدا آبرو گرفتم من بی بها بوده ، با بها گشتم لطف تو بوده با خدا گشتم‌ با حریمت که آشنا گشتم جزو زوار کربلا گشتم به حسن رفته رئفت و کرمت مثل کرب و بلا شده حرمت پشت گرمی و سایه سرمی مرهم زخم قلب مضطرمی قسم هر دعای مادرمی ای حسن زاده صاحب حرمی تا به صحن تو چشم می دوزم یاد داغ بقیع ی سوزم زیر باران آسمان تو ایم جیره خوار سماط و خوان تو ایم فخر ما باشد عاشقان تو ایم هر شب جمعه میهمان تو ایم به حریم تو تا گدا سر زد به سوی کربلا دلش پر زد کربلا گفتم عطر سیب وزید کربلا گفتم و دلم لرزید کربلا گفتم و صدا پیچید " السلام علی الحسین شهید" به گمانم صدای مادر اوست که چنین روضه خوان پیکر اوست یا بنی قتیل بالعطشان یا بنی ذبیح بالعریان یا بنی به خاک و خون غلطان تن تو زیر یورش اسبان .... ....مثل قران پاره پاره شده دانه دانه چونان ستاره شده تو چه کردی که این چنان زدنت ؟ جای چنگ است روی پیرهنت شده هم سطح خاک دشت تنت رد پای سنان روی دهنت سنگ دشمن شکسته ابرویت مثل من ضربه خورده پهلویت خنجری کند حنجرت آزرد استخوان های تو همه جا خورد بین مشتش همین که نیزه فشرد طاقت و صبر خواهرت را برد کربلا در غروب تا مه شد پیکری زیر دست و پا له شد شاعر: عرفان ابوالحسنی @navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 از جان شیرین هست ما را روح و جان تر یک زن که هست از قهرمان ها قهرمان تر بانوی من الگوی مردان جهان است کوه.اهنی از آب دریا هم روان تر از هر چه عالم- بوده بی استاد برتر از هر چه عاقل- بوده زینب نکته دان تر دسته گل زیبای زهرا و علی اوست هم لاله تر هم یاس تر هم ارغوان تر تقوا خلاصه می شود آنجا که بوده از هر زمانی بر خدایش خوش گمان تر او در مصیبت غیر زیبایی ندیده در اوج غم ها می شود ایمان عیان تر با خطبه ی طوفانی ش در شام ظلمت شد نهضت سرخ حسینی جاودان تر ... ای آنکه هستی وارث رنج و مصیبت ای از تمام قهرمان ها قهرمان تر چشم من از داغ مصیبت هايتان هست مانند چشم مهدی صاحب زمان تر سیده فرشته حسینی @navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 خیرت قبول ، دست تو دست بگیر داشت چشمت عنایتی به من سر به زیر داشت حاتم نشسته بود که با دست بشمرد ؟ بیت کریم پرور تو چند اسیر داشت؟ دستش شکست بس که حریمت فقیر داشت لطف خدا میان کمان تو تیر داشت دستت درست ، روح صغیرم کبیر شد پس کو برات دیدن شش گوشه ، دیر شد خانم نگاه کن ز تو جاهی نخواستم سختی بده ، من از تو رفاهی نخواستم من راضیم اگر که بریزی دو تکه نان بودن کنار سفره ی شاهی نخواستم گفتی : خودت به درد دلم می خوری فقط من هم به غیر تو که پناهی نخواستم دستت درست ، کار مرا هم درست کن این قلب تابدار مرا هم درست کن قلبم گرفت ، تا ز تو گفتم کلام ها چشمت ندید بعد حسین احترام ها بانو شنیده ایم که از پشت بام ها سنگت زدند جمعیت بی مرام ها نامرد پست گفت : بچرخید دورشان .... دورت زدند چرخ ، تمام غلام ها .... .... بعد از حسین ، ام بنین را چه می کنی؟ اشکی که ریخت روی زمین را چه می کنی ؟ بعد از حسین ، سایه ی بر سر نداشتی پیش رباب ، ساقی و ساغر نداشتی بهتر بمیرم و ننویسم ، نخوانمش قاسم نداشتی علی اکبر نداشتی نامش ببر ، جنازه بگیر از دو دست من بانو که گفته بود که معجر نداشتی ؟ در زیر آفتاب ، چرا گریه می کنی ؟ با این دل خراب ، چرا گریه می کنی؟ جعفر ابوالفتحی @navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 شکر خدا که نام مرا مبتلا نوشت از حاجیان کعبه سبز شما نوشت شکر خدا که دست قدر ، دست سرنوشت نام مرا شریف ترین خاک پا نوشت صبح ازل به خاک تو پیشانی ام رسید این سجده را فرشته به پای خدا نوشت از ما سوال شد که اسیر تو می شویم؟ ما خواستیم و آیه ی «قالو بلی» نوشت بالای سر در حرم کبریاییش نام تو را به خط خودش با طلا نوشت یعنی تمام جلوه آل عبا تویی آیینه تمام نمای خدا تویی اعجاز بی مثال شما تا ادامه داشت موسی ادامه داشت مسیحا ادامه داشت بانو اگر به آینه ها سر نمی زدید تاریکی همیشه ی دنیا ادامه داشت تا زندگی ات را به تماشا گذاشتی آن عمر جاودانه زهرا ادامه داشت ای آفتاب روشن شبهای کربلا ای زینب مدینه و زهرای کربلا گفتیم آسمانی و دیدیم برتری گفتیم آفتابی و دیدیم بهتری گفتیم دختر اسد الله غالبی ایام کوفه آمد و دیدیم حیدری تو از زمان کودکیت تا بزرگیت شیوا ترین مفسر الله اکبری تو از کدام طایفه هستی که مستقیم فیض از حضور علم خداوند می بری بر شانه های سبز تو بار رسالت است تو اولین پیمبر بعد از پیمبری خورشید روی تو شرف مشرقین شد یک نیمه ات حسن شد و نیمت حسین شد ای ماورای حد تصور کمال تو بالاتر از پریدن جبریل بال تو از مادری چنین-چنین دختری شود هم خوش به حال فاطمه هم خوش به حال تو غیر از حسین فاطمه، چیزی ندیده ایم در انعکاس آینه های زلال تو نزدیک سایه های عبورت نمی شویم نامحرمان عشق کجا و خیال تو ؟ از گوشه های چشم تو ساحل درست شد محض رضای پای تو محمل درست شد تو زینبی و شیر زن بعد کربلا تفسیر نفس مطمئن بعد کربلا زهرا، نبی ،حسین و علی و حسن تویی بانو تویی تو «پنج تن » بعد کربلا گاهی که طعنه می شنوی صبر میکنی یعنی تویی همان حسن بعد کربلا ای گریه غریبی عریان بی کفن حالا تویی و پیرهن بعد کربلا قلبت تپید وسوره مریم شروع شد غمگین ترین غروب محرم شروع شد ای سایه بلند اباالفضل بر سرت ای بال جبرئیل گلستان معبرت عباس هم رشیدی قد تو را ندید از بس که سر بزیر بُود در برابرت شب زنده دار شام غریبان کربلا دل بسته بر نماز شب تو برادرت ای خطبه صدای تو نهج البلاغه ات وی محمل بدون جهاز تو منبرت هجده سربریده به دنبال چشم تو هجده سر بریده نگهبان معجرت ای قله نجابت توحید ، جای تو عطر حضور فاطمه دارد حیای تو علی اکبر لطیفیان @navaye_asheghaan
روشنى بخشِ شب تار نيامد چه كنم رفت عمر من و دلدار نيامد چه كنم قلب من مخزن الأسرار فراقش باشد حضرت ِمطلع الأنوار نيامد چه كنم "عجل الله تعالى فرجه" مى خوانم حجتِ مطلقِ دادار نيامد چه كنم شور اين سينه ى شيدا به كجا خيمه زده؟ نور اين ديده ى خونبار نيامد چه كنم درد بى صاحبى و غصه ى بى مولايى واى از اين دو خبر از يار نيامد چه كنم! هجر او بند شد و پاى سلوكم را بست چاره ى عبد گرفتار نيامد چه كنم با كلاف دلم عمريست پى اش مى گردم يوسف من سر بازار نيامد چه كنم من ز هجران رخش اشك فشاندم هر شب گريه ام نيز كه به كار نيامد چه كنم! آن غلامم كه شدم چشم به راهش اما شهريارم كه به دربار نيامد چه كنم ذوالفقار علوى منتظرِ خون خواهى است وارث حيدر كرار نيامد چه كنم آتش درد كشد شعله و مادر گويد: مرهم داغى مسمار نيامد چه كنم روضه كرب و بلا شعر مرا جمع كند گفت زينب كه علمدار نيامد چه كنم ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ @navaye_asheghaan