eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.8هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
442 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5870935631789557112.mp3
17.16M
روضه وتوسل جانسوز 😭😭😭😭😭 🎤🏴 شادی روح شهداء وامام شهداء و اموات(مادر منه حقیرم) الفاتحه مع الصلوات🙏🙏😭
🥀به کربلا کفن مگر بغیر بوریا نبود مگر حسین فاطمه عزیز مصطفی نبود مگر کسی که کشته شد تنش برهنه میکنند مگر که پاره پیروهن به پیکرش روا نبود سرش به نوک نیزه ها تنش به خاک کربلا کفن برای او بجز شکسته نیزه ها نبود تشنه جگر شهید شد ز ظلم دشمنان مگر؟ فرات مهر مادرش سیده النساء نبود گر از بدن بریده شد سر عزیز مصطفی دگر به نوک نیزه ها نهادنش سزا نبود 🌾🍂◾️🌾🍂◾️🌾🍂◾️
◾️بعد از سه روز پیکر سرخش کفن نداشت یوسف ترین شهید خدا پیرُهن نداشت از بسکه نیزه خون تنش را مکیده بود حتی توان و قدرت ناله زدن نداشت در هجمة تواتر شمشیر و تیر و تیغ راهی به جز شقایق پرپر شدن نداشت از بسکه پیکرش شده پامال اسبها یک جای بی جراحت و سالم ، بدن نداشت زلفی که شانه شد به سر نیزه صبحگاه کنج تنور چاره به جز سوختن نداشت در بوریای کهنه تن لاله پوش او پیچیده شد اگر چه شقایق کفن نداشت 🌿◾️🍁🌿◾️🍁🌿◾️🍁
‍ ⇦🕊 روضه و توسل جانسوز _ دیرِ راهب و اسارت خاندان آل الله _حاج مهدی رسولی ↯ از صبح دل تو دلش نیست ، یه خوابی دیده عیسی مسیح بهش گفته مهمون داری ... از صبح نشسته منتظر خدا این مهمون من کیه که عیسیِ پیغمبر اینجور سفارششُ کرده ... کأنَّ یه کِشِشی تو این دلشِ .. یه هول و وَلایی تو این دلش ایجاد شده ... همینجور منتظر ساعات گذشت ، ظهر شد عصر شد ، نزدیک غروب از دور یهو دید یه سیاهی داره نزدیک میشه ، اومد بیرون با دقت نگاه کرد دید یه قافله ای داره میاد ... همینجور که قافله نزدیکتر میشد نگاه کرد دید این قافله حالاتش عجیب غریبه ... یه عده مرد جنگی ، از سر و وضعشونم معلومه لا اُبالی ... پشت سرشون هشتاد و خورده ای زن و بچه قد و نیم قد ... یه آقایی روی ناقۀ لنگ ... دستاشو بستن ... پاهاشو از زیر شکم ناقه ... نگاه میکنه به چهرۀ این قافله، خدا این قافله عجب عجیب غریبِ ... نه به اون مردایِ جنگی ، نه به این زن و بچه ... اینا کی ان؟.. نکنه اینا همون مهمونایی ان که عیسی مسیح به من وعده داده .. یه نگاهی درستی کرد دید بالایِ نیزه یه تعداد سرُ زدن .. اما این زن و بچه همش نگاهشون به یه سر که بین اون یکی سَرا مثل خورشید داره نور میده ... هی نگاه می‌کنه ، خدایا چقدر نورانیِ این رأس مبارک ... این همون مهمونیِ که عیسی به من وعدۀ اومدنشو داده .. ایستاد، آرام آرام آمدند راهب بگو ببینم تو این دِیرت یه جا برا استراحت ما هست یا نه؟ گفت بفرمایید میتونید اینجا استراحت کنید، میگه آمدن خودشون چادر زدن و اسباب غذا ، یه عده ای زن و بچه ها رو هم جمع کردن پشت دِیر (کلیسا) زن و بچه ها کنار هم ، آروم آروم داره غروب میشه، هوا داره سرد میشه ، لباس نامرتب تن این بچه ها ... دید تو این زن و بچه ها چشم همه شون به یه خانم .. انگار همه پروانۀ دور اون شمعند ... صدا میزنه بچه ها بیان جلوتر، بچه ها تو پناه این دیوار پناه بگیرید ، سرما کمتر اذیت کنه .. یکی میگفت عمه پاهام .. یکی میگفت عمع امروز یکم عقب افتادم بد زدن تو کمرم .. صدا میزد کلثوم، چند تاشونو تو بغل کن .. رباب چند تاشونوم تو بغل کن .. فضه نزار این بچه ها جدای از هم بشینن .. صدا زد اون نازدانه ام بیاد بغل خودم عمه ... عمه فدات بشه عمه ... عمه .. بیزیم نَه خِیمه میز ، نه خَرگاهی میزوار (عمه نه خیمه برامون مونده نه پناهگاهی) دیدی قیزیم بیز اَسیریخ باش اُوسته الله ایمیزوار (گفت دخترم ما اسیریم بالاسرمون خدا رو داریم) دیدی بیور گورم عمه عَموم هایاندا قالیب (گفت بگو ببینم عمه ، عموم کجا مونده؟) دیدی قیزیم بوقوشون قولارین سو اُوسته سالیب (گفت دخترم این لشگر به خاطر آب دست هاشو جدا کردن) قیزیم ... یات دا ... عمه بیردَنه سوالیم وار ... (بخواب دخترم ... بخواب ... عمع، یه سواله دیگه هم دارم) عمه بیور بابام هاچان گَلَجاخ ... (عمه بگو ببینم بابام کی میاد ؟..) دیدی قیزیم بیزَ خرابه دَ قُناخ گَلَجَخ (گفت دخترم برایِ خرابۀ ما مهمون میاد ...) شادی روح شهداء وامام شهداء و اموات (مادر منه حقیرم الفاتحه مع الصلوات🙏😔
☘ امام صادق(علیه السلام) : ✍ هیچ فرشته ای درآسمان ها و زمین نیست مگر اینڪه می خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد به زیارت امام حسین (علیه السلام) مشرف شود. 📚 مستدرڪ الوسائل ج۱۰ 🥀🌾◾️🥀🌾◾️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
4_5942933156414884041.mp3
9.3M
🌿نواهنگ {رحمةالله الواسعه} با صدای حاج حسین سیب سرخی کربلایی محمد فصولی 🏴محرم الحرام۱۳۹۹/۱۴۴۲
📜 یڪـــ‌آیــه‌قـــــرآن اگر قفلی در زندگیت می‌بینی شڪ نڪن اون قـفل ڪلیدی 🔐داره... هیچکس قفل بدون کلید نمی‌سازد اگر قفلی در زندگیت می‌بینی شک نڪن اون قـفل ڪلیدی هم دارد... 👈ڪلید خیلی از قضاوتهای زندگی ✅پــــــــــــــــــــنج چــــــــــیز است: ➊صــــــــــبر ➋تـــــــــوڪل ➌تــــــــلاش ➍آرامـــــــــش ➎ایـــــــــمان به خــــــ♡ـدا
4_5931574595709568742.mp3
1.81M
🎵 دمام زنی ▪️شب نهم محرم الحرام ۱۴۴۲ هیئت‌ ریحانه النبی
. یا غیاث المستغیثین کاشف الکرب الحسین با تو دارم عهد دیرین کاشف الکرب الحسین . ای برایم عشق تو دین کاشف الکرب الحسین  زندگی شد با تو شیرین کاشف الکرب الحسین . رحمتِ الله ، بر شیر حلال مادرم شکر حق ساعت به ساعت من ابالفضلی ترم . ای مسیحای مسیحا معجزاتت محشر است هر که بر آقایی ات ایمان ندارد کافر است . بین اصحاب الحسین شان تو چیزی دیگر است  آب دور قبر تو از آب زمزم بهتر است . آب هزار و چهارصد سال است سرگردان توست غرق دریای وفا و غیرت و ایمان توست . سیدی هستم گدای روز و ماه و سال تو ماه من یک عمرم کارم گشته استهلال تو . من همان هستم که مستم می کند تمثال تو گریه بر تو مال من ، من هر چه دارم مال تو . گریه بر تو گریه بر داغ حسین فاطمه است روضه ی گودال اصلا ابتدایش علقمه است . این زمانه ناگهان با کوفیان همدست شد دست دشمن باز شد تا جسم تو بی دست شد . پای کوبان لشکری ، از حال و روزت مست شد دوره ات کردند لشکر هر مفر ، بن بست شد . کینه ها از مرتضی داده چه کاری دست تو آه عجب تیری نشسته بین چشم مست تو . ابن ملجم با عمودی فرق حیدر را شکست  بشکند دستش الهی ، بی هوا سر را شکست . هلهله ها حرمت سردار لشکر را شکست این زمین خوردن دوباره قلب مادر را شکست . مشک پاره پاره سیرت کرد از این زندگی بر زمین افتاد علم ، مُردی تو از شرمندگی . یک طرف زهرای اطهر بر سر و سینه زنان  یک طرف آقا نشسته پای جسمت قد کمان . یک طرف آسوده خاطر ، حرمله ، شمر و سنان  یک طرف چشم انتظاری رباب نیمه جان . یک طرف از ترس می پیچد به خود صاحب علم یعنی آقا زنده می ماند که برگردد حرم . از حرم تا علقمه آقا تو را می زد صدا  آه در آن هلهله ، زهرا تو را می زد صدا . با پیمبر از نجف ، مولا تو را می زد صدا دل پریشان زینب کبری ، تو را می زد صدا . آه سرلشکر بمان ، اوضاع لشکر خوب نیست  حضرت باب الحوائج حال خواهر خوب نیست . ذکر آقا می شود هل من معین بی تو ، نرو شاهزاده می شود ویران نشین بی تو نرو . سنگ باران می شود ناموس دین بی تو نرو می خورد در کوچه ها زینب زمین بی تو نرو . تو نباشی بی حیایی ها فراوان می شود با حرم برخورد مانند کنیزان می شود محمدحسین رحیمیان . ناگهان بازوی آب آور تو می ریزد  مشک می ریزد و چشم تر تو می ریزد  مژه های تو خودش لشکری از طوفان است  تیر را چون بکشم لشکر تو می ریزد  دیدم از دور که با نیزه بلندت کردند  بی سبب نیست که بال و پر تو می ریزد  گیرم امروز ببندم به سرت پارچه ای  صبح فردا روی نیزه سر تو می ریزد  بهترین کار تو این است که دستت نزنم  دست من گر بخورد پیکر تو می ریزد  شده اندازه ی قاسم بدنت از بسکه  قد و بالای تو دور و بر تو می ریزد  مادرم مادر تو - مادر تو مادر من  گریه ی مادر من - مادر تو می ریزد  علی اکبر لطیفیان