.
بسمالله الرحمن الرحیم
#شام #دروازه_ساعات
#ورود_کاروان_اهل_بیت_ع_به_شام
#علیرضا_خاکساری
▶️
از دم دروازه معلوم است بد تا میکنند
خیره سر هایی که زینب را تماشا میکنند
گاه با شمشیر و نیزه گاه با رقص و طرب
دور بی بی های روی ناقه بلوا میکنند
شمر با اعوان و انصارش دوباره میرسند
کربلای دومی را باز برپا میکنند
شهر را مانند روز عید آذین بسته اند
با صدای پای هر رقاصه غوغا میکنند
تا که نرخ هر النگو بیشتر بالا رود
زرگران بالاتفاق این پا و آن پا میکنند
کاش تنها سنگ باشد روی پشت بام ها
میزنند آیینه را با هر چه پیدا میکنند
دختران قافله با ذکر وا أماه خود
پای زهرا را میان کوچه ها وا میکنند
آستین پاره ای دارند جای روسری
باهمان هم_ آه_ ناچارا مدارا میکنند
در میان این حراجی پیش چشمان رباب
بر سر گهواره ی شش ماهه دعوا میکنند
نی اگر که خم شود یکبار دیگر بچه ها
بوسه هایی هدیه بر لبهای بابا میکنند
داغ پشت داغ تنها کار تیر و نیزه نیست
خیزران ها هم چه کاری با جگرها میکنند
⏹
بسمالله الرحمن الرحیم
#ورود_کاروان_اهل_بیت_ع_به_شام
#قاسم_نعمتی #شام
▶️
دم دروازۀ ساعات خدا رحم كند
به دلِ عمه سادات خدا رحم كند
محملم پرده ندارد مددي يا ستّار
حاجتم وقت مناجات خدا رحم كند
چشم من تار شده ، يا تو به هم ريخته اي
گريه دار است ملاقات خدا رحم كند
كو علمدار حرم ؟ آبرويم در خطر است
وسط اين همه الوات خدا رحم كند
سَرِ بازار به انگشتْ نشانم دادند
رد شدم با چه مكافات خدا رحم كند
به همان خنجر كُنْدي كه تو را زَجْرَت داد
مي كند شِمْر مُباهات خدا رحم كند
سرت از نيزه زمين خورد دلم ريخت حسين
زير پا رفتي ؟ به لبهات ْ خدا رحم كند
نيزه نيزه شده از بس گلويِ پاره تو
گُم شدي بين جراحات خدا رحم كند
به حرم چون لبِ تو چوبِ حراجي زده اند
تا نميرم ز بليّات خدا رحم كند
چشم يك شهر به دنبال كنيز است حسين
تا كنم حفظ امانات خدا رحم كند
چانه مي زد سَرِ گهواره يكي پيش رباب
بهر تسكين مصيبات خدا رحم كند
.
.
#پنجم_صفر
#حضرت_رقیه
« دختر زهرانشان»
ای یتـیم نیـمه جـانم،لحـظه ای آرام باش
بلـبل شـیرین زبــانم، لحـظه ای آرام باش
بند قلبم پاره کردی جان من کم گریه کن
دخترم روح و روانم ، لحـظه ای آرام باش
هـرچه تونـاله کنی ازدردهای استخوان
دردگــیرداستـخوانم ،لحـظه ای آرام باش
تـاصدایم کـرده ای دیدی که باسرآمدم
گـریه ات بـرده توانم، لحـظه ای آرام باش
پای تاسرآتشم من ازچـه هق هق میکنی
من زاشکـت درفـغانم،لحـظه ای آرام باش
هـرچه تـوبـابـابگـویی بیشترچوبت زنند
دخـترشـیرین زبــانم،لحـظه ای آرام باش
عکـس زهـرامـادرم افـتاده دررخسارتـو
دخــترزهـرانشانـم،لحـظه ای آرام باش
گوبه بابادست کی اینسان کبودت کرده است
ای سـراپـاارغــوانـم ،لحـظه ای آرام باش
انتـظاربـوسه گـرداری زمـن شرمنده ام
چـون ورم داردلـبانم،لحـظه ای آرام باش
گـرلـب بـابـا ورم دارددلیـلش رامپرس
خورده چوب خــیزرانم،لحـظه ای آرام باش
نـاله کم کن حرف خودآرام درگوشـم بگو
بـرلب آوردی توجانم،لحـظه ای آرام باش
من که دسـتانم نـباشدتـابغل گـیرم تورا
ای صـفای کـاروانــم،لحـظه ای آرام باش
یـارقـیه؛خسـته ای، یـکدم بـیا چشمت ببـند
تـاکـه لالایـی بخوانم، لحـظه ای آرام باش
دوست داری درجنان همبازی اصغرشوی؟
پس بیا روح وروانـم،لحـظه ای آرام باش
ترس آن دارم که شامی هاکنیزی ات برند
درکــنارتــوبمانــم ،لحـظه ای آرام باش
ایـن تـوقع نیـست تـاازمـن پذیرایی کنی
گـرچـه بـرتـومیهمانم ،لحظه ای آرام باش
مابه«مداح»سوزدل دادیم بگویددرد را
از درِ لطفم نـرانم، لحـظه ای آرام باش
شاعر:علی اکبراسفندیار«مداح»
.
Akbari-Shab1Moharram1399[01].mp3
5.18M
#مناجات با #امام_زمان(عج)
🎙حاج مهدی اکبری
🔊ای غریب آقا
.
#پندیات
#ترحیم_خوانی
خدا پرسد ز ما فردا که بهر ما چه آوردی؟
به جز بار گنه با خود تو از دنیا چه آوردی؟
به دنیا سالها خوردی و نوشیدی و پوشیدی
برای قدردانی، هدیه بهر ما چه آوردی؟
تو را دادیم عقل و منطق و نیروی انسانی
تو در آنجا گرفتی کام دل، اینجا چه آوردی؟
تو بیپروا ندانستی، پس از امروز فردایی است
شد امروز تو فردا و تو بیپروا چه آوردی؟
بسی داد و ستد کردی تو در بازار آشفته
در این بازار وانفسا بگو، کالا چه آوردی؟
فرستادیم بهر راهنمایی تو پیغمبر
از آنچه گفت با تو، در صف عقبی چه آوردی؟
به تو گفتم بهشتم، اهل تقوا را بود پاداش
من آن پاداش آوردم، تو از تقوا چه آوردی؟
به قرآن نقش کردم، بهرت آیات جهنم را
بگو بهر نجات خود ز نار ما چه آوردی؟
در این جا هر کسی دارد شفیعی نزد ما برگو
تو از بهر شفاعت در بر مولا چه آوردی؟
ملاک بندگی ما بود ترک هوای نفس
بگو ای بوالهوس از درک این معنا چه آوردی؟
من ژولیده میگویم به نص آیه قرآن
خدا پرسد ز ما فردا، که بهر ما چه آوردی؟
.
.
💢اعمـــــال مـــــاه صفـــــر
💠 سفارشات مخصوص بمناسبت ورود به ماه صفرالمظفر:
▪️ماه صفر ماه حزن اهل بیت علیهم السلام و ماه مهم و شریفی هست،
♦️لذا در مفاتیح الجنان اعمالی برای کل این ماه و اعمال مخصوص بعضی روزها آمده است:
۱- خواندن نماز اول ماه
دو رکعت
در رکعت اول بعد از حمد سی مرتبه سوره قلهوالله احد
در رکعت دوم بعد از حمد سی مرتبه سوره قدر
بعد از نماز صدقه دهد.
۲- خوانده دعای؛
" یَا شَدِیدَ الْقُوَى وَ یَا شَدِیدَ الْمِحَالِ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ
ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمِیعُ خَلْقِکَ
فَاکْفِنِی شَرَّ خَلْقِکَ
یَا مُحْسِنُ یَا مُجْمِلُ یَا مُنْعِمُ یَا مُفْضِلُ یَا لا إِلَهَ اِلّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ
وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ. "
روزی ۱۰مرتبه که در مفاتیح الجنان آمده.
۳- روز سوم نمازی دارد به این نحو:
دو رکعت
در رکعت اول سوره حمد سوره فتح
و در رکعت دوم حمد و توحید.
بعد از نماز
صد مرتبه صلوات،
صد مرتبه بگوید: اللهم العن آل ابی سفیان و صد مرتبه استغفار کند.
۴- صدقه دادن هم در طول ماه مطلوب است.
#باامید_خدا_کرونا_را_شکست_میدهیم
.
.
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد
#معرفت
امام حسین (علیه السلام):👇
مَنْ طَلَبَ رِضَى اللهِ بِسَخَطِ النّاسِ کَفاهُ الله اُمُورَ النّاسِ، وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِ اللهِ وَ کَّلَهُ اللهُ إلَى النّاسِ.
هرکس رضایت و خوشنودى خداوند را ـ در أمور زندگى ـ طلب نماید گرچه همه افراد از او رنجیده شوند، خداوند مهمّات و مشکلات او را کفایت خواهد نمود.
و کسى که رضایت و خوشنودى مردم را طالب گردد گرچه مورد خشم و غضب پروردگار باشد، خداوند أمور این شخص را به مردم واگذار مى کند.
منبع : أمالى شیخ صدوق: ص ۱۶۷، مستدرک الوسائل: ج ۱۲، ص ۲۰۹، ح ۱۳۹۰۲٫
💕💕💕
.
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#دفاع_مقدس_و_شهدا
#دفاع_مقدس
شعر غزل شهدای دفاع مقدس -(از دید ما هر چند مشتی استخوان هستید)
از دید ما هر چند مشتی استخوان هستید
خونید و در رگهای این دنیا روان هستید
حتی همان روزی که با ما در زمین بودید
معلوم بود از اول اهل آسمان هستید
مانند مرواریدهایی در کف دریا
مانند گنجی در دل جبهه نهان هستید
از راه میآیید و با عطر نفسهاتان
در کوچههای مردۀ این شهر، جان هستید
گمنام ما هستیم؛ فرزندان روح الله!
با بینشانی صاحب نام و نشان هستید
قصد شما خونخواهی زهراست بیخود نیست
اینکه شبیه غربت مولایتان هستید
از ریسمان دستهاتان میشود فهمید
که داغدار غربت یک کاروان هستید
جای تعجب نیست اینکه تشنه جان دادید
سیراب جام ساقی لبتشنگان هستید
شاعر: #محمد_علی_بیابانی
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
بسم الله الرحمن الرحيم
به مناسبت #هفته_دفاع_مقدس
#شهدا_و_دفاع_مقدس
#محمود_یوسفی
▶️
یک عده روی خاک صحرا جان سپردند
یک عده در اعماق دریا جان سپردند
یک عده مانند کبوتر های عاشق
رفتند و بین آسمانها جان سپردند
یک عده بی سر عده ای با درد پهلو
یک عده دیگر اربا اربا جان سپردند
یک عده روی دست ارباب دو عالم
یک عده روی پای مولا جان سپردند
یک عده هم بی دست، لب تشنه ولی مرد
دور از وطن مانند سقا جان سپردند
در بستر تردید مردن ننگشان بود
رفتند و در آغوش زهرا جان سپردند
⏹
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
بسم الله الرحمن الرحيم
به مناسبت #هفته_دفاع_مقدس
#شهدا_و_دفاع_مقدس
#محمود_ژولیده
▶️
از دل انقلاب اسلامی
تا نظامی که شد ز شیعه علَم
وز دفاعِ مقدسِ یاران
تا قیام مدافعان حرم
یک کلام است حرف این امت
همه آماده ی ظهور امام
چلّه ی ما و اربعینِ حسین
همه عالم گرفته رنگ قیام
به تمام مبارزانِ جهان
وعده ای داده بود روح خدا
که شود متصل به صاحبمان
این ولایت به برکت شهدا
رهبرم سیدِ خراسانیست
نور چشمِ امام غائبِ ما
پرچمِ نهضتِ حسینی را
میرساند بدستِ صاحبِ ما
این حکایت، روایت مولاست
پس محقَق شود روایت او
روی دوشِ همین امامین است
پرچمِ نهضت و ولایت او
روز بیداریِ مسلمانان
به عدالت قسم که امروز است
چون گرفت از مقاومت عبرت
این همان وعده های دیروز است
بوی دیدارِ یار می آید
بوی پایانِ ظلم و جور و فساد
بوی فریادِ یالثارات و
بوی لبیکِ عاشقانِ جهاد
ای همه دشمنان اسرائیل
عمر قوم یهود پایان است
وی برائت گَران ز استکبار
کار آل سعود پایان است
همچنانی که راه قدسِ شریف
پیرمان گفت ز کربلا گذرِد
راهِ کعبه به حکم رهبر نیز
از همین راه نینوا گذرَد
اربعین شد جهانی از آنرو
که سپاهِ علی ز راه آید
از نجف تا به کربلا بنگر
یوسف ما بروی ماه آید
آری امروز با امام زمان
روز میثاق و روز هم عهدیست
ذوالفقار از غلاف شد بیرون
نام ارباب بر لب مهدیست
ای جوانان همه بگوش و بهوش
لشکری منسجم چه نزدیک است
انتقام، انتقامِ زهرائیست
دولت منتقم چه نزدیک است
⏹
.
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#غزل_مثنوی
#شعر_دفاع_مقدس
تقدیم به شهیدانی که جنگ برایشان مفهومی مقدس داشت :
چلچراغ یادها ...
اینک ای شعر ای زبان شعله ور
با توأم آتشفشان شعله ور
سینه ام را داغ یاران سوخته است
چلچراغ یادها افروخته است
یاد مردانی که خاکستر شدند
در میان شعله ها پرپر شدند
صد نیستان ناله در نای من است
یاد جبهه شعر و آوای من است
یاد جبهه یاد مردان خداست
یاد مردانی ز نسل کربلاست
شرزه شیرانی که چون شاه نجف
مست بودند از شراب لاتخف
رادمردانی همه دریا نسب
دل سپرده بر تب شط العرب
شبشکارانی غیور و شب ستیز
چون علی خیبر شکن مرحب ستیز
همسفر با مرگ در فکر نبرد
هرچه بادابادشان ذکر نبرد
شوق آنها را در این ره توشه بود
آرزوشان مرقد شش گوشه بود
بانگ یا مهدی گل لبهایشان
اشک شمع خلوت شبهایشان
یاد باد آن روزگاران یاد باد
بیستونهامان پر از فرهاد باد
جنگ در ما شور و حال ایجاد کرد
کوه و صحرا را پر از فرهاد کرد
عشق شیرین شهادت داشتیم
با تفنگ و جنگ الفت داشتیم
روز و شب فرقی به حال ما نداشت
پیش عاشق روز و شب معنا نداشت
شب که میشد تازه روز رزم بود
عزم یاران بر شهادت جزم بود
خون ما جا در رگ اروند داشت
اشک ما با علقمه پیوند داشت
باز خواهم مصحف دل وا کنم
خاطرات جبهه را نجوا کنم
جبهه گفتم ، دیده ام در خون نشست
دل کبوتر گشت و در مجنون نشست
جبهه و دلهای بی روی و ریا
جبهه و مردان سر تا پا خدا
جبهه یاران را صفای مکه بود
حجشان بیت الحرام فکه بود
جبهه و جانه رها از دست تن
لحظه های با شهادت زیستن
ای شهادت با تو حالی داشتیم
لحظه های بی زوالی داشتیم
با ت یاران مست و بی پروا شدند
جرعه نوش جام عاشورا شدند
با تو پیروزی نصیب عشق شد
سهم ما " فتح قریب" عشق شد
هستیم با خاطرات آمیخته است
پیش چشمم خون یاران ریخته است
دیده ام در موجی از باروت و خون
در سماع عاشقان رقص جنون
دیده ام پروازها بی بال و پر
دیده ام عباسها بی دست و سر
دیده ام سروی که در خون پا گرفت
اوفتاد از پا و سر بالا گرفت
دیده ام مردی که بی سر می دوید
از روی نعش برادر می دوید
دیده ام گردان مرد خط شکن
عارفان کامل بربط شکن
حسرت پرواز مانده بر دلم
خاکی ام ، پابست این آب و گلم
پای تا سر درد و داغم ناله ام
وارث صد باغ پرپر لاله ام
می کشد اندوه تنهایی مرا
داغ آن گلهای صحرایی مرا
داغها را من تحمل میکنم
در میان اشک خود گل میکنم
گر چه من از رویشان شرمنده ام
زنده ام با یاد یاران زنده ام
باورم لبریز یاد جبهه هاست
سینه ام آتش نهاد جبهه هاست
یاد باد آن روزهای خوب جنگ
جبهه و جولان تکبیر و تفنگ
روزهای سنگر و شبهای رزم
لحظه های مستی از مینای رزم
در هجوم حادثه پیچیده بود
بر تن دشت جنون شولای رزم
سربداران را به دل شوق وصال
بیقراران را به سر سودای رزم
چون نهنگ.موج پیما در خروش
غوطه ور در ورطه ی دریای رزم
همنوای " با نوای کاروان"
می رسید از هر طرف آوای رزم
گوشه گوشه سینه چاک افتاده بود
صد چو مجنون عاشق لیلای رزم
هرچه بود آن روزها دیگر گذشت
هشت سال اخلاص و ایثار و گذشت
گرچه دشمن در هجوم جنگ بود
نان به نرخ روز خوردن ننگ بود
هر کجا حرف از شرف ، آزادگی
کوچه هامان پر ز بوی سادگی
نفس را یارای طنازی نبود
هیچکس فکر زبان بازی نبود
صحبت از مردی و رزم و عزم بود
مرد ، کی در فکر عیش و بزم بود ?
کوچه های حجله پوش شهر کو
آن همه جوش و خروش شهر کو
شهر ما عطر شقایق داشته است
خیلی از مردان عاشق داشته است
عاشقان رفتند و اینک بعد جنگ
مانده بر پیشانی ام داغ درنگ
آه آه از فتنه ی شیادها
لاله ها را می برند از یادها
بعضی از مردم اسیر نان شدند
مست مست از نشئه ی عنوان شدند
کیسه بهر مال دنیا دوختند
با نمک زخم شهیدان سوختند
یاد باد آنانکه در خون خفته اند
در شلمچه ، فاو ، مجنون خفته اند
یاد مستان قدح پیما به خیر
جبهه و شبهای یا زهرا به خیر
با شهادت فصل خوش عهدی به خیر
حال ما در ذکر یا مهدی به خیر
گرچه ما از کاروان جا مانده ایم
شعله ی حسرت سراپا مانده ایم
ما هم از این آب و خاک و ریشه ایم
ای شهادت ما ولایت پیشه ایم
شعر من فریاد کن فریاد کن
غربت آلاله ها را یاد کن
هر نفس یاد شهیدان می کنم
خاکشان را بوسه باران می کنم
رزم و عزم عشقبازان یاد باد
خاطرات سرفرازان یاد باد
کمیل کاشانی -۱۳۸۰
.