زیارت قبول
یک ماه خون گرفته ۶ – غلامرضا سازگار
بهــار گــل بـه جــراحــات پیکــرت پیداست
چقــدر زخــم بـر انـدام بیســرت پیداست
بــه مـادر تــو «زیـــارت قبــول» بـــاید گفت
که جای بوسۀ گرمش به حنجرت پیداست
تــو راسـت قــامت تــاریخی و خمیده قدت
خمیــدگیـــت ز داغ بــــــرادرت پیــــداسـت
اگــرچـه گـم شدهای در هجـوم کثرت زخم
بــه پـــارههـای جگـر داغ اکبــرت پیـداست
مگــر کــه فـــاطمـه الان کنــار مقتــل بــود
که روی سینه،گلِ اشک مادرت پیداست؟
مگــر نشـــان سنانهــا بـه پیکـرت کم بود
که جــای سیلی بر روی دخترت پیداست؟
تبسمــی کـــه زدی بــر فـراز نی میگفت
کــه در نگــاه تــو لبخنـد اصغـــرت پیداست
هنــــوز مـیبــــری از زخـــم کشتگانت دل
هنــــوز خنـــدۀ گـــلهای پــرپرت پیداست
بــه خــواهــر از گلـــوی پــارهپاره حرف بزن
کـــه روح در نفــــس روحپـــــرورت پیداست
شـــرار نالـۀ «میثـم» ز آتـش دل توست
همیشه در نگهش زخم پیکرت پیداست
.
پناه حرم كجا داری میری بگو برادرم
بدرقه ی راه تو اشك چشم ترم
آهسته تر برو داداش ببین مضطرم
پناه حرم بیا ببین نامحرم ها رو دور و برم
خاكی شده دوباره چادر مادرم
تو رفتی و كشیدن از سرم معجرم
پناه حرم هنوز یادم نرفته لحظه ی رفتنت
بمیره خواهرت چقدر غریب كشتنت
یه جای سالمم نمونده روی تنت
پناه حرم یكی داره پیرهن خونیت رو میبره
اومده ساربان به فكر انگشتره
به روی نیزه ای سر علی اصغره
حسین آه آه آه حسین وای وای وای
پناه حرم جلو چشمای مادرم زدی دست و پا
با نیزه زد تو دهنت یكی بی هوا
زدن یه عده پیرمرد تو رو با عصا
پناه حرم یه مادری داره به صورتش میزنه
میون قتلگاه یه تشنه جون میكنه
یه سینه ای به زیر سم اسب میشكنه
پناه حرم رفتی و دخترت داره كتك میخوره
غنیمتاش و هركسی داره میشمره
ناموس تو ،تو آرزوی یك چادره
پناه حرم دزدیدن گهواره رو میبینی داداش
گوش های بی گوشواره رو میبینی داداش
این معجرهای پاره رو میبینی داداش
#حب_الحسین_یجمعنا
.
️روضه و توسل جانسوز _ شب اربعین
حاج حیدر خمسه
⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️
کوچیک بودم که اسمتو شنیدم
از اولش خیلی هوامو داشتی
هر کی می خواست تو رو ازم بگیره
دست منو گرفتی و نذاشتی
تو زندگیم جلوتر از هر عشقی
نمی دونم اسمشو چی بذارم
مادر من تموم زندگیمه
ولی تو رو بیشتر از اون دوست دارم
شاه سلامٌ علیک
حسین سلامٌ علیک
تا زیر پرچمت نفس می کشم
*من امشب یه حرفایی رو نمیزنم، که نه من خجالت بکشم نه تو، اصلاً به رو خودتم نیار فردا چه خبره، چقدر بدِ شب اربعین مجلس روضه اینقدر شلوغ،ای کاش امشب دو ردیف آدم اینجا بود، بمیرم براتون،دو سه روزه چه غصه ای خوردید، قربون اونایی برم که به هر دری زدن برن نشد، غصه نخور،یه کربلا نرفته هم من سراغ دارم،اما تو اگه نرفتی نزدنت، اما اونی که من سراغ دارم میخواست بره،از بس زدنش نرسید کربلا....حسین جان منو کربلا امسال نبردی، می خواستی خرابم کنی، من تو رو مردم نمیتونم نگاه کنم، هر کی به ما رسید، تو چرا نرفتی؟لات ها هم رفتن، سر کوچه وایستاده ها هم رفتن...*
باز دوباره جاماندم
منم دل دارم،منم دل دارم....
رفتن و تنها ماندم
منم دل دارم،منم دل دارم....
*آقا جان من کربلا نرفته نیستم، اگه گفتم اربعین کربلا بیام،آقا شنیدم چهل روزه خواهرت غلام نداره، گفتم:بیام دور کجاوه ی خانم، بگم:خانوم! غلام نداری،نوکر که داری،چهل روزه کسی رکاب برات نگرفت،لذا وقتی رسید هی میگفت: عباس! پیرم کردن،عباس!بیچاره ام کردم،عباس! نامحرما.....*
تا زیر پرچمت نفس می کشم
محاله به نفس نفس بیوفتم
خدارو شکر خدا تو رو بهم داد
آروم شدم حرفامو با تو گفتم
*دیدی وقتی زمونه عرصه رو بهت تنگ میکنه،تا میری روضه میای دلت وا میشه، آقا! هر وقت از هرجا بریدم،دویدم اومدم روضه، بعضی وقت ها میشینم میگم:بابام،حسین...میگم:حسین،میگم:مادرم،حسین..میگم:حسین..بابا بچه سومش هم رفت سوریه جنازه اومد رفتن گفتن حاجی! دو تا جوان دادی،اونو چرا فرستادی؟ گفت: نشستم دیدم زینب بالاتره یا بچه هام،دیدم زینب بالاتره،گفتم:برو بابا….*
اول شعر تبرک شده با بسم الله
اول مرثیه ها هست فقط بسم الله
هرکه دارد به سرش شور و نوا بسم الله
هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله
*رفقا کمتر از 50 روز و شب توی روضه ای، اما کمتر از گل کسی بهت نگفته، هر کی رسیده جلوت احترام کرده، من یه خانمی سراغ دارم، فردا که رسید،گفت:*
ببین گرفته صدایم
من از صدا زدنت
نفسم در نمی آید
*کتکم زدن....*
دل ما را به سوی کرببلایت بکشان
بوی سیب حرمت را به مشامم برسان
اربعین آمده و گریه فراوان دارم
بعد چل روز ببین حال پریشان دارم
بر لبم زمزمه و ذکر حسین جان دارم
چشم اُمید به دستان کریمان دارم
کاروان اسراء سوی حرم آمده است
حضرت عالمه با قد خم آمده است
با تنی زخم و لبریزِ وَرم آمده است
با دلی پر زغم و دیده ی نم آمده است
کاروان آمده افسوس که آب آور نیست
قاسم و اصغر و شهزاده علی اکبر نیست
*همه رو آروم کردن،بچه ها رو یکی یکی عمه ی سادات آروم کرد، دو نفر گریه شون بند نمی اومد، یکی رباب ِ،هی می گفتن:چیه خانم؟ می گفت: بچه ام کجاست؟ چرا هر کی سر قبری رفت،بچه ام کجاست؟ امام سجاد اومد آرومش کرد، فرمود: خودم گذاشتمش رو سینه ی بابام. رباب اینو شنید آروم شد،اما سکینه دست بردار نیست،هی می گفت:" وينه عمي؟" عموم کجاست؟.... وقتی علقمه رو نشونش دادن،یه ظرف آب برداشت، راه نمی تونست بره، رسید علقمه، افتاد رو قبر،صدا زد: عمو! پاشو، آب رو آزاد کردن، شنیدم آب نخوردی،حسین.....*
وادی کرببلا حال و هوایی شده بود
بر سر قبر حسین شور و نوایی شده بود
کار زینب به خدا نوحه سرایی شده بود
خاطرات سفرش باز تداعی شده بود
ای برادر به خدا بعد تو غوغایی شد
به سر راس تو ای شاه چه دعوایی شد
دیدم از دور همه بال و پرت را بردند
دیدم از دور چگونه سپرت را بردند
شال بسته شده دور کمرت را بردند
ناگهان در دل گودال سرت را بردند
اشک میریزم و یاد غم عاشورایم
یاد غارت شدن روسری زن هایم
*اومد بالا قبر، یه نگاه کرد دید خلوته دورش، افتاد رو قبر، میزد رو قبر، این قرارمون نبود، موهام سفید شد،دستام رو ببین،صورتم رو ببین،یه نگاه کرد دید چند تا اومدن دورش،گفت:داداش! اگه اینا نبودن، کبودی های تنم رو نشونت میدادم، هر کی اومد تازیانه ام زد، اینقدر خودم رو سپر بچه هات کردم، حسین.....*
🔴روضه جانسوز ویژه #اربعین 🔴
#سلام_امام_زمانم
💠❓📚 ✍🏻💠 #پــرســمــان
❓آیا این صحت داره که ۷ صفر روز #شهادت_امام_حسن_مجتبی است و به دلیل آنکه در زمان قاجار به علت تقارن بین تولد ناصرالدین شاه و شهادت #امام_حسن (ع) زمان شهادت را همزمان با شهادت حضرت محمد یعنی ۲۸ صفر اعلام کردند؟!
☑ پاسخ:
🏴 در نقل های متعددی سالروز شهادت #امام_حسن_مجتبی (علیه السلام) به بیست و هشتم ماه صفر دانسته شده است.
⚜ شیخ کلینی می نویسد:
▪«روایت شده است که شهادت امام حسن مجتبی در آخر ماه صفر (بیست و هشتم) می باشد».
📚 الکافی، ج ۱، ص ۴۶۱.
⚜ مرحوم ابن شهر آشوب نیز می نویسد:
▪«امام حسن (علیه السلام) در روز بیست و هشتم صفر از دنیا رفت».
📚 مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۲۸.
🏴 شیخ مفید و شیخ طوسی نیز سالروز شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) را بیست و هشتم صفر می دانند؛
📘مسار الشیعه، ص ۴۷.
📙 مصباح المتهجد، ص ۷۹۰.
👌البته مرحوم کفعمی و شهید اول سالروز شهادت ایشان را هفتم صفر می دانند؛
📚كفعمى در المصباح، ص ۵۲۲.
📘 شهيد در الدروس، ص ۱۵۲.
🏴 بنابراین بر اساس نقل جمعى از علما و مورّخان، روز بيست و هشتم صفر، روز شهادت امام حسن مجتبى (عليه السلام) است و اين روايت بيشتر در ميان شيعيان مشهور است تا روايت هفتم ماه صفر.
📓 کلیات مفاتیح نوین، ص ۶۱۱.
👌البته با توجه به آنکه از هفتم صفر هم به عنوان روز شهادت امام حسن (علیه السلام) یاد شده است، و احتمال دارد این تاریخ صحیح باشد، باید در هر دو تاریخ به عزاداری و سوگواری برای این مصیبت پرداخته شود.
👌از سوی دیگر مورخین شیعی تاریخ ولادت امام کاظم (علیه السلام) را هفتم صفر نوشته اند.
⚜ ابن شهر آشوب می نویسد:
▪«تاریخ ولادت امام کاظم علیه السلام در روز هفتم صفر در منطقه ابواء بوده است».
📚 مناقب ابن شهر آشوب، ج ۳، ص ۴۳۷.
🗓 دیگران از علما و مورخین نیز تصریح کرده اند که روز ولادت امام کاظم (علیه السلام) هفتم ماه صفر بوده است؛
📚 روضه الواعظین، ج ۱، ص ۲۶۴.
📙 الدروس شهید، ص ۱۵۴.
📔 اعلام الوری، ص ۲۹۴.
📚 سفینه البحار، ج ۸، ص ۴۶۰
📚 منتهی الامال، ج ۳، ص ۱۴۶۳.
🔺بنابراین ولادت امام كاظم عليه السلام طبق نقل های فوق در سال ۱۲۸، در روز هفتم ماه صفر در منطقه «ابواء» (محلّى ميان مكّه و مدينه) واقع شده است. لذا اين روز از جهتى روز حزن و از جهتى روز سرور است.
📓 کلیات مفاتیح نوین، ص ۶۰۹.
🗓 البته برخی بر اساس نقل زیر معتقدند که تاریخ ولادت امام کاظم (علیه السلام) در ماه ذی الحجه بوده است.
👌ابو بصير گفت: در سالى كه حضرت امام موسى بن جعفر (عليه السّلام) متولّد شد، من در خدمت حضرت صادق عليه السّلام به سفر حجّ رفتم، چون به منزل ابواء رسيديم، حضرت براى ما چاشت طلبيد بسيار و نيكو آوردند، در اثناى طعام خوردن پيكى از جانب حميده به خدمت آن حضرت آمد و عرض كرد كه: حميده مى گويد اثر وضع حمل در من ظاهر شده است و فرموده بودى كه چون اثر ظاهر شود تو را خبر كنم كه اين فرزند مثل فرزندان ديگر نيست... حضرت فرمود كه: حقّ تعالى پسرى به من عطا كرد...
📚 بحارالأنوار، ج ۲۵، ص ۴۲.
👌استدلال می کنند که در این روایت ابوبصیر گفته است در همان سالی که حج را به جا آوردیم امام کاظم (علیه السلام) متولد شد و این یعنی ایشان در ماه ذی الحجه متولد شده اند نه ماه صفر که جزء سال بعد از حج می باشد.
🔺این استدلال در صورتی قابل قبول است که حجی که امام علیه السلام به جا آورده اند در ماه ذی الحجه و در ایام حج واجب بوده باشد نه ماه های دیگر در حالی که این نکته در روایت مذکور نیامده است، لذا احتمال دارد که حج در ایام منتهی به ماه صفر به جا آورده شده باشد که در راه بازگشت در منطقه ابواء میان مکه و مدینه امام کاظم علیه السلام متولد شده باشد.
🏴 البته با توجه به آنکه هفتم ماه صفر بنا بر نقل هایی روز شهادت امام حسن علیه السلام است، سوگواری و عزاداری بر سرور و شادی مقدم است تا نشود خدایی ناکرده هتک امام حسن مجتبی علیه السلام صورت گیرد، لذا شایسته نیست برای ولادت امام کاظم علیه السلام در روز هفتم صفر جشن و سرور بر پا کرد و تنها باید به ذکر مناقب و فضائل ایشان در کنار عزاداری برای امام حسن علیه السلام بسنده کرد، آنچه در رابطه با قاجار گفته شد مستند نیست و اساس نقل های مذکور در رابطه با تاریخ ولادت و شهادت، سال ها قبل از قاجار توسط علمای مطرح شیعه در کتابها آمده است.
📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق
#الحسین_یجمعنا
🔰
#زمینه_خوانی
#اربعین
#بیات_ترک
#میثم_مطیعی
🍃🍃🍃🍃
قطعه ای زمینه با صدای دلنشین جناب استاد مطیعی که در حال و هوای اربعین در آواز بیات ترک اجرا شده است.
🍁
این قطعه در واقع یادآور سینه زنی "کربلا کربلا ما داریم می آییم"
که در زمان دفاع مقدس از مشهورترین سبکهای دفاع مقدس بود که جناب مطیعی در حال و هوای اربعین سبک را برگردان کرده اند.
🍁
مجددا اذان تاریخی مؤذن زاده را در ذهن تصور کنید❗️
چقدر شباهت می بینید❓
قطعه ای که در بیات ترک در شورخوانی با صدای حسین طاهری در کانال قرار گرفته بود را بشنوید❗️
چقدر شباهت احساس کردید❓
درست است...
دقیقا فضاها یکی است.❗️
آواز #بیات_ترک از متعلقات دستگاه #شور و حال و هوای عرفانی خاصی دارد که معمولا در #مدح_خوانی بیشتر از آن استفاده می شود.
🍁
حال بشنوید این زمینه دلنشین به مناسبت ایام اربعین با صدای گیرا و دلنشین حاج میثم مطیعی
با اشعار زیر
👇👇👇👇👇
اومدیم پای پیاده آقا، از همون لحظه که خوندی مارو
تا با گریه آب و جارو کنیم. جاده ی نجف به کربلا رو
زنده مونده هنوز، شور هل من معین
وعده ی عاشقاست، کربلا، اربعین
سر ما فدای جوون رعنای تو
می خونیم همقدم با حججی های تو:
کربلا کربلا ما داریم میاییم
کوله بار همه از غم پُره، چه غمی؟ غمی که احیاگره
اون غمی که راویِ حماسه ست، خطبه های زینب مضطره
جونمونو میدیم، واسه این قافله
بپذیر یاحسین، خیلی ناقابله
اومدیم به یاریت نگو که دیر اومدیم
از تو شرمنده ایم که سربه زیر اومدیم
کربلا کربلا ما داریم میاییم
قطره قطره تا به هم می رسیم، چه شکوهی داره دریای ما
میل دنیا نداریم تا دنیاست، که حسینه همه دنیای ما
رو سیاهیم ولی، حرّ میشیم با حسین
تشنه ی بیعتیم، یا حسین یاحسین
میگیم از کربلا با شهدا که گفتن
حالا معنا شده حرف اونا که گفتن:
کربلا کربلا ما داریم میاییم
هرکسی از طرف شهیدی، به نیابت اومده زیارت
الهی نمونه هیچ زائری، به دلش آرزوی شهادت
نه فقط دل که ما، سرمی دیم پای تو
همقدم همنفس، با شهیدای تو
نصیری و قمی، ابوحامد، شوشتری
صدرزاده، برونسی، جهان آرا، کشوری
کاظمی و هادی، خرازی و وزوایی
علیپور و سیاح، شاطری و بابایی
فاتح و فهمیده، ابوترابی، چمران
صیاد و شیرودی، اسکندری و دوران
شهریاری رضایی احمدیّ روشن
همه ی شهیدا همسفر ما شدن
کربلا کربلا ما داریم میاییم
به خدا بهشت ما حسینه، کِی بهشت، بهتره از کربلا
راهی قدسیم و باور داریم، راه ما می گذره از کربلا
دل ما با سلام، می زنه پل به تو
فاتحیم یاحسین، با توسل به تو
بعد عمری که از راهی شدن دم زدیم
کربلا کربلا اومدیم اومدیم
کربلا کربلا ما داریم میاییم
یا حسینُ یا حسینُ إنِّی، لکَ مشتاقٌ ، فَوَفِّ ظَنِّی
یا حسین، یا حسین، من مشتاق شما هستم. پس گمانم را محقق کن
أنْ أَجِیءَ الأربعینَ هذا، حیث اَحْظَی بِرضاکَ عَنِّی
تا در این اربعین بیایم و به رضایت شما نائل گردم
إنَّهُ الاربعینْ، مُلتقَی العاشِقِینْ
اربعین اجتماع عاشقان است
یا حبیبی حسین ، نورَ عینی حسین
ای عزیز من حسین، نور چشم من حسین
کربلا سَتبقَى على مدارِ العُصُور
کربلا در همه روزگار باقی خواهد ماند
أربعینُ الفِدا علامةٌ للظهورْ
فداکاری ها در اربعین، علامت ظهور است
کربلاء کربلاء، إلیکِ قادمون
کربلا کربلا ما داریم میاییم
🍁🍁
استاد #مرتضی_حبیبی
✼═══┅🔶🍁🔶┅══
#آموزش_مداحی
4_5776069764250075615.mp3
10.72M
💥💥💥💥
#زمینه
#اربعین
#میثم_مطیعی
کربلا کربلا ما داریم میاییم
#بیات_ترک
مدرس #مرتضی_حبیبی
💥💥💥
شعر کودکانه اربعین حسینی
اشعار زیبا، نقاشی و داستان کودکانه درباره روز اربعین حسینی
چهل شب و چهل روز
چهل تا شمع پر نور
داغ شهادت او
از دل ما نشد دور
شاعر : شکوه قاسم نیا
صدای طبل و زنجیر
می آید از خیابان
غمی نشسته امشب
به قلب پیر و جوان
صدای واحسینا
پیچیده در هر کجا
زنده شده دوباره
خاطره ی کربلا
گردیده یک عالمی
در سوگ او سیه پوش
مردم همه عزادار
با اشک و غم هم آغوش
آمد محرمُ باز
صدای اشک و ناله
روئیده در کربلا
گل های سرخ لاله
شاعر : اکرم خیبری
باز هم در کوچه
یک صف طولانی ست
توی این صف اصلا
حرفی از نوبت نیست
نه صف نانوایی
نه صف سرویس است
توی این صف گاهی
چشم مردم خیس است
یک طرف پر بچه
یک طرف پر بابا
می رود آهسته
دسته عاشورا
زهرا موسوی
داستان کودکانه اربعین حسینی
بازگشت دوباره
بچه ها! می خوام براتون یه قصه بگم، خوب گوش کنید. مدت ها از واقعه عاشورا می گذشت و یزید، که دشمن دین خدا بود، دستور داد تا اسرای کربلا رو به مدینه ببرن.
برای همین یکی از سربازانش رو مامور کرد تا اسرا رو به مدینه برسونه.
حضرت زینب علیهاالسلام که در میون اسرا بود، از اون مامور درخواست کرد تا اون ها رو به کربلا ببره تا حضرت زینب و بقیه اهل بیت، بتونن مرقد پاک امام حسین علیه السلام و یارانش رو زیارت کنن.
اون مامور هم قبول کرد و اون ها روز چهلم، یعنی اربعین به کربلارسیدن.
پس بچه ها، اربعین روزیه که حضرت زینب و دیگر اسیران بعد از چهل روز که از عاشورا می گذشت، دوباره به کربلا اومدن و مرقد امام حسین علیه السلام و یارانش رو زیارت کردن.
خواهر داغ دیده
خیلی از شما بچه های عزیزم، حتما چیزهای زیادی درباره واقعه عاشورا و شهادت امام حسین شنیدید، ولی ببینم درباره اربعین حسینی هم کسی براتون حرفی زده؟
همون روزی که حضرت زینب و دیگر اسرا به میون کشتگان کربلا اومدن.
در اون روز، حضرت زینب وقتی به مزار برادرش امام حسین علیه السلام رسید، به یاد روز عاشورا افتاد و اشک از چشمانش جاری شد و با برادرش از رنج هایی که کشیده بود حرف زد و از دست دشمن شکایت کرد.
بچه های عزیز! ما هم برای زنده موندنِ نام امام حسین علیه السلام ، هر سال عاشورا و اربعین رو با شکوه بیش تری عزاداری می کنیم
.
📋 چهل شبانه روز غم #اربعین
✔️ #سبک_شور / حاج محمود کریمی
✔️ #شب_ششم_صفر
✔️ #هیأت_رایة_العباس "ع" | ⭕️ #ویژه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چهل شبانه روز غم
چهل شبانه روز اشک
چهل شبانه روز شوق سفر
چهل شبانه روز صبر
چهل شبانه روز مهر
چهل شبانه روز خون جگر
یک اربعین، دلتنگیَم، رفته به سوی کربلا
چون بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا
موکب به موکب میروم
از این ستون تا آن ستون
ای معنی صبح فرج
انا الیک راجعون
حسین من حسین من
دلا چرا گُمی تو
ستون چَندُمی تو
تورا صدا زده مولا حسین
بیا به کربلایش
بخوان به اقتدایش
نماز عاشقی را با حسین
سوغاتیم را خاک پای زائرانت می برم
دل را پیاده هر قدم با کاروانت می برم
چیزی ندارم غیر جان
تا اربعین نذرت کنم
با هرچه دارم آمدم
در خیمه ات خدمت کنم
حسین من حسین من
زمین پیاده آمد
فلک به جاده آمد
فقط به پاسخ هل من معین
به یک اشاره ی تو
به یک نظاره ی تو
شده قیامتی این اربعین
ای دل وضو از خون بگیر از تربتش بویی ببر
چون حر بیا بی ادعا از روی او شرمنده تر
از جان گذشته چون
علی اکبر بیایی بهتر است
مثل شهیدان حرم
بی سر بیایی بهتر است
حسین من حسین من
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال رَفَــعَ اَللّٰهٌ رایَــةَ اَلْعَـبّاٰسْ
@emame3vom 🏴
#حب_الحسین_یجمعنا #کربلا
#الاربعین_مقدمه_الظهور
#الحسین_یجمعنا
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
.
@MAHMOUDKARIMMI_SHAB_06_SAFAR_1396.mp3
12.87M
🎵 #بشنوید
#شور ( چهل شبانه روز غم )
نوحه های امام حسین ( عليهالسّلام )
با مـداحى #حـاج_محمــود_كريمــى
#الحسین_یجمعنا
#اربعین
.
سبک زینب زینب زینب کنز وفا..
#اربعین
#سینه_زنی
#زنجیر_زنی
#حاج_رضا_یعقوبیان
۱۳
(اربعین)
ای مونس و یار من(بر تو شده ام زایر)۲
بنگر که غم و اندوه(گشته ز رخم ظاهر)۲
من زینب حماسه آفرینم
ای برادر زایر اربعینم
ای برادر حسین وای از غریبی۲
ای نور دل زینب(من زینب تو هستم)۲
در کرب و بلای تو(جان بر لب تو هستم)۲
زده داغ تو بر دل من شرر
با تو گویم من از رنج این سفر
ای برادر حسین وای از غریبی۲
با اهل حریم تو(می سوزم و محزونم)۲
بنگر به من غمگین(از داغ تو دلخونم)۲
آمدم اما بی ماه مدینه
می سوزند با من رباب و سکینه
ای برادر حسین وای از غریبی۲
مهر تو عجین باشد(با آب و گل زینب)۲
بعد تو حسین جانم(خون گشته دل زینب)۲
بعد از تو آتش زد دشمن به خیمه
سر پاکت را زد بر روی نیزه
ای برادر حسین وای از غریبی۲
بعد از تو برادرجان(بی صبر و شکیبم من)۲
گریان شهیدانم(تنها و غریبم من)۲
بعد از تو دشمن بر زخمم نمک زد
کودکان تو را هر دم کتک زد
ای برادر حسین وای از غریبی۲
بعد از تو برادرجان(خون شد جگر زینب)۲
بنگر قد خم گشته(سوز و شرر زینب)۲
دشمن دین خدا بی بهانه
بر اهل حرم زد با تازیانه
ای برادر حسین وای از غریبی۲
بعد از تو عدوی تو(ما را به اسیری برد)۲
از بس که کتک خوردند(هر غنچه ی تو پژمرد)۲
خون شد دل همه در شهر کوفه
تا سر پاکت زد بر نی شکوفه
ای برادر حسین وای از غریبی۲
طول سفر زینب(با شمر لعین شد طی)۲
در رو به روی خواهر(بوده سر تو بر نی)۲
کشیدم برادر رنج و مشقت
خون شد جگرم زین داغ و مصیبت
ای برادر حسین وای از غریبی۲
رنج و غم بسیاری(در شام بلا دیدم)۲
آن رأس پر از خونت(در تشت طلا دیدم)۲
با قرآنت زدی تو دم از محبوب
یزید بی حیا زد بر لبت چوب
ای برادر حسین وای از غریبی۲
رقیه گل عصمت(شد چیده ز گلخانه)۲
در نیمه ی شب شد دفن(در گوشه ی ویرانه)۲
از این مصیبت شد جان من بر لب
سراغ دخترت مگیر از زینب
ای برادر حسین وای از غریبی۲
#اربعین
#حب_الحسین_یجمعنا
.