eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.7هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
442 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
از آن زمان که خدایم سرشت تا باشم نوشت تا که فقط عاشق شما باشم نوشت با همه کس غیر تو غریب شوم نوشت تا که فقط با تو آشنا باشم خدا رقم زده این سرنوشت را؛ چه کنم؟ همیشه شاه تو باشی و من گدا باشم امام عصر، امام زمان، مباد دمی دمی که از تو و از یاد تو جدا باشم تو نیستی و من این را ز خود نپرسیدم در این زمانه که او نیست، من چرا باشم میان خانه ات امشب عزا به پا کردی چه می شود که در آن مجلس عزا باشم برای آنکه کمی در غمت شریک شوم اجازه می دهی امشب که سامرا باشم؟ قسم به اشک روانت برای من بنویس که باز یک سحر جمعه کربلا باشم
به به ،بنازم به این شعر: از گوشه محراب بپرسیدم علی کیست؟ از جلوه مهتاب بپرسیدم علی کیست؟ از خاطره چاه بپرسیدم علی کیست؟ از چشمه گرداب بپرسیدم علی کیست؟ آن گوشه محراب علی را به دعا دید آن جلوه مهتاب علــی را به صفا دید آن خاطــره چاه علــــی را به وفا دید آن چشمه گرداب علی را به رضا دید از فاطمه پرسیدم علی کیست؟ از دایــره پرسیدم علی کیست؟ از قافیـه پرسیدم علی کیست؟ از حادثه پرسیدم علی کیست؟ از فاطمه پرسیدم و قلبش ضـربان شد از دایـــره پرسیدم و از قطـــر دوان شد از قافیه پرسیدم و چون شعر روان شد از حادثه پرسیدم و گویا ... نگــران شد از دشمن مـولا بپرسیدم علـی کیست؟ از یاور مــولا بپرسیدم علـــــی کیست؟ از محشر کبری بپرسیدم علی کیست؟ از نوبت دلـها بپرسیدم علــــی کیست؟ تا نام علی بردم و دشمن شده گریان تا نام علی بردم و آن دوست غزلخوان تا نام علی بردم و محشر شده حیران تا نام علی بردم و دل گشــته پریشان جن و ملک و عــرش نماید به علی ناز هم دشمن سرکَش نماید به علی ناز ما مردم این فرش چه گوییم ... همانا آن خالق این عــرش نماید به علی ناز... یا حیدر
بی سبب نیست که ما خانه خراب نجفیم از اذل مست می و باده ناب نجفیم پدرم از پدرش گفت که میگفت پدرم نسل در نسل همگی نوکر شاه نجفیم
گاه شد مظهر خدا و گاه شد مظهر علی من علی را در خدا دیدم خدا را در علی روز اول از خودش یک نور واحد خلق کرد نیم آن شد مصطفی و نیمه‌ی دیگر علی این سر قرآن علی و آن سر قرآن علی حق کتابی را فرستاده ست سرتاسر علی می‌نویسم از ازل ظاهر علی باطن علی می‌نویسم تا ابد اول علی آخر علی ظاهرش این بود در معراج، الله و رسول بود اما باطناً، الله، پیغمبر، علی او خودش جای خودش نامش چنان مشکل‌گشاست که شفاعت می‌کند فردای محشر هر علی یا ابا آدم! ابا شبر! ابا زینب! علی! همسر زهرا على، داماد پیغمبر علی شهریار و شهسوار و بنده پروردگار حضرت دُلدُل سوار و خواجه قنبر علی انبیا دست توسل بر عبایش داشتند انبیا هرچند بالایند بالاتر علی گر زبانزد هست گرمای بیابان نجف می‌دمد خورشید از چاک گریبان نجف سفره مولاست گر پهن است هر جا سفره‌ای عرش هم باشیم اگر هستیم مهمان نجف دورتادور حرم زوزه کشیدن کار ماست می‌شود نوح نبی وقتی نگهبان نجف آرزوی دیدن جنت نکردم هیچ‌وقت من خوشم با دیدن ریگ بیابان نجف نیست مدیون کسی الا علی و فاطمه هرکسی که رفت زیر دین ایوان نجف به قنوت ما نمی‌آید عقیق هیچ جا می‌خرم انگشتر از ملک سلیمان نجف ما سر و جانی بدهکار بتول و حیدریم سر به قربان مدینه جان به قربان نجف رزق آب‌ونان ما دست حسین است و علی سال‌ها خوردیم آبِ کربلا... نانِ نجف نیمه ی ماه از راه دارد می‌رسد کربلای ما چه شد دستم به دامان نجف
به شوق حضرت عشق: من با اجابات دعایت آشنایم آقا دعایم کن که محتاج دعایم مولای یا مولا تو معطی من گدایم هل یرحم السائل فقیر مرتضایم من کفتر جلد نجف تا کربلایم انگور می خواهم من از باغ ضریحت محو تو می گردم در آفاق ضریحت هجرت مده آقا به عشاق ضریحت ترسم بماند بر دلم داغ ضریحت از بس که دائم مست عین و لام و یایم صد جام می نوشد به پایت کعبه حیدر احرام می پوشد برایت کعبه حیدر وقتیکه می گردد حرایت کعبه حیدر یعنی که اقراء تا قیامت کعبه حیدر شکر خدا چون عالمی تحت لوایم بیمار گردیدم طبیبم را بخوانید مصلوب تمارم صلیبم را بخوانید محبوب می خواهم حبیبم را بخوانید سر تا به پا گوشم خطیبم را بخوانید عمدا برایش نوکری بی دست و پایم برهان نخواه از من برای سجده هایم گر اینکه باب القبله می گردد منایم تا خرقه پوش حضرت شمس الهدایم در حد وسعم شاعری حیدر سرایم ای جان به قربان امیر و مقتدایم عشقی که معشوقش تویی پایان ندارد یوسف ترین یوسف تو را کنعان ندارد دیگر جهان چون حضرت سلمان ندارد میلی برای کافری شیطان ندارد... ...وقتی تو مولایی ، بنازم بر خدایم شاعر شدم تا اینکه مضمونم تو باشی معنای اشعار غزل گونم تو باشی در عمق جان و در رگ و خونم تو باشی اصلا تمام دین و قانونم تو باشی از بند دنیا می کند عشقت رهایم شاعر : کربلایی مهرشاد واحدی
🌱مرا به ساحل دریای بیکران ببرید به جلوه گاه ولایت، به جمکران ببرید... 🌱به مسجدی که به امر "امام" شد ایجاد به معبدی که صفا می‌دهد به جان، ببرید... 🌱برای آنکه بخوانم چهار رکعت عشق به جمکران ببریدم، به جمکران ببرید...
عطر شهادت آن شب که سعدی در گلستان گریه می‌کرد آن شب که حافظ هم غزل‌خوان گریه می‌کرد در مطلع ماه، آسمان رنگ عزا داشت آن شب هلال ماه پنهان گریه می‌کرد بر گنبد شاهِ چراغ آن پرچم سبز یک‌پارچه با کل ایران گریه می‌کرد در هجر زوّاری که دیگر برنگشتند بیش از همه دروازه‌قرآن گریه می‌کرد عطر شهادت با اذان در شهر پیچید گلدسته همدم با شهیدان گریه می‌کرد بر مشهدِ شاهِ چراغ آتش گشودند شیراز با شاه خراسان گریه می‌کرد تا حرمت موسی‌بن‌جعفر را شکستند معصومه در قم دل‌پریشان گریه می‌کرد در آن شب پاییز، ایرانِ غم‌انگیز یک‌ریز چون ابر بهاران گریه می‌کرد حب الوطن ایمان ایران را نشان داد آن‌سان که حتی هفتِ آبان گریه می‌کرد بر جان آذربایجان هم آذر افتاد مازندان هم‌پای گیلان گریه می‌کرد یک ملت از داغ شهیدان حرم سوخت سردار دل‌ها هم به کرمان گریه می‌کرد ترک و لر و کرد و عرب هم‌ناله بودند حتی به سوگ فارس، افغان گریه می‌کرد از این جنایت حزب شیطان خنده می‌زد جن و ملک بر حال انسان گریه می‌کرد مادر کنار کودک بی‌جانش افتاد تا پای جان بر پارۀ جان گریه می‌کرد طفل یتیمی بی‌امان در صحن می‌گشت از دیدن آن صحنه حیران گریه می‌کرد آن شب ضریح از قلب سوزان زار می‌زد هر زائری کنج شبستان گریه می‌کرد هنگامۀ پرواز، پر از دستش افتاد خادم زمین افتاد و دربان گریه می‌کرد آیینه‌های دل‌شکسته غرق خون شد هر آینه، هر خشت ایوان گریه می‌کرد آن شب زیارت‌ها مفاتیح الجنان شد با هر زیارتنامه، قرآن گریه می‌کرد :: با آل یاسین، قلب قرآن گریه می‌کرد با آل طاها، آل عمران گریه می‌کرد یک نوجوان همراه عبدالله و قاسم از شوق جانان با دل و جان گریه می‌کرد هر کس که می‌دید آن غروب غم‌فزا را بر غربت شام غریبان گریه می‌کرد باید که مقتل خواند اما با اشاره خاتم به انگشت سلیمان گریه می‌کرد.. :: آن شب دمید از خون طفل و پیر، لاله از هفت ساله بود تا هفتاد ساله وقتی گلوها با گلوله لاله‌گون شد ذکر حرم «انا الیه راجعون» شد حتی در اوج گریه نستوه ایستادیم ابری ولی محکم‌تر از کوه ایستادیم ما با شهادت افضل‌الاعمال داریم تا مطلع‌الفجر فرج چشم‌انتظاریم
بنام خدا مدح و منقبت بانوی بی بدیل خلقت حضرت زهرا س "" "" "" ** گل خوشبوی گلستان وفا یا زهرا گلشن عاطفه را لطف و صفا یا زهرا راز سر بستهٔ عشقی تو به قاموس زمان به دو عالم ندهم عشق تو را یا زهرا رمز ایجاد جهان‌ در گرو خلقت توست نیست مانند تو محبوب خدا یا زهرا مهربان تر ز تو تاریخ ندیدست به یقین اسوهٔ جود و کرم حجب و حیا یا زهرا همه‌گان را ز دل و جان بنمودی تو دعا کرده آیا چه کسی چون تو دعا یا زهرا جز تو در عالم هستی نبود بانوئی که دهد رخت عروسی به گدا یا زهرا بر مقامات تو کافی بود این شأن و مقام که رضای تو خدا راست رضا یا زهرا چون تو با سینهٔ ‌ صد پاره ز دنیا رفتی سوزد از سوز غمت سینهٔ ما یا زهرا تا ابد زنده و جاوید بود مکتب تو مشعل راه تو را نیست فنا یا زهرا کاسهٔ صبر تو را‌ گرچه‌ شکستند ولی نگشودی تو زبان جز به دعا یا زهرا تا تو رفتی به‌ جوانی‌ ز جهان‌ بی‌بی‌ جان زینبت بعد تو شد غرق عزا یا زهرا هر زمان بر در نیم سوخته می‌کرد نگاه همچو نی دخت تو می‌کرد نوا یا زهرا غرق اندوه تو بودند حسین و حسنت اشکشان بود روان صبح و مسا یا زهرا زینب‌ هردم که‌ به رخسار حسین می‌ نگریست می‌کشید آه‌ مکرر به خفا یا زهرا ز آن شبانگه که بشد خاک بقیع منزل تو شد علی بی کس و تنها بخدا یا زهرا ز غم‌ هجر تو لبریز بشد صبر علی برشکست محنت تو قد ورا یا زهرا روزها از غم تو خانه نشین بود علی شب نمی شد ز‌ مزار تو جدا یا زهرا کس‌ ندانست بجز ذات خداوند ودود که ز‌ بعد‌ تو علی دید چه ها یا زهرا شاهد‌ گریهٔ شب های علی بود بقیع می‌نمود‌ او‌ چه غریبانه بکا یا زهرا فاخرم فاطمه جان سائل باب کرمت نا امیدم منما روز جزا یا زهرا مسلم فاخر
. ما نسل به نسل عاشق و شیدای حسینیم از صبح ازل مست تجلای حسینیم ما بنده ی عشقیم و گرفتار غم دوست سودا زده ی جلوه زیبای حسینیم در عالم زر تا ز لب تشنه سرودند زان لحظه گرفتار به غمهای حسنیم ما را به ازل جرعه احساس چشاندند از مستی آن گرم به آوای حسینیم ما کنج حسینیه به عالم نفروشیم اینجا همه در ذیل علمهای حسینیم هم سینه زن سینه بشکسته ی ارباب هم ناله کنان از غم عظمای حسینیم این نوحه سرایی ز پدر یاد گرفتیم ما سینه کبودیم، گداهای حسینیم ما هق هق مادر که شنیدیم به روضه دیدیم که گریان عزاهای حسینیم روزی بشود یا نشود کرببلا هم ... ما نسل به نسل عاشق و شیدای حسینیم کربلایی نصیر حسنی ✍ ‌ ..............................................................
# مدح و میلادیه امام حسن عسکری (ع)  عید     میلادت   مبارک    یا     امام    عسکری جان   فدای  مَقدمت ،  که  بر  دو  عالم  سَروری در    حریم   با   صفای   تو    ملائک   کارشان شد     برای      نوکرانِ      آستانت      نوکری نام نیکویت حَسَن، خَلقت حَسَن ، خُلقت حسن هر چه در  وصف  تو  گویم ، باز  از  آن برتری نیست بودم سایه ی مِهر تو هستم کرده است  کرده ای در حق  من  اَلحق   تو  ذره پروری تو  کریم  بن  کریم ،  اِبن الرضای    سومی زاده ی  زهرا  و  حیدر   ،   وارث    پیغمبری این  من و این دست خالی ، این  تو  و دست  کَرَم من   گدای   سامره    هستم    نه   جای   دیگری عرض  حاجت   محضرت  آورده ام  اُمیدوار با   عطایت می کنی  بر  این  گدایت  یاوری ؟ بارگاهت   می دهد   بویِ   مدینه    یا  حسن چون   امام   مجتبی   هستی  تو   آقا مادری ذاکر و شاعر اهلبیت (ع) کربلایی مرتضی شاهمندی
# سرود ولادت امام حسن عسکری بسبک : بال ملائک وا شده جهان  شده  روشن  از ،  پَرتو ِ  نگاه  تو ملائکه صف به صف ،  مَحو ِ روی ماه تو   کار  شما  دلبری ،  عادت  ما  نوکری ذکر  لبامون شده ،  یا حسن  عسکری یا حسن عسکری (۴) بخوان تو اِی مرغ عشق ، نغمه ای  ِز دلشادی ببین  شکوفا  شده  ،   نازنین  گلِ   هادی دل به  شما  داده ایم ، به  پایت  افتاده ایم مسیر تو عشق  ماست ، راهیِ  این جاده ایم یا حسن عسکری به  یُمن  با  برکتِ  ،  مَقدم   مُصفّایت دست  عنایت بکش ،  بر  سر ِ گداهایت به  حق  زهرا  آقا ،  عنایتی  کن  به  ما به زودی زائر شویم  ،  از  کربلا  سامرا یا حسن عسکری ذاکر و شاعر اهلبیت (ع) کربلایی مرتضی شاهمندی