eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.8هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
442 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
درحنجره‌ها، صدا، صدای تو بُوَد در دستِ مقاومت، لوای تو بُوَد این عزم خداست، حاج قاسم! والله آزادی قدس، خونْ بهای تو بُوَد
باید سخن از حقیقت دین گفتن از حرمت قبلهٔ نخستین گفتن امروز برای شاعران تکلیف است با لهجهٔ شعر، از فلسطین گفتن * ای قدس! ظهور مُنتَظر نزدیک است خورشید دمیده و سحر نزدیک است در سنگر انتفاضه پا بر جا باش یک سنگ دگر بزن، ظفر نزدیک است * ای معجزهٔ قیام قامت، ای قدس! خون نامهٔ عشق و استقامت، ای قدس! در راه رهایی تو جان می‌بازیم ای قبلهٔ دین، سرت سلامت، ای قدس! * با شوق رهایی‌ات، نَفس می‌گیریم ای قدس! تو را ز خار و خس می‌گیریم ما خاک تو را به تین و زیتون سوگند فردا ز نفاق و کفر پس می‌گیریم * "صهیون"، نه مرام و نام، یک زنجیر است آمیزه‌ای از خیانت و تزویر است تردید مکن در این حقیقت، ای قدس! دَجّال زمانه این گُراز پیر است * بر صورت دین، ز غُصه چین افتاده چون قبله به دست ملحدین افتاده از غفلت ما، عقرب اسراییلی مثل سرطان به جان دین افتاده! * راز دل خسته را نگهدار، ای قدس! این ساز شکسته را نگهدار، ای قدس! پیروزی دل نواز تو نزدیک است این شور خجسته را نگهدار، ای قدس! * تو خانه به خانه، با ستم می‌جنگی بی عذر و بهانه، با ستم می‌جنگی در دست تو سنگ و در گلویت آواز با سنگ و ترانه، با ستم می‌جنگی * در دست تو سنگ و در نگاهت ایمان همزاد حماسه، همنشینِ طوفان پیروزی انتفاضه‌ات نزدیک است ای بغض شکسته در گلوی انسان * همسایهٔ غربت تو بودن سخت است از بغض شکسته‌ات سرودن سخت است گفتن ز توای قصیدهٔ غم، ای قدس! با لهجهٔ این دو بیت الکن سخت است * ای سنگر استوار ایمان، ای قدس! ای قلب زمین و قبلهٔ جان، ای قدس! مانند غرور کوه پا بر جا باش پیروز تویی، قسم به قرآن، ای قدس! * هر چند پرنده‌ای قفس آبادی بازیچه‌ی دست ظالم صیادی پرواز دوباره را به خاطر بسپار چیزی به خدا نمانده تا آزادی * در چشم زمین، حماسه‌ای زیبایی تو قلب زمین و قبلهٔ دل‌هایی در سنگر انتفاضه تا پیروزی مانند غرور کوه پا بر جایی * باید که همیشه حامی دین باشیم چون روح خدا ، حقیقت آیین باشیم همدوش مجاهدان حق دنبالِ آزادی قبله‌ی نخستین باشیم * برخیز که شمر بی خدا در قدس است دَجّال به مَکر مبتلا در قدس است لبیک بگو به «هَل مِن ...» عاشورا امروز تمام کربلا در قدس است * قدس است به فتنه مبتلا، بسم الله ای خیل مجاهدان! به پا، بسم الله امروز ظهور کربلا در قدس است برخیز به شوق کربلا، بسم الله ✍
20.16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای قدس! ظهور مُنتَظر نزدیک است خورشید، دمیده و سحر نزدیک است در سنگر انتفاضه پا بر جا باش یک سنگِ دگر بزن، ظفر نزدیک است
دیری نرسد که ساعتش زود شود آه من و تو، شعله‌ور و دود شود آن روز رژیم غاصب اسرائیل از صفحه‌ی روزگار نابود شود ✍
درحنجره‌ها، صدا، صدای تو بُوَد در دستِ مقاومت، لوای تو بُوَد این عزم خداست، حاج قاسم! والله آزادی قدس، خونْ بهای تو بُوَد
در در پیش رضا زلزله زانو زد و رفت سر در حرم ضامن آهو زد و رفت  تا از دل ما غبار غفلت ببرد در کوی رضا، با مژه جارو زد و رفت ✍
سخنرانی برای صندلی شده نزدیکِ پایان‌‌‌‌‌‌‌‌‌،عمرِ سَگیونیسم شیطانی نمانده فرصتی تا روزِ نابودیِ این جانی به هنگامِ هجوم لشکر شیرانِ حزبُ الله نصیبش می شود سر درگمی،سر در گریبانی تمام قدرتِ پوشالی اش یک‌روز خیلی زود درونِ مشت ما له می شود چون قوطیِ رانی زمینی که شده غصب از جنایتکاریِ سگیون به صاحبهای اصلی می شود آن روز ارزانی بساط ظلم و جورِ از سرزمینِ مردمی مظلوم شود برچیده با لطفِ خدا آن روزِ طوفانی نشانِ وقتِ پایان را ببین وقتی نتان یابو برای صندلی ها می کند حالا سخنرانی برای انتقام خونِ مظلومان این عالم یقین دارد ادامه مکتبِ سرخِ سلیمانی یقین دارم که با لطف خدا یک روز می بینیم تلاویو است زیر چکمه ی سردار قا آنی
دلداده و دوستدار قدسیم همه در مکتب عشق یار قدسیم همه با لطف و عنایت خدا نزدیک است آن روز که رهسپار قدسیم همه احمدرفیعی وردنجانی
جان فدا دارد هوای شما را دستِ خدای فلسطین از ظالمان جان بگیرید، در جای جای فلسطین در مکتب حاج قاسم،بر دشمن حق بتازید سوزد اساس ستم را، هر جان فدای فلسطین بنیان کَنَد ظالمان را این آتشِ آهِ مظلوم گیراست در لُجه ی خون، هرآن دعای فلسطین الله اکبر، که خُردند پیشش همه دشمنانش الله اکبر، که زنده ست، فریادِ نای فلسطین هرگز نمانده ست برخاک خونِ تنِ پاکِ مظلوم هرگز نگردد فراموش، بُغض صدای فلسطین این وعده ی کردگار است، دار و ندار ستمگر له می شود روزی آخر، در زیر پای فلسطین در سرزمین مقدس، نامی نمانَد ز کَرکَس از این قفس پر بگیرد، بالِ رهای فلسطین ای کاش بر غاصبانش هر آن، دم مرگ باشد همواره پاینده باشد، تکبیرهای فلسطین روزی که وقتش بیاید باشوق در این مسیریم... با خون مان می نویسیم، شعری برای فلسطین احمدرفیعی وردنجانی
الْحَمْدُ لِلّهِ قاِصمِ الجَّبارینَ بلی روز ظهور وعده‌ی انجیل نزدیک است عذاب دردناک لشگر سجیل نزدیک است افول سلطه‌ی دیرینه‌ی قابیل نزدیک است سقوط پرچم ننگین اسراییل نزدیک است امام عصر به خون‌خواهی طالوت می‌آید زمان انتقام از جبت والطاغوت می‌آید
این باورِ ماست، سَنُصَلّی فِی القُدس حق یاورِ ماست، سنُصَلّی فی القدس آن روز امامتِ نمازِ جمعه... با سرورِ ماست، سنصلّی فی القدس ✍
. . در من غمی اندازه تاریخ جا مانده است داغی که خیلی پیش تر از کربلا مانده است پهلو شکست و کشته شد محسن ولیکن شیخ در نقطه های سَبع و تِسع ماجرا مانده است تاریخ می گوید چهل تن ، تو بگو یک تن بر ما از این غم قدر عمری ردِّ پا مانده است زهرا به مسجد رفت؟ آری، خطبه خواند؟ آری کر نیستی بشنو ، صدا خیلی رسا مانده است غصب فدک بوده است یا نه ؟! بوده ، می دانی اما نمی دانی که انصافت کجا مانده است از ماجرای کوچه آیا باخبر هستی ؟ هستی ولی وجدان ما بی اعتنا مانده است شش ماهه باشد  در رَحِم یا در بغل بر دست محسن ، علیّ اصغرِ در انزوا مانده است محسن ، غمی ناگفته در اوراق تاریخ است محسن ، همان تاریخِ از دفتر جدا مانده است مردا ! بزرگا ! عالما ! خوش غیرتا ! شیخا ! آن غیرت شیعی بگو رفته است یا مانده است؟! ## درد من از این سو به آن سو می رود هربار دردی که از بازو به پهلو می رود هربار درد تشیّع یک طرف ، دردا ! تسنّن چیست؟ وحدت میان ما به معنای تقارن نیست من با تو یک همسایه ام ، همسایه! سلّمنا قرآن برایم حجّت آورده است از أعطینا کوثر سه تا آیه است اما کلّ قرآن است کوثر ، رسول اللّه را هم روح هم جان است ما با تو یک دین یک رسول مشترک داریم اما پس از او غصّه ی غصب فدک داریم ## شیخ ای برادر ! با تو از کوثر نمی گوید ناگفته بسیار است ، از حیدر نمی گوید بشنو حدیث شیخ را امّا تورّق کن عبدالحمید از آتش آن در نمی گوید ما سالها اثبات حق کردیم ، نشنیدی شیخ تو از شبهای پیشاور نمی گوید خود آنچه را می خواست عمری کرده در گوشَت جز آنچه می دانید ، بر منبر نمی گوید با « قُل تَعالَوا نَدعُ » آیا آشنایت کرد؟! اصلاً چرا از نفس پیغمبر نمی گوید؟! « مَن ماتَ لم یَعرف » برایت گفته بر منبر از او نپرسیدی چرا دیگر نمی گوید؟! از او نمی پرسی که راز هل أتی در چیست؟ او با تو از صِدّیقه ی اطهر نمی گوید؟! از او نمی پرسی چرا « هُم راکِعون » خواند و از ماجرای بذل انگشتر نمی گوید ؟! ## حق را عیان کردن توان مثنوی ها نیست انصاف ، دردا ! درد بعضی مولوی ها نیست ما را به عمد از یکدگر برخی جدا کردند با خود بگو ؛ با جان پیغمبر چه ها کردند؟! تاریخ را باید تورُّق کرد با دقّت در سوخت آری سوخت آری سوخت با علّت می شد ؟ محمّد را ستود و دخترش را نه؟! می شد ؟ که قرآن را بخوانی ، کوثرش را نه؟! آیا نمی خواهی بپرسی حق کجا مخفی است؟! قبر عزیز مصطفی - زهرا - چرا مخفی است؟! گفتند ؛ رحلت کرده ، سرتاسر دروغ است این آتش نیفتاده است بر آن در ، دروغ است این وقتی بفهمی قاتل زهرا چه کس بوده است وقتی که روحت را بفهمی در قفس بوده است با قاتل زهرا ، بگو آیا چه خواهی کرد؟! وقتی قیامت می شود برپا ، چه خواهی کرد؟! مدرک بخواه از من ، دگر جای تعصُّب نیست من شیعه هستم ، شیعه در بند تقلُّب نیست از شیختان باید بپرسی ، هرچه فرضیّه است بیچاره آن کس که مرید إبنِ تیمیّه است حق را برادر با صداقت با تو می گویم از راویان اهل سنّت با تو می گویم هیزم فراهم شد ، عُمر بسیار بد کرده است این را که عبداللهِ مسلم هم سند کرده است محسن شهید ضربه شد آن روز در آشوب از اَلمعارف نَقل کرده است إبنِ شهرآشوب از شیخ خود باید بپرسی ؛ گر نمی داند؟ آیا کتاب اَلمُصَنّف را  نمی خواند؟! گر مُتّهم هستم که شاعر سخت حرّاف است باشد ، جواب من به تو أنسابُ الأشراف است « هرکس که زهرا را بیازارد... » چه بی تردید از إبنِ حجرِ عسقلانی می شود پرسید ما ، اَلغدیر آورده ایم امّا نیازی نیست اثبات حق را ،تک تک اسنادتان کافی است ## من با تو اهل وحدتم ، لبخند هم دارم زَهرم برادرجان ! برایت قند هم دارم حرفی اگر حق باشد آری می پذیرم من اما برایت تا بخواهی پند هم دارم باور کنی یا نه علی تفسیر قرآن است والشّمس ، والزّیتون ، ببین سوگند هم دارم جانم فدای مرتضی و دودمان او من غیر جان خویشتن ، فرزند هم دارم ناقابل امّا پیش پایش سر می اندازم در سینه ام قلبی ارادتمند هم دارم در آتش عشقش دلم یکریز می سوزد چشم بد از من دور باد اسفند هم دارم . @navaye_asheghaan