💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#حضرت_زهرا__س__روضه
زهرای من ازبسترخودپاشدنی نیست
آن زخم سره سینه مداواشدنی نیست
این بسترمرگ است که افتاده به خانه
این خانه ی ویران شده زیباشدنی نیست
دیدی که فتاده گره درزندگی من
این گم شده ی خانه که پیداشدنی نیست
باگریه ی زینب وسط خانه بدیدم
دیگربه برش خنده ی لب واشدنی نیست
ازبعده پیمبر.توبه یک گوشه میافتی
زهرای من ازبسترخودپاشدنی نیست
شاعر.آرمین غلامی
@navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#حضرت_زهرا__س__زمینه
هنوز شمیم یاست میپیچه توی خونه
هنوز یاد نگاهت دلم رو میسوزونه
هنوزم میگم اینو امون ازین زمونه
نیستی /دارم/برای تو میبارم
کاشکی/داشتم /بازم تو رو کنارم
ببین دل بیقرارم
به یاد تو هر روز وشب چشام ابری وخونه
بعد از تو دیگه واسه من /صفا نداره خونه
زهرا زهرا دلم برات پرمیزنه
زهرا زهرا غم تو قاتل منه ۸
بند دوم
عزیزمن میبینی تو این یکی دو روزه
حسن چجوری داره به کوچه چش میدوزه
نمیدونم چی دیده که اینجوری میسوزه
گاهی/ وقتا/میگیره هی زبونش
یاد/کوچه/میشه قاتل جونش
بریده غم امونش
نگفتی آخرش چرا /شد حسن پیر گریه
تا راه میره تو کوچمون/. میزنه زیر گریه
زهرا زهرا دلم برات پرمیزنه
زهرا زهرا غم تو قاتل منه ۸
بندسوم
شده جای تو خالی/ توی خونه همیشه
به قلب دخترامون/ زده داغ تو ریشه
واسه دخترا هیچکی/ مثه مادر نمیشه
جای/ خالیت/شده بغض شبونه
رفتی/زینب/ میگیره هی بهونه
ای گل بی نشونه
دختر کوچیکت حالا/خانوم خونه داره
چادرتو سر میکنه/ وقتی که بی قراره
زهرا زهرا دلم برات پرمیزنه
زهرا زهرا غم تو قاتل منه
مرتضی سراوانی
عالیه رجبی
@navaye_asheghaan
#گلی_مانند_مادر_دادم_از_دست
#در_فراق_مادر
🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭🏴
گلـی مـانند مـادر دادم از دست
اَنیس و یار و یاور دادم از دست
مـرا در سینه دردی دیگر افتاد
غـم جانسوز جـان مـادر افتاد
عـزیـز و نـازنینم بـود مـادر
فـرشته ی زمینم بـود مادر
صفای خانه ام رفته ز خانه
گـرفته در دل قبـر آشیـانه
دریغا کـه مـرا گـردیده باور
غــروب آفتـاب عمـر مـادر
عجب ایـن روزگـار بـی وفـایی
زند بـر طبل هجران و جدایی
نمی دانم چه باید کرد زین غم
کـه بـی مـادر بُـوَد دنیـا جهنم
ز هرخانه که مادر رفت، «مداح»
بر آمد نـاله ی جانسوز و جانکاه
🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭🏴
#علی_اکبر_اسفندیار_مداح
@navaye_asheghaan
#امام_حسین_ع_مناجات
#بصیرت
بر حسین بن علی یا با حسین بن علی؟
با یزید بن یهودی یا حسین بن علی؟
حرف شمشیر و دلت آخر یکی شد یا دو تا؟
چیست تکلیف تو آیا با حسین بن علی؟
اینکه میآید صدایش بانگ هل من ناصر است
از گلوی کیست این آوا؟... حسین بی علی
در کدامین صف نشستی؟ در سپاهِ کیستی؟
چون خدا تنهاست حق، تنها حسین بن علی
شور، شیدایی، جنون، مستی، به خون غلتیدگی
لفظ عشقاند این همه، معنا حسین بن علی
جان حسین بن علی، جانان حسین بن علی
دین حسین بن علی، دنیا حسین بن علی
میتوان با تیغ، کِی حبلالمتین را سر برید؟
نخل طوبی، عروة الوثقی حسین بن علی
تشنۀ سیرابِ دریادل، یل ام البنین
کشتۀ جاوید و نامیرا حسین بن علی
کعبه خواهد زد به سینه، سنگ او را تا ابد
کربلایش قبلۀ دلها حسین بن علی
**
در شکوه واقعه، ای کاش پرپر میشدیم
در کنارت روز عاشورا حسین بن علی!
✍ #سیدمحمدجواد_میرصفی
@navaye_asheghaan
#حضرت_زهرا_س_مدح_و_شهادت
منصوره و راضیّه و مرضیّه و زهرا
معصومه و نوریّه و صدّیقۀ کبری
حنّانه و هانیّه و ریحانه و کوثر
انسیّه و حوریّه و انسیّۀ حَورا
اینها همگی فاطمه هستند ولی نیست
محبوبیت فاطمه محدود به اینها
مادر که نه! بالاتر از اُمُّ الحَسنِین است
دختر که نه! بالاتر از آن، اُم اَبیها
فردوس برین، باغ بهشت است به صورت
فردوس برین، خانۀ زهراست به معنا
پیچیده در آن عطرِ «بِه» و «یاس» و «گل سرخ»
بیرون زده از پنجرهاش شاخۀ طوبی
روزی که بخندد همۀ شهر، بهاریست
آن شب که بگریَد، شب عالم شب یلدا
* * *
آن شب که بگریَد، همۀ شهر بگریند
آن شب که بگریَد...چه میآید سر مولا؟
از روی لب مادرمان فاطمه چندیست
لبخند فراری شده کاری بکن اَسما
کاری بکن اَسما که پریشان شده مادر
درد است سراپا و سکوت است سراسر
این هیزمِ تَر چیست که در آتش آن سوخت
یک مرتبه هم مادر و هم دختر و همسر
"در" سوخت، ولی مانده به یادم که محمد
یک مرتبه بیاذن نشد وارد از این در
من خواب بدی دیدهام اَسما، چه بگویم؟
دور کمرش شال عزا بست پیمبر
از عطر «بِه» و «یاس» و «گل سرخ» در این شهر
خالیست مشام همه، کافور بیاور...
✍ #محمدحسین_ملکیان
@navaye_asheghaan
#حضرت_زهرا_س_مدح_و_شهادت
#مسمط
ای وای از آن حدیثِ به دفتر نیامده
ای وای از آن شروعِ به آخر نیامده
ای وای از آن یقینِ به باور نیامده
ای وای از آن مزارِ کبوتر نیامده
ای وای از آنکه رفته و دیگر نیامده
ای دل حدیث دختر طاها شنیدهای؟
یَرضی شنیدهای، لِرضاها شنیدهای؟
هنگامۀ نماز، دعاها شنیدهای؟
"حتی تَوَرَّمَت قَدَماها" شنیدهای؟
أمّن یُجیب این همه مضطر نیامده
یاللعجب! فصلّ لربّک ولادتش
واحیرتا! لِیُذهِبَ عنکم شرافتش
طوبی لهُم وَ حُسن مَآب است مدحتش
جبریل با تمام بزرگی و رتبتش
از عهدۀ ستایش او برنیامده
* *
اما چه سود، حرمت قرآن شکسته شد
یکباره قلب سورۀ انسان شکسته شد
در را زدند و حرمت مهمان شکسته شد
نان ریخت، سفره سوخت، نمکدان شکسته شد
فصل غریبی تو چرا سر نیامده؟
زهرا هنوز گریهی بیگاه میکند
مولا هنوز سر به دل چاه میکند
پاییز ادعای أنا الله میکند
صبح بهار از آمدن اکراه میکند
آیا هنوز وقت مقرّر نیامده؟
✍ #مهدی_جهاندار
@navaye_asheghaan
#حضرت_زهرا_س_مدح_و_شهادت
#امام_حسین_ع_شهادت
زنی از خاک، از خورشید، از دریا قدیمیتر
زنی از هاجر و آسیه و حوا قدیمیتر
زنی از خویشتن حتی، از أعطینا، قدیمیتر
زنی از نیّت پیدایِش دنیا، قدیمیتر_
که قبل از قصۀ «قالوا بلی» این زن بلی گفتهست
نخستین زن که با پروردگارش یا علی گفتهست
ملائک در طواف چادرش، پروانه پروانه
به سوی جانمازش میرود سلانه سلانه
شبی در عرش، از تسبیح او افتاد یک دانه
از آن دانه بهشت آغاز شد، ریحانه ریحانه
نشانْد آن دانه را در آسمان، با گریه آبش داد
زمین خاکستری بود، اشک او رنگ و لعابش داد
زنی آنسان که خورشیدست سرگرم مصابیحش
که باران نام او را میستاید در تواشیحش
جهان آرایه دارد از شگفتیهای تلمیحش
جهان این شاهمقصودی که روشن شد ز تسبیحش
ازل مبهوت فردایش، ازل حیران دیروزش
ندانمهای عالَم ثبت شد در لوح محفوظش
چه بنویسم از آن بیابتدا، بیانتها، زهرا
ازل زهرا، ابد زهرا، قَدَر زهرا، قضا زهرا
شگفتا فاطمه! یا للعجب! واحیرتا! زهرا
چه میفهمم من از زهرا و ما أدراک ما زهرا!
مرا در سایۀ خود بُرد و جوهر ریخت در شعرم
رفوی چادرش مضمون دیگر ریخت در شعرم
مدام او وصله میزد، وصلۀ دیگر بر آن چادر
که جبرائیل میبندد دخیل پَر بر آن چادر
ستونِ آسمانها میگذارد سَر بَر آن چادر
تیمّم میکند هر روز، پیغمبر بر آن چادر
همان چادر که مأوای علی در کوچهها بودهست
کمی از گرد و خاکش، رستخیز کربلا بودهست
* *
غمی در جان زهرا میشود تکرار در تکرار
صدای گریه میآید به گوشش از در و دیوار
تمام آسمانها میشود روی سرش آوار
که دارد در وجودش روضه میخواند کسی انگار
برایش روضه میخواند، صدایی در دل باران
که یا أُماه! أنا المظلوم، أنا المقتول، أنا العطشان
خدا را ناگهان در جلوهای دیگر نشان دادند
که خوبِ آفرینش را به زهرا ارمغان دادند
صدای کودکش آمد، تمام عرش جان دادند
ملائک یک به یک گهوارۀ او را تکان دادند
صدای گریه آمد، مادرم میسوخت در باران
برای کودک خود پیرُهن میدوخت در باران
وصیت کرد مادر، آسمان بیوقفه میبارید
حسینم هر کجا خُفته، قدم آرام بردارید!
تن او را به دست ابری از آغوش بسپارید
جهان تشنهست، بالای سر او آب بگذارید
زمان رفتنش فرمود: میبخشید مادر را
کفنهایم یکی کم بود، میبخشید مادر را
بمیرم بسته میشد آن نگاه، آهسته آهسته
به چشم ما جهان میشد سیاه، آهسته آهسته
صدای روضه میافتد به راه، آهسته آهسته
زنی آمد به سوی قتلگاه، آهسته آهسته
بُنَّیَ! تشنهای! مادر برایت آب آورده...
✍ #سیدحمیدرضا_برقعی
@navaye_asheghaan
#حضرت_زهرا_س_مدح_و_شهادت
#حضرت_زهرا_س_کوچه_بنی_هاشم
از ابتدا قیامت او آشکار بود
آن بانویی که ممتحن کردگار بود
در بندگی خویش خدای بقیه بود
سرتا به پاش مظهر پروردگار بود
در خانه با کنیز خودش همکلام بود
در سجده با خدای خودش همجوار بود
مردان جنگی از پس او برنیامدند
با اینکه بر جراحت پهلو دچار بود
کاری به این نداشت که تنها و بیکس است
وقت گذر ز کوچه، چه با اقتدار بود
زهرا عجیب غیرتیِ عشق حیدرست
پای علی برای بلا بیقرار بود
از گرگهای شهر، فدک را گرفته بود
کرار بود، گرچه خودش خانهدار بود
بستند راه کوچه! مگر کم میاورد؟!
غافل ازآنکه چادر او ذولفقار بود
سیلی زدند جا بزند! گفت یا علی!
یک دم عقب نرفت! سراپا وقار بود
رویش کبود شد، رویشان را سیاه کرد
با قامت شکسته عجب پای کار بود
تا حشر، خاک بر سر اهل مدینه کرد
آن معجری که روی سرش پرغبار بود
اصلاً نخورد غصهی آن گوشِ.....
اما حَسَن نِشَست و پی گوشوار بود
واضحتر از همیشه علی را نظاره کرد
هرچند چشمهاش از آن ضربه تار بود
* *
ارثیه داد حضرت مادر به دخترش
ارثیهای که درد و غم بیشمار بود
وقتی سر عزیز خدا رفت روی نی
زینب اسیر هلهلهی سی هزار بود...
از یک کفن مضایقه کردند کوفیان
بر روی بوریا، بدنی آشکار بود
درراه، زینب از همه بدتر عذاب دید
دُخت علی به ناقهی عریان سوار بود
دستش شکست و دست ستم را ز پشت بست
با دست بسته فاتح این کارزار بود...
✍ #سیدپوریا_هاشمی
#فاطمیه
#زمینه
یا فاطمه آرام جان
روح و روان نور جهان
ای روشنی بخش دل هفت آسمان
با تو بهاری میشود فصل خزان
ای سرورِ
کل زنان
مادر همیشه سایه ی بر سر بمان
نام تو شد
دل را امان
حب تو تنها ثروت بیچارگان
(یافاطمه)
میبارم اشک از دیدگان
وای مادرم ای بی نشان
طوری زدند آنان که شد خونت روان
سر تا به پایت شد به رنگ ارغوان
هستم برایت روضه خوان
وای از پسِ در، آن صدای استخوان
مادر جوان
شد قد کمان
کوچه گرفت از فاطمه تاب و توان
(وای مادرم)
@navaye_asheghaan
#بسم_الله_الرحمن_الرحیم
#سه شنبه های امام زمانی(عج)
#مناجات_امام_زمان_عج
#السلام_علیڪ_یابقیة_الله
#سلام_برقطب_عالم_امڪان
آن حضرت عشق خواهدآمد
آن صولت عشق خواهدآمد
آن روح ادب .خدای احساس
آن غیرت عشق خواهدآمد
باشدهمه جا همیشه سردار
آن دولت عشق خواهدآمد
او قبله ی عیسای مسیح است
باهیبت عشق خواهدآمد
از روز ازل منجی عشق است
باغربت عشق خواهدآمد
بر پایه ی عرش پرچم اوست
باهمت عشق خواهدآمد
مستان همه جرعه نوش جامش
آن ساحت عشق خواهدآمد
قدسی نفسان اسیر اویند
آن وحدت عشق خواهدآمد
رویش شده خورشید جهانی
باهیبت عشق خواهدآمد
رویش همه جلوه ی حسین است
آن حضرت عشق خواهدآمد
ازجلوه ی او نماز برپاست
قدقامت عشق خواهدآمد
مهدی ع.به تو(مجنون)زمانم
آن کثرت عشق خواهدآمد
شاعرآرمین غلامی
(مجنون کرمانشاهی)
@navaye_asheghaan
#امام_زمان_عجل_الله_تعالی_فرجه_الشریف
به کس امید نداریم امید ما مهدی است
به هر مشقت و اندوه ، التجا مهدی است
نجات عالم و آدم ، ولیّ و مصلح کل
امام حاضر و ناظر به هر کجا مهدی است
مدد ز غیر ولیّ خدا مخواه ای دل
ز دست غیر چه آید گره گشا مهدی است
به دست اوست امور و اشاره ای کافی ست
عزیز ختم رسل ختم الاوصیا مهدی است
پناه دردکشان و غیاث محرومان
نوای هر دل مظلوم بینوا مهدی است
بیا که منتظرانت غریب و مهجورند
ترانه لب شیعه فقط بیا مهدی است
چه غم اگر دل عاشق به جمعه می گیرد
قرار هر دل عاشق به جمعه ها مهدی است
زقتلگاه میاید نوای یا مهدی
ببین که منتقم شاه کربلا مهدی است
#مجید_احدزاده
@navaye_asheghaan