eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.8هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
442 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
۵۲ (حضرت زهرا س) ‏(۳در بستر بیماری) همسر تو کنارت نشسته چشم گریان و قلب شکسته ای صفابخش جان روح ایمان یاس حیدر تویی فاطمه جان۲ در کنار تو و بستر تو خون بگرید ز غم همسر تو می کشم از دلم آه سوزان یاس حیدر تویی فاطمه جان۲ من بمیرم برای تو زهرا جان فدای صدای تو زهرا در کنارت علی گشته نالان یاس حیدر تویی فاطمه جان۲ کن نظر بر من و اشک و آهم دیده وا کن نما یک نگاهم تو امید منی روح قرآن یاس حیدر تویی فاطمه جان۲ جان من آمده بر لب من خون بگرید ز غم زینب من کار زینب شده آه و افغان یاس حیدر تویی فاطمه جان۲ خانه لبریز درد و محن شد خونجگر هم حسین هم حسن شد غربتت فاطمه شد نمایان یاس حیدر تویی فاطمه جان۲
۵۳ (حضرت زهرا س) ‏(۳در بستر بیماری) ای بستری بیمار من جانم فدایت کنار بستر فاطمه گریم برایت یار جوانم،فاطمه جانم۲ با اشک و ناله آمدم من در کنارت بنگر به حال من که گشتم بی قرارت یار جوانم،فاطمه جانم۲ خون شد دل حیدر کنار بستر تو علی بمیرد بر تو و چشم تر تو یار جوانم،فاطمه جانم۲ رخساره ات را از علی زهرا مپوشان آمد کنارت زینبت با قلب سوزان یار جوانم،فاطمه جانم۲ با دیده ی گریان و با قلب شکسته حیدر کنار بسترت زهرا نشسته یار جوانم،فاطمه جانم۲ نالد کنار تو حسن نور دو عینت همراه زینب سوزد از این غم حسینت یار جوانم،فاطمه جانم۲ از روی تو یا فاطمه شرمنده هستم سوزم برای غربتت تا زنده هستم یار جوانم،فاطمه جانم۲
۵۴ (حضرت زهرا س) ‏(۳در بستر بیماری) بستری بیمار غریبم،فاطمه جان در کنار تو بی شکیبم،فاطمه جان فاطمه با دیده ی تر،آمدم کنار بستر ای گل باغ ولایت،لحظه ای بر علی بنگر در کنار بستر تو،رسیده جان به لب من ای صفای خانه ی من،خونجگر شد زینب من بر علی نور دو دیده،همسر قامت خمیده بمیرم یار غریبم،بین بستر آرمیده بانوی خانه ی حیدر،خانه ام غرق محن شد در کنار نور عینت،خونجگر ز غم حسن شد همسرت با دل سوزان،بهر تو گردیده گریان در کنار من تو هستی،حامی عترت و قرآن روشنی خانه ی من،شده ای قامت کمانی بمیرد علی برایت،شد بهار بهار تو خزانی
۵۵ (حضرت زهرا س) ‏(۳ در بستر بیماری) یار بیمار من،بستری یار من من گرفتار تو،تو گرفتار من فاطمه فاطمه۲ از چه در بسترت،ناله داری و آه لحظه ای فاطمه،بر علی کن نگاه فاطمه فاطمه۲ یار غمدیده ام،من به تاب و تبم ناله دارد حسین،همره زینبم فاطمه فاطمه۲ در کنار توام،دیده گریان تو می زنم ناله با،قلب سوزان تو فاطمه فاطمه۲ خانه ی ما شده،غرق رنج و محن همچنان زینبت،خون بگرید حسن فاطمه فاطمه۲ همسرم فاطمه،حال زارم ببین بهر غم های تو،شده ام دلغمین فاطمه فاطمه۲ گرد شمع تو من،همچو پروانه ام خانه ای همسرم،گشته غمخانه ام فاطمه فاطمه۲ همه هست علی،تویی زهرای من قامتم خم شده،یار غم های من فاطمه فاطمه۲
دوبیتی رباعی گل من از چه در بستر فتادی سرت را روی خاک غم نهادی چه زود از پا فتادی جان حیدر تو که زهرای من باب المرادی ◾️ الا ای بستری بیمار حیدر نگر سوز دل بسیارحیدر کنار بسترت همراه زینب شده گریه برایت کار حیدر ◾️ تویی زهرای من نور دو عینم به همراه حسن در شور و شینم بسوزد زینب غم دیده ی تو کنار بسترت گرید حسینم ◾️ الا ای آنکه هستی بود و هستم کنار بسترت از پا نشستم ز بس که خون شده دل از غم تو کنار تو دخیل گریه بستم ◾️ تو که بر عالمی کهف الاما نی ز حق داری مدال قهرمانی چرا یا فاطمه جان در جوانی شدی خسته دگر از زندگانی ◾️ کنار بسترت خون شد دل من بسوزانده غم تو حاصل من تویی در بستر و زینب پریشان چگونه حل شود این مشکل من ◾️ الا ای بستری بیمار حیدر تو بودی فاطمه جان یار حیدر تو چشمت باز کن بر همسر خود نگاهی کن به قلب زار حیدر ◾️ صفای خانه ی حیدر تو هستی گل گلخانه ی حیدر تو هستی سپر گشتی برای همسر خود مه فرزانه ی حیدر تو هستی ◾️ تو در بستر منم زهرا کنارت شدم ای یاس پرپر بی‌قرارت خودم دیدم شده در پشت آن در شهید از کینه محسن یادگارت ◾️ فدای ذکر یارب یارب تو بدیدم آمده جان بر لب تو کنار بسترت مظلومه ی من بگرید از غم تو زینب تو ◾️ نشستم من کنار بستر تو بگریم از برایت در بر تو کنار مجتبی و نور عینت بنالد از غم تو دختر تو ◾️ یگانه کفو و یار مهربانم تویی یا فاطمه آرام جانم گل نیلوفری محبوب حیدر ز غم‌های تو کم گشته توانم ◾️ به حیدر محرم اسرار هستم میان بستر و بیمار هستم سراپا دردم اما حق گواه است پریشان از غم دلدار هستم ◾️ کنار بسترم حیدر نشسته غمین و خسته با قلب شکسته به یاد غربت و مظلومی تو درون سینه ام غم حجله بسته ◾️ ای همیشه یار من، زهرای من مونس و غمخوار من، زهرای من کن نگاهی بر علی خون شد دلم بستری بیمار من، زهرای من ◾️ ای فدای چشم های بسته ات پیکر آزرده و دل خسته ات در کنار بسترت گریم بر آن سوز و درد پهلوی بشکسته ات ◾️ ای که بودی همدم و دلدار من در خوشی و ناخوشی ها یار من از کنار من گل حیدر مرو همسر دل خسته و بیمار من
منم حیدر کنار بستر تو نشسته دیده گریان در بر تو فدای غربتت یا فاطمه جان شکسته حرمتت یا فاطمه جان نگر بر حال و روزم،فاطمه جان کنار تو بسوزم ، فاطمه جان خجالت می‌کشم از روی ماهت بسوزانده دلم را هر نگاهت گل پژمرده ی قامت گمانم تویی یا فاطمه آرام جانم غبار غم وجودم را گرفته تمام تار و پودم را گرفته ز داغ غربتت خم گشته ام من خمیده زاینهمه غم گشته ام من الا ای بستری بیمار حیدر تو هستی فاطمه جان یار حیدر دو چشمت وا کن و بنگر به حالم شکسته از غم تو پر و بالم نگر خانه شده غمخانه ی من شده پرپر ز غم گلخانه ی من مرا یار و معین تنها تو هستی چو من غربت نشین تنها تو هستی کنار بسترت گریان منم من برای غربتت نالان منم من صفای خانه ام،یار جوانم تسلای تو شد اشک روانم ز تو یا فاطمه جان شرمگینم کنار بسترت با غم عجینم شده خونین جگر نور دو عینت زند ناله کنار تو حسینت حسن گرید کنار بستر تو غمین بنشسته زینب در بر تو بدیدم دشمن دین آتش افروخت در بیت الولا از کینه ها سوخت شود حیدر فدای روی نیلی که زد دشمن به رخسار تو سیلی به پشت در ترا افتاده دیدم صدای غربتت را می شنیدم شنیدم ناله با صوت حزینی ز تو بشنیده ام فضه خذینی بدیدم جان تو بر من سپر شد فدایی در کنار تو پسر شد بدیدم غنچه از شاخه جدا شد گل نشکفته ام،محسن فدا شد به پیش چشم من زد بی بهانه ترا آن بی حیا با تازیانه صبوری کردم و خون شد دل من غریبی تو گشته مشکل من صبوری کرده ام تا دین بماند محمد ماند و آئین بماند غلامم از زبان من سخن گفت ز ظلم و کینه و رنج و محن گفت شفیع محشر و روز جزایم به محشر دستگیر این (رضایم)
شفای خانه ام ای همسر من مکن گریه کنار بستر من الا ای مظهر یکتا پرستی ز چه غمگین کنار من نشستی الا ای همسر غربت نشینم میان بستر اما دل غمینم دل من خون شده از غربت تو ز چه دشمن شکسته حرمت تو علی جان غربت تو کرده پیرم دعا کن یا علی دیگر بمیرم غریبی تو زد آتش به جانم ز تن رفته دگر تاب و توانم خدا داند که من حیدر شناسم بود بر درگهش حمد و سپاسم سپر گشتم برایت پشت آن در که با ضرب لگد گل گشت پرپر بود این عهد و پیمان الستم برای یاری آن از پا نشستم الا ای آنکه خود با ب النجاتی شده ذکر لبم عجل وفاتی غم عالم بود در تار و پودم به گلزار ولا یاس کبودم همان دم که غریبی تو دیدم خدا داند از این غصه خمیدم اگر بینی علی جان بیقرارم کبود از ضرب سیلی شد عذارم همه شب دیده ای بیدار دارم نگاهی بر در و دیوار دارم ز بستر پشت در رنجور گشتم میان خانه ام مستور گشتم ز درد و غم شدم قامت خمیده دعا کن یا علی گردم شهیده (رضا) درد دلم در این رثا گفت برای اهل دل، اهل ولا گفت غلام خود (رضا) را می‌خرم من مدینه بار دیگر می برم من