حق من این است رسوایم کنی با این وجود
حضرت صاحب زمان اصلا نمی آید به تو...
ما عزاداران زهراییم، پس با این حساب
بستن در رویمان اصلا نمی آید به تو
دید، حیدر همسرش را مو پریشان، ناله زد:
ای بهار من، خزان اصلا نمی آید به تو
تو ستون لشکر مرد غریب یثربی
فاطمه، قدِ کمان اصلا نمی آید به تو
**
"دید زینب چوب را روی لبان یار گفت:
ای برادر خیزران اصلا نمی آید به تو"
محمدجواد شیرازی
#امام_زمان_عج
#حضرت_زهرا
سلام صاحب الزمان، سلام بر حریم تان
به صد امید هر سحر سلام می دهیم تان
بهار می شود دل خزان برگ ریزمان
صبا اگر بیاورد به شهر مان شمیم تان
خودت به فکر ما همیشه از قدیم بوده ای
دلم خوش است بر همین کرامت قدیم تان
مرا که بین ظلمت زمانه غرق گشته ام
به جبر هم شده ببر به راه مستقیم تان
همیشه همنشین این دل شکسته ام شدی
اگرچه کوچکم برای منصب ندیم تان
اگر تو را قسم دهم مرا قبول می کنی؟!
به اضطراب زینب و به مادر کریم تان...
به جای روضه یک سؤال می کنم فقط همین
سؤال می کنم از آن مصیبت عظیم تان
میان این همه صحابه ی نبی چرا کسی
جلو نیامد و نشد مدافع حریم تان؟!
محمدجواد شیرازی
@navaye_asheghaan
#آنشب_که_به_زهرا_شده_دیگر...
#حضرت_زهرا_س
🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴
آنشب که به زهراشده دیگرشب آخر
کرد است وصیت به علی درشب آخر
ای یار ستمدیده خدا یار تو باشد
دیگرشده ای بی کس و یاورشب آخر
زانوی غم اینگونه بغل کردی علی جان
شـد غـربت تـو چنـد بـرابـر شب آخر
نه سال شده قسمت من باتوبمانم
امشب شده اینگونه مقدر شب آخر
ازبس که نود روز فقط درد کشیدم
دیگر رمقی نیست به پیکر شب آخر
تو گریه نکن تا که من آرام بمیرم
اشک تـو زنـد بـر دلـم آذر شب آخر
شب غسل بده شب کفنم کن که نبینند
چشمان تو از خون دلت تر شب آخر
توگریه کنی من به حسینم چه بگویم
دق می کـند از رفتن مـادر شب آخر
زینب شده بی مادر، اَمان ازدل زینب
ای وای از این گریه ی دخترشب آخر
گـر فـاطـمه گفتی و جوابی نشنیدی
دیگرشده عمرم به جهان سرشب آخر
آخر نشده سیر ببوسم حسنین را
شاید بشود لحظه ی آخر شب آخر
قربان حسین وحسن وزینب وکلثوم
دیدند که مادر شده پرپر شب آخر
تا گفت علی،جان تو وجان حسینم
شد کرببلا خانه ی حیدر شب آخر
آن شب به علی فاطمه ازکرببلاگفت
از زینـب و از داغ بــرادر شـب آخر
«مداح» نروی از نظرم روز قیامت
همناله شدی با علی اندر شب آخر
🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴
#علی_اکبر_اسفندیار_مداح
@navaye_asheghaan
#گلی_پرپر_شد_از_باغ_دل_من
#در_فراق_نوجوان_و_کودک
🕊🏴🕊🏴🕊🏴🕊🏴
گلی پرپر شد از باغ دلِ من
به یغما رفته دیگر حاصل من
گل من تازه رنگ غنچه را دید
دریغا دست گلچین خزان چید
روا باشد بریزم خاک برسر
گل نو رسته ی من گشته پرپر
چه گویم من ازاین غصه ازاین درد
گل من داشت تازه غنچه می کرد
مسلمانان اگر بی صبر و تابم
اَجل کرده دگر خانه خرابم
گلم شیرین زبان خانه ام بود
صفای خانه و کاشانه ام بود
گل سرخ و سفیدم رفته درخاک
دریغا که امیدم رفته در خاک
اَجل دار وندارم را گرفته
همه صبر وقرارم را گرفته
الاای مرگ می مُردی توای کاش
عزیزم را نمی بردی تو ای کاش
گل خوش رنگ وبویم را گرفتی
امید وآرزویم را گرفتی
نمی خواهم دگر زنده بمانم
چگونه فاتحه بهرش بخوانم؟
کجایی آهوی خوش خط وخالم
کجا رو من بگردم ای غزالم؟
بروی سینه ام بودجای خوابت
کجایی که دهم من آب وتابت
بیا جانم بیا روح و روانم
بیا بهر تو لالایی بخوانم
لالا لالا بخواب ای کودک من
لالا لالا بخواب عروسک من
گل خوش رنگ وبوی من تو پاکی
بمیرم که به زیر سنگ وخاکی
گل نو رسته راچیدن چه سخته
کفن بر طفل پوشیدن چه سخته
بخوان «مداح» که دل آرام گیرد
بخوان دل از نوایت کام گیرد
✍️: #علی_اکبر_اسفندیار
@navaye_asheghaan
#فاطمیه
#حضرت_زهرا
ابریست کوچه کوچه، دل من ، خدا کند
نم نم، غزل ببارد و توفان به پا کند
حسّی غریب در قلَمَم بغض کرده است
چیزی نمانده پشت غزل را دوتا کند
مضمون داغ و واژه و مقتل بیاورید
شاید که بغض شعر مرا گریه وا کند
با واژه های از رمق افتاده آمدم
می خواست این غزل به شما اقتدا کند
حالا اجازه هست شما را از این به بعد
این شعر سینه سوخته، مادر صدا کند؟
مادر! دوباره کودک بی تاب قصه ات ...
تا اینکه لای لای تو با او چها کند
یادش بخیر مادرم از کودکی مرا
می برد تکیه تکیه که نذر شما کند
یادم نمی رود که مرا فاطمیه ها
می برد با حسین شما آشنا کند
در کوچه های سینه زنی نوحه خوان شدم
تا داغ سینه ی تو مرا مبتلا کند
مادر ! دوباره زخم شما را سروده ام
باید غزل دوباره به عهدش وفا کند:
یک شهر ، خشم و کینه ، در آن کوچه – مانده بود
دست تو را چگونه ز مولا جدا کند
باور نمی کنم که رمق داشت دست تو
مجبور شد که دست علی را رها کند...
تو روی خاک بودی و درگیر خار بود
چشمی که خاک را به نظر کیمیا کند
نفرین نکن ، اجازه بده اشک دیده ات
این خاک معصیت زده را کربلا کند
زخمی که تو نشان علی هم نداده ای
چیزی نمانده سر به روی نیزه وا کند
باید شبانه داغ علی را به خاک برد
نگذار روز ، راز تو را برملا کند...
گفتند فاطمیه کدام است ؟ کوچه چیست ؟
افسانه باشد این همه ؛ گفتم خدا کند
با بغض ، مردی آمد از این کوچه ها گذشت
می رفت تا برای ظهورش دعا کند
از کوچه ها گذشت ... و باران شروع شد
پایان شعر بود که توفان شروع شد
✍: #حسن_بیاتانی
@navaye_asheghaan
#فاطمیه
#حضرت_زهرا
جمال غیب خداوند، مظهرش زهراست
رسول، روح و روان مطهرش زهراست
پیمبـری کـه به قرآن خویش مینازد
یقین کنید که قرآن دیگرش زهراست
نبـی تمامـی تـوحید را در او دیـده
علی جمال خداوندْ منظرش زهراست
درود باد به مردی که خاکِ درگه اوست
سلام باد بر آن زن که رهبرش زهراست
به هـر فلک که گذر کرد خواجۀ لولاک
به چشم فاطمه بین دید، محورش زهراست
علـی کـه کفـو نـدارد چو ذات اقدس حق
از آن کشد به فلک سر که همسرش زهراست
حسین گفـت: بـه نـزد ستمگـران هرگز
ذلیل نیست عزیزی که مادرش زهراست
چگونه خصم به روی علی کشد شمشیر؟
که جان به کف همه جا در برابرش زهراست
بـه آیـه آیهی قــرآن قســم کـه این قرآن
زبان و روح و نگهبان و داورش زهراست
حرامـزاده! مکــن شیعـه را چنیـن تهدید
که هر که شیعه بوَد، یار و یاورش زهراست
چگونـه دیـن رسـول خـدا رود از دست
مگـر نـه دختـر اسـلامْ پرورش زهراست
کجا ز نامه و میـزان و محشرش باک است
کسی که نامه و میزان و محشرش زهراست
نبـی کـه عـاشق روی بـلال اوست بهشت
بهشـت قـرب خداونـدِ اکبـرش زهراست
✍: استاد #غلامرضا_سازگار
@navaye_asheghaan
#فاطمیه
ورودیه
سنتی
زمزمه،سنگین،زمینه،نوحه
فاطمیه شد به پا
شد همه عالم عزا
ناله صاحب زمان
مَحرم ارض وسما
مهدی سوی کجاعازمه
تربت مخفی فاطمه
العجل یا صاحب الزمان..
العجل یابن الزهرا بیا...
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
فاطمه شد خون جگر
از لگد و میخ در
ازغم شش ماهه شد
بارش خون از بصر
بیت حیدر شد کرب وبلا
محسن مظلومش شدفدا
العجل یا صاحب الزمان.....
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
قامت حیدر کمان
اشک دوچشمش روان
در جلوی چشم او
باغ گلش شد خزان
ناله کنان زینبین
آن دوگل عالمین
شاهد مظلومیت
هم حسن وهم حسین
کارطفلان شدآه وفغان
بر روی لب ذکر الامان
العجل یاصاحب الزمان..
العجل یابن الزهرا بیا
@navaye_asheghaan
سلام بر فاطمیه
مناجات با امام زمان عج
شکر لله حضرت صاحب زمانم بوده ایی
در خوشی و نا خوشی کهف امانم بوده ایی
من همیشه بی وفای بی وفا بودم ولی
تو همیشه باوفای مهربانم بوده ایی
مهربانی ات دلم را گرم کرده مهربان
مِهر پشت ابرهای آسمانم بوده ایی
بهر دنیا رو به هرکس میزنم ، ای وای من
غافل از اینکه شما روزی رسانم بوده ایی
لقمه ی نان حلالم ، چون غذای حضرتی ست
رازق بی منت هر لقمه نانم بوده ایی
تو مرا دعوت به بزم روضه ها کردی ولی
من نفهمیدم که آقا میزبانم بوده ایی
در هجوم غصه های بی امان روزگار
بین این دلشوره ها آرام جانم بوده ایی
اشک و آهت را در آوردم اگر شرمنده ام
شاهد عصیان چشمان و زبانم بوده ایی
بارها شد روضه ایی بر ما حواله بی خبر
تازه فهمیدم خود تو روضه خوانم بوده ایی
یاد آن لحظه که حیدر وقت غسل فاطمه
با خجالت گفت ای زهرا تو جانم بوده ایی
زخم هایت را که دیدم ، سوختم ، فهمیده ام
ذولفقار خسته جان و قد کمانم بوده ایی
بعد تو دیگر علی پشتش شکسته از غمت
فاطمه جان تو همه تاب و توانم بوده ایی
#فاطمیه
#امام_زمان_علیه_السلام
@navaye_asheghaan
|⇦•سرمایه دارم...
#سینه_زنی وتوسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۱ به نفس سید رضا نریمانی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
سرمایه دارم تا که غمِ تو رو دارم
نذاشتی ناامید شم و الحمدلله
شدی همه کس و کارم
بی شما بی کسم بی تو در نمیاد نفسم
به غم تو قسم، بی تو انگاری تو قفسم
خیلی دلواپسم به شفاعت تو نرسم
نذاشتی که تنها باشم اسیرِ این دنیا باشم
نخواستی من رسوا باشم آخه تو مادرمی
بی نیازم از دو عالم تا تو یاورمی
تا گداتم سربلندم سایه ی سرمی
«یا زهرا مدد یا زهرا..»
خیلی چیزا رو غمِ شما بهم یاد داد
با خطبه ها و گریه هات یادم دادی
که باید پای ولی ایستاد
غم تو می خرم همه درد و بلات به سرم
اگه روضه میرم دلم و حرمت میبرم
این چشای ترم بوده ارث پدر مادرم
یادم دادی عاشق باشم
تو عاشقی صادق باشم
خدا کنه لایق باشم که نوکرتو بشم
پای کار تو بمونم یاور تو بشم
کاش فدای نوکرای حیدرِ تو بشم
«یا حیدر مدد یا حیدر..»
عمریه مادر برا غمت عزادارم
برای صبحِ انتقام، جمعه تا جمعه
دعا فرج شده کارم
بخرم بی بی جون برا لشگر فاطمیون
که بدم سروجون تو قیام حماسه و خون
منو هم برسون به ظهور امام زمون
لباسِ رزم و می پوشم
علَم می گیرم رو دوشم
میپیچه کم کم تو گوشم
صدای پای ظهور....
منتظرها دَم میگیرن با دعای ظهور
داره دنیا میشه آماده برای ظهور
«یا مهدی مدد یا مهدی..»
@navaye_asheghaan
4_5866055311990721997.mp3
16.63M
|⇦•سرمایه دارم...
#سینه_زنی وتوسل به حضرت زهراسلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۱ به نفس سید ضا نریمانی ✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
مادر هر کار کند بچه ها یاد میگیرند مثلا اگر شهید شود.
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
@navaye_asheghaan
|⇦•مادرم کنیز فضه...
#سینه_زنی وتوسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا ۱۴۰۱ شده به نفس سید رضا نریمانی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
مادرم کنیز فضّه، پدرم غلام قنبر
خونه زاد خونه ی تو، هستم از اول تا آخر
عمریه این آرزومه، میون غوغای محشر
وقتی که خسته ام برسه دستم به تو مادر
تویی مادر، شفیعه ی محشر
تویی یاسِ کبود پیمبر
برای شیعه هستی تو مادر
علی آقام امیره و سرور
پدرِ خاکه و منه نوکر
خاک نعلین حضرت حیدر
«مادرم یا زهرا..»
برا نوکرت دعا کن شده از زمونه خسته
تو قنوت هر نمازت با همون دست شکسته
شامل لطف و دعای، خیر تو مادر میشم من
وقتی رو لبهام میشینه ذکر حسن حسن
گِل ما روخدا تا سرشته
رو درجنت اینو نوشته
حسن آقای اهل بهشته
جنون قلب من علنیه
عقیق عشق من یمنیه
شده قلبم براش حسنیه
«مادرم یا زهرا..»
ممنونم اجازه دادی بزنم برات به سینه
بارونِ اشکِ غم تو، تو چشای من بشینه
ازروز اول تا آخر دل به نگاهِ تو بستم
به زیر دینم مست حسینم خاک حسن
قراره قلب من تاحسینه
سروکار دلم با حسینه
روی لبهام فقط یا حسینه
یاحسینه تو هر رگ و خونم
یا حسینه به روی زبونم
یاحسینه نوای جنونم
«مادرم یا زهرا...»
@navaye_asheghaan
4_5866375742320807690.mp3
16.79M
|⇦•مادرم کنیز فضّه...
#سینه_زنی وتوسل به حضرت زهراسلام الله علیها اجرا شده ۱۴۰۱به نفس سید رضا نریمانی ✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
ما گوشه نشینان غم فاطمه هستیم
محتاج عطا و کرم فاطمه هستیم
یک عمر چو شمع گر بسوزیم کم است
دل سوخته عمر کم فاطمه هستیم
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
@navaye_asheghaan
|⇦•خدایا فاطمه بود...
#سینه_زنی وتوسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۱ به نفس سید رضا نریمانی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
من آذا ها..
خدایا فاطمه بود آن همه دشمن پس آن در
در آتش سوخت حدیث معتبر بِضْعَةُ مِنِّیِ پیمبر
در آتش سوره ی کوثر می سوخت
محسن در آغوشِ مادر می سوخت
زهرا از غمهایِ حیدر می سوخت
در می سوخت...در می سوخت
«یا زهرا....»
به ضربه ی غلاف میان همهمه
شکسته بازوی کبودِ فاطمه
«آه یا زهرا آه یا زهرا...»
أحَبَّ الله...
خدایا فاطمه با حیدر و با شیعه ی زهراست
خداوندا! دل ما در گرو فاطمه در بیعت مولاست
در قرآنِ آیات أعطینا سوخت
یاسین و الرَّحمن باطاها سوخت
تا محسن در آتش با زهرا سوخت
زهرا سوخت زهرا سوخت زهرا سوخت
سپر شد آن میان برای مرتضی
درون شعله شد فدای مرتضی
«آه یا زهرا آه یا زهرا..»
بنفسی أنت...
فدا شد فاطمه در همهمه ی حفظِ ولایت
علی بود و فقط یک فاطمه در جبهه ی ایثار وشهادت
در این سو پشت در مادر افتاد
در آن سو در کوچه حیدر افتاد
وقتی که با شدت آن در افتاد
در افتاد، در افتاد،در افتاد
ورق ورق شد آن کتابِ معرفت
کسی به غیر میخ نگفته تسلیت
«آه یا زهرا....»
@navaye_asheghaan