.
#حضرت_رباب
شعر محاوره مرثیه حضرت رباب سلام الله علیها
من یه مادرم، یه مادرِ شهید...
که شدم از داغ یاسم موسفید
گلمُ یه جوری چیدن از تو باغ
که قدِ منو حسین هردو خمید
گلِمنکِیطاقتسهشعبهداشت؟
سُرخمیشدگلوش،نمیشدبوسهکاشت!
خدا لعنت کنه این حرمله رو..
بَدجوری تیر و روی گلو گذاشت
آخ.. مِن الاذن الی الاذن.. سرت
آخ.. مِن الورید الی الورید.. پرت
هی تلظی کردی، دست و پا زدی
آخ.. بمیره از غم تو مادرت...
مگه تو ثمر نداری حرمله؟!
از دلم خبر نداری حرمله...
پسرم شیشماهه بود با تیر زدیش،
مگه تو پسر نداری حرمله؟!
حرمله خدام عذابت بکنه
الهي خونه خرابت بکنه..
هم علیمو کُشتی،هم آب ندادی
خدا توی آتیش آبت بکنه
همه ایستادن و داغمو دیدن
سر شیشماهمو با تیر بریدن
یکی سرسلامتی بهم نگفت
همهبهاشکچشاممیخندیدن
چقدر غصه و غربت کشیده...
این حسینِ که مصیبت کشیده
یهقدم میرفت، دوباره برمیگشت
خیلی از رباب خجالت کشیده
چطوری تنترو توخاک بذاریم؟
بعد تو علی دیگه غصه داریم..
یه باره دیگه بخند برای ما...
من و بابائیت مگه دل نداریم!
سر قبرت حالا هِقهِق می کنم
یادِ خاطرات سابِق می کنم
کاشکی نبش قبر نشی با نیزه ها
من از این غُصهی تو دِق می کنم
مثل زهرا تو رو بی هوا زدن
چون عمومُحسن تویِبلا زدن
با سهشعبه زدنِت، ولی دیگه..
سر تو چرا به نیزه ها زدن؟!
میونِ بلا.. دیگه نبینمت
زیرِ دستوپا..دیگه نبینمت
جای تو، تو آغوش مَنِ گُلم
روی نیزهها.. دیگه نبینمت
هیباعمهزینبازچشات میگم
دارم از خندهی رو لبات میگم
روی نیزه، عمو لالا میخونه..
پای نیزه، من لالا برات میگم
لالا لالا لالایی علی بخواب
لالا لالا لالایی.. جانِ رباب
کاش نبینم روی نیزه ای، تو هم..
نبینی دست منو بین طناب
از روی نیزه نیفتی پسرم
نیزه میلرزه نیفتی پسرم
کمی طاقت بیار اینجا پُرِ از..
..چشمایِهرزه،نیفتی پسرم
زیرِآفتابمیشینمآب نمیخوام
شبا دیگه نور مهتاب نمیخوام
وقتیکه تو خوابیدی بهزیرِخاک
مندیگهبهاینچشامخوابنمیخوام
بعد تو ربابْ هم بییاوره
بعد تو چشم رقیه هم تَره
مثل زینب که برادر نداره
بعد تو سکینه بی برادره..
چطوری خاطرههاش یادم بره؟
چطوری اشک چشاش یادم بره؟
تصویرش هنوز توی ذهنِ مَنِ...
چطوری زخم لباش یادم بره؟
تَرکِ لباش مگه یادم میره..!
بغضِتوصداشمگهیادممیره..!
هر چی از یادم بره ولی آخه..
آخریننگاش مگه یادم میره...!
#مجتبی_دسترنج_ملتمس ✍
#حضرت_علی_اصغر
#محاوره_ای
.
@navaye_asheghaan
.
#زمینه
#حضرت_رباب سلام الله علیها
سلام ای بانوی صبر و عزا
سلام ای کوهِ اَندوه و بلا
فدای رنج و غُصه و غمِت
تویی اوجِ روضه ی کربلا
تو دلخونی.. بمیرم تو محزونی.. بمیرم
علی اصغر.. نداری پریشونی.. بمیرم..
آب می بینی گریه می کنی
سراب می بینی گریه می کنی
طفل می بینی ضجه می زنی
خواب می بینی گریه می کنی
یا مظلومه.. یا رباب..
مگه میشه از یادِ تو بِره...
زمانی که شد دلها غُصهدار
بهروی دست بابا پَر میزد
علی اصغر با قلبی بیقرار
هنوز لالا.. میخونی نداری تو.. توونی..
به یادِ ذبحِ عطشان زیرِآفتاب..میمونی
تیر می بینی گریه می کنی
شمشیر می بینی گریه می کنی
ذبح می بینی ناله می زنی
تو شیر می بینی گریه می کنی
یا مظلومه.. یا رباب..
اگه حرمله از یادت بِره..
نِمیره از یادت اون نیزهدار
کنارِ سر عباس و حسین
میزد بر نیزه سرِ شیرُخوار
چِقَد ناله.. کشیدی پایِ نیزه.. خمیدی
توی طشتِ طلا هم.. حسینترو..تو دیدی
چوب می بینی گریه می کنی
طناب می بینی گریه می کنی
طشت می بینی لطمه می زنی
شراب می بینی گریه می کنی
یا مظلومه.. یا رباب..
#مجتبی_دسترنج_ملتمس✍
#زمینه_حضرت_رباب
👇
@navaye_asheghaan
.
#نوحه
#حضرت_رباب سلام الله علیها
بانویِ خیر و ثواب نورِ دلِ بوتراب
همسرِ ارباب عشق سیدتی یارباب
کوهِ کرامت تویی... اوج شهامت تویی
روح حجاب و عفاف اُسوهی عفت تویی
سیدتی یا رباب...
بانیِ جود و عطا منبعِ فیض و سخا
در تو نمایان شده خصلت خیرالنساء
مادر اصغر شدی بانویِ برتر شدی
به کربلایِ حسین تو نام آور شدی
سیدتی یا رباب...
داغ و بلا دیده ای ظلم و جفا دیده ای
سر و تنِ اصغرت زِ هم جدا دیده ای
به روی دستِ پدر دیدهای با چشمِ تَر
به تیرِ حرمله شد بُریده رأس پسر...
سیدتی یا رباب...
به غصه گشتی دچار شدی اسیرِ اغیار..
تو سر شش ماهه را دیده ای نیزهسوار
به شام و کوفه چرا؟ به غم شدی مبتلا
مگر تو دیدی سری.. میانِ طشت طلا؟!
سیدتی یا رباب...
توییبهشیعهشفیع مقام تو شد رفیع
کرببلایم ببر... بحق طفل رضیع
به شیعه بنما دعا به حق رأس جدا
ملتمس تو شدم مرا ببر کربلا..
سیدتی یا رباب...
#مجتبی_دسترنج_ملتمس✍
#نوحه_حضرت_رباب
👇👇👇👇👇👇
@navaye_asheghaan
.
#شهادت_امام_کاظم
طور وفا
از بس تنت کاهیده از جور وجفا بود
گویی که بر سجاده، جای تو عبا بود
یک لحظه غافل از خدای خود نگشتی
لب های تو مشغول ذکر ربنا بود
موسی شدی و طور تو شد کنج زندان
موسی، همه شب، مات این طور وفا شد
برغُربتت زنجیرها خون گریه کردند
خوناب غم هایت روان، از ساق پا بود
هر روز روزه بودی و هنگام مغرب
با تازیانه وقت افطار شما بود
در زیر زنجیر گران، خون گلویت
یادآور خون شهید کربلا بود
از معنی «قعرالسجون» گودال پیداست
گودال سرخی که برایت آشنا بود
چون فاطمه تو مستجاب الدعوه بودی
عجل وفاتی آرزویت از خدا بود
بی حُرمتی کردند بر جسم شریفت
جسمت به روی تخته ای از در چرا بود
هرجا «وفایی» با دل خونین نظر کرد
شیعه به پاس این مصیبت، در عزا بود
#سید_هاشم_وفایی✍
.
@navaye_asheghaan
.
#حضرت_رباب
مدح و مرثیه حضرت رباب سلام الله علیها
بانوی آفتاب و آب رباب
زوجهی سیدالشباب رباب
نور چشمانِ حضرت زهرا
ای عروسِ ابوتراب رباب
از تو باید همیشه گفت و شنید
وَز تو بنوشت صد کتاب رباب
مدح تو هست اُستوار و بلند
مدح تو هست دُرّ ناب رباب
گفتمش کیست مظهر عصمت؟
گفت الله در جواب رباب
..وَ کنیزت زنان ما هستند
..وَ غلامت همه شباب رباب
هر که جز خانه ی تو را در زَد
رفته او در پیِ سراب رباب
یک نگاه تو رحمت الله است،
کِی کنی بر گدا عتاب رباب؟!
هر کجا در به رویمان بَستَند
کرده ذکر تو فتحِ باب رباب
بانوی جنتی و از این روی
نوکرت کِی شود عذاب رباب؟
روز محشر اُمیدمان بر توست
در همان لحظهی حساب رباب
اُسوه ی عفت و حیا و شرف
معنی شوکت و حجاب رباب
زینبی نُطق و فاطمی خویی
هاشمی خصلت و نقاب رباب
گندمِ دستِ تو دوا گردد
چون که گردید آسیاب رباب
ما همه خستگانِ معصیتیم
بر دل خستگان بِتاب رباب
در دل سائلین تو زِ ازل،
کرده نام تو انقلاب رباب
جان عالم فدای نام تو باد
که حُسینَت کند خطاب رباب
نام تو واژه واژه پر معناست
تا به عرش است نقشِ قاب «رباب»
خانه ای که تویی کنار حسین
هست محبوبِ آن جناب رباب
مادرِ اصغر و سکینه تویی
بس به مدح تو این صواب رباب
به غلامی اصغرت ما را..
کِی نمایی تو انتخاب رباب؟
کُن دعایی دوباره دلتنگم
ای دعای تو مستجاب رباب
کربلا خواهم و بگویم باز..
حقِ شش ماههات رباب رباب
.....
در عزای تو مرثیه لال است
..وَ نیاورده روضه تاب رباب
کربلا بود و لحظه لحظه دلت
بود آری.. در اضطراب رباب
لَعن تو بر هرآنکه جرعهی آب
کرده از اصغر اجتناب رباب
آن زمانی که آب را بستند
شد دل کودکت کباب رباب
ریخت خون از گلوی اصغر تو
چون که از گُل چِکد گلاب رباب
تا که زَد تیر، حرمله به علی
آسمان شد سرت خراب رباب
گفته مقتل، که دیده ای در دشت
سر شش ماهه را خضاب رباب
دیده ای روی نیزه ها آری،
تو سر هجده آفتاب رباب
چون سر اصغرت سر نی رفت
تو شدی غرق التهاب رباب
من بميرم پس از حسین شده
دست تو بسته با طناب رباب
مثل زینب تو را به شام زدند
سر کینه، سر ثواب، رباب
عالمی کاش جان دهد زین غم،
تو کجا مجلس شراب رباب؟
تو کجا، مجلسی که بر لب یار..
میخورَد چوبْ با شتاب رباب
عاقبت از غم حسینِ غریب
رفته ای زیر آفتاب رباب
از مراثی تو برای حسین
هر دل سنگ شد مذاب رباب
.....
غرض «ملتمس» نگاه تو بود
ای مضامین شعر ناب رباب
ذره ام، قطره ام، نگاهم کن
بانوی آفتاب و آب رباب....
#مجتبی_دسترنج_ملتمس✍
#مدح_مرثیه_حضرت_رباب_س
.
@navaye_asheghaan