eitaa logo
نظر سوم
1.2هزار دنبال‌کننده
263 عکس
63 ویدیو
2 فایل
یادداشت ها و چرک نویس های مجتبی عرب
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله آدرس غلط می‌دهند! ۱. آن بانوی بزرگوار حتماً لیاقتی داشتند بیش از یک خطا در زندگی که توسط شقی‌ترین‌ها و در معرکه نبرد به شهادت رسیدند. ۲. کسی انصاف و عقل داشته باشد از یک آدم نیک، از قضا تک خطایش را ترویج نمی‌کند. ۳. این کشور دختران بی‌حجاب خوبی ندارد؟ چرا حتما دارد، همه بی‌حجاب‌ها بی‌حیا هستند؟ معلوم است که نه! بی‌حجابی یک حرام سیاسی فراتر از حرام فقهی رساله‌ای هست؟ بله! پوشش کامل فریضه الهی و قرآنی هست؟ بله که هست. ۴. عکس بی‌حجاب آن بزرگوار را یک وقت یک رسانه‌ای، روزنامه‌ای، شهرداری‌ای می‌زند (یک حرف است که باز از منظر موارد قبلی که نوشتم قابل تأمل است) یک وقت رسانه دفتر رهبری این خطا را انجام می‌دهد، این دومی حتما منجر به قبح‌شکنی می‌شود که شد. ۵. گیر یک مشت اصولگرای نفهم اشعری‌مسلک که خطای کارمند دفتر رهبری را هم می‌خواهند ماله بکشند و از کارمند سایت دفتر رهبری هم هاله قداست بسازند و عقل را تعطیل کنند و با فکر بدرود بگویند نیفتید! خطا، خطاست و وظیفه نهی از منکر وظیفه مومن مسلمان متعهد انقلابی بنابر منظومه فکری رهبر انقلاب و نگاه درست به دین اسلام. ۶. در شرایطی که دستورات جدید رهبری را در مسأله حجاب همین اخیرا داشتیم، الیاس حضرتی تلاشش را کرد هزینه را پای رهبری فاکتور کند، عده‌ای در دولت از وزرا روبروی دستور رهبری حتی مقاومت‌هایی کردند و اهلش در جریانند، دغدغه‌های مردم ایران راجع به مرزشکنی‌های بی‌حیایی و... در چنین شرایط سیاسی متأخری این خطا، یک خطای عادی نیست. مراقب باشید از کم‌اطلاعی سیاسی عموم از شرایط سوء استفاده مضاعفی نکنند! عده‌ای که سوداهای در سر دارند @nazare3
بسم‌الله الرحمن الرحیم. دیروز فرصت شد تا چهار اجرای «سینا ساعی» در «کارناوال» را ببینم. رپ را یکی از بهترین قالب‌ها برای بیان مفاهیم جدی، معنادار، سیاسی و اعتراضی در هنر و موسیقی می‌دانم؛ فرمی که ذاتاً مستعد معنا‌آفرینی است (برخلاف نظر محترم برخی پیشکسوتان)، و به‌نظرم واقعاً جذاب می‌آید. تلفیق آن با هنر نمایشی تئاتر نیز در این اجراها بسیار متعادل و گیرا بود. کار، نه گل‌درشت بود، نه نخبه‌گرایانه به معنای عامه‌نفهم، و نه عوام‌پسندانه. این را مقایسه می‌کنم با یک اجرای بسیار ناهماهنگ از تلفیق موسیقی، هوش مصنوعی، ربات و تئاتر که همینجا در یک رقابت کارناوال اتفاقی دیدم؛ اجرایی گل‌درشت، ناکام، و غوطه‌ور در وهم و بی‌معنایی. @nazare3
به عنوان آدمی که بر حسب موقعیت‌‌های کار با آدمیزاد، تجربه شناخت و آدم‌شناسی را پیدا کرده‌ام، تحلیل رفتاری آن‌ها من را به تحلیل تفکری و ایدئولوژی‌شان نزدیک می‌کند؛ وقتی اولین اجرای شروین حاجی‌پور در برنامه «عصر جدید» را دیدم (و البته از سبک و استعداد عرفان طهماسبی هم خوشم آمد) در همان نگاه اول فهمیدم: «این‌ها آینده سیاسی جدی‌ای دارند و این برنامه دارد کسی را بزرگ می‌کند که مستعد است سوارش شوند.» و متأسفانه کسانی که سرگرمی و رسانه را خالی از انسان و تربیت می‌فهمند (یا باج‌دهندگان امنیتی که به فکر سرگرم‌کردن جامعه برای بقای خود هستند و دین و انسان را درک نمی‌کنند)، به پیامدهای یک عمل که سرشار از واکنش‌های اجتماعی فراگیر است، قائل نیستند و همیشه پس از وقایع می‌اندیشند. حالا، سینا ساعی را در اولین نگاه دیدم و نگران شدم که مبادا «اشکان خطیبی» بشود. اما کار او بسیار عمیق و برای جامعه امروز باسود بود؛ که بذرهای مهم‌تری در او وجود دارد: بذرهای یک هنرمند صاحب‌محتوا، اهل فکر و دارای ایدئولوژی؛ کار او عمیقاً ایران‌دوستانه، سیاسی، با پیامی روشن برای جنگیدن به منظور ساختن و قوی‌کردن ایران بود. اجرایش به نقش پنهان، مهم و هویت‌بخش زن در عرصه سیاست پرداخت. با شهامت بر سوژۀ انقلابی و الگویی مثل امیرکبیر دست گذاشت و از تلفیق شاهکارِ تئاتر، معلمی و رپ، برای ایجاد انگیزه کنشگری اصلاحی-سیاسی در نوجوان و جوان امروز استفاده کرد. اینکه هنر بتواند یک مصرف‌گر پوچ، سرگرمی‌ساز تهی، تحریک گر خالص وهم نباشد، جدا ارزشمند است حتی خوانندگی زنان در اجرای پایانی‌اش را (با توجه به دانش خودم از مباحث فقهی) خالی از اشکال فقهی یافتم. با استناد به استادیاری تدریس کتاب «الغناء» درس خارج فقه آیت‌الله خامنه‌ای برای دو تن از طلبه‌ها، و با تکیه بر مباحثه‌های فنی و علمی مفصلی در باب غنا، موسیقی و فقه داشته‌ام، معتقدم موسیقی توان بسیار بالایی در انتقال معنا دارد. حرف مهم و پیچیدهٔ اسلام و عرفان در مورد موسیقی( به‌ویژه نوع غنایی آن) که چگونه عزم‌شکن است و چرا خداوند آن را حرام کرده با این نگاه که هیچ تشویقی به سمت موسیقی در روایاتی که دستمان رسیده نیست؛ کنار فهم حکیمانه شخصی مثل آیت الله خامنه‌ای در استفاده ایجابی از موسیقی در انتقال معنا قرار می‌گیرد. این روایت بسیار متفاوتی که از غنا در این کتاب وجود دارد، و حرف‌های مهمی که از قرآن و آیاتی که روایات غنا ذیل آنها آمدند می‌شود زد، انگار یک پارادوکسی از رد و تمایل می‌سازد، که حرف اصلی این پارادوکس و حرف حساب کلی اینجاست: چگونه با این با ظرفیت بالای انتقال معنا از طریق موسیقی روبرو شویم؟ پرداختن به این مسئله به‌ویژه برای نسل جوان مهم است. با توجه به اینکه حتی بچه‌حزب‌اللهی‌ها هم گاهی دچار بی‌عزمی می‌شوند، آن هم دقیقاً به دلیل درگیر شدن با همان موسیقی‌های عزم‌شکن، حتی در قالب برخی مداحی‌های استودیویی. مبارزه در دل این پارادوکس شکل می‌گیرد. از طرفی ساخت فهمی که به نسل جدید نشان دهد که اگر به دنبال عزم و جدیت است، باید به سمت معنویت برود و حتی در سبک زندگی و نسبتش با موسیقی تجدید نظر کند، و از طرفی دیگر ستیز با متحجران زمان‌نشناس که موضوع را یک‌سره حذف می‌کنند، عظمت موسیقی در انتقال معانی مهم و صحیح را درنمی‌یابند و به‌راحتی نسخه «حذف» می‌پیچند و نمی‌دانند این مسیر نمی‌تواند دین را در زمانه حاضر اقامه کند و ظرفیت‌های حداکثری دین را به نوجوان و جوان برساند. اما از بحث مهم موسیقی بازگردم به معنای این اجراها که وجود اصلیشان به موسیقی گره خورده: در مجموع، با نقدهایی، از این چهار اجرا بسیار خوشم آمد. تا جایی که دیدن این اجراها را برای فعالان تشکل‌های امروز از برخی رویدادهای بسیج دانشجویی و نهاد رهبری و... مفیدتر می‌دانم. کاش این همه اشتراک، ما را به هم نزدیک‌تر کند و ای کاش این همه افتراق، میان ما و کسانی که شبیه ما هستند، ما را جدا سازد. دردنوشتی در پی‌نوشت: خسته شدیم از این متحجران خسته‌کننده، از آن روشنفکرنمایان صورتی و میانه‌رو‌های بی‌جهت که نمی‌دانند «روشنفکر دیندار» یا «دیندار روشنفکر» چیست. آنها که عقلانیت دینی را از سوی دیگر مضحکه کردند. خسته شدیم از این همه مبارزه، در بین آدم‌های مختلفی که در آن هم احساس غربت می‌کنی و هم اشتراکات می‌یابی؛ از این کار سختِ قرار دادن حق در موضع خودش، که از یک سو به گونه‌ای نفی می‌شود و از سوی دیگر به گونه‌ای دیگر. «تلک شقشقة هدرت.» @nazare3