eitaa logo
نظر سوم
1.6هزار دنبال‌کننده
276 عکس
68 ویدیو
2 فایل
یادداشت ها و چرک نویس های مجتبی عرب
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از بافتار
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻تا خون در رگ ماست، هستیم ویدئویی از صحبت شهادت‌طلبانهٔ جانباز ۱۹سالهٔ جنگ تروریستی اخیر، آن‌گاه که جراحت خود را هیچ می‌انگارد و شباهت آن به صحنه‌ای که آوینی در «روایت فتح» برایمان شرح می‌دهد. توضیحات این ویدیو را از اینجا بخوانید... 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
هدایت شده از بافتار
🔹بسیجی، از زمانی که بسیجی خمینی بوده تا امروز که بسیجی خامنه‌ای‌ست، همواره یک شمایل داشته. شاید او را در موقعیت‌های متفاوتی ببینیم اما جوهره یکی‌ست؛ چه دفاع مقدسِ هشت‌ساله در جنگ با رژیم بعثی، چه امروز در خیابان‌های شهر با تروریست‌های آمریکایی. همۀ آن‌ها از جهتی شبیه هم‌اند و آن، تکیهٔ‌شان بر «ایمان» است. 🔹بسیجی‌ها‌ به «تکلیف» عمل می‌کنند و به یک چیز واحد تکیه دارند و آن، خداوند است و تنها یک راه را پیش می‌گیرند و آن، راهِ عاشوراست. فرقی نمی‌کند، بسیجی کجا باشد و مشغول چه کاری باشد، او می‌خواهد همۀ هست‌ونیستش را برای خدا فدا کند و ادعایش را با خونش ثابت می‌کند. 🔹سیدمرتضی آوینی که خود از تبار بسیجیان بود و سخت دلداده‌‌شان، بسیجی را در هر موقعیت و حالی دنبال می‌کرد و حتی از ساده‌ترین رفتار‌هایش، رازگشایی می‌کرد. حال که روح بسیجی‌ یکی‌‌ست، می‌توان آن‌چه را آوینی دربارۀ بسیجی خمینی روایت کرده، در بسیجی خامنه‌ای نیز به‌وضوح یافت. این نسبتی که برقرار است، تنها به دلیل مشابهت‌های ظاهری نیست، بلکه حاصل یگانگی روح تمامی این بسیجی‌ها بر محور ایمانشان است. برای همین است که «روایت فتحِ» آوینی، هم‌چنان گرم و زنده است. 🔹در این فرسته، با دیدن مصاحبۀ یکی از جانبازان جنگ تروریستی فتنهٔ دی‌ماه ۱۴۰۴ که نوزده‌سال بیشتر ندارد و در دیدار روز مبعث با مقام معظم رهبری حاضر شده بود، یاد صحنه‌ای از «روایت فتح» افتادیم که نقطه‌ مشترک هردو، خاکساری در عین جانبازی و آمادگی‌ برای جان‌فشانی‌های بالاتر است. 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
و هنگامیکه مؤمنین ( واقعی) اجتماع همه احزاب کفر برای ضربه نهایی به جامعه حق و حکومت اسلام را دیدند دقیقا در نقطه مقابل منافقین گفتند: اصلا این! همین صف آرایی! خودش همان چیزیست که خدا و رسول ( رهبر الهی جامعه) به ما وعده دادند! و خدا و رسولش ( رهبر الهی جامعه) راست گفتند! و جز ایمان و تسلیم بر آنها نیفزود و اتفاقا همین ایمان و ایستادگی روبروی ظاهرسازی ترسناک! جبهه کفر به نقطه کفی الله المومنین القتالَ و برداشته شدن سایه جنگ رسید @nazare3
هدایت شده از پیشگام
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍ماموریت امروز جریان دانشجویی🇮🇷 🎙گفت‌وگو با: - آقای سید‌حسن موسوی‌فرد - حجت‌ الاسلام مجتبی عرب 📌 این گفتگو، دعوتی است به همه‌ی تشکل‌ها، فعالان و مسئولین تشکل‌های دانشجویی برای فکر کردن به «نقش واقعی جریان دانشجویی در میدان امروز» 🔗 مشاهده فیلم کامل 🌐 پیشگام | pishgami_ir@
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جهت گیری به سوی ظهور در این عالم یک پروژه‌ی بزرگ در حالِ پیش رفتن است: «ظهور حضرت حجت عج». این جدی‌ترین و بزرگترین مأموریتی است که در کلِ تاریخِ خلقت تعریف شده. توی این نقشه‌ی عظیم، ایران فقط یک نقطه‌ی جغرافیایی نیست؛ یک «قرارگاه» است. اما سوالِ اصلی اینجاست: در این قرارگاهِ بزرگ، جایگاهِ من کجاست؟ اگر هر کدام از ما نفهمیم کجای این پازل ایستاده‌ایم، عمرمان را در پروژه‌های فرعی و کوچک تلف کرده‌ایم. «جهت‌گیری» یعنی پیدا کردنِ همین نقطه‌ی اتصال؛ یعنی بفهمی خدا تو را برای باز کردنِ کدام گره در این مسیرِ جهانی آفریده است. 📍محتوای کامل تر این ارائه در وب سایت "جهت گیری" 🔗 زیلینک | جهت‌گیری https://zil.ink/jahatgirii
در الغارات اینگونه بیان شده که معاویه «سفیان بن عوف غامدی» (و در روایتی دیگر ضحاک یا بسر) را فرستاد و به او دستور داد مردم بی‌گناه را بکشد تا تقصیر ناامنی را گردن علی (ع) بیندازد: «...فَاقتُل مَن لَقِیتَ مِمَّن لَیسَ هُوَ عَلی مِثلِ رَأیِکَ، وَ اَخِرب کُلَّ مَا مَرَرتَ بِهِ مِنَ القُرَی، وَ احْرَبِ الاَموَالَ، فَاِنَّ حَربَ الاَموَالِ شَبِیهٌ بِالقَتلِ وَ هُوَ اَوجَعُ لِلقَلبِ.» ای سفیان! این غارت‌ها بر اهل عراق دل‌هایشان را به هراس می‌افکند، و هر کس را که در دل به ما تمایل دارد و در فکر جدا شدن از آنان است، جرئت می‌بخشد، و هر که از حوادث می‌ترسد، به سوی ما می‌کشاند. هر روستایی را که از آن می‌گذری ویران کن؛ و هر کس را که دیدی و بر عقیده تو نیست، به قتل برسان؛ و اموال را به غارت ببر، که غارت مال همانند کشتن است، بلکه برای دل‌ها دردناک‌تر و سوزاننده‌تر است. و علی علیه السلام در نهج البلاغه چنین از پروپاگاندای دستگاه رسانه ای دشمنان علی که خود خون می‌ریزند و خودشان مدعی می‌شوند شکوه می‌کند: «وَ إِنَّهُمْ لَيَطْلُبُونَ حَقّاً هُمْ تَرَكُوهُ وَ دَماً هُمْ سَفَكُوهُ» اينان حقّى را مى‌خواهند كه خود ترك كردند، و خونى را مى‌طلبند كه خود ريختند بله مراقب باشیم باز هم فرزندان معاویه و شیطان، سردمداران جزیره اپستین طلبکاران خون ریزی خود نشوند! @nazare3
🔴یادداشت اول: شبی که تقدیر رفتن رقم خورد بسم ربّ المهدی ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود. 🔻شب‌های قدری که تقدیر امسال رقم می‌خورد، طلبیدند یک دهه پابوس امام رضا علیه‌السلام باشم. دلشورهٔ عجیبی در دلم افتاده بود که امسال تقدیر رفتن آقا رقم می‌خورد. چرا؟ نمی‌دانستم. اما عجیب در دلم افتاده بود. 🔻یکی از دوستانم بعداً نقلی از آقای جاودان – حفظه‌الله – هم فرمودند که «خلاصه نگران باشید». دیگر آتش گرفتم. یکی دو تا از گروه‌های دوستانه را هم التماس کردم این شب‌های قدر برای این موضوع دعای خاص کنید. به امام رضا علیه‌السلام التماس کردم به قلم محو و اثبات واسطه شوند آقا امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه چنین تقدیری را امضا نکنند. التماس کردم جان خودم و بچه‌ها و خانواده‌ام را بگیرند و چنین چیزی نشود. 🔻باز به دلم مراجعه کردم ببینم راضی هستم یا الکی این جملات را می‌گویم. گفتم شما که می‌توانید چنین هم نکنید، اما اگر تنها به این بشود، به خدا که راضیم خودم را بکشید و ولو فقط چند روز سایهٔ این سید بر سر این مملکت و جهان مظلوم مستضعفان بیشتر باقی بماند. باز خواستم اگر قرار است چنین شود و امر الهی لایتغیر است، شما را به خدا قبلش مرا شهید کنید. 🔻راستش از نوجوانی بود یا همان اوایل جوانی، شاید بیست سال قبل، بارها و بارها از خدا خواسته بودم که من تصویری از دنیای بدون خامنه‌ای ندارم! مگر قبلش ظهور شده باشد. اما حتی نمی‌توانم تصور کنم که چنین روزی زنده باشم. بارها خواستم که مرا به چنین روزی مبتلا نکن. 🔻آخر می‌دانید؟ ما خدا و قرآن و امام زمان علیه‌السلام را هم با خامنه‌ای شناخته بودیم، چه رسد به آرمان و عزت و نورانیت، چه رسد به دنیا و سیاست و مدیریت و... 🔻چند ساعت قبل از شهادت آقا، داشتم برای یک جمع جوان با آب و تاب از مکتب امام و بی‌نظیر بودن خمینی و خامنه‌ای در طول دوران غیبت در بین تمام علما سخن می‌گفتم. می‌گفتم: ببین من طلبه شدم تا ببینم اسلام چیست؟ دیدم سقفی بلندتر از فهم خمینی به تفسیر خامنه‌ای از اسلام ناب محمدی صلوات‌الله علیه و آله، اسلام قرآن و امام زمان، برای ما در دسترس نیست! باقی حوزه که مدارش مکتب امام نیست، اگر بر طریق شرک خفی و جلی یا اسلام آمریکایی نروند، یک اسلام سنتی حداقلی دور از افق‌های قرآن بیشتر برای عرضه ندارند. این دو نفر، فقیهِ فقه اکبرند، نه یک متخصص فقه شناسی چهار احکام رساله... گفتم اینها ولی‌فقیه در حد نظریهٔ ولایت فقیه کتاب‌های فقه و مقبولهٔ عمر بن حنظله، سیرهٔ متشرعه بر ضرورت رجوع و اصل ۵۷ و ۱۱۰ قانون اساسی نیستند؛ اینها قله‌های آن دو حرف از ۲۷ حرف علم دورهٔ غیبتند. اینها واقعاً ما را با مفهوم امامت آشنا کردند... 🔻چه می‌دانستم که تنها چند ساعت بعد قرار است چه خاکی بر سرم بشود. این ذهن مخروبهٔ جوّال هر بار که می‌خواست به تحلیل دنیای بدون خامنه‌ای برسد، دل محکم به او می‌گفت: ساکت! تو آن روز باید مرده باشی، خیلی قبل‌تر پیشمرگش شده باشی. 🔻این دو سال و نیم بعد از طوفان‌الاقصی، که عقل تحلیلی به ما می‌گفت سیر حوادث با این وضعیت چنین خواهد شد که گروه‌های مقاومت یک‌به‌یک ضربه‌های جبران‌ناپذیر می‌خورند ولو در باطن قوی شوند، ماجرا به جنگ مستقیم ایران خواهد رسید، به مکر عده‌ای در داخل و جنایت یهود خبیث و آمریکای شیطان، اینها به دنبال ترور آقا هم می‌روند! و مثل سیر و سرکه می‌جوشیدم و این همه مُخدری که در صحنه می‌دیدم نفسم را می‌برید و دلم را به آتش می‌کشید. در دل می‌گفتم بابا نه، امکان ندارد. خدا نمی‌گذارد تاوان خطاهای ما به این‌جاها برسد. خدا همه چیز ما را ممکن است بگیرد: رئیسی را، سید حسن آن قلهٔ یگانه را، سوریه را... اما در این یکی به ما رحم می‌کند. ما نمی‌توانیم، ایران کشش این را ندارد. 🔻شب عاشورا که آخرین باری بود چشمم به جمال نورانی‌اش از نزدیک منور شد، با کلی هیجان در دلم گفتم: پس خطر رفع شد، خدا یک سال دیگر هم به ما رحم کرده. 🔻پارسال که سید حسن ما را برای تشییع فراخواند، خیلی با دقت و جزئیات حال و روز حزب‌الله و جامعهٔ لبنان را وارسی می‌کردم. چرایی این ابتلا برایم مهم بود. اینکه این جامعهٔ مؤمنین «کَزبر الحدید» را خدا به چه دلیل به این ابتلا رساند؟ به نکته‌ای رسیدم که در آخرین یادداشتم از لبنان پارسال منتشر کردم. برداشتم این شد که در مسیر توحیدی‌تر شدن جامعهٔ مؤمن لبنان، امتحان بعدی خدا در اتکای مستقیم به حق بدون وجود هر غیری است؛ لبنان باید به جهان تکیه نکند، مستقیم‌تر و تنها بر خود خدای تبارک و تعالی و امام غایب تکیه کند، و به دوران شکل‌گیری امامت خودِ امت و عبور از دوران امامت ویژهٔ یک نایب قهرمان برسد! یعنی گام بعدی رشد این جامعه، امامت در قالب امت و حلقه‌های پیشتاز میانی امت را باید بچشد. پس مبتلاست به اینکه رهبری در سطح سید حسن و سید هاشم نخواهد دید. (ادامه متن در پیام بعد) @nazare3
نظر سوم
🔴یادداشت اول: شبی که تقدیر رفتن رقم خورد بسم ربّ المهدی ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود. 🔻ش
🔴 یادداشت دوم: حالا رسید همان دنیایی که از آن می‌ترسیدم 🔻این دل لامصب دائماً می‌گفت: خب به ما چه! اینکه راجع به موقعیت ما نیست. جامعهٔ ایران که هنوز به چنین رشدی نرسیده که با یک ولی‌فقیه عدول کرده تا حد ولی‌فقیه قانونی و نه قله‌هایی مثل خمینی و خامنه‌ای، اصلاً باقی بماند! اصلاً مگر می‌شود؟! بابا بقای خود حزب‌الله لبنانش هم به سایهٔ علی خامنه‌ای است. مگر می‌شود امام زمان ما را این‌چنین رها کند؟! 🔻حالا رسید همان دنیایی که از آن می‌ترسیدم. و من مثل کودکی که هیچ شناختی از چنین دنیایی ندارد، هیچ فکر و تحلیل و اطلاعی از این دنیا ندارد، فقط مطمئن است به خدا و صاحب‌داری ما و نظر رحمت حجت خدا علیه‌السلام بر این ملت. و اینکه مطمئن است خیلی سطح پایین‌تر از خامنه‌ای، «موت اختیاری» دارند و او روز رفتن و شهادتش را خودش انتخاب کرده. و من سال‌ها خامنه‌ای را زندگی کرده‌ام که چقدر حکیم است. هر چقدر هم که ما تنهايش گذاشته باشیم در برابر مکرها، او می‌داند برای این مردم چه کند. 🔻این ساعت‌های سخت ظاهراً دارد جلو و جلوتر می‌رود. مثل کسی که عزیزترین کسی را که در ظاهر دنیا داشته از دست داده. مثل کسی که حتی می‌خواهد گریه نکند، مراسمی نرود، حرفی نزند و فقط با سرعت از این تقدیر فرار کند! حتی بخوابد اما یادش نیاید در دنیای بی‌علی خامنه‌ای نفس می‌کشد. جگرم سوخت وقتی دیدم در این همه حوزهٔ علمیه و این همه جهان اسلام، بعد از او حتی یک نفر نیست که در وزن شهادت او بلد باشد پیامی صادر کند! حکم جهاد و تدبیر و درایت، بسیج خونخواهی این ذبح عظیم، پیشکش! حتی انگار متن هم بلد نیستند بنویسند. 🔻جگرم سوخت وقتی فردای شهادتش در گروهی، پیام‌های کفتارهای سیاسی در معامله بر جنازهٔ مطهر او را دیدم. از تعیین رهبری غرب‌گرا که سریع سازش کند و جنگ را تمام! شتر دیدی، ندیدی! روبروی قاتل عزیزترین رهبر ایرانی تاریخ ایران بنشینند و مشق سازش بنویسند! رفقا گفتند: کجایی؟ حرفی نمی‌زنی؟! در جهانی که بودنم را مازاد می‌دانم و نمی‌شناسمش، چه بگویم؟! از کجا بگویم؟! 🔻چطور برخی این‌قدر راحت با چهار حرف الهیاتی غلط که «شهید خامنه‌ای دستش بازتر از خامنه‌ای امام است»، تصویر رسالت زینبی و پایان‌یافته دیدن ماجرای کربلا با شهادت امام ما، تطبیق غلط قاعدهٔ لطف به هر انتخاب خبرگان، ندیدن امتحان‌های تاریخی شیعه و ابتلائات سخت، مکرهای عمیق داخلی برای عدول از خط خامنه‌ای شهید، وسوسه‌های سنگین دشمن خارجی و فشار او برای تغییر ایران از ایران خامنه‌ای و... چطور این‌قدر راحت برای خودشان عادی کردند که امام ما را کشتند! راحت از وداع و تشییع و قاعدهٔ لطف و تسدید بر انتخاب بعدی خبرگان می‌گویند؟! 🔻فقط یک چیز را می‌دانم: هر کاری کنید تا جمهوری اسلامی یک قدم از خط خامنه‌ای عدول نکند. این با خیال راحتی و سپردن کار به انتخاب بعدی خبرگان و تکیه بر بچه‌های سپاه و اینها به تنهایی نمی‌شود. این جز با حضور در میدانِ تمام مردم و خصوصاً حزب‌الله در میدان، از حفظ خیابان و شهر تا حفظ اصول نبرد و آیندهٔ جمهوری اسلامی بر اساس معماری خامنه‌ای، میسر نخواهد شد. روزگار بسیار سختی از حضور همه شما آغاز شد. یا ایها العزیز دیگر هیچ تکیه‌گاهی جز شما برای این مردم با ایمان نمانده و خودت رحمی کن و آن پیروزی‌های شیرین که نائبت وعده داده بود را بر آن‌ها برسان. 🔻گرچه هیچ چیز و هیچ چیز جز خود ظهور این داغ را بر ما ساده نمی‌کند ، سر بریده ترامپ و نتانیاهو هم انتقام داغ او نیست، اخراج آمریکا از منطقه برای همیشه و نابودی اسرائیل هم در برابر انتقام او کم است فأما حزني بعدُه سرمد ننگ بر دنیای بعد از علی خامنه ای ✍حجت الاسلام مجتبی عرب @nazare3