eitaa logo
نــــــازح | Nazeh
449 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
826 ویدیو
56 فایل
چرا باید عضو شم؟ https://eitaa.com/nazeh313/42 چرا نازح؟ https://eitaa.com/nazeh313/8 یک هنرمند که تمام هنر و قلم‌ش را وقفِ راه روشن پسر زهرا(س) کرده هر آنچه در نازح می‌بینید زاده‌ی تأمل است بازنشرش، تنها با نام «نازح» زیبنده‌ است.🤍
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از نــــــازح | Nazeh
20.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام صادق: اگر کسی این سوره را در هر شب جمعه بخواند، کفاره گناهان بین دو جمعه او خواهد بود.📖✨ *بحارالانوار-جلد86-ص362 @nazeh313
هدایت شده از نــــــازح | Nazeh
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هم‌چنین امام صادق فرموده اند: هر کس شب‌ها و روز‌ها در صبح و عصر، سوره جمعه را قرائت نماید ، از وسوسه شیطان ایمن می‌شود و خداوند گناه آن روز او را می‌بخشد.✨🍃 @nazeh313
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قدرت رسانه در جعل واقعیت در اذهان عموم 🔴انگشت خودتون رو روی یکی از دایره ها نگه دارید تا ببینید درواقعیت دایره ها ثابت هستند @nazeh313
«پاوه که بودیم، حاج احمد صبح‌ها بعد از نماز ما را به ارتفاعات شهر می‌برد و توی آن برف و یخبندان باید از کوه بالا می‌رفتیم. بالا رفتن از کوه خیلی سخت بود، آن هم صبح زود. اما پایین آمدن راحت بود؛ روی برف‌ها سُر می‌خوردیم و ده دقیقه‌ای برمی‌گشتیم. حاج احمد همیشه روی پلی که کنار کوه بود با یک جعبه خرما می‌ایستاد و به بچه‌ها خسته نباشید می‌گفت و از آنها پذیرایی می‌کرد. یک‌بار که در حال برداشتن خرما بودم، گفتم «مرسی برادر» گفت: «چی گفتی؟»، فهمیدم چه اشتباهی کردم، گفتم: «هیچی گفتم دست شما درد نکنه.» گفت: «گفتم چی گفتی؟» گفتم: «برادر گفتم خیلی ممنون» دوباره گفت: «نه اون اول چی گفتی؟» من که دیگر راه برگشتی نمی‌دیدم، گفتم: «خرما را که تعارف کردین گفتم مرسی» گفت: «بخیز». سینه خیز رفتن در آن شرایط با آن سرما و گل و برف ساعت 8 صبح، واقعاً کار دشواری بود. اما چاره‌ای نبود باید اطاعت امر می‌کردم. بیست متری که رفتم، دیگر نتوانستم ادامه بدهم. انرژی‌ام تحلیل رفته بود. روی زمین ولو شدم و گفتم: «دیگه نمی‌تونم»؛ حاج احمد گفت: «باید بری»، گفتم: «نمی‌تونم»، والله نمی‌تونم»، بعد با ضربه‌ای به پشتم زد که نفهمیدم از کجا خوردم! ظهر که همدیگر را دوباره دیدیم، گفتم: «حاج احمد اون چه کاری بود که شما با من کردی؟ مگه من چی گفتم؟ به خاطر یک کلمه برای چی منو زدین؟»، گفت: «ما یک رژیم طاغوتی را با فرهنگش بیرون کردیم. ما خودمون فرهنگ داریم. زبان داریم. شما نباید نشخوار کننده کلمات فرانسوی و اجانب باشید. به جای این حرف‌ها بگو خدا پدرت رو بیامرزه!»