اونجا که نزار قبانی میگه:
من دربارهى تو به آنها نگفتم،
اما تو را ديدهاند كه در چشمانم زندگی میکنی.
من دربارهى تو به آنها نگفتم،
اما تو را در كلماتِ نوشته شدهام ديدهاند.
عطر عشق، نمىتواند پنهان بماند.
بچه که باشی از نقاشیات می فهمن تو دلت چی میگذره ؛
بزرگ که میشی حتی با فریاد هم نمی تونی به بقیه بفهمونی درد دلت چیه..
به خودم تبریک میگویم برای تحمل تمام روزهایی که هیچکس نفهمید چگونه گذشت. این سال هم گذشت، با تمام بغضهایی که در گلو ماند و لبخندهایی که به زور بر لب نشست. غمگینم، اما ادامه میدهم؛ نه به شوق زندگی، که به جبر روزگار.
و شمعی دیگر در باد تنهایی خاموش شد.من مدتهاست که در گذشته جا ماندهام. نه انتظاری، نه ذوقی، و نه دستهایی برای بریدن کیک. تنها صدای گذر عمر است که در سکوت این روز، بلندتر از همیشه فریاد میزند.
تولدم مبارک🪴..
#دستنویس
"نوشته بود: نگران نیستم!
همه چیز درست میشود . .
آب ریخته روی زمین جمع نه، اما خشک
میشود؛
قلب شکسته خوب نه، اما ترمیم میشود!
و هنوز هم میتوان، در گلدانی شکسته گل
کاشت..."