162.pdf
147.6K
📂هر روز با قرآن و عترت
📚#موضوع_صد_و_شصت_دو
✅ دوزخ و برخی عذاب های آن
✏️ جاودانگی در دوزخ
🗓1399/07/02
🌻 @nedaye_tahzib
D1737501T15725342(Web) - Copy.mp3
7.94M
#چهار_شنبه_های_اخلاقی
سخنرانی آیت الله حسین مظاهری
موضوع "بهشت و جهنم ثمره ادب"
انسان باید در مقابل دیگران مؤدب باشد. آنکه ادب ندارد، شخصیت ندارد. عذابهای جهنم را خودمان تهیه میکنیم و به تعبیر قرآن کریم "ذلک بما قدمت ایدیکم" . در قرآن بیش از صد آیه در مورد تجسم عمل است. خواری و ذلت اهل جهنم از بیادبی سرچشمه میگیرد. آب حمیمی که روی سر او ریخته میشود، چیزی است که خود تهیه کرده است. همچنین بهشتیان از طرف ملائک و اهل بیت (ع) و خداوند متعال احترامی خاصی دارند که از همان ادبشان فراهم شده است.
در عالم آخرت هرچه مینوشی، هرچه میپوشی همه از عمل خودت میباشد. رعایت ادب در همه انقساماتش لازم است؛ ادب در مقابل پروردگار، ادب در مقابل اهل بیت (ع)، ادب در مقابل قرآن، ادب در مقابل پدر و مادر و ...
#ندای_تهذیب
🌻 @nedaye_tahzib
🌿 tahzib-howzeh.com
#چهار_شنبه_های_اخلاقی
موضوع: آیا اخلاق و روحیات اشخاص، در سایه تربیت قابل تغییر است؟
این سؤالی است که سرنوشت علم اخلاق را روشن می سازد، زیرا اگر قبول کنیم که اخلاق و روحیات افراد تابع وضع ساختمان روح و جسم آنهاست، علم اخلاق علم بیهوده ای خواهد بود. اما اگر پذیرفتیم که قابل تغییر است، اهمیت و ارزش این علم بخوبی روشن خواهد شد.
بعضی از دانشمندان احتمال اول را پذیرفته اند و معتقدند همانطور که برخی درختان مثلًا میوه تلخ دارند، با تربیت باغبان تغییر ماهیت نمی دهند، بدگوهران و ناپاکدلان نیز با «تربیت» تغییر روحیه نخواهند داد و اگر هم تغییری پیدا کنند بسیار سطحی است و بزودی به حال اول باز می گردند!
آنها می گویند: ساختمان جسم و جان، رابطه نزدیکی با «اخلاق» دارد، و در واقع اخلاق هرکس تابع وضع خلقت روح و جسم اوست و به همین دلیل قابل تغییر نیست! و احادیثی مانند:
«النّاسُ مَعادِنٌ کَمَعادِنِ الذَّهَبِ وَالْفِضَّهِ»
مردم همچون معادن طلا و نقره اند(مجلسی، بحارالانوار 61 ، روایت 51.) را نیز شاهد مدعای خود قرار می دهند.
در برابر این طرز تفکر، اکثریت دانشمندان معتقدند که اخلاق و روحیات اشخاص در سایه تربیت کاملًا قابل تغییر می باشد.
تجربیات فراوانی که روی افراد «فاسد الاخلاق» شده، نیز این حقیقت را کاملًا اثبات کرده است که بر اثر «محیط سالم» و «معاشرت خوب» و «تربیت عالی» بسیاری از افراد شرور و نادرست کاملًا اصلاح شده اند؛ بعلاوه اگر این نبود تمام دستورهای آسمانی انبیا و پیشوایان دینی لغو می شد، زیرا اینها همه برای تربیت نفوس انسانهاست؛ همچنین تمام مجازاتهایی که جنبه تأدیبی دارند و در میان تمام اقوام جهان معمول است، بیهوده بود!
ما می بینیم حتی حیوانات درنده و وحشی را در سایه تربیت رام می کنند و در راههایی برخلاف خلق و خوی اصلی به کار وامی دارند، چگونه می توان باور کرد که اخلاق سوء در افراد انسان از درنده خویی حیوانات وحشی ریشه دارتر باشد!
منبع: زندگی در پرتو اخلاق/ تالیف مکارم شیرازی.
#ندای_تهذیب
🌻 @nedaye_tahzib
🌿 tahzib-howzeh.com
ماجرای نبش قبرحضرت رقیه
ملا محمدهاشم خراسانی(ره) حکایت نبش قبر حضرت رقیه سلام الله علیها توسط ایشان به منظور ترمیم قبر و رفع آبگرفتگی مضجع شریف حضرت رقیه(س) در سال ۱۲۸۰ هجری، را نقل میکند:
جناب آقا سیّد ابراهیم دمشقی که نَسَبش به سیّد مرتضی علمالهدی منتهی میشد و سنّ شريفش بيش از 90 سال بود، سه دختر داشت و اولاد پسر نداشت. شبي دختر بزرگ ايشان حضرت رقيّه دختر امام حسين عليهالسلام را در خواب ديد كه فرمودند: «به پدرت بگو: به والي بگويد: ميان لحد و جسد من آب افتاده، و بدن من در اذّيت است، بيايد قبر و لحد مرا تعمير كند.»
دختر به سيّد عرض كرد، ولي سيّد از ترس اهل تسنّن، به خواب اعتنا ننمود. شب دوّم دختر وسطي سيّد همين خواب را ديد و به پدر گفت، ترتيب اثري نداد. شب سوّم دختر كوچك سيّد همين خواب را ديد و به پدر گفت، باز ترتيب اثري نداد. شب چهارم خود سيّد حضرت رقيّه را در خواب ديد كه به طريق عتاب فرمودند: چرا والي را خبردار نكردي؟!
سيّد بيدار شد، صبح نزد والي شام رفت و خوابش را گفت. والی به علماء و صلحاء شام از شیعه و سنّی امر کرد که غسل کنند و لباسهای پاکیزه بپوشند، به دست هر کس قفل ورودی حرم مطهّر باز شد، همان کس برود و قبر مقدّس او را نبش کند، پیکر را بیرون آورد تا قبر را تعمیر کنند.
صلحاء و بزرگان از شیعه و سنّی در کمال آداب غسل کردند و لباس پاکیزه پوشیدند، قفل به دست هیچ کس باز نشد مگر به دست خود مرحوم سیّد، و چون میان حرم آمدند کلنگ هیچ کدام بر زمین اثر نکرد، مگر به دست سیّد ابراهیم.
حرم را قُرق کردند و لحد را شکافتند. دیدند بدن نازنین حضرت رقیه سلامالله علیها، میان لحد و کفن صحیح و سالم است اما آب زیادی میان لحد جمع شده است.
سیّدابراهیم در قبر رفت، همین که خشت بالای سر را برداشت دیدند ،سیّد افتاد. زیر بغلش را گرفتند،
هی میگفت: «ای وای بر من.. وای بر من..
به ما گفته بودند یزید لعنةالله علیه، زن غسّاله و کفن فرستاده ولی اکنون فهمیدم دروغ بوده، چون دختر با پیراهن خودش دفن شده. من بدن را منتقل نمیکنم، میترسم بدن را منتقل کنم و دیگر به عنوان "رقیّه بنت الحسین" شناخته نشود و من نتوانم جواب بدهم.
سیّد بدن شریف را از میان لحد بیرون آورد و بر روی زانوی خود نهاد و سه روز بدین گونه بالای زانو خود نگه داشت و گریه میکرد تا اینکه قبر را تعمیر کردند.
وقت نماز که می شد سیّد بدن حضرت را بالای جایی پاکیزه میگذاشت. پس از فراغ از نماز برمیداشت و بر زانو مینهاد، تا اینکه از تعمیر قبر و لحد فارغ شدند، سید بدن را دفن کرد.
و از معجزه آن حضرت این که سیّد در این سه روز احتیاج به غذا و آب و تجدید وضو پیدا نکرد و چون خواست بدن را دفن کند دعا کرد که خداوند پسری به او عطا فرماید.
دعای سیّد به اجابت رسید و در سن پیری خداوند پسری به او لطف فرمود که نام او را "سیّد مصطفی" گذاشت.
آنگاه والی واقعه را به سلطان عبدالحمید عثمانی نوشت؛ او هم تولیت زینبیّه و مرقد شریف حضرت رقیّه و امّ کلثوم و سکینه را به سید ابراهیم واگذار کرد.
این قضیه در سال ۱۲۴۲ هجری شمسی رخ داده و در کتاب «معالی» هم این قضیّه مجملاً نقل شده و در آخر اضافه کرده است:
«فَنزلَ فی قبرها و وَضع علیها ثوباً لفَّها فیه و أخْرجها، فإذا هی بنتٌ صغیرةٌ دُونَ البُلوغِ و کانَ متْنُها مجروحةً مِنْ کثرةِ الضَّرب»
« آن سیّد جلیل وارد قبر شد و پارچه ای بر او پیچید و او را خارج نمود، دختر کوچکی بود که هنوز به سن بلوغ نرسیده، و پشت شریفش از زیادی ضربات مجروح بود.»
پس از درگذشت سیّد ابراهیم، تولیت آن مشاهد مشرفه به پسرش سیّد مصطفی و بعد از او به فرزندش سیّد عبّاس رسید.فرزندان سیّد ابراهیم دمشقی معروف و مشهور به "مستجاب الدعوه" هستند.
پی نوشت:
1-اسرار الشهادة، صفحه ٤٠٦.
2-منتخب التواریخ، صفحه ۳۸۸.
3-مقتل جامع مقدم، جلد ۲، صفحه ۲۰۸.
تراجم اعلام النساء، جلد ۲، صفحه ۱۰۳.
#ندای_تهذیب
🌻 @nedaye_tahzib
🌿 tahzib-howzeh.com
13.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#چهار_شنبه_های_اخلاقی
نماهنگ | گرچه دوریم به یاد تو سخن میگوییم
حضرت آیتالله خامنهای: «حالا بحث اربعین پیش آمده، بعضیها خب عاشق امام حسین هستند، عاشق اربعینند؛ [خب،] معلوم است، همهی ما [هستیم]؛ حالا خیلی از شماها که خودتان رفتهاید، بنده که محروم بودم و مشتاق هم بودم -گر چه دوریم به یاد تو سخن میگوییم- امّا خب رفتن برای راهپیمایی اربعین، فقط متوقّف به صلاحدید مسئولان ستاد ملّی مربوط به کرونا است. اگر گفتند نه -که تا الان گفتند نه- باید همه تابع باشند، همه باید تسلیم باشند. اینکه مثلاً فرض کنید ما بلند شویم برویم لب مرز اظهار ارادت به حضرت بکنیم، نه [نمیشود]؛ از داخل خانه اظهار ارادت کنیم. دو سه زیارت مهم روز اربعین وارد است؛ روز اربعین، همهی مردم بنشینند زیارت اربعین را با حال، با توجّه بخوانند و شِکوه کنند پیش امام حسین (علیه السّلام) و بگویند یا سیّدالشّهداء، ما دلمان میخواست بیاییم، نشد، وضع این جوری است تا یک نظری بکنند، یک کمکی بکنند.» 31/6/1399
#ندای_تهذیب
🌻 @nedaye_tahzib
🌿 tahzib-howzeh.com
🍂سلسله مباحث: راه و رسم طلبگی
شماره 19
موضوع: ویژگیهای کنونی حوزه / حوزه، بهترین پایگاه آشنایی با دین
حوزه، بهترین پایگاه آشنایی با معارف اسلام است. هیچ مرکز دیگری در سراسر جهان وجود ندارد که در آن به صورت رسمی و با برنامهای جامع، با فرهنگ دین و سخن پیشوایان معصوم، بتوان آشنا شد. از این نظر شرایطی که برای طلبه پدید میآید بسیار مغتنم و قابل استفاده است.
حوزهها ـ مانند همه سازمانها، ادارات و مراکز دیگرـ تا رسیدن به نقطة مطلوب و رفع همة نقاط ضعف، فاصلهای طولانی در پیش دارند. اما همة کسانی که نقاط ضعف و کاستیهای آن را گوشزد مینمایند، باید به این مسئله بهخوبی توجه کنند و توجه دهند که هیچ سازمان و مرکز دیگری، رسالت عظیم حوزه و کارکرد آن را نمیتواند عهدهدار شود. حوزه، علیرغم همة کاستیها و بایستهها، برای اسلامشناسی و درک عمیق فرهنگ دین، بهترین شرایط را فراهم میکند. البته در میان حوزههای مختلف، خوب و بهتر وجود دارد و هر کسی موظف است شرایط رشد و تحصیل بهتری برای خود ایجاد کند و از فرصتها و امکانات بیشتری بهرهبرداری نماید. اما بههر حال محدودیت و کاستی در همه جا وجود دارد. هنر آن نیست که پس از تأمین همة شرایط و امکانات حرکت کنیم. هنر آن است که در تنگناها و محدودیتها بهترین استفاده را نماییم. اگر بخواهیم منتظر اصلاح همه کاستیها و مطلوب شدن همة موجودها باشیم تا پس از آن، اقدام را آغاز کنیم، باید بدانیم که هیچوقت به چنین نقطهای نخواهیم رسید. همیشه ایدهآلهای ما از واقعیت موجود بسیار فاصله دارد. پس عاقلانهتر آناست که بهجای تقاضای توسعة امکانات، توجه به بهرهگیری از امکاناتِ موجود کنیم و با اراده و اختیار خود گرههای بسته را باز نماییم.
نظام آموزشی و پرورشی امروز حوزه در کنار همة کاستیها، امتیازات چشمگیری نیز دارد. در این مجموعه با همین امتیازات، شخصیتهای برگزیدة فراوانی رشد یافته و رسالت پیامبران الهی را بر دوش گرفتهاند. نه وجود چنین برگزیدگانی بهانة موجهی برای عدم اصلاح کاستیهای حوزه است و نه وجود آن کاستیها، بهانة موجهی برای نفی کامل حوزه.
استاد شهید مطهری در این باره میفرمایند: «لازم است روحانیت را اصلاح کرد نه این که آن را از بین برد. ثابت نگاهداشتن سازمان روحانیت در وضع فعلی نیز به انقراض آن منتهی خواهد شد. این مطلب را حدود 10 سال است که بارها و بارها تکرار کرده و گفتهام که روحانیت یک درخت آفتزده است و باید با آفتهایش مبارزه کرد. کسی که میگوید دست به ترکیب این درخت نزنید معنای سخنش این است که با آفتهای آن هم مبارزه نکنید و این باعث میشود که آفتها، درخت را از بین ببرند. آن کسی نیز که میگوید اصلاً این درخت را باید از ریشه کند اشتباه بزرگی مرتکب میشود. زیرا اگر این درخت کنده شود دیگر هیچ کس قادر نخواهد بود تا نهال جدیدی به جای آن بکارد.»[ پیرامون انقلاب اسلامی، ص 184]
امروزه هر یک از عناصر برنامة آموزشی حوزه، متولی سرسختی برای مخالفت، پیشِ رو دارد. اگر مجموع این مخالفتها را گرد هم آوریم چیزی از نظام آموزشی حوزه باقی نخواهد ماند! درحالیکه اینگونه نیست. همین متون و همین کتابها، دستمایة دانشمندان دین در آشنایی با آموزههای مکتب انبیا بوده است.
تکامل این نظام آموزشی و بهبود کیفیت آن همواره مد نظر مصلحان و دلسوزان قرار داشته، اما همان بزرگان بارها تأکید کردهاند که موجودی خود را نباید به جرم نداشتن پارهای کمالات، یکباره از دست داد!
بدترین اثری که این انتقادها و اعتراضها بر بدنة جوان حوزه وارد آورده، از بین بردن ایمان و اعتقاد آنها به استحکام این بنیان رفیع است. ایمان و اعتقاد به فعالیتی که انجام میدهیم، موتور حرکت و پویش ماست. «شبهه» این موتور را سرد و خاموش و ما را از حرکت متوقف میسازد و خود، توجیه فریبندهای برای سستی و کاهلی قرار میگیرد.
#ندای_تهذیب
🌻 @nedaye_tahzib
🌿 tahzib-howzeh.com