🍂سلسله مباحث: #راه_و_رسم_طلبگی
شماره 47
موضوع: 🌷مدرک تحصیلی🌷
مدرک در لغت به معنای سند، دلیل و نشانه به کار رفته است. مدرک وسیله اثبات است و میتوان با آن یک حقیقت را ثابت کرد. مدرک تحصیلی وسیلهای است که با آن میزان تحصیل، رشد، توانایی، دانش و مهارت افراد را ثابت میکنند و برخی از ابعاد پنهان شخصیت را آشکار میسازند. استخدام مدرک تحصیلی برای اثبات این ویژگیها یک ضرورت زندگی اجتماعی است. انسانها در شبکه پیچیده روابط اجتماعی نیاز به ارتباط و همکاری دارند و باید به صورت یک پیکره واحد عمل کنند. طبعا برای اینکه از یکدیگر به صورت مناسبی بهره گیرند باید نسبت به هم شناخت کافی داشته و ظرفیتها، قوتها، توانمندیها و مهارتهای همدیگر را از یک سو و نقاط ضعف و کاستیهای شخصیتی هم را از سوی دیگر بشناسند تا همکاریهای درست و مؤثری را میان خود تعریف کنند و از هرکس انتظار متناسبی داشته باشند. مدرکها، عنوانها، نشانها و نمادها این ارتباط اجتماعی تسهیل کرده و موجب میشوند که معرفی افراد به یکدیگر در زمان کوتاه و با هزینه اندک حاصل شود.
مدرک دو گونه است؛ مدرک رسمی و مدرک غیر رسمی. مثلا اعتبار حاصل از سابقه تألیف و تدریس و فعالیتهای اجرایی یا فرهنگی نوعی مدرک غیررسمی است. مراجع عظام بر اثر سابقه تدریس و تألیف مورد اعتماد قرار گرفته و مرجعیت علمی و اجتماعی یافتهاند. امروزه برای اطلاع از توانمندیهای افراد از رزومه یعنی شرح فعالیتهای آنان بهره گرفته میشود. این رزومه شامل مقدار تحصیل افراد، نمرات پایانی آنان، سابقه تحقیق، تألیف، تبلیغ، فعالیتهای فرهنگی، اجرایی و نیز عنوان پایاننامهها و موضوع کتابها است که هریک گویای بخشی از شخصیت افراد است.
استفاده از مدرک برای معرفی، اختصاصی به عصر جدید ندارد. اجازه اجتهاد یا اجازه نقل حدیث در مدارس علمیه قدیم یک نوع مدرک تحصیلی کارآمد برای معرفی افراد به جامعه و جلب اعتماد آنان بوده است. لباس روحانیت نیز نوعی مدرک است که اصل هویت صنفی طلبه را به جامعه معرفی و اثبات میکند. تقریظهایی که علمای بزرگ در ابتدای آثار شاگردان خود مینوشتند و در آن به معرفی مؤلف و اثر او میپرداختند نوع دیگری از مدرک بوده است.
روشن است که اگر حقیقتی وجود نداشته باشد ارائه مدرک برای آن، گونهای جعل و فریب است. یعنی مدرک ارزش بالذات ندارد و ارزش آن به تبع ارزش حقیقت آن است. وجود مدرک در وجود آن حقیقت هضم میشود و تو گویی مدرک همان حقیقت در لباسی دیگر است. مدرک وجود اعتباری و قراردادی یک حقیقت خارجی است که نمیتوان اصل آنرا به سادگی بروز داد اما آن را به کمک نشانههای قراردادی و اعتباری میتوان تداعی کرد و نمایاند.
طلبه باید اصالتا به دنبال خدمت به دین باشد و تمام هم و غم خود را برای افزایش مهارت و دانش مرتبط با آن به کار گیرد. اما پس از به دست آوردن مهارت لازم و توانایی واقعی خدمت، لازم است در مقام اثبات نیز موجه شمرده شود. زیرا گاهی توانایی واقعی وجود دارد اما مقدمات ضروری دیگری که ارائه خدمت بدان وابسته است مفقود است. مثلا کسی ممکن است هنر رانندگی را آموخته باشد و با تمرین فراوان مهارت کافی بهدست آورده باشد اما به جهت نداشتن گواهینامه اجازه استفاده از این مهارت و میدان و فرصت بهرهگیری از این توانایی را نداشته باشد. بدین ترتیب ما گاهی وظیفه داریم خود را به جامعه بشناسانیم و آمادگی خود را برای انجام برخی از خدمات اجتماعی اعلام داریم. بنابراین اگر به کسی گفته میشود که برای گرفتن گواهینامه اقدام کند به این معنی است که برای کسب مهارت رانندگی اقدام کند نه اینکه تنها مدرک بدون حقیقت و پشتوانهای فراهم آورد. از آنجا که تلاش برای گرفتن مدرک نوعاً با تلاش برای کسب مهارت ملازمه دارد این توصیه بجا است. گاهی نیز به جهت ارتباط وثیق میان مهارت و عمل (تمرین) در میدان عمل مهارت انسان افزایش مییابد. اما شکی نیست که برای انجام یک کار خصوصا کارهای بزرگ حد نصابی از مهارت و دانش که در فضای آموزش حاصل میشود نیاز است که این تجربه و مهارت با گذر زمان و بهکارگیری آن افزوده میشود.
مدرکگرایی ـ مانند دنیاگرایی ـ به معنی اصالت قائل شدن برای مدرک و تلاش مستقل برای اخذ آن حتی بدون تحصیل مهارتها و شرایطِ لازم است. داشتن مدرک هیچ افتخاری نیست. جز کودکان و نوآموزان کسی با داشتن گواهینامه رانندگی، فخر بر دیگران نمیفروشد و احساس بزرگی نمیکند، بلکه این گواهینامه را زمینهای برای استفاده شخصی خود و خدمت اجتماعی میداند. اگر طلبه به هدف خدمت به کاروان وحی و نصرت دین خدا جهاد علمی داشته و به توانمندی لازم دست یافته باشد، اخذ نشانی که دلالت بر این توانایی کند نه هیچ اشکالی دارد، و نه هیچ افتخاری به شمار میرود.
آیا بدون مدرک، خدمت به دین خدا امکانپذیر نیست؟ هرگز نمیتوان چنین ادعایی کرد؛ اما بیواهمه میتوان گفت که داشتن مدرک ـ اگر بر اساس حقیقتی باشد ـ گستره و تأثیر خدمت را افزایش میدهد و رنج برخی فعالیتهای زائد را از دوش ما بر میدارد. به بیان دیگر برخی از رسالتهای طلبه بدون هیچ گونه مدرک تحصیلی قابل انجام است. البته هرچه طلبه شناخته شدهتر باشد و توانسته باشد مخاطب بیشتری برای خود جمع کند اثر کار او بیشتر است. بنابراین برخی از رسالتهای بزرگ را جز با داشتن اعتبار اجتماعی بالا نمیتوان انجام داد.
#ویژه_طلاب
#ندای_تهذیب
🌹 @nedaye_tahzib
☘️ tahzib-howzeh.com
205.pdf
120.6K
هر روز با قرآن و عترت
📚#موضوع_دویست_و_پنج
✅ ذکر و یاد خدا
✏️دعوت به ذکر فراوان
🗓1399/08/15
🌺 @nedaye_tahzib
🔹مجموعه پوسترهای نمایشگاهی
#مشق_عشق / الگوی رفتاری علما در خانواده موضوع: محبت وهمکاری #ملا_عباس_تربتی
شماره16
🌺 @nedaye_tahzib
#پنجشنبه_های_مشاوره_ای
🌺رفتار حضرت امام خمینی رحمه الله با فرزندان »»»
آزادی دختران در انتخاب همسر🌺
آزادی دختران در انتخاب همسر
اصل آزادی و استقلال در تربیت فرزندان، همواره مورد تأکید امام عزیز بوده است و فرزندان ایشان در محیطی آزاد و با تربیتی آزادمنشانه، به گونه ای مستقل و متکی به خود بار می آمدند. شاید یکی از نمودهای این مسئله، آزادی عمل دختران در انتخاب همسر باشد. در این گونه موارد، امام رحمه الله در عین اینکه نقش نظارتی و هدایتی خود را به خوبی ایفا می کرد، ولی در نهایت، این دختر بود که آزادانه جواب مثبت و یا منفی می داد و به هیچ وجه تحمیلی در کار نبوده است. یکی از دختران حضرت امام در این باره می گوید:
«... در مورد دخترها، هر خواستگاری که می آمد، نظر دختر شرط بود. به عنوان مثال می گفتند: این شخص فرد خوبی است و به صلاح شماست. دختر هم قبول می کرد، ولی اگر در بعضی موارد دختر می گفت نه، امام رد می کردند. در مواردی که خودشان نمی پسندیدند، اصلاً به دخترشان نمی گفتند».
خانم فاطمه طباطبایی، عروس امام نیز این مسئله را به گونه ای دیگر بیان می دارد:
«در انتخاب همسر، موضوع را با دختران خود در میان می گذاشتند. البته درست است که در محیط های بسته و کوچک، دختر و پسر یکدیگر را نمی شناسند، اما خانواده ها نسبت به هم شناخت دارند. مثلاً دختر امام خانواده داماد را کاملاً می شناخت. امام هم نظرشان را با دخترشان در میان می گذاشتند و مثلاً می گفتند که برداشت من از این پسر این است. این امتیازات و این نقاط ضعف را دارد، اما در نهایت، تصمیم گیری را به او واگذار می کردند؛ چون اساسا اگر غیر از این باشد، عقد شرعا صحیح نیست» (پا به پای آفتاب، ج 1، ص 168)
#امام_خمینی_و_خانواده
#ندای_تهذیب
🌺 @nedaye_tahzib
🍃 tahzib-howzeh.com
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#پنجشنبه_های_مشاوره_ای #کلیپ_صوتی
سخنران: حجت الاسلام حسینی قمی
🌺خلق نیکو🌺
برخی از افراد در بیرون خانه خلقی خوش دارند اما به محض ورود به خانه بدخلق می شوند. این یکی از نشانه های نفاق است که به دوری از آن سفارش شده است.
انس بن مالک مدت ده سال خدمتکار خانه ی رسول الله (ص) بود. او می گوید که از رسول (ص) مهربان تر نسبت به خانواده ندیده است. همچنین می گوید که بسیار خطا کردم اما ایشان هیچ گاه به روی من نیاوردند و با من مهربان بودند.
#کلیپ_صوتی
#ندای_تهذیب
🌺 @nedaye_tahzib
🍃 tahzib-howzeh.com
#پنجشنبه_های_مشاوره_ای
🌺خانه براندازی🌺
خانه براندازی
«ویل دورانت» در کتاب خواندنی و جذابش « لذات فلسفه » بر آن است که انقلاب صنعتی موجب شد زن نیز صنعتی شود ! چرخ و پَر کارخانه ها تازه به کار افتاده بود و کارفرمایان سودمحور زنان را کارگران ارزان تری یافتند و آنان را بر مردان سرکش گران قیمت ترجیح دادند ! کارفرمایان در اندیشه سود و زیان خود بودند و خاطر خود را با اخلاق و ارزش ها آشفته نمی ساختند ! ! کسانی که ناآگاهانه « خانه براندازی » کردند کارخانه داران قرن نوزدهم انگلستان بودند !
او به طعنه می گوید : نخستین قدم برای آزادی مادربزرگ های ما قانون 1882 بود ! به موجب این قانون زنان بریتانیای کبیر از امتیاز بی سابقه ای برخوردار شدند و آن این که : پولی را که به دست می آوردند حق داشتند برای خود نگه دارند ! این قانون عالی اخلاقی و مسیحی را کارخانه داران مجلس عوام وضع کردند تا بتوانند زنان انگلستان را به کارخانه ها بکشانند !
یعنی : غرب پُر مدعا تا 126 سال پیش هنوز مالکیت زن را محترم نمی شمرد ، در حالی که اسلام 1400 سال پیش مالکیت خانم ها را با همه قدرت تثبیت کرد !
این قانون که در واقع حیله ای برای هیجانی کردن خانم ها و استفاده از نیروی کار آنان بود موجب شد که خانم ها بندگی و جان کندن در مغازه و کارخانه را بر آرامش خانه ترجیح دهند ! گویا بیرون رفتن زن از خانه و پیدا کردن کار در کارخانه به او آبرو و اعتبار می بخشید ! او نخستین مزد خود را با همان غرور و خوشحالی گرفت که پسران فراری از مدرسه می خواهند با یک کار صنعتی و سیگار روز تعطیل ، مردی خود را ثابت کنند ! زن این بردگی جدید و لوکس را با وجد و شادی پذیرفت ؛ شادی کسی که سرانجام کاری پیدا کرده و خود را به نحوی سرگرم ساخته است ! چون خانه خالی شد ، مردان و زنان آن را ترک گفتند و روی به آن خانه های زنبوری که آپارتمانش می نامند نهادند ! تمام روز و عصر خود را در غوغا و جنجال کوچه و خیابان گذراندند ! رسم و عادتی که از ده هزار سال بر جای مانده بود در یک نسل از میان رفت ! دانشمندان علوم اجتماعی و روان شناسان اجتماعی به ما یاد داده بودند که تغییر عادات و رسوم و اخلاق تدریجی و نامحسوس است ؛ اما یکی از بزرگ ترین تغییرات در تاریخ تمدن بشر در روزگار ما و جلو چشم ما در فاصله کودکی و بلوغ یک انسان اتفاق افتاد ! نویسندگان ، خطبا و سیاست مداران مردم را برحذر می داشتندکه مبادا سوسیالیست ها خانه را ویران کنند ، اما در برابر چشمشان انقلاب صنعتی، خانه براندازی کرد !
کودکانی که در مزارع مایه شادی و کمک بودند در شهرهای پرجمعیت و آپارتمان های تنگ ، افزون بر این که گران تمام می شوند ، جلو دست و پا را هم می گیرند ! ماشین ها کارخانه ها را آوردند ، کارخانه ها شهرهای جدیدی ساختند ، شهرها دموکراسی ، سوسیالیسم و منع آبستنی را آوردند ! هیچ کس چنین نمی خواست ، اندرز علمای دین و بزرگان نیز نمی توانست جلو این جریان را بگیرد ؛ بایستی تاریخ صد سال اخیر اروپا و آمریکا را عوض کرد تا این جریان پیش نیاید ؛ ولی تاریخ هم مانند انرژی برگشت پذیر نیست ! مادر بودن امری عادی بشمار نیامد و کاری خطرناک جلوه کرد ! زن جدید به علت اشتغال در کارخانه و کار نکردن در خانه از نظر جسمانی ضعیف تر از پیشینیان خودگردید ! حس زیباشناسی فرومایه مردِِ جدید نیز کار را بدترکرد ، زیرا مرد امروزی تن باریک و لاغر را پسندید ؛ زیرا زیبایی را با جاذبه ی زودگذر جنسی سنجید و نه با سلامت و قدرت بنیه که نشانه مادری است ! زنان بیش از پیش از به دنیا آوردن کودکان ، ناتوان شدند و تا توانستند از مادر شدن گریزان ، و آن را به کم ترین حد ممکن رساندند ! شوهران شان نیز تا حد زیادی با آنان همراه شدند و ندانستند که خرج کودکان کم تر از خرج میخانه ها و عیّاشی هاست ! زن فارغ از حال بچه و فارغ از آن آخرین وظیفه ای که می بایست خانه را محیطی پر معنی و قابل تحمل کند روی به اداره و کارخانه نهاد ؛ مغرورانه در مغازه در کنار مرد ایستاد و مثل او کارکرد ، مثل او فکرکرد و سخن گفت ؛ میزان بیشتری از این آزادی را از راه تقلید به دست آورد ؛ مانند مرد سیگار کشید ، مانند او شلوار پوشید ، موی سرش را مثل او اصلاح کرد ، در بی اعتنایی به مقدسات و در الحاد به رفتار او گرایید !
و....
#ندای_تهذیب
🌺 @nedaye_tahzib
🍃 tahzib-howzeh.com