"آسف!
الانك حزینه ویدَای بَعیدتان..."
متاسفم!
بخاطرِ اینکه غمگینی و دستانم دور است...
#لاادری
تو را میخواهم برای پنجاه سالگی
شصت سالگی، هفتاد سالگی...
تو را میخواهم برای تنهایی
تو را میخواهم وقتی باران است
برای صبح، برای ظهر، برای شب، برای همهی عمر ...
#نادر_ابراهیمی
تنیده ام تارهای دوست داشتنم را دور قلبت
بر ضربان قلبت هر روز بوسه میزنم
#علی_کلهر
مث حس ساییده شدن زانو رو فرش، یا کشیده شدن کف دست رو آسفالت، یا بریدن پوست با کاغذ، درد نبودنت عمیق نیس ولی کلافم میکنه.
وقتی تو را
میان هزار و یک اندوه بیاد میآورم
سوی چشمانم روشن میشود
این شگفتی توست!
#محمد_صالح_هاشمیان