دخترک!
لبخند های مصنوعیت را آینه هم باور نمیکند حالا تو هر چقدر هم که میخواهی جلوی آینه دیوانه بازی کن
میفهمم دلت گرفته تر از این حرف هاست که بتوانی از ته دل بخندی
این را از ناخن های بدون لاکت هم میشود فهمید..!
˼ماھ شݕ چہاردھ˹
ولی صدات وای از اون لحظه که صدات جنون را روانه تن و روحم کرد
مانده ام در بلا تکلیفی..
به چه چیزی دقت کنم؟
امواج دریا
یا امواج صدایِ تو؟
طومار های بلند را هم در پی تو گشتم،
به خط کوفی و نسخ و شکسته نستعلیق؛
و در هر نقطه، ایستادم
تا در هر کشیدگی، محراب چشمانت را بیینم ...
دلم میخواد یکیو پیدا کنم،
همونطوری که سالهاست توی سرم با خودم حرف میزنم با اونم بتونم صحبت کنم...