˼ماھ شݕ چہاردھ˹
با ادم هایی که ورژن بی ریا صادق و خود واقعیشون رو وسط میزارن دو رو بازی نکنید!
برای من نقش بازی نکن عزیزم
من تو رو با تمام نقاب های روی چهرت میشناسم
«به چه مرحلهای از بزرگسالی رسیدی؟»
امروز نمیتونم ناراحت باشم، یه عالمه کار روی سرم ریخته.
نمیدونم چرا
ولی رفتار ادمایی که حتی کوچکترین اهمیت هم پیدا میکنن برام روی من تاثیر میزاره
میتونه عصبانیم کنه
میتونه وادارم کنه به گریه
میتونه معده دردمو فعال کنه
میتونه خواب رو ازم بگیره
میتونه قلبمو وادار به تپش های زیاد کنه
و...
زندگی جانم کمی اهسته تر
بچه هایمان هنوز مشغول بازیاند
جوون هایمان هنوز درگیر چشم های یارند
بزرگترهایمان خیالات عروسی فرزندانشان را دارند
میبینی زندگی، تو برای موشک های ارزو خراب کن جایی نداری
مهمان خانه هایمان نکن!
مگر میتوان به موشک هایی که چند شبی ایست جای الماس های اسمان را گرفتهاند بگوییم که ما هنوز طعم زندگی را نفهمیدهایم؟