رفاقتایی که بوی رفاقت نداشتن رو کنار گذاشتم
از ادم ها فاصله گرفتم
حالا دیگه من موندمو خدا،حرفامو میفهمه نیاز نیس حرفامو براش سانسور کنم که مبادا قضاوتم کنه،کنارمه تا وقتی اروم اروم شم
حالا دیگه خیلی جاها میگم طرف حسابت من نیستم "خداست"
نیاز دارم هر روز تولدم باشه،هر روز جعبه های کادو باز کنم،هر روز دسته گل بگیرم
اینا یعنی حال خوب
هنوز گهگاهی هم شده دلم ذوق میکنه برای ماهی گلی،برای صدای جوجه رنگی،برای سبزههایی که گوشه خیابون ردیف شدن
برای تخم مرغ رنگی
هنوزم که هنوزه دلم یادش میره برای این ذوق ها زیادی بزرگ شده