بعضی از زمان ها دلم برای رفاقتهایی که داشتم تنگ میشه
قلبم پر میشه از حرفهایی که باید برای رفیقت بگی و اون بشه گوش شنوا
مکان هایی که فقط باید با اون ها بری
اما همون زمان بهم یاداور میشه اعتماد از دست رفته رو،چشمهای پر بغض رو
و در اخر قلب شکسته رو...
˼ماھ شݕ چہاردھ˹
تو حتی به فکر غنچه گل درون باغچه نیز هستی⛈
اومده بهم میگه خاله دیدی چه تهدیگ گندهای اومد؟
(تگرگ❌،تهدیگ✅)
خیلی وقتا خدا برات اون چیزی که میخوای رو میفرسته اما تو اونقدر غرق تخیلات و دنیای خودتی که به راحتی پسش میزنی ازت گرفته میشه و زمانی بهش پی میبری که دیگه راهی برای برگشت نیس
خیلی کم پیش میاد به عنوان یه درونگرا از تنهایی ناراحت شم یا دلم بخواد کسی کنارم باشه
اما میخوام بگم ما درونگراهای عاشق تنهایی یه زمانی دلمون میخواد یکی کنارمون باشه
چراکه توانِ تنهایی جنگیدن با روزگار و غم رو نداریم
بچه که بودم بزرگترین ارزوم خلاصه میشد توی بزرگ شدن،اینکه دیگه افکارم بچه گونه نباشه دغدغه فکریم بشه مثل ادم بزرگای خونه
الان بزرگ شدم،قد کشیدم،افکارم بچهگونه نیست و دغدغههام شده دغدغههای یه ادم بزرگ
اما هیچ وقت فکر نمیکردم بزرگ شدن برامون گرون تموم شه
حالا من یه ادم بزرگ با اروزی کودکی هستم
بدترین حال توی زندگی قسم دادن خدا برای چیزیه که میدونی تمام جهان هم بریزه به هم بهت داده نمیشه