...
آنقدر دوستَت دارم که
خودم هم نمیدانم چقدر دوستَت دارم
هر بار که میپرسی، چقدر؟
با خودم فکر میکنم؛
دریا چطور
حساب موجهایش را نگه دارد؟!
پاییز از کجا بداند
هر بار چند برگ از دست میدهد؟!
ابرها چه میدانند
چند قطره باریدهاند؟!
خورشید مگر یادش مانده
چند بار طلوع کرده است؟!
و من، چطور بگویم که،
چقدر دوستَت دارم...
#نزار_قبانی
...
مرگ، تراژدیِ زندگی نیست،
تراژدی واقعی، مرگِ آن چیزی است که اجازه میدهیم در درونمان بمیرد در حالی که هنوز زندهایم...
#نوآم_چامسکی
...
مرا میانِ جنگلِ بلورِ دستهای خود پناه دِه...
به زهرِ مرگبارِ بوسه التیام دِه...
تو ای فریبِ راستین...
#امیر_بال_افشان
برایم کتاب بخر و صفحهی اولش بنویس:
«برایِ لبخندت، موقعِ بو کردنِ برگههاش»
همین...
مرا دوست بدار!
به سانِ
گذر از یک سمتِ خیابان
به سمتی دیگر؛
اول به من نگاه کن
بعد به من نگاه کن
بعد باز هم مرا نگاه کن!..
#سیامک_تقی_زاده
برای درک آغوشم شروع كن
يک قدم با تو
تمام گامهای ماندهاش با من ...!
#سهراب_سپهری
ولی غمگین ترین سوال تاریخو کیارستمی از خودش پرسیده:
اکنون کجاست؟
چه میکند؟
کسی که فراموشش کردهام.
#عباس_کیارستمی
هر نُتى كه از عشق سخن بگويد
زيباست
حالا سمفونىِ پنجم بتهون باشد
يا زنگ تلفنى كه در انتظارِ صداى توست...
#گروس_عبدالملكيان