مرا آتش صدا کن...
مرا باران صلا ده...
مرا رودی بدان...
مرا آن نیمهی دیگر بدان...
خیالی، وعدهایی، وهمی، امیدی، مژده ایی، یادی...
#کیمیا_قربانی
تو تنها مىتوانى آخرین درمان من باشى
و بیشک دیگران بیهوده مىجویند تسكینم!
#محمد_علی_بهمنی
آخرین پرنده را هم رها کردهام اما هنوز غمگینم...
چیزی در این قفسِ خالی هست که آزاد نمیشود...
میتوانم نامت را در دهانم
و تو را
در درونم
پنهان کنم...
گل با بوی خود چه میکند؟
گندمزار با خوشهاش؟
طاووس با دُمش؟
چراغ با روغنش؟
با تو سر به کجا بگذارم؟
کجا پنهانت کنم؟
وقتی مردم، تو را در حرکاتِ دستهایم،
موسیقی صدایم
و توازنِ گامهایم
میبینند...
#نزار_قبانی